Dienstag, 31. März 2009

کميساريای عالی امور پناهندگان وضعيت حقوق بشر را در جمهوری اسلامی ايران «پريشان کننده» توصيف کرد


کميساريای عالی امور پناهندگان وضعيت حقوق بشر را در جمهوری اسلامی ايران «پريشان کننده» توصيف کرد

کميساريای عالی امور پناهندگان که مرکز آن در شهر ژنو است و در ايران نيز دفاتر متعددی در شهرهای مختلف ايران برای کمک به پناهنده گان عراقی، افغان و ساير کشورها دارد با انتشار گزارش سالانه خود در ۱۰ فروردین ماه (۳۰ ماه مارس) وضعيت حقوق بشر در ايران را در سال گذشته، پريشان کننده توصيف کرده است.

کميساريای عالی امور پناهنده گان سازمان ملل متحد سالانه در مورد کشوهایی که توليد کننده بيشترين پناهنده در جهان هستند گزارشی در رابطه با وضعيت حقوق بشر در اين کشورها تهيه می کند. ايرانيان مانند سالهای گذشته در ليست بالاترين پناه جويان از کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۰۸ قرار گرفته اند.

در مقدمه اين گزارش با اشاره به شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر، منشور کوروش بزرگ را طلايه دار اين اعلاميه جهانی خوانده است. اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد می گويد با اينکه منشور کوروش بزرگ اولين منشور حقوق بشر در جهان، در ايران به وجود آمده است، اما مقامات کميساريای عالی امور پناهندگان از ادامه نقض گسترده حقوق بشر در اين کشور نگرانند.

موارد اصلی که گزارش سالانه وضعيت حقوق بشر به آن پرداخته است ادامه اعدام ها به ويژه اعدام نوجوانان، وضعيت آزادی بيان، اقليت های قومی و مذهبی، وضعيت زنان و اتحاديه های کارگری است.

در اين گزارش آمده است: «مقامات کميساريای عالی امور پناهنده گان بارها از مقامات جمهوری ايران خواسته اند مجازات اعدام را متوقف سازند»، اما طبق گزارش اين نهاد بين المللی کمک به امور پناهنده گان با توجه به جميعت، ايران مقام اول را در جهان در رابطه با اعمال مجازات اعدام در جهان در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است.

اعدام های دسته جمعی بدون رعايت حداقل موازين حقوقی، سنگسار و پرتاب از بلندی هنوز توسط قضات در جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته می شود.

در اين گزارش به محکوميت مقامات جمهوری اسلامی ايران در رابطه با اعدام جوانانی که در سنين کودکی و نوجوانانی مرتکب جرم شده اند توسط جامعه جهانی اشاره شده و اينکه عليرغم اين محکوميت، مقامات کشور هنوز به اجرای آن در سال ۲۰۰۸ ادامه داده اند. گفته می شود در حال حاضر ۱۳۰ مجرم جوانان محکوم به اعدام در انتظار اجرای حکم در زندان های جمهوری اسلامی به سرمی برند.

با اشاره به سن مسئوليت کيفری بر اساس موازين شرع اسلام که برای دختران ۹ سال وبرای پسران ۱۵ سال است، گزارش کميساريای عالی پناهنده گان به مقامات جمهوری اسلامی ايران يادآوری می کنند که ايران از امضا کنندگان و لاجرم موظف به اجرای کنوانسيون حقوق کودک است.

مقامات کميساريای عالی امور پناهندگان در اين گزارش با اشاره با سخنان اکبر گنجی روزنامه نگار که گفته است «ايران تنها کشور در جهان است که در آن مقامات حکومت می توانند يک روزنامه نگار را برای هميشه از حق نوشتن محروم سازند»، در گزارش خود می گويند «در سال ۲۰۰۸ به طور گسترده ای ما شاهد ارتباط دادن فعالين سياسی، جامعه مدنی و دانشجويان با نهادهای خارجی بوده ايم.»

اين گزارش می افزايد «دولت جمهوری اسلامی با استفاده از قوانين امور امنيتی به طور روزمره از دانشجويان گرفته تا فعالين جنبش زنان، اعضای سنديکاهای کارگری همه را متهم به اقدام عليه امنيت ملی، دريافت پول از خارج و بالاخره ضد انقلاب می کند.»

مقامات کميساريای عالی امور پناهنده گان اعلام کرده اند که گزارشاتی مربوط به اعمال شکنجه زندانيان عقيدتی در جمهوری اسلامی دريافت کرده اند از جمله ضرب و شتم در هنگام بازجويی، نگه داشتن در سلولهای انفرادی، مانع شدن از خوابيدن زندانی، خودداری از اجازه ملاقات با وکيل مدافع و خانواده زندانی، وبالاخره بازجويی های ۲۴ ساعته.

اين گزارش به تبعيض همه جانبه عليه اقليت های قومی و مذهبی اشاره کرده و همچنين به لايحه قانون مجازات اسلامی که در آن برای اولين بار در تاريخ ايران مجازات ارتداد و جادوگری مرگ شناخته شده است. اين لايحه درحال حاضر در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است.

عليرغم داعيه محمود احمدی نژاد، ریيس جمهور کشور، مبنی بر اينکه «زنان ايران آزادترين زنان جهان هستند» بنا بر اين گزارش «زنان چه در عمل و چه در قوانين کشور مورد تبعيض قرار گرفته اند.» در همين رابطه مقامات کميساريای عالی امور پناهندهگان از موج سرکوب مدافعان حقوق زنان در ايران به شدت ابراز نگرانی می کنند.

در پايان اين گزارش به طور مشروح به زير پا گذاشتن تعهدات مقامات جمهوری اسلامی به عنوان کشوری که عضو سازمان بين المللی کار است اشاره شده است، چه دولت جمهوری اسلامی ايران موظف به تضمين حقوق کارگرانی است که برای مطالبات و دستمزدهای خود دست به تظاهرات می زنند. دولت جمهوری اسلامی ايران همچنان به يکی ديگر از تعهدات خود در رابطه با حق تاسيس اتحاديه های کارگری مستقل پشت پا زده است.

وضعيت فرزاد کمانگر، معلم کرد محکوم به اعدام و همچنين وضعيت منصوراسانلو و محمود صالحی که آنها نيز به دليل مطالبات صنفی به زندان محکوم شده اند به طور مشروح در اين گزارش مورد بررسی قرارگرفته است
.

Sonntag, 29. März 2009

راز ونياز دايي ، نماز نيکبخت واحدي

جنجال در نشست خبري دايي علي دايي: از تيم ملي استعفاء نمي‌دهم دايي شكست نخورد، تيم ملي بازي را باخت
سرمربي تيم ملي فوتبال ايران گفت: از تيم ملي استعفاء نمي‌دهم واز عملكرد بازيكنان تيم ايران نيز رضايت دارم.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، علي دايي در پايان ديدار تيم‌هاي ملي ايران و عربستان و شكست دو بر يك تيم ملي در جمع خبرنگاران اظهار كرد: معتقدم تيم ملي ايران امروز بسيار خوب بازي كرد و من به بازيكنان تيم ملي افتخار مي‌كنم.
وي در پاسخ به سوالي پيرامون استعفايش از تيم ملي نيز گفت: شما نمي‌توانيد براي من تصميم‌گيري كنيد، مگر من به پيشنهاد شما سرمربي تيم ملي شدم كه اكنون به پيشنهاد شما استعفا دهم. ضمن آنكه امروز علي دايي شكست نخورد، بلكه تيم ايران بازي را واگذار كرد.
دايي تاكيد كرد: من معتقدم شما منتظر چنين روزي بوديد تا تيم ملي شكست بخورد اما همانطور كه گفتم من از عملكرد بازيكنانم راضي هستم و ما تنها در دو غافلگيري از حريف گل خورديم و متاسفانه بازي را واگذار كرديم. سوال من اين است كه مگر يك تيم چند بازي مي‌تواند پيروز شود و برد و باخت در فوتبال هر كشوري وجود دارد.
وي افزود: من از مردم ايران و كساني كه امروز به ورزشگاه آمدند عذرخواهي مي‌كنم كه نتوانستيم پيروز شويم اما، فوتبال برد و باخت دارد. من مي‌دانم كه اين شكست براي همه دشوار است در هر صورت ما تلاش مي‌كنيم تا در بازي‌هاي آينده نتيجه بگيريم.
دايي درباره شانس صعود تيم ملي ايران نيز گفت: معتقدم شانس‌مان كم شده است اما، هنوز هم بخت صعود داريم و مي‌توانيم به جام جهاني راه پيدا كنيم. ما سه بازي ديگر پيش رو داريم كه اگر از اين سه بازي استفاده كنيم مي‌توانيم صعود كنيم. من اين شكست را به گردن مي‌گيرم اما بازيكنان تيم ملي امروز از جان مايه گذاشتند و از تمامي آنها تشكر مي‌كنم. ما تمام سعي‌مان را مي‌كنيم كه در بازي‌هاي آينده نتيجه بگيريم.
علي دايي خاطرنشان كرد: ما در اين بازي چندين موقعيت گل ايجادكرديم اما بر روي دو غافلگيري گل خورديم بازيكنان ما بايد متوجه اين موضوع باشند كه ارزش فوتبال تنها به زيبا بازي كردن نيست بلكه تيمي پيروز مي‌شود كه در نهايت بتواند سه امتياز را كسب كند.
سرمربي تيم ملي درباره روش بازي تيم ايران مقابل عربستان سعودي و استفاده از يك مهاجم نيز گفت: ما امروز با دو مهاجم وارد ميدان شديم و شجاعي و رضايي مهاجمان تيم ما بودند ضمن آنكه در نيمه دوم هاشميان را جايگزين رضايي كرديم.
وي درباره عقب‌نشيني بازيكنان ايران پس از رسيدن به گل نيز گفت: متاسفانه اين طبيعت فوتبال ماست و ما پس از گل نبايد عقب مي‌آمديم اين وظيفه بازيكنان بزرگتر تيم بود كه بايد شرايط هجومي تيم را حفظ مي‌كردند اما، متاسفانه اين اتفاق نيفتاد. ما يك گل بد دريافت كرديم ضمن آنكه گل دوم نيز روي يك ضربه كرنر به دست آمد نه فشار حملات تيم عربستان. ضمن آنكه ما در همان صحنه نيز براي تمامي بازيكنان از جمله بازيكني كه گل‌زني كرد يار مستقيم گذاشته بوديم اما، بازيكن ما به وظيفه‌اش عمل نكرد و به همين دليل شكست خورديم.
دايي ادامه داد: من در اين زمينه با تمامي بازيكنان صحبت كرده بودم و شيوه‌هاي تهاجمي عربستاني‌ها را به آنها گوشزد كرده بودم. مدافعان ما از جمله سيد جلال حسيني بسيار خوب كار كردند و زحمت كشيدند.
علي دايي درباره اشتباهات تاكتيكي تيم ملي نيز گفت: اين مسائل را بازيكنان بايد از 12 سالگي ياد بگيرند و من نمي‌توانم خود به ميدان بروم و اين نكات فردي را به بازيكنانم گوشزد كنم.
وي درباره شعارهاي تماشاگران نيز گفت: در هر صورت اگر تيم ملي شكست خورده است اكنون من به عنوان سرمربي تيم ملي بايد جوابگو باشم نه مردم.
وي درباره دعوت از علي كريمي نيز گفت: شما آخرين بازي علي كريمي را در مقابل الشباب عربستان ديديد آيا واقعا او بازيكني بود كه ما بتوانيم به تيم ملي دعوتش كنيم؟ من از سرمربي پرسپوليس درباره او سوال كردم و متوجه شدم كه كريمي 25 روز است كه تمرين نكرده است و ما تنها با يكي دو بازي نمي‌توانيم بازيكني را به بازي دعوت كنيم.
وي افزود: بحث من شخص كريمي نيست اما سوالم اين است كه آيا ما مي‌توانيم يك بازيكن را زماني كه به دور از آمادگي است به تيم ملي دعوت كنيم. علي كريمي در بازي مقابل الشباب اگر همان كريمي آماده هميشگي بود بايد سه گل به ثمر مي‌رساند اما نتوانست بازي خوبي انجام دهد.
آيا پس از بازي تداركاتي تيم ملي ايران مقابل كرواسي تاكنون واقعا علي كريمي توانسته است به تيم ملي ماكمك كند؟
علي دايي در پاسخ به سوالي پيرامون تاكتيك بازي تيم ايران مقابل عربستان گفت: شما بايد تاكتيك را براي من معنا كنيد كافي است به خانه خود برويد روي مبل بنشيند و بازي را بار ديگر نگاه كنيد تا متوجه تاكتيك تيم ملي شويد.
به گزارش ايسنا، نشست مطبوعاتي علي دايي با حاشيه‌هايي همراه بود از جمله آنكه چندين بار او در پاسخ به سوالات خبرنگاران با آنها وارد بحث لفظي شد و خبرنگاران نيز خود در پرسيدن سوال از علي دايي با يكديگر به مجادله مي‌پرداختند.
علي دايي درباره سوالات پرسيده شده پيرامون حضور علي كريمي نيز گفت: شما قصد داريد تا من را مقابل علي كريمي قرار دهيد.
راز ونياز دايي ، نماز نيکبخت واحدي

سال نو، با روش کهنه 30 ساله آغاز شد



سال نو، با روش کهنه 30 ساله آغاز شد
اینها می خواستند روز اول نوروز، برای عید دیدنی بروند خانه دوستان زندانی شان که خود به اسارت در آمدند و رفتند همانجا که دوستانشان بودند: زندان!
شمارشان12 تن است و از اعضای کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح. مردان این گروه را جدا کرده و به زندان قزل حصار منتقل کرده اند.
خدیجه مقدم، لیلا نظری، دلارام علی، فرخنده احتسابیان، محبوبه کرمی، شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی، آرش نصیری اقبالی، امیر رشیدی، محمد شوراب وعلی عبدی، عصر روز پنج شنبه در حالی که تصمیم داشتند به دیدار نوروزی با خانواده های برخی از زندانیان بروند در خیابان سهروردی تهران دستگیر و به زندان منتقل شده و بازداشت آنان همچنان ادامه دارد
.

وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه به قتل رسید


وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه به قتل رسید

شواهد بدست آمده نشان می دهد امیدرضا میرصیافی، وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه دژخیمان رژیم در زندان اوین به قتل رسیده است. سازمان گزارشگران بدون مرز خواهان مجازات عاملان قتل این زندانى سياسى شده است.
معصومه میرصیافی: برای ما هم طبق گفته های کلانتری، زندان و بیمارستان، هر سه تناقض وجود دارد. و هیچکدام از مطالبی که گفته شده، همخوانی ندارد و این تناقض در مطالب باعث شده که ما به هر حال به موضوع پی ببریم.
امیرپرویز میرصیافی: ما صبح فردایی که خبردار شدیم، رفتیم برای شناسایی جسد، من خودم جسد را دیدم، گوش سمت چپ خونریزی شدید داشت، بینی اش پر از لخته های خون بود، صورتش کبود بود، پشت کتف ها کبود بود و پشت کمر، و ظاهرا قسمت پشت گوش آن قسمت، جمجمه شکستگی هم داشته، طوری که آن ملافه ای که جسد را پیچیده بودند کاملا خونی شده بود قسمت زیر سر. بعد آنجا جسد را به ما تحویل دادند فرستادیم پزشکی قانونی کهریزک، چهار ساعت طول کشید، ظاهرا کالبد شکافی انجام شد به ما توضیح خاصی ندادند. یک فرمی به ما داده شد که داخلش توضیحاتی خواسته بودند از سوابق بیماری امید که ما همه را رد کردیم ، ایشان نه بیمار بود نه معتاد بود و نه هیچی. بعدش یک قسمتی نوشته بود که آیا شما شکایتی دارید؟ من هم نوشتم که بله. البته افرادی آنجا بودند می گفتند که اگر بنویسید شکایت دارید جسد را ممکن است تحویل تان ندهند. من هم آنجا گفتم که اصلا جسد را نمیخواهم تحویل بدهند و جسد امید به چه درد من می خورد؟ من نوشتم ما شکایت داریم، مسئولین زندان اوین مقصر هستند این قتل مشکوک است و باید پیگیری شود و امضا کردم. بعد از چهار ساعت جسد را برای تدفین به ما تحویل دادند موقعی هم که داشتند پیکر پاکش را شستشو می دادند هنوز گوشش داشت خونریزی می کرد. در حالی که اینها به ما گفته بودند که ایشان قرص خورده، فشارش افت کرده و فوت کرده در حالی که کسی که فشارش افت کنه، پدر من سی سال بهیار بیمارستان سینا بوده، چنین چیزی نمی تواند صحت داشته باشد و ایشان قطعا کتک خورده، این را مطمئن هستم، ما فقط یکی از اقوام مان توانست موقعی که جسد را شناسایی میکردیم یک تصویری از سمت راست صورت بگیرد که ای کاش از سمت چپ گرفته بود. وقتی که جسد را در واقع تحویل دادند گفتند که ما گزارش پزشکی قانونی را بعدا اعلام می کنیم که ما از کسانی که قبلا چنین حوادث مشابهی برایشان پیش آمده بود پرسیدیم گفتند ممکن است دو تا سه ماه اینها طولش بدهند، و یک چیزی را هم من بگویم، ما هیچ امیدی به گزارش واقعی پزشکی قانونی نداریم، قطعا آنها هم تحت فشار خواهند بود و چیزی جز آنکه حکومت خواهد خواست نخواهند نوشت، قطعا آنها چیزی را می نویسند که به مذاق حکومت خوش بیاد، ولی من ایمان دارم که امید کتک خورده بود و بنده خدا آدم نحیفی هم بود، خیلی ظریف بود این بشر، و می دانم که زیر کتک حالش بد شده و رسیدگی نشده و ایشان در گذشته

Samstag, 28. März 2009

گزیده مهمترین رویدادهای سیاسی اجتماعی هفته


خاتمه 78 با زندان و اعدام


خاتمه 78 با زندان و اعدامآغاز 88 با دستگیری و مرگ در زندان

خاتمه 78 با زندان و اعدام - آغاز 88 با دستگیری و مرگ در زندان

رویدادهای داخل زندان و بازداشت های سیاسی و افزوده شدن بر شمار زندانیان سیاسی نه تنها تا آخرین روزهای سال گذشته ادامه یافت، بلکه سال نو نیز با همین دو رویداد آغازشد.
مرگ مشکوک زندانیان عقیدتی- سیاسی (از دانشجو تا وبلاگ نویس) در زندان، یافت شدن جسد یک زندانی دیگر بنام علی بادوزاده در اطراف شهرستان مهاباد در کردستان ایران، بازداشت شماری از فعالان جنبش برابری خواهی زنان که قصد دید و بازدید دسته جمعی نوروزی داشتند. انتظار اعدام های تازه و تنگ تر کردن عرصه بر زندانیان سیاسی در زندان ها و...
آیا تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باید منتظر ادامه این حوادث با هدف کنترل انتخابات بود و یا برای گرم کردن فضای انتخاباتی سر کیسه آزادی ها را کمی سست خواهند کرد؟

Dienstag, 24. März 2009

جنایاتی که در بازداشتگاه آگاهی تهران روی میدهد


جنایاتی که در بازداشتگاه آگاهی تهران روی میدهد

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
پرده برداشتن از جنایتهایی که در بازداشتگاه آگاهی تهران روی میدهد
بنابه گزارشات رسیده از اداره آگاهی مرکز تهران در میدان شاهپور ، شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی علیه دستگیر شدگان به حدی است که تا به حال منجر به مرگ تعداد زیادی شده است. از جمله آن زندانی حسین توکلی برازجانی 33 ساله که در زیر شکنجه در این بازداشتگاه به قتل رسید.در تاریخ 27 تیرماه 1387 نیروهای اداره آگاهی تهران و نیروی انتظامی در حدود ساعت 23:30 به 2 آپارتمان خانواده توکلی برازجانی حمله می کنند .در این یورش تمامی اعضای خانواده دستگیر می شوند و در منازل خود تا ساعت 02:00 مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند .مامورین به سوی خانم سودابه شاهپور 50 ساله شلیک می کنند و او را از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار می دهند .آنها همچنین 2 عضو این خانواده که به نامهای آقایان عباس توکلی برازجانی و حسین توکلی برازجانی در منزل خود و در مقابل چشمان همسر و سایر اعضای خانواده مورد شکنجه قرار می دهند که در اثر این شکنجه ها از ناحیه سر،صورت و نقاط مختلف بدن بشدت مجروح می شوند بطوری که مدتها خونریزی داشته ولی از درمان او خوداری می کنند. مامورین آگاهی به توهین های غیر اخلاقی به دخترخانم نوجوان و خانم های که در آنجا بودند می پردازند. در این یورش تمامی اعضای خانواده دستگیر و به اداره آگاهی تهران انتقال داده می شوند. علت این یورش نگهداری سلاح در منزل و درگیر شدن با نیروی انتظامی عنوان شده.اسامی تعدادی از اعضای خانواده توکلی که در این یورش دستگیر شدند به قرار زیر می باشد:تناز ابوالحسنی احمدی 16 ساله/خسرو قائدی 17 ساله /مهنابا توکلی برازجانی 26 ساله/فاطمه فراهانی واشکانی/سودابه شادپور 50 ساله /عباس توکلی برازجانی 38 ساله /حسین توکلی برازجانی 33 ساله / محسنآنها را در روزهای اول دستگیری هر 2 نفر را در یک سلول قرار دادند، سلولها فاقد پنجره بود و طوری ساخته شده بود که گرمای کشنده بر این سلولها حاکم بودو همچنین به این سلولها، سلولهای مرک اطلاق می شد.شکنجه ها طاقت فرسا و غیر انسانی که به قرار زیر می باشد: با انبر دست پوست نقاط حساس بدن را فشار دادن و حتی زخمی کردند /فشردن ناخنهای پا با انبردست /به مدت طولانی با باطوم و سایر اشیائ زندانی را مورد شکنجه قرار دادن / ازپشت دست بند و پابند زدن و مدتها در این حالت رها کردن / جوجه کباب کردن /آویزان کردن به مدت طولانی تا زمانی که زندانی بیهوش شود/ ندادن آب نوشیدنی به زندانی در گرمای مردادماه به مدت طولانی / د ر طی 24 ساعت زندانی فقط 2 بار حق استفاده از دستشوئی دارد/ تهدید به تجاوز به خانم هایی که دستگیر شدن توسط قاضی پرونده بنام روشن/هنگام شکنجه کشیدن کیسه بر روی صورت زندانی / پریدن روی دست زندانی با پا در حالی که دستبند به دست زندانی است/ سایر اعضای خانواده یا شاهد شکنجه بستگان خود هستند و یا صدای زجه و ناله های آنها را می شنوند و موارد متعدد شکنجه های دیگرعلیرغم اینکه برادر بزرگتر خانواده آقای عباس توکلی برازجانی برای متوقف کردن شکنجه بر اعضای خانواده (خواهر زاده ها،خواهرو زن برادرش) با قول دادن قاضی پرونده تمامی اتهامات نسبت داده شده را می پذیرد.ولی بعد از تن دادن به اعترافاتی که آنها از او می خواستند شکنجه ها همچنان بر آنها ادامه می یابد و وقتی که به آنها می گفت که به من قول دادید آنها می گفتند: اینها قسمت دیگری هستند و ما نمی توانیم در کار آنها دخالت کنیم.آقای حسین(امیر) توکلی برزاجانی 33 ساله در اثر شکنجه های قرون وسطائی و وحشیانه و مستمر در حالی که تمامی بدن او سیاه شده بود.در 6 مردادماه 1387 در سلول کناری برادرش آقای عباس توکلی زندانی بود او صدای شکنجه کردن و زجه های برادرش را می شنید و بعد از آن صدا قطع شد و هیاهوی پاسداربنده ها که می گفتند: مرد او مرد را می شنید. و بدین طریق این زندانی را به قتل رساندند.چند روز قبل از این جوان دیگری در اثر شکنجه ها به قتل رسیده بود.در حال حاضر بعضی از خانمهای که بازداشت شده اند دچار ناراحتی شدید روحی هستند و متحمل ضایعات جبران ناپذیر روحی هستند بخصوص آنهائی که در سنین نو جوانی، که شاهد شکنجه و صدای زجه های دائی و برادر زن برادر خود بودند. آقای عباس توکلی برازجانی در حال حاضر به بند 2 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است و در حالت بلاتکلیفی بسر می بردافرادی که دستور دهنده و شکنجه کننده زندانیان بیدفاع هستند ؛سرهنگ مرتضی رستمی نیا رئیس بازداشتگاه ،سرهنگ کرمی، سرهنگ مدحی و افراد تحت فرمان آنها هستند.در حال حاضر این خانواده تحت فشارهای روحی و تهدیدات اداره آگاهی قرار دارند که در صورت افشا و یا شکایت تمامی افراد دستگیر شده را مجددا دستگیر خواهند کرد. بخصوص فشارها علیه خانم سودابه شادپور که به مسیحیت گراییده آنها او را تحت فشار و مورد تهدید قرار داده اند که در صورت شکایت و یا پیگیری مسئله اصابت گلوله او را به دلیل گرویدن به مسیحیت مورد محاکمه و به مرک محکوم خواهند کرد .فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه های قرون وسطائی جسمی و روحی در آگاهی تهران وشهرستانها که تا به حال منجر به مرک تعداد زیادی شده است را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدام عملی برای نجات جان زندانیانی بی دفاع که در این بازداشتگاهها بسر می برند است.04 فروردین 1388 برابر با 24 مارس 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

ایران دومین کشور دنیا از نظر تعداد اعدام


ایران دومین کشور دنیا از نظر تعداد اعدام
سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید در سال ۲۰۰۸ حداقل ۳۴۶ نفر در ایران اعدام شدند و این کشور از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان در رتبه دوم قرار دارد. دست کم هشت تن از افراد اعدام شده در ایران قبل از ۱۸ سالگی مرتکب جرمی شده بودند که برای آن اعدام تعیین شده است.
Tue / 24 03 2009 / 9:45عفو بین‌الملل: ۹۳ درصد اعدام ها در چین، ایران، عربستان، پاکستان و آمریکا، رخ داده استسازمان عفو بین الملل می گوید در سال ۲۰۰۸ حداقل ۳۴۶ نفر در ایران اعدام شدند و این کشور از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان در رتبه دوم قرار دارد.عفو بین الملل دوشنبه (۲۳ مارس) گزارش "مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸" را منتشر کرد.به گفته این سازمان، دست کم هشت تن از افراد اعدام شده در ایران قبل از ۱۸ سالگی مرتکب جرمی شده بودند که برای آن اعدام تعیین شده است.عفو بین الملل استفاده از طناب دار و سنگسار کردن برای اجرای مجازات مرگ در ایران را غیر انسانی و بی رحمانه دانسته است.مجازات سنگسار در قوانین جزایی ایران وجود دارد و در مواردی برای محکومان صادر می شود، اما مقامات قضایی ایران بارها تاکید کرده اند که این حکم سال ها است در ایران اجرا نمی شود. با این حال سال گذشته حکم سنگسار در روستایی نزدیک شهرستان تاکستان در غرب قزوین، علی رغم دستور آقای شاهرودی به توقف اجرای حکم، اجرا شد. عفو بین الملل می گوید دادگاه های چین بیشتر از دادگاه های تمام کشورهای جهان مجازات اعدام صادر می کنند و در سال گذشته حداقل ۱۷۱۸ نفر در این کشور اعدام شده اند.دولت چین این آمار را تایید نمی کند و در عین حال شمار کسانی که هر سال در این کشور اعدام می شوند را منتشر نمی کند.عفو بین الملل می گوید ۹۳ درصد اعدام های سال میلادی گذشته در پنج کشور چین، ایران، عربستان سعودی، پاکستان و آمریکا، رخ داده است.عفو بین الملل می گوید ۳۷ نفر در سال گذشته در آمریکا اعدام شده اند و آمریکا بعد از چین، ایران و عربستان در مقام چهارم قرار دارد.به گفته این سازمان، عربستان سعودی در سال گذشته حداقل ۱۰۲ نفر را اعدام کرده است و همچنان از سر بریدن در ملا عام برای اجرای مجازات مرگ برخی مجرمین استفاده می کند.این سازمان می گوید که در سال میلادی گذشته در کل ۸۸۶۴ نفر در ۵۲ کشور به اعدام محکوم شدند. به نوشته عفو بین الملل، این رقم در سال ۲۰۰۷ میلادی ۳۳۴۷ نفر بود.اما آن طور که این سازمان می گوید در سال گذشته میلادی، ۲۳۹۰ نفر در ۲۵ کشور اعدام شدند.با این حال، عفو بین الملل با اشاره به این که مجازات اعدام فقط در ۲۵ کشور دنیا اجرا شده، معتقد است که جهان به سمت منسوخ شدن مجازات مرگ در حرکت است.آرژانتین و ازبکستان در سال گذشته مجازات اعدام را منسوخ کردند.عفو بین الملل این که جمهوری بلاروس در سال گذشته تنها کشور اروپایی بود که در آن اعدام اجرا شده را مثبت ارزیابی کرده است.عفو بین الملل گزارش "مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸" خود را بر اساس خبرهای رسانه های گروهی، اطلاعات گروه های طرفدار حقوق بشر و بیانیه های رسمی دولت ها تدوین کرده است
.

Montag, 23. März 2009

هفت سین در پاسارگاد و پرتاب گل به سوی آرامگاه کورش

هفت سین در پاسارگاد و پرتاب گل به سوی آرامگاه کورش




Samstag, 21. März 2009

مرگ وبلاگ نویس ایرانی به روایت هم اتاقی اش


مرگ وبلاگ نویس ایرانی به روایت هم اتاقی اش

کميته گزارشگران حقوق بشر
مرگ امیدرضا میرصیافی به روایت عباس خرسندی( هم اتاقی اش)
عباس خرسندی، به اتهام " تشکیل گروه غیرقانونی"محکوم به تحمل 8 سال زندان است، وی در شهریورماه سال 86 در منزلش در فیروزکوه بازداشت و همچنان در زندان به سر می برد.
خرسندی که خود از بیماری قلبی رنج می برد با وجود گذشت بیش از یکسال از زمان بازداشتش، تاکنون حق استفاده از مرخصی را نداشته است. و در روزهای اخیر با مرخصی نوروزی وی نیز مخالفت شد.
او که به همراه امیدرضا میرصیافی در یک اتاق زندگی می کرد، در گفتگویی، نکات زیر را در مورد مرگ این وبلاگ نویس زندانی بیان نموده که جهت انجام تحقیقات از سوی مجامع بین المللی و روشن شدن ذهن افکار عمومی میتواند مورد استفاده قرارگیرد.
عباس خرسندی می گوید:" امیدرضا از ابتدا تحت فشار شدید بازجویی بوده است، حتی در دو سه سال گذشته، وی بارها احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. اما در سه ماه اخیر این فشارها به اوج خود رسید. وی از سوی دادگاه انقلاب در دی ماه احضار شد. اما به دلیل اینکه احتمال میداد، بازداشت شود، به دادگاه مراجعه نکرد. با این حال در بهمن ماه، زمانی که جهت حل و فصل موضوع، خود را به دادگاه معرفی کرد، در همانجا بازداشت و به زندان اوین منتقل شد."
خرسندی می گوید:" وی ابتدا به بند 240 انتقال یافت و 40 روز در انفرادی نگهداری شد، پس از آن او را به اندرزگاه 7 منتقل کردند. در این مدت و پس از بازداشت وی، نیروهای امنیتی با مراجعه به منزلش، اقدام به تفتیش و ضبط کلیه اموال او نمودند."
خرسندی ادامه می دهد:" در این مدت، با توجه به اینکه اصرار داشت که او اساس جرمی را مرتکب نشده است، بارها با نوشتن نامه هایی خطاب به قاضی حداد و معاونانش ، قاضی صلواتی، ریاست قوه قضائیه و .. تلاش کرد تا آنان را متقاعد نماید که حکم صادره علیه او، ناعادلانه است. اما در نهایت دادگاه انقلاب کلیه درخواست های وی را بی جواب باقی گذاشت."
عباس خرسندی در مورد تلاش امیدرضا میرصیافی برای گرفتن مرخصی نوروزی می گوید:" امیدرضا خیلی تلاش کرد تا بتواند شب عید به منزل برود، روز قبل از این اتفاق هم تمام تلاشهایش را انجام داد تا بتواند آزاد شود، اما نتیجه ای نگرفت."
خرسندی همچنین در مورد روزی که میرصیافی درگذشت می گوید:" ساعت 11 صبح بود که آمد در کتابخانه، گفت حالم خوب نیست، من سریع بردمش به بهداری، دکتر فیروزی هم در آنجا بود و به پزشکان بهداری، دستورهای پزشکی داد، اما آنها توجه نکردند و از اتاق بیرونش کردند. حدود 1 ساعت در بهداری بند بود، سپس آمبولانس آمد تا منتقلش کند به بهداری مرکزی زندان اوین، اما دیگر اجازه ندادند که ما همراهیش کنیم. ما هم تا ساعت 5 از وضعیتش بی خبر بودیم، تا اینکه حفاظت زندان ما را احضار کرد و گفت که حال امیدرضا خوب است، فقط به ما بگویید چه اتفاقی افتاده؟"
خرسندی می گوید:" در آنجا من به مسئولان حفاظت گفتم که او اصلا تحمل حبس را ندارد و شما بیخود زندانیش کرده اید و وی اساسا نباید در زندان باشد. او درهیچ دوره ای در زندگیش فعالیت سیاسی نداشته و بیشتر فعال فرهنگی بوده است.
عباس خرسندی می گوید:" نکته ای که برای ما مشکوک است و باعث تردید شده ، این است که ، زمانی که قصد داشتند امیدرضا را به بهداری مرکزی زندان منتقل کنند، وی کاملا هوشیار بود، و با پاهای خودش داخل آمبولانس رفت. اما معلوم نیست در این چند ساعت چه اتفاقی برای او افتاده است."
عباس خرسندی در حالی که به شدت از وضعیت پیش آمده شوکه و متأثر است، می گوید:" امیدرضا به راحتی می توانست اکنون زنده باشد، اگر همان لحظه اول او را به بیمارستان انتقال می دادند.، اما اینجا برای افرادی که رخت پزشکی بر تن کرده اند، جان زندانیان هیچ ارزش و مفهومی ندارد."
بر طبق اسناد بین المللی "هنگامی که یک دولت افراد را از آزادیشان محدوم می کند، مسئولیت مراقبت از سلامتی آنان را چه در خصوص شرایط نگهداری و چه درمان فردی آن ها که ممکن است در نتیجه شرایط نگه داری شان لازم باشد، عهده دار می شود."
این بدان معنی است، که " مسئولیت جان زندانی، مادامی که در زندان است، بر عهده سیستم قضایی است
."

پیام اوباما؛

Freitag, 20. März 2009

بهارتان خجسته و سال نو مبارك

بهارتان خجسته و سال نو مبارك

سرکوب مراسم "هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین

سرکوب مراسم "هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین

کميته گزارشگران حقوق بشرسرکوب مراسم " هفت سین آزادی" در برابر زندان اوین و بازداشت تعدادی از حاضرانمراسم "هفت سین" خانواده های زندانیان سیاسی که قرار بود امروز همزمان با سال تحویل در برابر زندان اوین برگزار شود، با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت و بازداشت شماری از حاضران منجر شد.ساعت 3 بعدازظهر امروز، جمعی از خانواده های دانشجویان زندانی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و شمار دیگری از فعالان دانشجویی و حقوق بشر به همراه شخصیت هایی چون دکتر محمد ملکی،کیوان صمیمی و .. با حضور در برابر زندان اوین، قصد داشتند تا در همبستگی با زندانیان سیاسی، سفره هفت سین خود را پشت دیوارهای اوین برپا دارند، با این وجود نیروهای انتظامی با برخورد خشونت آمیز با تجمع کنندگان، آنان را پراکنده نموده و تعدادی را بازداشت کردند.این نیروها، همچنین با حمله به ماشین های شرکت کنندگان اقدام به کندن پلاک ماشین آنها، نمودند.در این مراسم، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، میلاد اسدی به همراه پدرش، سعید فیض الله، دکتر محمد ملکی، و مادر نریمان مصطفوی دانشجوی زندانی بازداشت شده اند. تاکنون از اسامی دیگر بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست. گفتنی است دکتر ملکی پس از دقایقی، آزاد شده و مجددا به محل مراسم بازگشت.همچنین فرید هاشمی و فرید امین نظری دو تن دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز، دقایقی پیش با مراجعه به محل پلیس امنیت در تهران، خواهان پیگیری وضعیت بازداشت شدگان شدند، با این حال مسئولان پلیس امنیت، این دو فعال دانشجویی را نیز بازداشت نمودند.تاکنون از محل انتقال و نگهداری بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست

Donnerstag, 19. März 2009

روزیکه ملت پیروز شد




روزیکه ملت پیروز شد
بیست و نهم اسفند ماه یک هزاروسیصد وبیست ونه روز پیروزی ملی است . اراده ملت ایران برملی شدن نفت وکوتاه کردن دست بیگانگان از صنایع ومنایع عظیم نفت در سراسرکشور تعلق گرفته بود واین روز آغاز پیروزی دراین راهست .نیمه دوم اسفندماه سال1329 روزهای غرور آفرینی داشت .توانائی وعظمت یک ملت دربرابریکی از بزرگترین قدرتهای استعماری جهان قرارداشت وسرانجام درآخرین روز این ماه مردم ایران پس از سالها سرشکستگی ازتسلط بیگانه برمنابع نفت آنرا ملی کردند وبه جها نیان نشان دادند که وقتی اراده ملتی برزندگی مستقل وآزاد وبدور از سلطه استوار شده باشد موانع رادرهم میکوبد و بسوی هدف گام برمیدارد . نهضت ملی ایران وشکل سازمان یافته آن جبهه ملی که بد ست توانای روانشاد دکتر محمد مصدق بنیان نهاده شد, جنبش ملی شدن نفت را مهمترین حرکت برای استقرار حاکمیت ملت بشمار میاورد . پیشنهاد ملی شدن نفت درسراسر کشور نخست از سوی زنده یاد شهید دکتر سید حسین فاطمی درجبهه ملی مطرح شد وبا تائید دکتر مصدق ودیگر رهبران جبهه ملی درکمیسیون نفت به تصویب رسید وبعداز بد ست آوردن اکثر یت آراء در مجلس شورای ملی برای تصویب نهایی به مجلس سنا رفت ودر 29 اسفند1329 در میان شور هیجان وصف ناپذیر ملت ایران وزیر فشار سنگین افکار عمومی در مجلس سنا به تصویب نهائی رسید .جمله آغازین پیشنهاد ملی شدن نفت بنام سعادت ملت ایران وبمنظور کمک به تامین صلح جهانی بود تاجهانیان بدانند که ایرانی میخواهد آزاد ومستقل باشد ودر کنار ملت های دیگر جهان در صلح ودوستی زندگی کند . نهضت ملی ایران هیئت حاکمه راکه سرسختانه دربرابرملی شدن نفت کارشکنی ومقابله میکرد بزانودرآورد . مجلس هایی که اکثریت آنها را دست پروردگان دولت استعماری انگلیس تشکیل میداد ند ناچار به تسلیم شدند وبه ملی شدن رای مثبت دادند . ملی شدن نفت تنها جنبه اقتصادی نداشت که ملت براین باور بود که برای کسب استقلال وآزادی های سیاسی واجتماعی باید ثروت ملی خودرادردست داشته باشد. درنوروز1330ملت ایران یکی ازبزرگترین وشورانگیز ترین عید های ملی وباستانی ایرانزمین را برگزارکرد. .جبهه ملی ایران 29اسفندروز افتخارآمیز ملی شدن نفت را گرامی میدارد وامید دارد که در آینده ملت ایران بتواند بدوراز هرگونه سلطه استبدادی واستعماری , آزادومستقل دراین سرزمین کهن زندگی آمیخته با صلح ودوستی داشته باشد .
بیست ونهم اسفند ماه 1387
هیئت اجرائی جبهه ملی ایران - تهران


میراث فرهنگی و تاریخی ایران
مایه افتخار و غرور ملی ماست

ملتی که هویت تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کند، روح خود را زنده نگه داشته و همیشه زنده می ماند. ملت هایی که زیر هجوم مهاجمان تسلیم شدند و به رنگ و آداب و زبان مهاجمان درآمدند و ویژگی های تمدن خود را با دشمن تعویض کردند، اکنون به عنوان فرهنگ های مرده تاریخ بشر یاد می شوند. ولی ملت بزرگ ایران، حتا در بدترین و خشن ترین شرایط سلطه و زیر هجوم قوم های بیگانه، نه تنها فرهنگ خود را حفظ نمود که مهاجمان را نیز از دانش و فرهنگ خویش برخوردار کرد. ولی برخی از همان مهاجمان اکنون نسبت به آنچه ما آذین بخش اندام فرهنگی آنها نمودیم، حق ناشناسانه ابراز مالکیت می کنند.
واپس گرایانی که انقلاب سی سال پیش را با خشونتی که بهیچ وجه یک ویژگی ایرانی نبود، تصاحب کردند، نخست برای اثبات سلطه خود به شکستن آثار تاریخی، در برخی موارد سوزاندن کتاب ها و انکار آیین های چندهزار ساله و جهانی شده ما پرداختند، و اگر مقاومت مردم دلیر و با فرهنگ ایران زمین در برابر آنان نبود، همان بلایی بر سر فرهنگ و زبان و تاریخ ایران می آمد که در دو قرن سکوت آمده بود. بدخواهی برخی مسئولان نسبت به میراث فرهنگی و تاریخی ایران زمین هنوز ادامه دارد و در طی چند سال اخیر شدت گرفته است. صدها اثر و جایگاه تاریخی تخریب شده، جیرفت به تاراج رفته، پاسارگاد و تخت جمشید به سوی نابودی کشانده شده، هرمز اردشیر، نقش رستم، و نقش جهان طعمه سودجویی شده و هزاران اصله درخت کهنسال به دلایل سودجوی و خرافه گرایی بریده شده است. میراث طبیعی ملت ایران روز به روز در اثر نابودی عمدی یا بی اعتنایی کمتر و کوچکتر می شود. جنگلها نابود می شوند، دریاچه ها و تالاب ها خشکانده می شوئد و حیات وحش طبیعی ایران زمین نیست می گردد. پرسش بزرگ اینست که چرا این همه دشمنانگی با ایرانی بودن و ایرانی زیستن؟
بسیاری از آیین های ایرانی اکنون بخشی از فرهنگ بشری را تشکیل می دهد. مانند نوروز، یلدا و چهارشنبه سوری که در بسیاری کشورهای جهان، گرچه گاه با نام های دیگر، برگزار می شوند؛ ولی در ایران هر آیین شادی آفرین مورد بی مهری حاکمیت قرار می گیرد. ما باور داریم که بجای برخی روزهای بی شمار که به عناوین گوناگون در گاهنامه ایران قرار گرفته، روزهایی مانند مهرگان، سده، یلدا، چهارشنبه سوری و سیزده بدر با همان نامهای تاریخی چندین هزار ساله خود جای بگیرند.
جبهه ملی ایران باور دارد که میراث فرهنگی و تاریخی یک ملت روح آن ملت است و باید به همین اندازه به آنها ارج گذاشته شود و آن عده مسئولانی که بر خلاف این اصل حرکت و اقدام می کنند دوست این ملت نیستند. ما از سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی که مسئول بسیاری از این خرابی ها و بی اعتنایی ها می باشد می خواهیم که نه تنها دست از ستیزگری با فرهنگ ایران زمین بردارد، بلکه به پاسداری، بازسازی، ثبت داخلی و ثبت جهانی همه این سرمایه های گرانبهای بشری که مایه افتخار و غرور ملی ما ایرانیان و نیز ستایش بخش بزرگی از جامعه بشری است بپردازد.
جبهه ملی ایران
تهران - 26 اسفند 1387

Mittwoch, 18. März 2009

وبلاگ نویس دربند رضا میرصیافی در زندان جان باخت



وبلاگ نویس دربند رضا میرصیافی در زندان جان باخت
فعالان حقوق بشردر ایرانامیدرضا میرصیافی، وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار امروز در زندان اوین فوت کرد.این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم حبس در زندان اوین بسر می برد، صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی به بهداری زندان منتقل شد. وی ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد.امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود. وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام شده بود.این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید.مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیش تر در خصوص مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی در ایران و سیر تصاعدی آن ابراز نگرانی کرده بود

Dienstag, 17. März 2009

آتش زدن عکس خامنه ايي و احمدي نژاد

آتش زدن عکس خامنه ايي و احمدي نژاد

گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس


گزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارس
سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 Marchگزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارسستاره از تهرانگزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایرانشب اندوه نظام اشغالگرمیدان آریاشهر حکومت نظامی استاز ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودندمجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودندجوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردندامشب شب پیروزی ماشب شکست اهریمنشب اثبات ما هستیمشب هویت ایرانی ماستو ما هستیمسه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 Marchگزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارسستاره از تهرانگزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران شب اندوه نظام اشغالگر میدان آریاشهر حکومت نظامی است از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند امشب شب پیروزی ما شب شکست اهریمن شب اثبات ما هستیم شب هویت ایرانی ماست و ما هستیمسه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 Marchگزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارسستاره از تهرانگزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایران شب اندوه نظام اشغالگر میدان آریاشهر حکومت نظامی است از ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودند مجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودند جوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردند امشب شب پیروزی ما شب شکست اهریمن شب اثبات ما هستیم شب هویت ایرانی ماست و ما هستیمسه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 Marchگزارش از درگيری مردم با مزدوران رژیم در تهرانپارسستاره از تهرانگزارش از درگيری مردم و پليس در تهرانپارس خ 151 : در پی درگيری شديد بين پليس و مردم ، سرهنگ حکمت از امنيت چهارم فرمان شکستن شيشه ی منازلی که مردم از پشت آن ها شاهد درگيری و فيلمبرداری بودند را صادر کرد.شب چهارشنبه سوری ما هستیم....شب پیروزی ملت ایرانشب اندوه نظام اشغالگرمیدان آریاشهر حکومت نظامی استاز ساعات عصر، تعداد بیشماری اتومبیلهای ضربت سیاه رنگ و نیز اتومبیلهای گشت یگان ویژه و نیز نیروی انتظامی با تعداد بی نهایت فراوان مامورین ، تکاوران بسیار بلند قامت و تنومند و همگی جوان، با لباسهای مافوق مجهز ، کلاههای مخصوص و باتوم و اسلحه میدان صادقیه ، آریاشهر را تحت تصرف و تسلط خود قرار داده بودندمجتمع تجاری و مرکز خرید گلدیس و سایر مراکز خرید آریاشهر را تعطیل کرده و مامورین میدان و اطراف آنرا قرق کرده بودند. همگی بسیار رعب آور و هراس انگیز...منطقهء صادقیه علیرغم حکومت نظامی اعلام نشده، مملو از جوانانی بود که در اطراف میدان در گروههای چند نفره ایستاده بودند و مترصد آغازبرگزاری مراسم چهارشنبه سوری بودندجوانان اعم از دختران و پسران غیور و دلاور زنان و دلاور مردان ایرانی، به هشدار مامورین توجه نمیکردند و میدان را خالی نمی کردندامشب شب پیروزی ماشب شکست اهریمنشب اثبات ما هستیمشب هویت ایرانی ماست

چهارشنبه سوری نیست، میدان جنگ است

چهارشنبه سوری نیست، میدان جنگ است
!گزارش از تهران: از چهار گوشه تهران و از هر نقطه ای صداهای مهیب انفجار و ترقه های بمب که بعضی شان ساختمان ها را بلرزه در میاورد بگوش میرسد. در منطقه تهران پارس با اینکه نیروهای انتظامی از صبح امروز مستقر هستند ولی تراکم جمعیت بصورت کوپه ای و سیال این نیروها را به عواملی تماشاچی مبدل کرده است. جوانان از لای جمعیت ترقه های خود را پرتاب میکنند. حتی نارنجک های دست ساز باعث میشود تا نیروهای انتظامی با همه تجهیزاتی که در اختیار دارند در نقطه ای کز کنند و بجای سرکوبی مراقب خودشان باشند. درهمین منطقه و حواشی آن شعله های آتش زبانه میکشد. این آتش ها بجای بوته با انباشت هیزم و کارتن و انواع مواد سوزنده برپا شده است. در منطقه شهرک غرب و سعادت آباد نیز وضعیت دست کمی از تهران پارس ندارد. در این مناطق شرایط بگونه ای است که هرگونه ابتکار عمل را از دست نیروهای سرکوبگر گرفته و آنها را واداشته تا فقط بفکر سلامت خودشان باشند. مشاهدات حکایت از این دارد که اگر چنین وضعیتی فقط 2 روز ادامه پیدا کند، هیچ معلوم نیست که وضعیت رژیم اسلامی چگونه رقم بخورد !؟ شاید این سئوال هم اکنون در ذهن کارگزاران رژیم متبادر باشد. در منطقه هفت حوض نارمک شلوغی غیر متراکم و کپه ای بگونه ای است که کنترل آن بکلی از دست نیروهای انتظامی و امنیتی خارج شده و به فاصله هر یک دقیقه یا کمتر ترقه های بمب لرزه بر اندام نیروهای انتظامی می اندازد و باعث می شود تا آنها از ماندن در یک نقطه پرهیز کنند. چون هر لحظه ممکن است که با آمدن یک نارنجک یا ترقه بزرگ که با سنگ ریزه های بسیار ساخته میشود موجبات کور شدن یا نقص عضو آنها را فراهم سازد. گزارشها حکایت از آن دارد که در منطقه جنوبی تهران مثل جوادیه و منطقه قلعه مرغی – نازی آباد وغیرو وضعیت هزار بار بدتر از آن چیزی است که در شمال وغرب و شرق تهران جریان دارد. در یک کلمه میتوان گفت، مراسم چهارشنبه سوری امسال با آتش خشم مردم بمیدان جنگ، براستی به جنگی تمام عیار علیه رژیم جمهوری اسلامی مبدل شده است. خدا کند که ملایان حاکم و نیروهای سرکوبگر آن با هر تعریف و توصیفی و با هر لباسی و با هر عنوانی از وضعی که امروز بر تهران حاکم است درس گرفته و خشم فرونهفته مردم خاصه جوانان کشور را بخوبی دریابند

Montag, 16. März 2009

ما دنیای اصلی مان را میخواهیم - شعر یک دخترکوچک هفت ساله برای بازجوهای پدرش

ما دنیای اصلی مان را میخواهیم - شعر یک دخترکوچک هفت ساله برای بازجوهای پدرش
دکترحسام فیروزی
دکترحسام فیروز پزشک معالج زندانیان سیاسی و کسانی همچون احمد باطبی - منوچهر محمدی - اکبر گنجی بوده است . اورا به جرم پنهان کردن و فراری دادن احمد باطبی دستگیر کرده اند و به زندان انداخته اند
نامه آوا، دختر 7 ساله وی، برای بازجوها:
ما دنيای اصلی مان را می خواهيم
اين دنيای اصلی ما نيست
چون داخلش پر از دعوا بود
الان ساعت 5
مرگ بر شکنجه
.اين شعر برای بازجوها است
که اين شعر را دختر اين پدر نوشته است
که ديگر بابای من را دست گير نکنيد
***

“نهال آزادی” به امید آزادی دانشجویان دربند، در ۴ دانشگاه کشور کاشته شد

“نهال آزادی” به امید آزادی دانشجویان دربند، در ۴ دانشگاه کشور کاشته

خبرنامه امیرکبیر: هفته ی گذشته همزمان باهفته ی فضای سبز، دانشجویان دانشگاه های تهران، خواجه نصیر، کاشان و آزاد کرج با کاشتن “نهال آزادی” یاد فعالین جنبش دانشجویی، به خصوص دانشجویان در بند را گرامی داشتند.

در این مراسم دانشجویان با در دست داشتن عکس دانشجویان در بند پلی تکنیک و تربیت معلم خواستار آزادی هر چه سریع تر این دانشجویان شدند.

این برنامه به صورت مشترک از سوی انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، کاشان و آزاد کرج برگزار گردید و اعضای این تشکلات دانشجویی ابراز امیدواری کردند که با رشد و شکوفایی این نهال، آزادی و دموکراسی نیز در کشور شکوفا گردد و روزی فرا رسد که دیگر هیچ فعال دانشجویی در زندان نباشد.

همچنین این فعالین دانشجویی با گرامی داشت یاد دانشجویان در بند اعلام کردند که در آستانه بهار، اینچنین برای یادمان یاران دربند دانشجویمان به بهانه ی کاشت نهالی به نماد آزادی گرد آمدیم؛ باشد که به یمن بهار آرزو کنیم که برای نهال رنج دیده ی آزادی در سرزمینمان نگهبانان امین، اگاه و شجاعی باشیم.

عکس های کاشت نهال آزادی در دانشگاه تهران

Freitag, 13. März 2009

گزارشگران بدون مرز:



گزارشگران بدون مرز:
ايران، دشمن اينترنت ، ٢٠٠٩
پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲ مارس ۲۰۰۹

اسم دومین : IRجمعیت :٧٢٧٦٩٦٩٤کاربر اینترنت : ٢٣٠٠٠٠٠٠متوسط دستمزد : ٢٠٠٠٠٠ و ٣٠٠٠٠٠تعداد شرکت های ارائه کننده خدمات اینترنتی : بیشتر از پنجاهشرکت های دولتی ارائه کننده خدمات اینترنتی : ١وب‌نگاران زندانی : ٤ایران در صدر کشورهای سرکوبگر آزادی بیان بر روی اینترنت در خاورمیانه است. مشاور دادستان کل کشور اعلام کرده است که در ایران پنج میلیون سایت برای " تهاجم به اخلاق و هويت دينی " مسدود شده‌اند. با این حال ایران دارای فعال‌ترین وبلاگ‌نویسان در منطقه است. هم‌اکنون چهار وب نگار در زندان بسر می برند.در عرصه اینترنت ایران دارای رشدی بالاتر از سطح متوسط در منطقه است. به نظر می رسد که با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال آینده مقامات مسئول بر شدت کنترل شبکه اینترنت افزوده‌اند. اصلی‌ترین شرکت‌های خدمات دهنده اینترنت وابسته به شرکت مخابرات ایران هستند. علیرغم حضور شرکت های خصوصی اما دولت نقش اصلی را در این بخش بر عهده دارد و توصیه های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی محمد صفار هرندی برای سانسور به سرعت اجرا می‌شوند.در تاریخ ١٣ آبان سخنگوی کميسيون قضایی مجلس خبر از تاسیس "کميته جديد فيلترينگ" درچارچوب تصویب "قانون جرايم رایانه ای" داد. این کمیسیون بخش‌هایی از مواد این قانون را مورد تصویب قرار داده است. از سال ١٣٨١ دولت رسما از طریق "کمیته مصادیق فیلترینگ" که زیر مجموعه‌ی شورای عالی فرهنگی است و ریاست آن را رییس جمهور اسلامی برعهده دارد، "لیست سیاه" سایت‌های "ممنوعه" را براس مسدود سازی تهیه می‌کند. از جمله سایت‌های عمومی خارجی مسدود شده در ایران می‌توان از یوتیوب، قیس بوک و اورکوت نام برد. در ١٢ تير ماه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی یک فوریت طرح ١٣ ‌ماده‌ای " تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی" به تصویب رسید. ماده ٢ این طرح "دایر کردن وبلاگ و وب‌سایت مروج فساد و فحشا، الحاد " را در کنار جرایمی چون " راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل خانه فساد و فحشا" قرار داده است. با تصویب این قانون و با استناد به ماده ٣ آن "مرتکبین جرایمی" چون " تاسيس و داير کردن وبلاگ و سايت های مروج فساد و فحشا و الحاد" بدون تعریف مشخصی از این مفاهیم، " اگر مستوجب حد دیگری نباشد، محارب و مفسد فی الارض" شناخته می شوند.در تاریخ ١٩ آذر ماه ١٣٨٧سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در گفتگویی با خبرگزاری دولتی فارس " تشکیل دادسرای ویژه جرایم اینترنتی" را اعلام کرد. این دادسرا قرار است در " همکاری و هماهنگی با نيروهای اطلاعاتی، اقدامات لازم را انجام دهند." دادستان تهران در این گفتگو همچنین اعلام کرد" گروهی از متخصصان رايانه در دفتر اينترنت دادستانی و با همراهی دو بازپرس ويژه و همکاری و هماهنگی با نيروهای اطلاعاتی، اقدامات لازم را انجام می‌دهند. در اين زمينه گروه های فراوانی متلاشی شده‌اند که برخی از آنها سازمان يافته بودند."در تاریخ ١٩ بهمن ماه "فرمانده امنيت اخلاقی" نیروی انتظامی به مطبوعات اعلام کرد « شناسايی سايت های ممنوعه اينترنتی » و « استفاده غيرمجاز از سايت‏ها که در حوزه کاری ما است، دستگيری هم داشته‏ايم و به مقامات قضايی معرفی شده‏اند.» این اولین بار است که یک مقام پلیس ایران چنین موضعی را علنا اعلام می کند.سرکوب شدید وب‌نگاران سیاسی در آستانه انتخاباتمطبوعات نزدیک به قدرت حاکم، از اینترنت بعنوان وسیله‌ای برای براندازی نام برده ‌می‌شود. در سال میلادی گذشته ١٧ وب‌نگار و وبلاگ نویس از سوی مقامات قضایی و امنیتی دستگیر و زندانی شده اند، نسبت به سال گذشته به این تعداد ٧ افزوده‌شده است، بیش از ٣٨ سایت اطلاع‌رسانی رسما مسدود شده‌اند. در آستانه انتخابات برخی از سایت های اطلاع رسانی خارجی نیز مورد سانسور قرار گرفته‌اند.از تاریخ ٧ بهمن ماه سایت‌های فارسی رادیو دویچه وله و رادیو بین‌المللی فرانسه و سایت فارسی شبکه تلویزیونی العربیه از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات دهنده اینترنتی مسدود شده‌اند. بنا بر آزمایش انجام شده از سوی گزارشگران بدون مرز در تاریخ ٦ و ٧ بهمن ماه این سایت‌ها در شهرهای تهران، کرج، قم، مشهد،تبریز،اهواز و بوشهر از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات دهنده اینترنتی و شرکت مخابرات مسدود بوده‌اند.در همین شرایط اسماعيل جعفری وبلاگ نویس و روزنامه نگار از سوی دادگاه انقلاب بوشهر به پنج ماه زندان محکوم شده بود بازداشت و روانه زندان شد. وب‌نگار وبلاگ راه مردم در روز ١٩ فروردين به هنگام پوشش خبری تظاهرات ده ها کارگر اخراجي شرکت ايران صدرا در برابر استانداری بوشهر بازداشت شد. وی در تاريخ ٥ ارديبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شد. دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر این روزنامه نگار را برای " تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی" به پنج ماه زندان محکوم کرد. اسماعيل جعفری امکان دفاع از خود را در دادگاه تجدید نظر پیدا نکرد. وی با هفته نامه های نصر بوشهر و بهارستان نیز همکاری داشته است.در تاریخ ٥ بهمن ماه چندین سایت اطلاع رسانی از جمله سایت فردا و پارسینه بدون هیج توضیحی از سوی مقامات مسئول مسدود شدند. دو سایت مذکور نزدیک به مواضع محمدباقر قالیباف شهردار تهران و رقیب احتمالی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال آینده هستند. درست یک ماه بعد در اسفند ماه دو سایت یاری و یاری‌نیوز حامیان محمدخاتمی رئیس جمهور سابق و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات خرداد سال آینده مسدود شدند.سرکوب فقط محدود به منتقدان و رقبای رئیس جمهور نشده است . مجتبی لطفی در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد. برخی از اتهامات این وب‌نگار " چاپ تكثير انتشار و ارسال جزوات و شبنامه هاي داراي موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگري و همكاري با شبكه هاي ماهواره اي خارجي و ضدانقلاب" و "نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي" اعلام شده بود. منظور از این اتهامات انتشار نظرات آیت‌اله منتظری یکی از روحانیون برجسته ایران و از مخالفان آیت‌اله خامنه‌ای است. ٩ آذر ماه اعلام شد دادگاه ویژه روحانیت در پشت درهای بسته این وب‌نگار را برای " به اتهام نشر افکار آيت الله منتظری و فعاليت تبليغی عليه نظام و نشر اخبار " به چهار سال زندان و پنج سال تبعید از شهر قم محکوم کرده است.از تاریخ ١١ ابان ماه حسین درخشان وب‌نگار ایرانی در بازداشت و در محلی نامعلوم بسر می‌برد. بازداشت وی نیز پس از انتشار خبر توسط رسانه‌ها از سوی سخنگوی دستگاه قضایی در تاریخ ١٠ دی ماه تائید شد. این وب نگار که به کنفرانس‌های متعدد برای سخن گفتن در باره وضعیت اینترنت دعوت می‌شد، به گفته خانواده اش همچنان زندانی است. در تاریخ اول آذر ماه ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه ای به ایت اله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران خواهان روشن شدن "دلایل دستگیری این وبلاگ‌نویس و بهره‌مند شدن وی بنا بر قوانین جمهوری اسلامی از حقوق خود" شد.در ١٩ بهمن امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس به شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران احضار و زنداني شد. این وبلاگ‌نویس در تاریخ ١٢ آبان در همان شعبه محاکمه و با استناد به مواد ٥٠٠ و ٥١٤ قانون مجازات اسلامی برای " فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران " به شش ماه زندان و برای " توهین به توهین به آیت اله خمینی و آیت اله خامنه‌ای" به دوسال زندان محکوم شده بود. امید رضا میرصیافی در تاریخ سوم اردیبهشت سال جاری ٤١ روز را دربازداشت بسر برد و با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود.در ٩ فوریه ٢٠٠٩ جایزه معتبر سیمون دوبوار برای آزادی زنان به فعالان "کمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز" که از دوسال پیش فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، اهدا شد. انتشار پیام های کارزار جنبش زنان بر روی اینترنت نقش موثری در شناخته شدن این جنبش در داخل کشور و در جهان داشته است. اما اهدای جوایز مختلف مانع آزار و اذیت قضایی - امنیتی برای فعالان و مسدود سازی سایت های فعالان این جنبش نشده است. سایت های تغيير برای برابری برای هژدهمین بار و مدرسه فمینیستی برای هشتمین بار، همچنین وبلاگ شخصی ژیلا بنی یعقوب مدیر سایت کانون زنان ايراني روزنامه نگار و مدافع حقوق زنان نیز برای چندمین بار مسدود شدند. از اغاز سال میلادی ٢٠٠٩ زنان وبلاگ‌نویس و وب‌نگاران فمینیست دست‌کم سه بار به دادگاه‌های احضار شده اند. در سال گذشته ده ها تن از فعالان کمپین محاکمه و به زندان محکوم شدند، از جمله پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین‌خواه و ناهید کشاورز که به شعبه ٣٤ دادگاه تجدید‌نظر استان تهران فراخوانده شدند این وب‌نگاران فمینیست در شهریور ماه سال جاری از سوی شعبه ١٣ دادگاه انقلاب تهران برای نوشتن در سایت های تغییر برای برابری و زنستان هر کدام به شش ماه زندان محکوم شده بودند. رای دادگاه تجدیدنظر تا کنون صادر نشده است.شهناز غلامی روزنامه‌نگار و مدیر وبلاگ آذرزن پس از ٦٩ روز زندان با سپردن ٢٠٠ میلیون وثیقه آزاد شد. وی در تاریخ ١٩ آبان توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و در طی مدت بازداشت در اعتراض به شرایط بازداشت خود دست به اعتصاب زد. این روزنامه نگار در تاریخ ٣ مهر ماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای "تبلیغ علیه نظام" محکوم شده بود. شهناز غلامی در سال گذشته نیز به مدت یک ‌ماه برای نوشتن مقالاتی در اعتراض به سرکوب خشونت‌بار تظاهرات در شهرهای مختلف استان آذربایجان زندانی شده بود.یکی دیگر از نشانه‌های محدود شدن آزادی بیان در ایران تشدید حملات به کانون مدافعان حقوق بشر است که دفاع از روزنامه نگاران و وبلاگ‌نویسان زندانی را بر عهده دارد. در تاریخ اول دی ماه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر به بهانه نداشتن پروانه فعالیت از سوی ماموران امنیتی بسته شد، در تاریخ ٩ دی ماه ماموران امنیتی به نام بازرسان مالیاتی به دفتر وکالت شیرین عبادی حمله و بر خلاف قوانین ملی و بین الملی اسناد و پرونده های موکلین وی را ضبط کردند. روز ١٢ دی ماه بیش از صدتن از بسیحیان سازماندهی شده از سوی سپاه پاسداران برای محکوم کردن حملات اسرائیل به غزه در تهران در مقابل منزل شیرین عبادی تجمع و علیه وی شعار دادند.

عفو بین الملل: دانشجویان بازداشت شده در معرض شکنجه و بدرفتاری هستند


عفو بین الملل: دانشجویان بازداشت شده در معرض شکنجه و بدرفتاری هستند


خبرنامه امیرکبیر: عفو بین الملل روز گذشته با انتشار بیانیه ای نگرانی خود را از شکنجه دانشجویان بازداشت شده ابراز کرد.

در این بیانیه، عفو بین الملل با اشاره به نام های اسماعیل سلمانپور، مجید توکلی، حسین ترکاشوند و کوروش دانشیار نوشته است: این ۴ دانشجو بدون هیچ محاکمه و دادرسی از ۵ فوریه ۲۰۰۹ (۱۷ بهمن) در بازداشت به سر می برند و عفو بین الملل نگرانی خود را نسبت به وضعیت آنان ابراز کرده است. (برای مشاهده متن اصلی بیانیه عفو بین الملل می توانید به
این لینک مراجعه کنید)

لازم به یادآوری است سازمان عفو بین الملل هفته گذشته نیز با صدور بیانیه ای نسبت به وضعیت سلامتی و خطر شکنجه عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان هشدار داده بود. (متن اصلی بیانیه عفو بین الملل در مورد این ۴ دانشجو را می توانید در
این لینک ببینید)

در بیانیه روز گذشته عفو بین الملل آمده است: حسين تركاشوند، كوروش دانشيار، اسماعيل سلمان پور و مجيد توكلي، هم اكنون در بند ۲۰۹ اوين كه مربوط به وزارت اطلاعات است نگهداري مي شوند. از آنجا كه چهار دانشجوي ياد شده، زنداني سياسي محسوب مي شود در مورد آنها نگراني در مورد رفتار ناشايست و آزار و اذيت جسمي و شكنجه وجود دارد.

اين دانشجويان همگي اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي اميركبير (ISA) هستند كه در مراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان اولين رئيس دولت ايران شركت كرده بودند. برنامه ياد شده نيز يك برنامه صلح آميز بوده و بطور آشكار به اطلاع همگان و نيز مراجع قانوني رسيده بوده و هيچ كدام يك از اين مراجع نيز مخالفت خود را با اين برنامه ابراز نكرده بودند. اما با اين وجود بيست تن از شركت كنندگان در اين مراسم بازداشت شدند كه با گذشت چند روز همگي آزاد شدند اما اين چهار دانشجو هم چنان در بازداشت غيرقانوني بسر مي برند.

طبق گزارش هاي رسيده اين چهار دانشجو در اعتراض به بازداشت غيرقانوني خود و نيز شرايط بازداشت خود در اعتصاب غذا بسر مي برند. مجيد توكلي يكي از چهار دانشجوي بازداشت شده مدير مسئول نشريه خط صفر بود كه از تاريخ مي ۲۰۰۷ تا آگوست ۲۰۰۸ در زندان اوين بسر برد.

عفو بين الملل بيم و نگراني در مورد شكنجه و آزار و اذيت جسماني چهار دانشجوي دربند پلي تكنيك اعلام ميكند. چرا كه آنها را وادار به اعتراف شدند تا اقرار كنند كه در سازماندهي اعتراضات دانشجويي روز ۲۳ فوريه كه در آن اجساد چند تن از سربازان گمنام جنگ ايران و عراق در اين دانشگاه دفن شد، نقش داشته اند. در حالي كه اعراضات دانشجوئي در اين روز، دو هفته بعد از بازداشت اين دانشجويان اتفاق افتاد.

سابقه ماجرا

طي سه ماه اخير گزارش هائي به سازمان عفو بين الملل رسيده است كه طي آن موج جديد بازداشت ها و آزار و اذيت بوي‍ژه اقليت هاي قومي و مذهبي، مدافعان و فعالان حقوق سنديكائي، دانشجويان، فعالان زنان مورد توجه قرار گرفته است. فشارهائي كه بيشتر با هدف ساكت كردن و خاموش كردن صداهاي منتقدان در آستانه انتخابات آتي رياست جمهوري مي ۲۰۰۹ در ايران است.

در روز ۲۳ فوريه طبق گزارش ها بيش از ۷۰ دانشجو در اعتراضات دانشجوئي به تدفين جسد سرباز در دانشگاه پلي تكنيك دستگير شدند كه همه ي آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و به كلانتري ۱۰۷ ميدان فلسطين منتقل شدند. هم چنين در اين ميان دانشجويان دختر نيز حضور داشته اند كه مورد آزار و اذيت قرار گرفتند. اما اكثريت اين دانشجويان طي چند ساعت بعد از آن يا فردا صبح آن روز آزاد شدند.

تدفين جسد سربازان در دانشگاهها برنامه ايست كه دولت ايران با هدف كنترل هر چه بيشتر بر دانشجويان و دانشگاه ها در حال اجراي آن است. تدفين اين سربازان كه بدليل قرباني شدن در جنگ شهيد تلقي مي شوند، براي اعضاي نيروهاي امنيتي مانند نيروهاي بسيجي كه تحت كنترل سپاه پاسداران هستند، كنترل و دسترسي به فضاي دانشگاه را براي سركوبي عليه تجمعات اعتراضي توسط دانشجويان منتقد تسهيل ميكند.

عفو بين الملل در پايان بيانيه خود از عموم خواسته است كه با ارسال نامه اي به مراجع ذيربط خواهان حمايت از دانشجويان ياد شده در برابر شكنجه و رفتار اهانت آميز و نيز دسترسي آنها به خانواده، وكيل و محاكمه عادلانه و نيز مراقبت هاي پزشكي، شوند. هم چنين در پايان اين بيانيه خواسته شده كه به موارد اتهامي اين دانشجويان توجه شود و در صورتي كه آنان تنها و صرفا بدليل بيان آزادانه نظرات انتقاد آميز خود در بازداشت بسر مي برند، زنداني عقيدتي محسوب شده و بايد فوراً و بدون قيد و شرط آزاد شوند.

تقاضاي مذكور هم چنين به دفتر هاشمي شاهرودي رياست قوه قضائيه ايران و نيز محمد جواد لاريجاني رياست بخش حقوق بشر اين قوه ارسال شده است
.

Donnerstag, 12. März 2009

جبهه ملی ایران - ایران در چنبره انگیزیسیون فکری، عقیدتی و مذهبی


اعدام چهار نفر در زندان طبس


اعدام چهار نفر در زندان طبس

دستگاه قضايی جمهوری اسلامی چهار نفر را در زندان مرکزی شهر طبس بدار آویخت.
یک مقام دادگستری رژیم در طبس گفت چهار نفر بنامهای علی آبستان، علی دهقانی، علی دامشاد و محمود مرادی در سال 85 طی یک درگیری مسلحانه در کویر طبس دستگیر شده بودند و پس از تائید مراجع قضايی در سحرگاه دیروز اعدام شدند
.

نوروزِ : بدونِ حاجی فيروز! بدونِ عمو نوروز!

نوروزِ : بدونِ حاجی فيروز! بدونِ عمو نوروز
وبلاگ نوشته های ستار لقایی
نوروز از راه مي رسد. با صداي سبز روييدن و زايش زمين. با شکفتنِ شکوفه هاي بادام. با خروشِ بوي خوش و رنگ زيباي سنبل. با چهچه ي قمريان. با نواي ِ بلبلان. با سرودِ مرغان عشق.
نوروز از راه مي رسد، با لبان بي لبخندِ مردم ایران، با چهره هاي زردشان، با هفت سين هاي بي سين شان، با سفره هاي خالي شان، با لباس هاي پار و شايد پيرار و شايد هم دو دهه ي پيشترشان، با چشم هاي گريانِ خانواده ي هانا عبدی، با چشم هاي سرخ ايرانياني که عزيزان شان به جرم انسان دوستي و آزادگي، غل و زنجير ضد مردم را تحمل مي کنند و با اندوه تبعيدياني که آرزو شان، ديدار مادر سالخورده شان است...
نوروز از راه مي رسد، با صدها هزار زني که به بهاي شيشه يي شير، براي کودک گرسنه شان، بر سر بازار به هر رجاله يي، تن مي فروشند. با هزاران کودک خياباني که شبِ تاريک و درازِ عيدشان را مثل ديگر شب هاشان، در قبرستان ها به صبح مي رسانند و روزها در کوچه پس کوچه هاي شهر، هويت شان را گدايي مي کنند و بزرگ ترين خواسته شان، دست نوازش مادري گم شده است و نيز يک وعده غذاي گرم. با مردمي که واژه ي جديدي به نام «کارتون خواب» را به فرهنگ نامه هاي فارسي افزوده اند.
نوروز از راه مي رسد، با اضطرابي تلخ. با سفره هايی نه تنها بدون ماهي و سبزي پلو، بلکه عاري از تکه‌يي نان خشک.
نوروز از راه مي رسد، بدون عمو نوروزاش. بدون حاجي فيروزاش. که قهر کرده اند، شايد. و يا دل و دماغ خبر رساني ندارند.
نوروز از راه مي رسد، با هداياي بي شماري که دولت «مهرورزي» براي ملت ايران، در کوله بارش، ارمغان دارد. همه ي سفره ها و در همه ي خانه ها، با تصاوير و اخبار بمب هاي ايران برباد ده، و ويرانگر، رنگين است. بين تمام مردم، جز عده يي معدود از وابستگان اليگارشي آخوندي، سخاوتمندانه!! و بدون تبعيض!! «فقر» و «گرسنگي» و «شکنجه» و «اعدام» و «شربتِ گواراي شهادت»!! تقسيم شده است.
نوروز از راه مي رسد، و امسال بر خلاف گذشته ها، عيدي هاي استثنايي و کلان!! به مردم ايران، به ويژه زحمتکشان، هديه شده است: گزمه های فقیه سفیه و پاسدار احمدی نژاد!! که شليک صدها تير خلاص را درکارنامه ي درخشان!! خود دارد، چند هفته مانده به نوروز، فقط در یک سحرگاه، 48 ایرانی را با «مهرورزي»!! اعدام کردند.
نوروز از راه مي رسد، و همه ي کارگران ايران در شمول «مهرورزي»!! پاسدار احمدي نژاد قرار گرفته اند. و بيشترشان، ماه ها حقوق و مزاياي شغلي اشان، در صندوق کارفرمايان به عنوان ذخيره ي بلاعوض، مصادره شده است!! تا کارفرما بويژه اگر از اعضاي اليگارشي آخوندي باشد، نزد رييس بانک اش، در خارج از کشور، سرفراز باشد، و به خود ببالد که هر روز بر ميزان سپرده هاي ثابت و غير ثابت و نيز حجم معاملات اش در بورس هاي لندن و نيويورک و... و... افزوده مي شود، تا مردم ايران افتخار داشتن بيشترين ميلياردرها را در سطح جهان نصيب کشور خود کنند. و در مقابل گروه زيادي از کارگرانی که حقوق حقه شان را مطالبه کرده اند، در زندان هاي حکومت عدل!! فقيهِ!! مغول وار، وسيله ي انواع شکنجه هاي صميمانه، با مهر و محبت!!، پذيرايي!! مي شوند.
نوروز از راه می رسد، در حالی که ده ها روزنامه نگار به نشانه ي «مهرورز»ي در سجن هاي سياه فقيه، مسجون اند و صدها روزنامه نگار، بيکار و تعداد زيادي روزنامه و سايت هاي اينترنتي به محاقِ تعطيل افتاده اند تا در روزهاي عيد نوروز، نويسندگان، فرصت کافي براي مطالعه و استراحت!! داشته باشند.
نوروز از راه مي رسد، و حکومت «مهرورزي»، در در بلوچستان و سیستان، در کردستان و بسیاری از نقاط کشور، به عنوان غذاي شب عيد، به مردم گلوله هاي داغ تقديم!! می دارد و حق طلبان را به خاک می افکند و سطح زمين را با خون رنگ می زند!! و بدين وسيله مقدم نوروز را گرامي می دارد و جلوي پاش فرش قرمز می گستراند!!
نوروز از راه مي رسد، با نگاه هاي صدها زنداني سياسي که در پشت ديوارهاي سيماني، در انتظار لحظه ي اعدام خويش اند.
نوروز از راه مي رسد با صداي ضجه هاي زناني که سنگسار مي شوند.گوش کنيد!
صداي برخورد سنگ ها و سرها را بشنويد!
نوروز از راه مي رسد، با صداي رگبار مسلسل هايي که سينه هاي مردم دوستان ايران را مي شکافد.
اگر اندکي شنوايي برايتان به جاي مانده است، گوش کنيد و صداي رگبار مسلسل ها و تيرهاي خلاصي را که ياران پاسدار احمدي نژاد شليک مي کنند، بشنويد!
نوروز از راه مي رسد، گوش کنيد! صداي فرو افتادنِ برادران، خواهران، فرزندان، و والدين مان را، در آستانه ي نوروز، بشنويد.
اين نوروز فقاهتي است!باشد که به کوشش همه ي ايرانيان، سالِ پاياني اش باشد
.

دانشگاه پادگان نیست

اعدام شش نفر در زاهدان، اصفهان و ارومیه


اعدام شش نفر در زاهدان، اصفهان و ارومیه
رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی شش تن دیگر را در شهرهای زاهدان، اصفهان و ارومیه اعدام کرد.روز دوشنبه دستگاه قضايی رژیم چهار بلوچ سنی را به اتهام محاربه در زندان زاهدان بدار آویخت.یكی زندانی دیگر نیز بنام مصطفی. م 34 ساله كه از اهالی روستاهای اصفهان بود، اعدام شد.فعالان حقوق بشر نیز از حلق آویز یک زندانی دیگر بنام حامد محمد زاده در زندان ارومیه خبر دادند.این زندانی که اهل میاندوآب بود سحرگاه سه شنبه در زندان مرکزی ارومیه بعد از چندین سال حبس اعدام شد.همچنین بنابه خبر دیگری دستگاه قضائی رژیم حكم اعدام یک زندانی 33 ساله را در استان فارس صادر كرده است. این زندانی نیما نام دارد.تنها طی 10 روز بیش از 20 نفر در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند و حکم اعدام نزدیک به 35 تن دیگر نیز صادر شده است

Dienstag, 10. März 2009

اجرای مخفیانه حکم سنگسار مردی در رشت


اجرای مخفیانه حکم سنگسار مردی در رشت

خبرنامه امیرکبیر: سحرگاه پنجشنبه پانزده اسفند ۱۳۸۷ مردی ۳۰ ساله به جرم زنای محصنه سنگسار شد.
ولی آزاد اهل پارس آباد مغان و کارمند اداره بازرگانی این شهر در محل زندان لاکان شهرستان رشت با حکم شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان گیلان به ریاست حجت الاسلام قاضی کاشانی محکوم به سنگسار شده بود و این در حالی است که زنی که در این اتهام با او شریک بود مورد عفو قرار گرفته است.
این حکم به صورتی مخفیانه و با حضور افراد محدودی به اجرا گذاشته شده است و جنازه وی به دلیل ترس از افشا، علیرغم تلاش خانواده وی تحویل آنان نشده و در نقطه ای نامعلوم دفن شده است.
اجرای چنین احکامی در گیلان کاملا بی سابقه است
.

Samstag, 7. März 2009

گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن

گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن


هشت مارس روز جهانی زن را به زنان کشورمان شادباش می‌گوييم. هشت مارس روزی است نمادين برای ياد آوری تبعيضی که بر نيمی از انسانها يعنی زنان می رود و اين روز تجلی اراده زنان برای محو اين تبعيض و نابرابری است. تبعيضی جهانی که ابعاد آن در کشورهای مختلف بشدت متفاوت است. درحالی که در کشورهای پيشرفته اقتصادی به دليل وجود انديشه و عمل دمکراسی ، جنبش های زنان و نهادهای مدنی توانسته اند با به چالش کشيدن پديده نابرابری جنسی نمودهای آن را کمرنگ و بر بخش زيادی از پيامدهای آن غلبه کنند در بسياری از کشورهای ديگر اما مردسالاری چند هزارساله با سخت جانی در مقابل مطالبات برابر خواهی و حق طلبانه زنان ايستاده است. در کشور ما نيز قدرت و حاکميت سياسی که بر ستون های باورها و تقدس های دينی مبتنی بر نابرابری جنسی تکيه زده، مردسالاری ريشه دار را در پناه خود گرفته و با اهرم قدرت سياسی به تقويت آن پرداخته و با همه ابزار ممکن می خواهد آن را از تعرض جنبش زنان و جنبش دموکراسی حفظ کند. در سالی که گذشت جنبش زنان در کشورمان دستاوردهای گرانقدری داشت. جنبش زنان که نيروی خود را برآن متمرکز کرده بود که روابط نابرابرغير انسانی در حوزه خصوصی و اجتماعی زندگی زنان را به افکار عمومی بنماياند، توانست تا حد زيادی موفق شده و حساسيت افکار عمومی را به عمق و گستره اين نابرابری جلب کند. آشکار سازی خشونتی که بر زنان می رود يکی از اين دستاوردها بود. خشونتی که فرهنگ مرد سالار و حکومت دين سالار بر زنان کشورمان اعمال می کنند. اين خشونت اشکال مختلفی دارد، قوانين مدنی و قضايی غير انسانی و قوانين نانوشته ای که بشکل سنت های ارتجاعی و عادات اجتماعی، در پی کنترل رفتاری و کرداری و انديشگی زنان هستند و سلطه جنسی بر جنس ديگر را تداوم می‌بخشند. در سال گذشته کمتر روزی بود که يکی از نمودهای خشونت بر زنان در جايی از کشورمان توسط فعالين جنبش زنان در معرض قضاوت افکار عمومی قرار نگيرد. جنبش زنان ایران از طريق تلاش برای توسعه انديشه برابری مرد و زن در جامعه و گسترش تشکل های زنان و نماياندن تبعيض ها به هر شکل ، راه ناهموار و طولانی را پی می گيرد. سازمان های زیر به عنوان نيروهای سياسی که برای دمکراسی و عدالت اجتماعی در کشورمان تلاش ميکنند، از برابری حقوق زن ومرد دفاع کرده و امکان استقرار دمکراسی بدون برسميت شناختن اين برابری و مبارزه برای تحقق کامل آن را امکان پذير نمی دانند. ما به سهم خود عليه هرگونه ديدگاه مردسالار و همچنين سنن و آداب ارتجاعی که با فشار بر زنان مانع رشد آزادانه و مستقل آنها می شوند، مبارزه می کنيم. ما جنبش زنان ایران را بخش مهمی از جنبش دمکراسی و برابری خواه میدانيم که اهدافشان در پيوند تنگاتنگ با يکديگر است. ما دستاوردهای جنبش زنان را ارج گذارده و قدرت مندی آن را آرزومنديم. بارديگر روز ۸ مارس را به زنان ايران شادباش می گوييم.


جبهه ملی خارج از کشور
سازمان جوانان جبهه ملی ایران خارج از کشور
جمعیت آزادیخواهان ایران
سازمان جونان ایران آزاد
سازمان حقوق بشر زندگی کن و بگزار زندگی کنند

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

Freitag, 6. März 2009

طنین شعار آزادی دانشجویان بازداشتی پلی تکنیک در دومین برنامه پویش حمایت از خاتمی

طنین شعار آزادی دانشجویان بازداشتی پلی تکنیک در دومین برنامه پویش حمایت از خاتمی
خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته در دومین همایش موج سوم (گردهمایی حامیان خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری) تعدادی از دانشجویان با بالا بردن عکس های دانشجویان دربند پلی تکنیک خواستار آزادی آنان شدند.

لازم بذکر است که تعدادی از نخبگان و دانشوران و فعالان سياسي و فرهنگي،‌ پویشگران «موج سوم» و جوانان حامي خاتمي در اين گردهمايي شركت كردند و ۱۵ تن از نخبگان حوزه‌هاي فرهنگي، هنري، ديني، اجتماعي و سياسي و نخبگان حامي نامزدي خاتمي به نمايندگي از اقشار و گروه‌هاي متنوع به طرح دلایل خود برای حمایت از سیدمحمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوري پيش رو پرداختند.

دانشجویان پلی تکنیکی نیز با در دست داشتن تصاویر دانشجویان بازداشتی این دانشگاه و سر دادن شعارهای آزادیخواهانه حضور چشمگیری در این جلسه داشتند. آنها همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود “آقای خاتمی موضع شما چیست؟ بازداشت ٧٠ دانشجو در یک روز”.

دانشجویان پلی تکنیک علاوه بر این چندین بار شعار “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” را سردادند که با همراهی جمعیت حاضر در سالن مواجه شدند. همچنین حامیان خاتمی بارها در طول مراسم شعارهایی در حمایت از وی سر دادند.

نیروهای امنیتی که با اعمال فشار بر برگزار کنندگان جلسه خود را در جلوگیری از حضور دانشجویان امیرکبیری ناکام دیدند، تنها اقدام به فیلم برداری از دانشجویانی کردند که یکصدا شعار آزادی همکلاسیهای خود را سر می دادند.

همچنین همزمان با برگزاری این جلسه خبرگزاری فارس که این روزها تبدیل به پایگاه نیروهای افراطی شده است در اقدامی تحریک آمیز و تفرقه افکنانه اقدام به درج خبری با عنوان “تنش در همايش دعوت از خاتمي / چرا سید پاسخگو نیست؟” مخابره نمود که از اساس کذب بود.

این خبرگزاری که سابقا بعلت درج اخبار کذب به مدت ۳ روز تعطیل شده بود در تلاش مذبوحانه سعی القای وجود اختلاف مابین دانشجویان پلی تکنیکی و برگزار کنندگان همایش نمود.

در خبر فارس آمده است: مراسم حمايت از خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم با عنوان دومين همايش موج سوم كه در مجتمع فرهنگي هنري اريكه ايرانيان در حال برگزاري است با حضور جمعي از دانشجويان دانشگاه اميركبير كه خواهان آزادي همكلاسي‌هايشان بودند، به تنش كشيده شد. اين دانشجويان با بالا بردن پلاكاردهايي با مضمون اينكه آقاي خاتمي موضع شما در خصوص دستگيري دانشجويان اميركبير چيست، با فرياد اقدام به طرح ادعاهاي خود كردند كه با واكنش عده‌اي ديگر مواجه شد.

لازم به ذکر است این خبر در حالی منتشر شده است که اخبار و تصاویر منتشره از این جلسه گویای واقعیت دیگری است و دلیل عصبانیت خبرگزاری فارس نیز در آن نهفته است، در ادامه خبر فارس آمده است: “مسئولان اين همايش تلاش بسياري را انجام دادند تا تنش در سالن پايان يابد اما تلاش آنها در حين سخنراني سيدشهاب‌الدين طباطبايي رئيس شاخه جوانان همچنان تا پايان سخنان وي كه انتقادات شديدي را نسبت به دولت مطرح مي‌كرد، ادامه داشت.”

گفتنی است که در هنگام سخنرانی شهاب طباطبایی و سعید رضوی فقیه بارها جمعیت حاضر در سالن همصدا با دانشجویان شعار ” دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” را سردادند.

لازم بذکر است که حسام‌الدین سراج، هما روستا، ضیاء موحد (شاعر و فیلسوف)، یوسف اباذری (جامعه‌شناس)، سعید رضوی‌فقیه، لیلی رشیدی، شاپور اعتماد (عضو انجمن حکمت و فلسفه)، اردشیر امیرارجمند (رئیس سابق کرسی حقوق بشر یونسکو در ایران)، جلال جلالی‌زاده، علیرضا رحیمی (جانباز و آزاده)، مجید انصاری، شهاب طباطبایی، محمدجواد غلامرضا کاشی، زهرا شجاعی (دبیرکل مجمع زنان اصلاح‌طلب)، مصطفی طلوعی (دبیر همایش) و صباغی (برادر شهیدان صباغی) از جمله سخنرانان اين همایش بودند.

کمال تبریزی، فرهاد آییش، محسن آرمین، جواد مظفر و عبدالله رمضان‌زاده که برای ایراد سخنرانی در همایش حاضر شده‌بودند نیز به دلیل ضیق وقت به اعلام حمایت خود از خاتمی اکتقا کردند و به سخنرانی نپرداختند. هادی ساعی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش، آیت‌الله موسوی تبریزی و آيت‌الله موسوي بجنوردي نيز ضمن اعلام حمایت خود از سیدمحمد خاتمی به دليل سفر يا كسالت امكان سخنرانی در این برنامه را نيافتند. تعداد زيادي از اعضاي ارشد شوراي مركزي جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، نهضت آزادي ايران، شوراي فعالان ملي‌-مذهبي، مجمع روحانيون مبارز و حزب كارگزاران سازندگي و نخبگان فرهنگي و دانشگاهي نيز در اين همايش حضور داشتند.

در قسمت‌هاي مختلف برنامه نيز ۵ كليپ و نماهنگ (نماهنگ ترانه‌های «روز پیروزی خورشید»، «خاتم انگشتر ايران» و «حماسه» و دو کلیپ درباره «مبارزات مدنی ایرانیان از زمان مشروطه» و «اعلام نامزدی سیدمحمد خاتمی») به نمايش درآمدند. پیام سیدمحمد خاتمی به این همایش نیز در انتهای برنامه قرائت شد.

وضعیت وخیم معیشتی میلیونها ایرانی در آستانه نوروز


وضعیت وخیم معیشتی میلیونها ایرانی در آستانه نوروز

آینده نیوز: در حالی که دو هفته تا عید نوروز باقی مانده است، نگرانی های معیشتی زندگی بیش از 50 میلیون نفر در ایران را فراگرفته است.
مطابق با آمارهای رسمی بیش از 14 میلیون نفر از مردم کشور زیر خط فقر شدید به سر می‌برند و حدود 30 میلیون نفر از مردم که شامل بخش عمده‌ای از حقوق‌بگیران دولت به ویژه فرهنگیان، اکثر نیروهای مسلح و کارگران هستند نیز دریافتی ماهیانه‌ای کمتر از 500 هزار تومان دارند و با توجه به آن که طبق آمارهای بانک مرکزی حدود 24 میلیون نفر از این تعداد اجاره‌نشین هستند، تأمین حداقل معیشت برای آن‌ها نیز ممکن نیست.
تصویب عیدی به مبلغ 250 هزار تومان برای کارمندان دولت نیز در حالی صورت می‌گیرد که به دلیل تعطیلات فراوان فروردین ماه، بخش عمده آن با کاهش اضافه کاری این ماه نسبت به سایر ماه‌های سال ناپدید می‌شود و با توجه به گرانی موجود، ‌مسئولان کشور باید پاسخگو باشند که آیا این مبلغ ناچیز 250 هزار تومانی، تأمین‌کننده چه مقدار مواد غذایی اولیه مورد نیاز مردم است؟ چه رسد به تأمین پوشاک، کفش و وسایل پذیرایی نوروز!
این در حالی است که متوسط حقوق نمایندگان مجلس، مدیران کل، معاونین، وزاری دولت و مدیران شهرداری از 5/1 تا 3 میلیون تومان در ماه است.
بنابر آخرین اعلام بانک مرکزی از قیمت‌های مواد خوراکی در شهر تهران، ماست هر کیلو هزار تومان، پنیر هر کیلو 5500 تومان،‌ تخم‌مرغ شانه‌ای 2700 تومان، برنج هر کیلو 3300 تومان، حبوبات به طور متوسط هر کیلو دو هزار تومان،‌ میوه به طور متوسط هر کیلو هزار تومان، گوشت گاو و گوسفند هر کیلو حدود ده هزار تومان، ‌گوشت مرغ هر کیلو 2400 تومان و روغن هر کیلو حدود دو هزار تومان است.‌ با توجه به این قیمت‌ها که از سوی دولت اعلام شده، باید از مسئولان پرسید، برای سیر کردن شکم یک خانواده 4 نفره با حداقل مواد غذایی لازم که به بیماری و سوء تغذیه دچار نشوند، چه میزان هزینه لازم است؟
و آیا تأمین این هزینه‌ها با یک حقوق پانصد هزار تومانی و عیدی 250 هزار تومانی با احتساب هزینه اجاره مسکن، حمل و نقل، درمان، پوشاک، آب،‌ برق، گاز و تلفن و... ممکن است و اگر ممکن نیست، زمانی که مسوولان خود در رفاه کامل به سر می‌برند، آیا به مردم محروم توصیه می‌کنند که شب‌ها با شکم گرسنه سر بر زمین بگذارند؟

قاچاق و فروش دختران ایرانی در پاکستان


قاچاق و فروش دختران ایرانی در پاکستان

سایت کانون زنان ایرانی: دختران ایرانی پس از قاچاق در پاکستان به فروش می رسند. این دختران اغلب با ازدواج های قلابی به این کشور منتقل و در شهرهای مختلف آن به فروش می رسند . این گفته شهلا معظمی استاد دانشگاه تهران در سی و سومین نشست علمی قاچاق زنان و کودکان در آسیای مرکزی است که عصر سه شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد .
معظمی می گوید توده های عوام و زنان روستائی کمترین آگاهی را نسبت به این موضوع دارند . در مناطق فقیر نشین کشور ما مانند خراسان جنوبی خیلی از خانواده ها با عقد رسمی دختران شان را با تصور شوهر دادن به این دام می اندازند . ازدواج هائی که قلابی است و بعدا این دختران از کشورهائی خلیج فارس و پاکستان سر در می آورند.
او به آگهی های تبلیغاتی که برای جذب نیروی کار تهیه می شود هم اشاره می کند آگهی هائی که در پشت پرده شان منظوری دیگر نهفته است اما عده ای به دلیل ناآگاهی فریب می خورند.
او از قاچاق انسان به عنوان بردگی نوین نام می برد. بردگی ای که در عصر مدرن همه حقوق انسان را از او سلب می کند. قاچاقچیان زنان و دختران جوان جویای کار را می فریبند و در انبار کشتی پنهان و با شرایط رقت بار قاچاق می کنند . گاه این زنان به خاطر شرایط بد انتقال هرگز به مقصد نمی رسند و گاه هم به دریا انداخته می شوند .
او به رشد وسیع این جرم سازمان یافته در طی سالهای اخیر اشاره می کند قاچاق زنان و کودکان برای قاچاقچیان کم خطر تر است .اغلب این زنان با رضایت کامل جابه جا می شوند و پس از رسیدن به مقصد می فهمند به دام افتاده اند.
سازمان ملل در این باره فیلمی ساخته است فیلمی که در پشت اگهی های استخدام با وعده زندگی بهتر و شغل مناسب تر بسیاری از دختران فریب می خورند و پس از رسیدن به مقصد به فحشای اجباری یا کار در شرایط غیر انسانی گمارده می شوند.
به گفته معظمی این افراد به شدت در جهت افزایش قدرت سیاسی شان می کوشند چون هر قدر دولت و پلیس با آنها همراه شوند بیشتر می توانند فعالیت هایشان را انجام دهند. بنابر این یک دولت سالم بهترین تهدید کننده این گروهها محسوب می شود و فساد مالی این سیستم هم بهترین تقویت کننده این باندها است
.

رژیم جنایتکار آخوندی یک زندانی سیاسی را به قتل رساند

رژیم جنایتکار آخوندی یک زندانی سیاسی را به قتل رساند



فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان رجائی کرج ،زندانی سیاسی امیر حسین حشمت ساران 09:00 صبح امروز در بیمارستان رجائی کرج جاودانه شد. این سومین زندانی سیاسی است که در زندان گوهردشت کرج به قتل می رسد.زندانی سیاسی امیر حسین ساران ،پس از تجویز داروهایی که بصورت پورد شده و چند دارو با هم مخلوط بود و از محتوای این داروها اطلاعی دردست نیست مسموم شد و در حدود 48 ساعت در کوما بسر برد تا اینکه صبح امروز جاودانه شد.از روز گذشته که خانواده آقای ساران متوجه وضعیت وخیم جسمی آقای ساران شدند فرزندان او بارها تلاش کردند که پدر خود را عیادت کنند ولی مامورین وزات اطلاعات که در آنجا حضور داشتند و به عنوان نگهبان اتاقی آی.سی.یو ب.ودند ممانعت کردند .آقای ساران درحالی که در بیهوشی بود به دستان او دستبند زده بودن و به تخت بیمارستان بسته شده بود.امیر حسین ساران و سایر هم بندیهای او در طی مدت بازداشت خود در زندان گوهردشت کرج بارها آماج حملات سازمان یافته توسط وزات اطلاعات و علی حاج کاظم و روسای حفاظت و اطلاعات و رئیس بند ها قرار گرفت که منجر به برداشتن زخمهای عمیق شده بود در آخرین یورشی که چند روز پیش توسط کرمانی و نبی الله فرج زاده همراه با 30 نفر از افراد گارد ویژه زندان به سلول آنها شد او و همبندیهایش آماج ضربات باطوم قرار گرفتند و اندک وسائل آنها یا تخریب شد و یا به یغما رفت.آقای ساران بارها به بند 8 زندان گوهردشت کرج فراخوانده شد واو را تحت فشار های روحی و تهدیدات مختلف قرار دادندسیاست سرکوبهای گسترده ،اعدامها و قتل زندانیان سیاسی که در زندانها روی میدهد توسط ولی فقیه مطلقه رژیم علی خامنه ای تعیین می شود وبرای اجرا در دست وزارت اطلاعات و روسای زندانهاقرار می گیرد .فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،قتل امیر حسین حشمت ساران را محکوم می کند و به خانواده محترمش و تمامی آزادیخواهان ایران تسلیت می گوید و از دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر خواهان تشکیل یک هیئت تحقیق حقیت یاب برای بررسی قتلهایی که در سالهای اخیر در زندانهای این رژیم روی داده است می باشد.
16 اسفند 1387 برابر با 6 مارس 2009قتل زندانی سیاسی امیر حشمت ساران به سازمانهای زیر گزارش گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بش
ر

Donnerstag, 5. März 2009

گزارش حزب ملت ايران از چهل و دومين سالروز درگذشت مصدق در احمدآباد


گزارش حزب ملت ايران از چهل و دومين سالروز درگذشت مصدق در احمدآباد

آيين بزرگداشت چهل ودومين سالروز در گذشت مصدق بزرگ با حضور گروهها سازمانها واحزاب ملی در قلعه احمد آباد قلعه ای که درآن دکتر محمد مصدق سالها به حالت تبعيد و زندانی به سر برد و در آنجا به خاک سپرده شد بر گزار گرديد.نخستين گروهی که وارد قلعه شد دانشجويان ,هموندان و هواداران حزب ملت ايران بودند که از چهار گوشه ميهن با گل بسته ای که به نشان حزب آراسته شده بود به زيارت مزار پيشوا شتافتند.
گروههای جبهه ملی ايران -جاما-نهضت آزادی ايران- ائتلاف نيروهای ملی مذهبی- جنبش مسلمانان مبارز-دفتر تحکيم وحدت-سازمان حقوق بشر کردستان- دگر انديشان چپ- جمعيت هواداران مصدق شاخه کرمانشاه- گروهی از جوانان حزب پان ايرانيست- دانشجويان دانشگاههای تهران-علم و صنعت و گروههای اجتماعی از سنندج- قزوين-همدان و زنجان در گروههای گوناگون وارد قلعه احمد آباد شدندو گروهی از فعالان سياسی و اجتماعی استان سيستان و بلوچستان که بدليل مشکلات پرواز ها نتوانستند خود را به مراسم برسانند شفاها حضور معنوی خود را به اطلاع گردانندگان مراسم رساندندآيين اصلی در ساعت ده و نيم بامداد با فرا خوان حسين سکاکی رزمنده دير پای نهضت ملی ايران آغاز گرديد و سپس دکتر محمود مصدق به ياد آوری خاطراتی ازاعتقاد راسخ پيشوای آزادی به جوانان ميهن در مسير مبارزات رهايبخش ملی پرداختند.نخستين سخنران مراسم دکتر بهروز برومند عضو شورای مرکزی حزب ملت ايران با محوريت پيامد های آموزشهای دکتر مصدق بر همه گروههای سنی بود که در بخشهائی از آن گفت :ميراث ارجمند دکتر محمد مصدق ,مهر ورزی پاکدلانه به آزادی و مردم سلاری و زندگی سر بلند و افتخار آميز برای همه ايرانيان از هر گونه و تبار و با هرگونه گرايش بود و هست که چکيده آرزو ها و خواستهای همه مردم ايران و آزادگان اين سرزمين بشمار ميرودهمانگونه که امروز پس از نيم قرن نسل جوان بدون داشتن تجربه شخصی و حضور در زندگی اجتماعی و سياسی دوران اوج خيزش و جنبش ملی , همچنان نام نامی مصدق را کليد واژه و رمزگان مبارزه اينده نگرانه خود ميشناسد.در ادامه برنامه يکی از بانوان به خواندن چند شعرپيرامون روش و منش پيشوای آزادی پرداخت . سخنران بعد آقای حسين شاه حسينی از مبارزان دير پای نهضت ملی به ذکر فرازهائی از منش و روش دکتر مصدق و باور ايشان به آزادی و استقلال ايران پرداختندشناخته شده ترين حاضران مراسم عبارت بودند از :بانو سيمين بهبهانی,احمد صدر حاج سيد جوادی ,مهندس عزت الله سحابی ,مهندس معين فر ,خانم دکتر لقا اردلان ,دکتر بهروز برومند ,حسين شاه حسينی دکتر سعيد آل آقا <مهندس حسين شاه اويسی , مهندس بهرام نمازی ,محمد بسته نگار , رشيد مظفری سردشتی,مهندس لطف الله ميثمی ,دکتر نظام الدين قهاری ,دکتر فروزان ,مهندس کورش زعيم ,محمود گرگين ,دکتر محمد ملکی ,مهنس عباس امير انتظام , دکتر ابراهيم يزدی ,مهندس توسلی ,مهندس سياووش سميعی ,دکتر ايوب رحيم زاده , عيسی خان حاتمی ,دکتر حبيب الله پيمان ,فرزين مخبر , بانو سيمين مخبر , حسين رضائی ,دکتر يوسفيان غلام حسين دهدشتی , مهرداد سيد عسگری عبد الحسين سميعی –مهندس اشکان رضوی –مهندس آرش رحمانی ,مهندس حميد رضا خادم ,پيمان عارف ,علی رضا افشاری ,محسن قاسمی شاد , مهندس حميد رضا مسيبيان ,سعيد اسدی ,بهاره هدايت ,مهدی عربشاهی , مهندس سميرا جمشيدی , امير قاضی پور مراسم در ساعت دوازده و سی دقيقه با سرود ای ايران,يار دبستانی وذکر شعارهای درود بر مصدق سلام بر آزادی ,دانشجو زندانی آزاد بايد گردد,زندانی سياسی آزاد بايد گردد پايان پذيرفتاز نکات مهم مراسم ضبط اعلاميه های دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ,باز داشت يکی از دانشجويان دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران و هوشياری برگزار کنندگان مراسم برای خنثی کردن و جلو گيری از توطئه گروههای فشار برای ضرب وشتم و ضبط موبايلهای دانشجويان بود . تهران-شامگاه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ خورشيدیروابط عمومی حزب ملت ايران

پرتاب لنگه کفش به سوی احمدی نژاد در ارومیه


پرتاب لنگه کفش به سوی احمدی نژاد در ارومیه

به گزارش ارومیه نیوز، بعد از ظهر دیروز چهارشنبه چهاردهم اسفند محمود احمدی نژاد برای دیداری یک روزه به ارومیه سفر کرد. احمدی نژاد حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر با کاروانی از اسکورت از فرودگاه ارومیه حرکت کرده و با طی مسیری نسبتاً طولانی برای سخنرانی در استادیوم تختی شهر ارومیه حضور یافت.
سفر محمود احمدی نژاد به شهر ارومیه دارای حاشیه های بسیاری بود اما مسئله بسیار مهمی که مردم را متعجب و شوکه کرد، پرتاب کفش و اشیای مختلف به سوی احمدی نژاد و برخورد با اتومبیل همراهان احمدی نژاد و عکس العملل غیر قابل تحمل آنها بود.
هنگام عبور کاروان محمود احمدی نژاد به سمت استادیوم تختی٬ پیرمردی که برای دادن نامه ای به احمدی نژاد وارد خیابان مطهری شده بود با اتومبیل همراهان رئیس جمهور تصادف نمود ولی همراهان و محافظان وی بدون توجه به راه خود ادامه دادند که مردم از پیاده رو به خیابان سرازیر شده و جلوی اتومبیل ها را گرفتند.
وقتی که آمبولانس کاروان از کمک به پیرمرد زخمی خودداری نمود بین مردم و نیروهای لباس شخصی همراه کاروان درگیری صورت گرفت. در نهایت با هو کردن از سوی مردم آمبولانس مجبور به انتقال پیرمرد زخمی به بیمارستان شد.
در حرکت اعتراضی تعجب آوری که همه مردم را شوکه کرد وقتی اتومبیل احمدی نژاد در میدان ولایت فقیه به سوی خیابان امام حرکت می کرد و احمدی نژاد از اتومبیل روباز به سوی مردم دست تکان می داد از مقابل موسسه مالی مهر ( واقع در میدان ولایت فقیه – مرکز) لنگه کفشی به سوی احمدی نژاد پرتاب شد. مأموران به سوی مردم هجوم بردند ولی علیرغم جستجوی فراوان موفق به دستگیری کسی نشدند و بعد از اندکی فرد دیگری نیز در اول خیابان امام کلاه سیاه رنگی به سوی احمدی نژاد پرتاب کرد.
همه مردم شاهد این حرکات اعتراضی بودند و این موجب شد که اتومبیل احمدی نژاد به سرعت از محل فاصله بگیرد
.

Mittwoch, 4. März 2009

احمد آباد، اسارتگاه مصدق، میعادگاه عاشقان آزادی ,پرویز داورپناه

احمد آباد، اسارتگاه مصدق، میعادگاه عاشقان آزادی ,پرویز داورپناه

بگذار تا پیام تو را
چشم های ساکت خود منتشر کنیم
بگذار تا عصای تو

با انتظار ما

بر گور روستایی ات آهسته گل کند
بگذار آب های پر آواز
همواره در ستایش آزادی

زیر درخت پیر
روان باشد

محمد علی سپانلو
خبرنگاران خارجی و جهانگردان وقتی به ایران میرسند از احمد آباد و مزار مصدق می پرسند. احمد آباد همان جائی است که در آن آدمی روح پاک مصدق را حس میکند؛ آزادی با روح آدمی پیوندی ناگسستنی برقرار میکند؛ جایی که میتوان فهمید ایران یعنی چه؟ ایرانی کیست، و در طول اعصار چه مصایبی بر سر ایران و ایرانی آمده است! آری، مصدق از زمان برتر و از مکان بالا تر است. مصدق آتشی در سینه دارد که آتش به ایران عشق است، عشق به استقلال و سرافرازی ایران و این عشق را ملت ایران حس کرده است و برای آن احساس عمیقی در خود دارد و آن روز فرا خواهد رسید که نام مصدق تمام فضای ایران راهمراه با نسیم آزادی و دموکراسی پر خواهد کرد. دیماه ۱۳۴۱ وقتی در اولین کنگره جبهه ملی ایران در تهران، رئیس کنگره اعلام داشت که پیامی از احمد آباد آمده است، با شنیدن نام احمدآباد، ناگهان ۲۰۰ نفر، نمایندگان حاضر در کنگره برپا خاستند و اشک شوق در چشم همگی آنان موج میزد. همه با شور و هیجانی عظیم همراه با شکوهی سنگین، نفس را در سینه ها حبس ساخته بودند تا بار دیگر پس از نه سال صدایش را که در احمد آباد بر نوار ضبط شده بود، بهتر بشنوند.احمد آباد همانجاست که می فهمی چرا ایرانی، ایرانی مانده است و هیچگاه به پستی و خفت و خواری در برابر هیچ قوم دیگر تن نداده است؛ آنجاست که حس میکنی بابک ها، مازیارها، ابومسلم ها، امیرکبیرها، مصدق ها، فاطمی ها، فروهر ها، بختیارها و . . . برای چه آمده اند و خونشان برای چه خاک را رنگین کرده است. آری، مصدق صدای تاریخ است.وقتی در دهکده ی عشق در آهنی خانه مصدق بسته می شد و مصدق در خانه تنها می ماند، آدمی احساس می کرد که آزادی در آنجا زندانی است. مصدق آتشی در سینه دارد که آتش عشق به ایران است، عشق به استقلال و سرافرازی ایران و این عشق را ملت ایران حس کرده است و از آن احساس ژرفی درخود دارد. مصدق درك عمیقی از استقلال و آزادی دارد و این دو را از هم جدا نمی‌‏داند. این استقلال‌‏طلبی مصدق است كه منجر به ملی شدن صنعت نفت می شود. او سعی می کند دو عنصر استقلال و آزادی را در جامعه متحقق كند. مصدق سرآمد خدمت‌‏كاران تاریخ ایران است و این ریشه در تربیت او دارد. مصدق هیچ‌‏گاه فضای جامعه را محدود نمی‌‏كند. دوران مصدق، مطبوعات و احزاب از آزادی كم‌‏نظیری برخوردارند.او در طرحی برچیدن بساط استثمار كشاورزان ـ كارگران را آغاز می کند، او حقوق معلمان را افزایش داده، بیمه‌‏های تامین اجتماعی را سامان میدهد؛ طرح هایی كه اگر همه ی آنها برجا می‌‏ماند و کاملا عملی می شد، وضعیت مردم كشور بسیار متفاوت بود. آن روز فرا خواهد رسید که نام مصدق تمام فضای ایران را همراه با نسیم آزادی و دموکراسی پرخواهد کرد. در آغاز حکومت اسلامی که مردم به مصدق روی آوردند و از او تجلیل کردند و در احمد آباد اجتماع میلیونی تشکیل شد، این محبوبیت، خمینی را به وحشت انداخت. او بهمان لحن عامیانه ی خود بی اختیارفریاد برآورد "ول کنید این مشت استخوان پوسیده را" و بدین ترتیب دوباره مصدق به محوطه ممنوعه ها بازگشت. برگردیم به دهکده عشق که امروز ویران آباد نام گرفته است. مونا ناییم خبرنگار روزنامه لوموند در مقاله ای زیر نام "آرامگاه عجیب مصدق" می نویسد: "خانه دو طبقه رو به ویرانی است. راه وصول به آن، یک جاده باریک خاکی است که از میان درختها و علف های هرزه میگذرد. هیچ علامت و نشانی برای راهنمایی و هیچ مستحفظی ندارد. تنها یک خانوادهء روستایی در حد توانایی، کم و بیش به این خانه رسیدگی می کند. پدر استقلال اقتصادی ایران و پیشاهنگ ناسیونالیسم در منطقه خاور میانه، محمد مصدق، نخست وزیر اسبق ایران در داخل این خانه محقر احمد آباد، در ۸۰ کیلومتری شمال غربی تهران مدفون است. او در سال ۱۹۶۷ در این خانه درگذشته است. از هنگام استقرار جمهوری اسلامی در ایران در ۱۹۷۹، رژیم مذهبی برخاطره این مرد که سی و پنج سال پیش از خمینی مظهر مبارزه با هر گونه سلطه خارجی بر ایران بوده، بکلی پرده ی فراموشی کشیده است . . . در میان ایرانیها، بخصوص جوانان که نسبت به اقدامات مصدق نظر بسیار تحسین آمیزی دارند، نادرند آنهایی که می دانند مصدق در کجا مدفون است."آقای استیون کینزر نویسنده کتاب همهً آدمهای شاه۱ می نویسد:روزی که من وارد احمد آباد شدم، دو پسر کوچک در سایه در مقابل دکه ای نشسته بودند. به راهنمایم گفتم: "از آنها بپرس مصدق کی بوده." او پرسید. پسرها لبخند زدند و سر تکان دادند، انگار که ما دو آدم کودن بودیم. یکی از آنها جواب داد: "او نفت را ملی کرد." دیگری خندید. من تحت تاثیر قرار گرفته بودم.جاده احمد آباد به دروازه باغ بزرگی می رسد که دیوارهای بلند آجری، آن را احاطه کرده است. هیچ اسمی بر سر در باغ دیده نمی شود، اما نگاهی کوتاه به اطراف روشن می سازد که هیچ نقطه دیگری از این روستا به هیبت این ساختمان نیست. این باید خانه مصدق باشد. مصدق بیش از ده سال از این خانه خارج نشده بود. او در خاطراتش نوشت: "من عملا" زندانیم. در این روستا محبوس و از همهء آزادیها محروم شده ام. آرزو می کنم که هرچه زود تر عمرم به پایان برسد و از این زندگی رهایی یابم. در احمد آباد از یکی از روستائیان بنام تک روستا سئوال کردم که آیا تک روستا و همسایگانش خود را با روستاییان سایر مناطق اطراف متفاوت می دانند، و او بااطمینان گفت که همین طور نیز هست. "ما نه تنها احساس متفاوتی داریم، بلکه متفاوت نیز هستیم. ما متفاوتیم به دلیل تاثیراتی که مصدق بر ما نهاده است. دیدارکنندگان از راه دور به اینجا می آیند، اما به هیچ روستای دیگری نمی روند. ساکنان این روستا به خود می بالند که مردی چون مصدق را در میان خود داشته اند. ما سعی می کنیم بر اساس الگویی که مصدق به ما داده است رفتار کنیم. در اینجا ما به همکاری، امور خیریه، وحدت و همبستگی اعتقاد داریم. دست مردم نیازمند را می گیریم. ساکنان روستای دیگر به الگوهای ما پی برده اند و هر زمان که مشکلی داشته باشند، از ما طلب کمک می کنند. شما نمی توانید احمد آباد را بدون مصدق به یاد آورید. او پدر ملت ما و درعین حال پدراین روستاست. واقعا" شرم آور است که آنها او را و حکومتش را نابود ساختند." استیون کینزر ادامه می دهد:"مصدق در وصیت نامه اش خواسته بود که در گورستان ابن بابویه در تهران، در کنار گور کسانی که در تیرماه ۱۳۳۱ از حکومت او دفاع کرده و کشته شده بودند، دفن شود. محمد رضا شاه از ترس آنکه گور مصدق مرکز تجمع مخالفان گردد، این اجازه را نداد. خویشاوندان مصدق تصمیم گرفتند موقتا" جسد او را در احمد آباد دفن کنند. مصدق از آنها خواسته بود که مراسمی برپا نگردد. حتی سنگ قبر هم نمی خواست . تقاضا یش اجابت شد. اکنون او در کف اتاقی به خاک سپرده شده است که زمانی اطاق غذاخوریش بود. این اطاق مفروش، کوچک اما دلپذیر است. با پنجره هایی که انوار خورشید از میان آنها به درون اتاق می تابد. در طول سالها، این اتاق شکل آرامگاه را به خود گرفته است."شیرین سمیعی در کتاب در خلوت مصدق۲می نویسد: من در زندگانی خود سعادت آن یافتم که به خلوت مصدق راه یابم، او را از نزدیک ببینم و لمس کنم، با او هم پیاله و دمساز شوم، در کنارش به سخن بنشینم و از گفتنی ها بگویم. این نیکبختی را از طریق ازدواج با یکی از نوادگانش بدست آوردم. در آن ایام او به دور از چشم همگان، به فرمان شاه، در تبعید و در احمدآباد بسر می برد و هر کس را رخصت دیدار او نمی بود. به خاطر کارنامه اش ابرمرد دوران شده بود و قهرمان ایرانیان و سایر ملت های دربند و کشورهای اسیر. با آنکه خلق و خوی درویشان داشت و بر گلیمی می خسبید، با پادشاه در یک مملکت نمی گنجید و بهمین خاطر در کنج دهی ز انظار پنهانش می داشتند...مصدق، آن طور که من شناختم، کاری به کار مذهب و معتقدات کسی نداشت و هیچگاه برای مبارزه با آن برنخاست و درگیری با مذهب را به صلاح ملک و ملت نمی دانست. ندیدم کسی را به خاطر آن ملامت و یا مذهب را به خاطر مذهب بکوبد، اما به جدائی دین از دولت اعتقاد تام داشت و کتمانش نمی کرد. تکیه بسیار بر آموزش، دانش، آزادی و رفاه ملت می کرد. بارها از او شنیدم که می گفت با اسلحه به جنگ خرافات رفتن خطاست و هر زمان که در دفاع از عقایدم تند می تاختم مرا از آن منع می کرد... در احمد آباد صبح زود از خواب برمی خاست، لباسش را می پوشید، یک پیاله چای می نوشید و در گوشه ای از حیات می نشست...شیرین سمیعی می نویسد: به او بالیدن چه آسان و چو او زیستن چه مشکل. یکه بود و بی مانند و تا به امروز نیز همچنان در درون خانواده اش بی همتا مانده است و در بیرون از آن نامدار و سرافراز، چرا که در طول عمرش سخن جز به حق نگفت و به ناحق نپیوست. راه آزادی را از برای ملت ایران بگشود و طعمش را هر چند بس کوتاه، بدو بچشاند. غرور و سربلندی را به او بنمود و چشمانش را بر روی مکر استعمارگران باز کرد. تسلیم زور نشد و سر در برابر زورگویان فرود نیاورد.به دنبال نام نرفت و در پی جاه و مال نشد. با دشمن ستیز کرد و سر به اجانب نسپرد. پای بر معتقداتش ننهاد و از مبارزه، هیچ زمان نهراسید. به خاطر آرمانش به زندان رفت، مرگ به جان خرید و عمری را در تبعید، به دور از خانه و خانمان گذراند.این چنین بود که برگزیده ایرانیان گشت و نماد آزادگان ایران زمین، به دل ها راه یافت و یادش زنده و نامش جاودان بماند، نه به خاطر اسم و رسم و نه به خاطر ثروت و مقام و ایل و تبارش، فقط به خاطر آنچه که بود و کرد و آن چنان که زیست. سرانجام نیز رسید به آنچه سزاوارش بود.عاشقان مصدق سالی دو بار در احمد آباد دور هم جمع می شوند و یاد او را زنده نگاه می دارند. آخرین دیدارشان ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷سالروز تولد مصدق بود و دیدار آینده روز ۱۴ اسفند ماه ۱۳۸۷ می باشد.دکتر پرویز داورپناه ـ ۱۲ اسفندماه ۱۳۸۷منابع:۱) استیون کینزر، همهً آدمهای شاه، ترجمهً منیژه شیخ جوادی(بهزاد) نشر پیکان، چاپ اول، تهران،۱۳۸۲۲ ) شیرین سمیعی، درخلوت مصدق، شرکت کتاب، چاپ اول، لس آنجلس، ۱۳۸۴ / ۲۰۰۶ میلادی