Sonntag, 31. Mai 2009

وزارت علوم و ستاره‌دارها؛ نصیحت پدرانه با طعم اخراج

وزارت علوم و ستاره‌دارها؛ نصیحت پدرانه با طعم اخراج

۱۳۸۸/۰۳/۰۹
رزا آژیریشماری از دانشجویان محروم از تحصیل، روز جمعه هشتم خرداد ماه، در دومین نشست سراسری خود که با محوریت انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران برگزار شد، در نشریه نامه گرد آمدند که نتیجه این نشست حمایت از نامزدی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری بود.دانشجویان محروم از تحصیل، پیشتر در مهر ماه ۸۷، نخستین نشست خود را برگزار کردند و از دل آن نهادی تحت عنوان «شورای دفاع از حق تحصیل» شکل گرفت.پیمان عارف از دانشجویان ستاره‌دار دانشگاه تهران در گفت‌وگو با رادیو فردا، به بهانه نشست روز جمعه، از وضعیت دانشجویان ستاره‌دار می‌گوید.رادیو فردا: آقای عارف ممکن است در مورد خواسته‌های دانشجویان محروم از تحصیل از نامزدها انتخاباتی توضیح دهید؟پیمان عارف: دو ماه پیش، نامه‌ای از سوی شورای دفاع از حق تحصیل به دو کاندیدای اصلاح‌طلب نوشته شده که حاوی سه سؤال است. سؤالاتی با مضمون اینکه آیا کاندیداها حق تحصیل را یک امتیاز می‌دانند یا یک حق همگانی شهروندی یا امتیازی که در خدمت خودی‌های نظام سیاسی قرار می‌گیرد و دوم اینکه آیا در صورت به قدرت رسیدن حاضر به استیفای حقوق دانشجویان محروم از تحصیل هستند یا نه.آیا شما پاسخی هم از دو کاندیدای اصلاح طلب دریافت کردید؟آقای کروبی حدود ۱۰ هفته پیش پاسخ این نامه را دادند، و موضعشان استیفای حقوق دانشجویان محروم از تحصیل و بویژه دانشجویان ستاره‌دار بود و همچنین صراحتاً ابراز کردند که حق تحصیل را یک حق می‌داند و نه یک امتیاز در خدمت خودی‌های نظام سیاسی. آقای میرحسین موسوی هم متذکر شده‌اند که هیچکسی را به خاطر عقاید سیاسی‌اش نمی‌توان از تحصیل محروم کرد. معمولاً چه اتهامی به دانشجویان ستاره‌دار نسبت داده می شود؟مصوبه‌ای مربوط به دوره انقلاب فرهنگی وجود دارد که در این مصوبه می‌گوید که دانشجویان نهادی به نام هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو می‌توانند و می‌بایست که از ادامه تحصیل و اساساً تحصیل دانشجویان معاند و نه معترض با نظام جمهوری اسلامی جلوگیری کند.فرض بنیادین این مصوبه این است که تحصیل در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی امتیاز است و نه حق شهروندی که در اختیار افرادی که در چارچوب نظام و اطاعت نظام قرار دارند در اختیار آنها قرار می‌گیرد.لیکن با توجه به اینکه صراحتاً قید «و نه اعتراض» و تفکیک اعتراض و عناد با نظام سیاسی در مصوبه شورای انقلاب فرهنگی آمده، در تمام چهار سال گذشته که پدیده دانشجویان سه ستاره با من شروع شد، استدلال ما این بود و هست که این رخداد و رفتار وزارت علوم یک رفتار مطلقاً غیرقانونی است و به اینسان ما عملکرد هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو را همواره عملکردی مطلقاً غیر قانونی می‌دانستیم و می‌دانیم.آقای عارف، محمدمهدی زاهدی، وزیر علوم در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا، گفته که تک ستاره بودن برای دانشجویان نمایانگر نقص در پرونده، و دوستاره بودن هم نشان دهنده وجود تذکر اخلاقی است. در واقع درج دو ستاره در کارنامه پذیرفته‌شدگان را تنها برای آگاهی و یک نوع نصیحت پدرانه عنوان کرده و گفته که تاکنون هیچ دانشجویی به خاطر وجود این علامت در کارنامه‌اش از ادامه تحصیل محروم نشده است. نظر شما به عنوان یک دانشجوی ستاره‌دار درباره این صحبت چیست؟من مصاحبه آقای دکتر زاهدی را بیشتر یک شوخی سیاسی و شوخی انتخاباتی می‌دانم. آقای دکتر زاهدی در مصاحبه‌شان به تک ستاره‌ها و دو ستاره‌هایی اشاره می‌کنند که مورد نصیحت پدرانه قرار گرفته‌اند که البته بیشتر با یک خشونت و اخراج و هجو بی‌سابقه‌ای توأم بوده ولیکن به سه ستاره‌ها اشاره نکردند.ما، نزدیک به ۶۰ دانشجوی سه ستاره که شناسایی کردیم و توانستیم دور هم جمع کنیم، اسناد و مدارک کاملاً مشخص و مبرهنی از وزارت علوم، تحت وزارت خود آقای زاهدی، مبنی بر محرومیت از تحصیل داریم. برخی مثل من کارشناسی ارشدم را در واقع به اتمام رسانده بودم. فروردین ۸۵ وقتی اخراج شدم در مرحله رساله فوق لیسانس خودم و آغاز دوره دکترا قرار داشتم.برخی دیگر از دوستان بویژه بچه‌هایی که سال ۸۵ و ۸۶ در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شدند، کارنامه‌ای که دریافت کردند، مشخصاً سه ستاره در کارنامه‌شان قرار دارد. هیئت گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم با گذاشتن سه ستاره در کارنامه کنکور کارشناسی ارشد دوستان از ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان در دانشگاه جلوگیری به عمل آورده است و عنوان سه ستاره بر این دوستان اطلاق می‌شود

در فرار مغزها هم رکورد زدیم


در فرار مغزها هم رکورد زدیم
فردا نيوز :طبق آمار صندوق بین المللی پول ، ایران در میان 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان از نظر فرار مغز ها در رتبه اول است.به گزارش «فردا» ، سالانه 150 تا 180 ایرانی به دلایل مختلف از ایران مهاجرت می کنند(تنها در سال 2000 میلادی 220 دانشگاهی ایران را به مقصد کشورهای غربی ترک کردند) و طبق آمار صندوق بین المللی پول هم اکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 15 کارشناس ارشد، 3/2 دکترا و در مجموع 5475 نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند.پرجاذبه ترین کشورها برای فرار مغزهای ایرانی براساس گزارش " مهاجرت نخبگان از ایران" که در کتاب "آسیبهای اجتماعی ایران، نگاهی به آینده" از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده است، کشورهای آمریکا، کانادا، فرانسه، هلند و برزیل است.همچنین بیش از 80 درصد از برگزیدگان المپیادهای علمی سالهای اخیر و اکثر رتبه های دو رقمی جذب دانشگاههای خارجی و به ویژه آمریکا شدند که اکثراً قصد بازگشت به ایران را ندارند.هم اکنون بیش از 90 نفر از 125 استعداد درخشان کشور یعنی 72 درصد از کسانی که در سالهای اخیر در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده اند، در آمریکا تحصیلات خود را ادامه می دهند که امید به بازگشت آنها 3 درصد است؛ البته این تعداد فارغ از کسانی است که در دانشگاههای کشورهای شمالی ایران(خاور دور و منطقه قفقاز) و کشورهای عربی مشغول به تحصیل هستند.بر همین اساس از کشورهای هند، چین و ایران به ترتیب 228، 165 و105 هزار نفر با تحصیلات عالیه به آمریکا مهاجرت می کنند همچنین تعداد 300 هزار نفر با تحصیلات ابتدایی و 41 هزار نفر با تحصیلات متوسطه راه مهاجرت را در پیش می گیرند.(هند و چین از نظر جمعیتی از متراکم ترین کشورهای جهان هستند)به گزارش خبرنگار «فردا»، ایران با بیشترین سهم مهاجرت پذیری آمریکا یعنی بیش از نیمی از کل آمار مهاجرت دنیا به آمریکا(3/51) متاسفانه سهم به سزایی در تامین نیروی متخصص این کشور را بر عهده دارد این درحالی است که در ایران هیچ ارگان رسمی آمار دقیق و علل مهاجرت نخبگان را اعلام نکرده و مسئولیت آن را نپذیرفته است ولی صندوق بین المللی پول، بیکاری، سطح پایین درآمد اساتید و نخبگان، نارسایی های مالی و اداری و کمبود امکانات تخصصی علمی، بی ثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ذکر می کند.گزارش خبرنگار ما می افزاید: اکنون بیش از 5/4 میلیارد دلار از سرمایه های ایران به صورت نیروی انسانی متخصص به آمریکا و 6 میلیلارد دلار دیگر به کشورهای اروپایی منتقل شده است. مجموع این سرمایه برابر با یک ششم کل بودجه کشور در سال گذشته و برابر با بیش از 200 میلیون بشکه نفت است.شایان ذکر است بی تفاوتی و بی انگیزگی در میان نخبگان روند رو به رشدی دارد به طوری که بنابر آمار مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی 3/62 درصد استادیاران و 4/71 درصد دانشیاران علوم پزشکی در طول سال هیچ کتابی تالیف نمی کنند و 20 درصد دانشیاران کمتر از 4 درصد از وقت خود را صرف گردآوری اطلاعات می کنند. با اين همه جاي این سئوال از بنیاد ملی نخبگان، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت و علوم پزشکی و سایر نهاد های مرتبط باقي است که برای نگهداشت این سرمایه های ملی چه کرده اند؟

سه نفر به اتهام بمبگذاری زاهدان اعدام شدند


سه نفر به اتهام بمبگذاری زاهدان اعدام شدند

۱۳۸۸/۰۳/۰۹ سه نفر از متهمان انفجار روز پنجشنبه در زاهدان روز شنبه در نزديکی مسجد علی بن ابی طالب آن شهر در ملاء عام به دار آويخته شدند.خبرگزاری جمهوری اسلامی از آنها به عنوان عوامل دخيل و موثر در بمبگذاری اخير در زاهدان نام برده است. اعدام شدگان، حاجی نوتی زهی، غلام رسول شاهو زهی و ذبيح الله نارويی معرفی شده اند.به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، اين افراد که در حملات گذشته نيز نقش داشتند با وارد کردن موادمنفجره به کشور و قرار دادن آن در اختيار فردی تروريست، نقش اصلی را در بمبگذاری اخير زاهدان داشتند.انفجار يک بمب در مسجد علی ابن ابی طالب زاهدان در روز پنجشنبه به هنگام نماز مغرب دستکم ۲۵ کشته و بيش از ۱۲۰ مجروح برجای گذاشت.پس از اين انفجار برخی از مقامات ايران، آمريکا را به دخالت در اين حادثه متهم کردند. در همين زمينه صادق محصولی، وزير کشور ايران، روز جمعه گفته بود: عوامل ترور نه شيعه هستند نه سنی ، اين ها امريکايی و اسراييلی هستند.ایان کلی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، روز جمعه درباره انفجار بمب در مسجد علی ابن ابی طالب زاهدان گفت: ما این حمله تروریستی را قویا محکوم می کنیم.آقای کلی همچنین در خصوص اتهام مقامات ایران درباره دست داشتن واشینگتن در این حادثه گفت: آمریکا از هیچ شکلی از تروریسم در ایران حمایت نمی کند. جان سوليوان، معاون سخنگوی دفتر امور خاور نزديک وزارت امورخارجه آمريکا، نیز در گفت وگو با راديو فردا ضمن محکوم کردن انفجار بمب در مسجد علی ابن ابی طالب در زاهدان، هرگونه دخالت آمريکا را در چنين رويدادی قويا رد کرد.آقای سوليوان گفت: «پيش از هر چيز ما اين حمله تروريستی را قويا محکوم می کنيم و هرگونه حمله به شهروندان بيگناه بدون ترديد غيرقابل قبول است به ويژه هنگامی که تروريستها مردم بيگناه را در عبادتگاه آنها هدف قرار می دهند، اين عمل زشت، زشت ترمی شود».درهمین حال، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی تاکید کرده است که «نمی توان ترديد کرد که دست طراحان سياسی برخی قدرتهای مداخله گر و دستگاههای جاسوسی آنان نيز به خون بيگناهان اين حادثه خونين آلوده است». آیت الله علی خامنه ای درپیام خود نام کشور خاصی را نبرده است، اما ايران در گذشته نيز بارها ايالات متحده آمريکا وساير کشورهای غربی را به حمايت از گروههای شبه نظامی و گروههای مخالف خود متهم کرده است، اتهاماتی که از سوی اين کشورها تکذيب شده است

صد ضربه شلاق بر تن دخترک سیزده ساله




صد ضربه شلاق بر تن دخترک سیزده ساله


وبلاگ روز از نو
امروزدر کلینیک محل کارم بیماری داشتم که خیلی متاثرم کرد. با توجه به منطقه کاری ام که دریکی از مناطق جنوب شهر است دیدن انواع مختلف درد ورنج مردم برایم چندان عجیب وتازه نیست اما حقیقتا اینمورد را تابحال ندیده بودم .
بیمار مراجعه کننده دختر سیزده ساله ای بود که باتفاق مادرش مراجعه کرده بود.شکایت بیمار هم درد پهلو دردوطرف وبقول خودش درد کلیه هاش بود.ابتدا با شرح حالی که بمن داد علائمی که بنفع عفونت ومسائل شایع کلیوی باشد پیدا نکردم.ازاو خواستم که بیشتر توضیح بدهد اما حرف زیادی نداشت.
مادرش بالاخره توضیح داد که فرزندش حدود ۱۰ روز قبل در دادگاه به تحمل صد ضربه شلاق محکوم شده وپس از اجرای حکم وزمانی که پشتش از شدت ضربات شلاق خونین وکبود شده اجازه داده اند به خانه بیاید.
وقتی به جثه وهیکل کودکانه ونحیف آن دختر کم سن وسال نگاه کردم باورم نمیشد که توانسته باشد درد ورنج اصابت صد ضربه شلاق بر بدن نحیفش را تحمل کند.
ده روز از ماجرای مجازات او گذشته بود.ناباورانه پرسیدم چگونه تحمل کردی درد اصابت صد تازیانه را ؟ گفت : درتمام مدت تنبیه دست وپایم را به تخت بسته بودند والبته اول دردناک بود ولی بعد از چند ضربه اول دردزیادی حس نکردم.طفلک با همان زبان کودکانه اش توضیح داد که پس ازآمدن به خانه تازه دردهایم شروع شده ودراین چند روزه نه میتوانم بخوابم ونه سرپا بایستم ویا راه بروم.وقتی خواستم معاینه اش کنم بسختی ازروی تخت معاینه بالارفت ونوع حرکاتش نشان میداد که تا چه حد از شدت درد حرکت کردن برایش زجر آور است. خوب نیازی نیست که بگویم دریافت صد ضربه تازیانه با بدن هرانسان قوی هیکلی چه میکند چه رسد به این بیمار که کودکی 13 ساله بود....
پس از مدتی این دو تن کلینیک را ترک کردند ولی تألم وتاثری که از دیدن درد ورنج این نوجوان کم سن وسال که به چنین عقوبت سختی مجازات شده بوداز ذهنم خارج نمیشود. فکرش را بکنید دختری با قد حدود 150 سانتیمتر – وزن حدود 40 کیلو وسن کمتر از 14 سال چگونه میتواند به چنین مجازات سختی گرفتار شود؟

Donnerstag, 28. Mai 2009

بيانيه شورای مرکزی جبهه ملی ايران درباره انتخابات


بيانيه شورای مرکزی جبهه ملی ايران درباره انتخابات
آيادرچنين اوضاع واحوالی مي توانيم درانتخابات شرکت نمائيم؟
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۸ مه ۲۰۰۹

کنون هموطنان ارجمند از جبهه ملی ايران درباره انتخابات واين که به چه کس بايد رای داد پرسشهائی ميکنند ونظر مارا درباره آن خواستارند، پاسخ مااين است که: با وضع خجلت آوری که مورد اشاره قرارگرفت دراين زمينه چه می توان گفت؟ اگر اين نامزدها را شما انتخاب کرده ايد به هرکدام می توانيد رای بدهيد واگر انتخاب شما نيست خود به رهنمائی خرد بايد نيک بينديشيد وبا عبرت گرفتن از گذشته ها به هرچه مصلحت ميدانيد عمل نمائيد. آيا در چنين اوضاع واحوالی ميتوان درانتخابا ت شرکت نمود؟ همين قدر ميگوئيم که وضع موجود وچارچوبی که فراروی ماست نگران کننده ومخاطره آميز است وبرای تغيير آن خردمندانه بايد گام برداشت وخيرخواهانه بايد عمل کرد.
اين روزهاکه غوغای انتخابات فضای سياسی کشورما را اشغال کرده است،ميهن ماروزهای بحرانی وابهام آوری راميگذراند ومترصد تغييرات اساسی در سياست حکومت است که هم اکنون نگران کننده وحساس شده است.هرچندبه تکرار گفته ايم اوضاع کشوررا ازدوجهت بايد مورد مطالعه قراردادوسرنوشت عمومی را دراين دوجهت ارزيابی کرد: ۱- اوضاع داخلی: پوشيده نيست که وضع داخلی ايران به اندازه ای درهم ريخته ونابسامان است که قلم را يارای تشريح وتوضيح آن نيست.حکومت جمهوری اسلامی ايران به حکم سيرت استبدادی،کشوررا برلب پرتگاه ورشکستگی،ناامنی،تجاوزخارجی،تحريم شديدوعصيان عمومی قرارداده و نه تنهااساسا در انديشه چاره گری ورهگشايی به سوی بهبود نيست بلکه روز به روزوساعت به ساعت موجبا ت افزايش اين نگرانی ها،سردرگمی ها ونااميديهارابرای ملت فراهم ميسازد. غيرازترفندوفريب وتحکيم پايه های فرمانروايی خويش به هيچ کاری نمی انديشد وبه هيچ تحرک اصلاحی درشئون مختلف حياتی کشورتن درنمی دهد چنا نکه کشتی حيات ملی دردريای طوفانی دستخوش امواج خودسری ولجاجت قرار گرفته وآينده هولناکی رادرپيش نظر مجسم ميسازد. اقتصادمتلاشی،تورم وفقرروزافزون،فساداخلاق عمومی،ترويج دزدی ورانت خواری، افزايش اعتياد،رواج خشونت،ازدياد فحشا،بيکاری فزاينده،شياع بی د ينی وبی اعتقادی، زوال تربيت اداری،محيط زيست مسموم وترافيک سرسام آوروزندانی کردن جوانان به بهانه های گوناگون همه وهمه دستاورد حاکميتی ست که مدت سی سا ل است برکرسی قدرت تکيه زده وپيوسته از رجز خوانيهای توخالی وشعارهای بی محتوا دم ميزند. افزون براين گريزمغزهاازکشوربربی علاقگی به آثارتاريخی وباستانی وحتا تخريب آنها، ترويج اقتصاددلالی،گداپروری،عدم امنيت قضائی،تضعيف قوه قضائيه وتعطيل پی درپی کارخانه ها ازجمله پی آمدهای حکومتی ست که به نام مقدس دين محيط اجتماع وحيات روزانه ی مردم را مختل وبدين شيوه ی اندوهباردرآورده است. ۲- اوضاع خارجی: ازاين بابت هم سياست نابخردانه وبی کفايتی زمامداران،حيثيت وآبرويی برای ايرانيان باقی نگذاشته وشهروندان ايرانی را در انظارخارجيان بی اعتبارومشکوک ونامعتمد ساخته است. سبکسريها ودشمن تراشی های جمهوری اسلامی ازآغازتاکنون به ويژه درچهارساله دولت نهم کشورما راآماج دشمنی وتنفربسياری ازسرزمينهای دورونزديک ساخته وازنظرمعنوی حيثيت مارابازيچه سبکسری وسوء سياست گردانيده است. ستيزه گری مستمربا يک ابرقدرت جهانی وتحمل زيانهای فراوان درنتيجه مخاصمت ها و اخلالگريهای او ودربرابراين چالش بی هدف،ايجاد ارتباط با کشورهای آمريکای لاتين وباج ستانی دوستانه ی آنهاوسرانجام اتلاف بيت الما ل با مدد رسانی های مالی وتسليحاتی به کشورهايی که هيچ گاه منشاء فايده واثری برای ايران نبوده اند ونيزازدست دادن حقوق مسلم کشوردردريای مازندران وعدم توفيق به استفاده از خط لوله جيهان که قرار بود نفت آسيای مرکزی را ازراه ايران به ترکيه واروپا برساند،اينهاهمه نتا يج ستيزه جويی با فدرت مداران است که جزانواع ضرر های کلان چيزی ببارنياورده است. دراين سی سا ل هيچ يک ازدوره های رياست جمهوری جزکارنامه ای مخدوش وبی اعتبا ر چيزی ازنحوه ی حکومت به دست نداده وهريک درنامه اعمال خود نقطه های سياهی را دارا بوده اند که نهال اميدراازدلهابرکنده اند.درنهايت درمدت چهارساله دولت نهم موقعيت های استثنائی ازلحاظ سرازيرشدن سيل دلارازبا بت عوايد نفت به کشورمی توانست دوره شکوفايی برای ايران تدارک کند که برعکس اين دوره نکبت بارترين ادوار حکومت درايران به شمارآمده وثروت سرشارملی ميهن مابجای حسن استفاده وايجاداقدامات سودآوربه هدر رفته است. اينک انتخاباتی جريان يافته است که به هيچ روی باانتخاب رياست جمهوری به معنای واقعی وصحيح ومنطبق با دموکراسی حتا با قانون اساسی جمهوری اسلامی هم مطابقت ندارد زيرا کسی منتخب ملت قلمداد نخواهد شد. درميان هفتاد مليون جمعيت ايران تنها چهار تن برگزيده شورای نگهبا ن اند که اصلح از همگا ن تشخيص داده شده اند وچنا ن وانمود شده است که دريک ملت بزرگ ديرينه سال وبا فرهنگ عظيم تنها وتنها چهار نفر شايسته حکومت کردن اند واين مقام، محصور ومحدود به اين نفرات است که يکی از آنها بايد زمام مقدرات هفتاد مليون را رقم زند. اين نامزدهاکه امروزسخنان فريبنده در وعده دادن وانتقادکردن از ارزشهای حکومت حاضر برزبان می رانند،ازاوضاعی بدگوئی ميکنند که خوددرجای جای آن شرکت داشته وبرا ی يک بارهم اشاره به کاستی ها وکجرويها ی با رزنکرده اند. اينا ن نه تنها زبان از اعتراض بسته بوده اند بلکه در کنار حاکميت انحرافات را صحه گذاشته وتائيد کرده اند. با اين تو جه معلوم است که سخنانشان هرگز حاکی از اعتقادات قلبی نيست تنهادانه افشانی ودام گستری برای موفقيت درانتخابا ت است. باری اکنون هموطنان ارجمند از جبهه ملی ايران درباره انتخابات واين که به چه کس بايد رای داد پرسشهائی ميکنند ونظر مارا درباره آن خواستارند، پاسخ مااين است که: با وضع خجلت آوری که مورد اشاره قرارگرفت دراين زمينه چه می توان گفت؟ اگر اين نامزدها را شما انتخاب کرده ايد به هرکدام می توانيد رای بدهيد واگر انتخاب شما نيست خود به رهنمائی خرد بايد نيک بينديشيد وبا عبرت گرفتن از گذشته ها به هرچه مصلحت ميدانيد عمل نمائيد. آيا در چنين اوضاع واحوالی ميتوان درانتخابا ت شرکت نمود؟ همين قدر ميگوئيم که وضع موجود وچارچوبی که فراروی ماست نگران کننده ومخاطره آميز است وبرای تغيير آن خردمندانه بايد گام برداشت وخيرخواهانه بايد عمل کرد.ازطرف شورای مرکزی جبهه ملی ايران:اديب برومند.(تهران پنجم خرداد ۱۳۸۸)

آینده نیوز: در حالي كه نيروي انتظامي شاهرود علت مرگ يك جوان 25 ساله به نام عباس صديقي در بازداشتگاه كلانتري 11 اين شهر را خودكشي از طريق دارزدن با بند


عفو بین‌الملل: فقر و نقض حقوق بشر دو روی یک سکه‌اند

بنا به گزارش سالانه‌ی سازمان عفو بین‌الملل، بحران مالی و اقتصادی کنونی، وضعیت حقوق بشر در جهان را بدتر خواهد کرد. این گزارش می‌گوید که لازمه‌ی مبارزه با فقر حراست و رعایت حقوق فرودستان است.

بنا به ارزیابی سازمان عفو بین‌الملل، در نتیجه‌ی بحران مالی و اقتصادی بین‌المللی، وضعیت حقوق بشر در جهان نیز بدتر خواهد شد. رکود کنونی اقتصاد دنیا جمعیتی نزدیک به ۵۰ تا ۹۰میلیون نفر را به کام فقر خواهد فرستاد.

گزارش سالانه‌ی سازمان عفو بین‌الملل که روز چهارشنبه، ۲۷ مه، انتشار یافت شرحی است از فراز و فرود وضعیت حقوق بشر در ۱۵۷ کشور دنیا در سال گذشته. بنا به این گزارش، در بسیاری از موارد، فقر نتیجه نقض حقوق بشر است و به نوبه‌ی خود راه را برای نقض این حقوق هموار می‌کند.

گزارش جدید سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که فقیربودن به معنای عدم دسترسی به آموزش و ناتوانی در دفاع از خود در برابر خشونت است. علاوه بر این، فقر سمت‌گیری زندگی به سوی وضعیتی بهتر و نیز احقاق حقوق خویش در برابر دادگاه را با دشواری مواجه می‌کند.

۴ میلیارد نفر فاقد امکانات حقوقی

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش خود به این نتیجه رسیده است که اکثریت ساکنان روی زمین در وضعیتی نامطمئن، ناعادلانه و فاقد شان و احترام زندگی می‌کنند. ۴ میلیارد نفر از دسترسی به امکانات حقوقی برای دفاع از منافع و حق خویش بی‌بهر‌ه‌اند و یک میلیارد نفر نیز حاشیه‌نشین و ساکن زاغه‌ها و کپرها هستند.

ایرنه خان، دبیرکل عفو بین‌الملل در ارزیابی نهایی خود از گزارش سالانه‌ی این سازمان می‌نویسد: «در رکود اقتصاد جهانی تیز همچون تغییرات نامطلوب جوی کشورهای ثروتمند تقصیر اصلی را به گردن دارند، ولی این مردمان فقیر دنیا هستند که بیش از همه از جهانی‌شدن لجام‌گسیخته و جنون رشد اقتصادی زیان و آسیب می‌بینند.»

خان در ادامه نوشته است: «ما بر روی بشکه‌ای از باروت بی‌عدالتی، نابرابری، و فقدان ایمنی و امنیت نشسته‌ایم، بشکه‌ای که هر لحظه می‌تواند منفجر شود. لازمه‌ی مبارزه با فقر حراست و حرمت نسبت به حقوق فرودستان است. دولت‌ها باید دستکم به همان اندازه که برای رشد اقتصادی سرمایه‌گذاری می‌کنند، برای تامین و حفظ حقوق بشر نیز منابع و امکانات لازم را اختصاص دهند.»

در ادامه‌ی مقدمه‌ی خان بر گزارش یادشده آمده است:« رکود اقتصاد جهانی

تا آنجا به آزادی اندیشه مربوط می‌شود، گزارش سازمان عفو بین‌الملل از نقض این حق در ۸۱ کشور جهان در سال گذشته خبر داده است. در ۵۰ کشور جهان، از جمله چین، روسیه، برمه و ایران افرادی به اعتبار عقاید سیاسی یا مذهبی خود در پشت میله‌های زندان مانده‌اند.

در کشورهای گروه ۲۰ که اینک رهبری خروج جهان از بحران اقتصادی را به دست گرفته‌اند نیز حقوق بشر در مجموع وضعیت مناسبی نداشته است. آمریکا، چین، برزیل و نیز برخی از کشورهای اتحادیه‌ی اروپا از جمله‌ی این ۲۰ کشور بوده‌اند که حقوق بشر در آنها کم یا بیش نقض شده است. ۷۸ درصد اعدام‌های سال پیش در همین ۲۰ کشور به وقوع پیوسته‌اند.

نقض حقوق بشر در برخورد با پناهندگان

در بخشی دیگر از گزارش عفو بین‌الملل آمده است که در سال گذشته ۶۷۰۰۰ نفر کوشیده‌اند از راه دریا خود را به عنوان پناهنده به اروپا برسانند. شماری از این افراد در دریا غرق شده‌اند و به مقصد نرسیده‌اند. عفو بین‌الملل کشورهای اروپایی را به داشتن سیاستی سخت‌گیرانه و ناقض حقوق بشر در برابر این پناهندگان متهم کرده است.

در گزارش عفو بین‌الملل گفته می‌شود که حقوق بشر در سال ۲۰۰۸ تنها در موارد نادری رو به پیشرفت بوده است. گزارش یکی از این موارد را تصمیم دادگاه عالی اتحادیه‌ی اروپا می‌داند که به موجب آن ممنوعیت مطلق شکنجه در این اتحادیه مورد تأکید قرار گرفته است. عفو بین‌المل ابراز امیدورای کرده است که رویکرد دادگاه یادشده به عرصه‌های دیگر مسائل مربوط به حقوق بشر هم سرایت کند و این دادگاه سرمشقی برای همه‌ی نهادهای دولتی و فراملی در سطح اروپا و جهان باشد.

از فعالیت سازمان عفو بین‌الملل ۵۰ سال می‌گذرد. این سازمان در جهت تحقق تحقق منشور حقوق بشر می‌کوشد و سال ۱۹۷۷ به خاطر تلاش‌هایش به دریافت جایزه‌ی صلح نوبل نائل آمده است. عفو بین‌الملل از دولت‌ها، محافل اقتصادی و مذهبی و سیاسی کمکی دریافت نمی‌کند و منبع مالی آن را حق عضویت اعضا و کمک‌های مدافعان حقوق بشر تشکیل می‌دهد. بیش از دو میلیون نفر در ۱۵۰ کشور جهان عضو یا مدافع و حامی عفو بین‌الملل هستند.

گزارش سالانه‌ی عفو بین‌الملل برای سال ۲۰۰۸ زیر این عنوان منتشر شده است:«بدون حمایت از حقوق بشر، مبارزه با فقر در جهان موفق نخواهد بود.»

نویسنده: فرید وحیدی

جوان دیگری را زیر شکنجه به قتل رساندند

جوان دیگری را زیر شکنجه به قتل رساندند
آینده نیوز: در حالي كه نيروي انتظامي شاهرود علت مرگ يك جوان 25 ساله به نام عباس صديقي در بازداشتگاه كلانتري 11 اين شهر را خودكشي از طريق دارزدن با بند شلوار اعلام كرده است اما خانواده اين جوان در نامه اي به فرماندهي نيروي انتظامي استان سمنان اين موضوع را رد كرده و علت مرگ وي را ضرب و شتم عنوان نموده اند.
خانواده این جوان در نامه اي خطاب به فرمانده نيروي انتظامي استان سمنان نوشته اند:
در مورخ 1/3/88 ساعت 12 صبح از كلانتري 11 ميدان آزادي شاهرود با منزلمان به نام زينب صديقي تماس گرفته و اعلان كردند مدارك شناسايي فرزندتان عباس صديقي را به كلانتري 11 بياوريد و پس از مراجعه به كلانتري 11 و آگاهي مدارك شناسايي فرزندم را گرفته و گفتند ايشان ممنوع الملاقات مي باشد و جواب درستي در خصوص سلامتي ايشان و علت بازداشت ندادند و مجددا شنبه صبح با مراجعه به كلانتري 11 و آگاهي شاهرود گفتند حال ايشان خوب نيست و به بيمارستان برويد پس از مراجعه به بيمارستان مشخص گرديد فرزندمان عباس صديقي فوت كرده است و جاي تعجب است كه يك جوان 25 ساله بدون اطلاع به خانواده و انجام هيچگونه جرم و خلافي در پاسگاه انتظامي به قتل رسيده است و با بررسي جسد و لباسهاي پاره شده نيز جاري بودن خون از بيني و دهانش كاملا هويدا است كه چون از كتك كاري و ضربات متعدد كه در پاسگاه به ايشان وارد گرديده فوت كرده است لذا خواهشمند است دستور بررسي و تحقيق در خصوص قتل ايشان را صادر فرماييد و چرا در پاسگاه انتظامي كه بايد جاي امن باشد اينگونه متخلفين پا را از قانون فراترگذاشته و اينگونه فجايع ببار مي آوردند در پايان خواهشمند است مسببين اين قتل را دستگير و به مجازات رسانده و تا زماني كه علت مرگ و به قتل رساندن او مشخص نشود او را دفن نخواهيم كرد و ضمن مراجعه به تهران دفتر فرماندهي كل و رياست محترم قوه قضاييه تقاضاي كمك خواهيم كرد.
طبق گفته شاهدان عيني و خانواده صديقي، عباس صديقي كه با وانت نيسان خود كار مي كرده در مورخ 31 ارديهشت ماه براي انجام كاري به يكي از مغازه هاي خيابان شهيد صدوقي مراجعه مي كند كه در اين هنگام متوجه مي شود ماموران سد معبر شهرداري شاهرود در حال جمع آوري وسايل يكي از دستفروش هاي اين خيابان هستند. وي كه از اين كار ماموران عصباني شده بوده با آنان درگير مي شود و آنان نيز اقدام به ضرب و شتم وي كرده و وي را با وضعيت بسيار بدي به كلانتري 11 منتقل مي كنند.
عباس صديقي در غياب پدرش كه 8 – 9 ماه پيش فوت كرده است سرپرستي مادر و پنج برادر و خواهر خود را بر عهده داشته است
.

اشپيگل: رژیم تهران خطرناک تر از كره شمالى است


اشپيگل: رژیم تهران خطرناک تر از كره شمالى است

روزنامه آلمانى تاگس اشپيگل در گزارشی با اشاره به اقدامات تحریک آمیز اخیر رژیم کره شمالی نوشت رسانه‌ های خبری آنجا که پاى موشک و اتم در ميان است، رژيمهای تهران و کره شمالى را در کنار هم مى ‌نشانند، اما رژيم ملایان تهران بمراتب خطرناک ‌تر از رژیم کره شمالى است.
این روزنامه با اشاره به ماهیت تروریستی جمهوری اسلامی نوشت کره شمالى در نهايت يک قدرت منطقه‌ ای با تاثیرات محدود است، اما رژيم تهران، یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی است. در منطقه ‌اى که حزب‌ الله و حماس و طالبان از پديده‌ هاى اطراف آن هستند
.

پدر دانشجوی دربند فرزندش را به استقامت در برابر دژخیمان فراخواند


پدر دانشجوی دربند فرزندش را به استقامت در برابر دژخیمان فراخواند

کميته گزارشگران حقوق بشر
پرونده دانشجوی زندانی محمد پوعبدالله به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شده است. مادر این دانشجوی زندانی با بیان این مطلب گفت:" طی هفته گذشته بارها با مراجعه به دادگاه انقلاب خواهان تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه شدم، اما قاضی اعلام کرد که پرونده وی به دادگاه ارسال شده است."
محمد پورعبدالله پیش تر نیز در سال 86، در جریان بازداشت گسترده دانشجویان چپ، بیش از 50 روز را در بازداشتگاه 209 زندان اوین به سر برده بود.
در هفته های گذشته، سایر بازداشت شدگان پرونده " آذرماه 86" نیز با دریافت احضاریه هایی به دادگاه احضار شده اند.
پدر محمد پورعبدالله که فرزندش هم اکنون بیش از 100 روز است در بازداشت به سر می برد، با سرودن شعری برای وی، او را به استقامت فراخوانده است. پدر این دانشجو، زمانی این شعر را سرود که پسرش را در دادگاه انقلاب، با دست بند و وضعیت نامناسب مشاهده کرد. این شعر در زیر می آید:"
هستی
ترا دوست دارم
نه زانکه تعلقی به من داری
ترا دوست دارم
زانگونه که هستی
ترا می ستایم
زانکه در جستجوی خویشی
ترا که سیاوش وار از آتش گذر می کنی
تا بی گناهیت،معصومیتت و ایمان خود را عیان سازی
آنروز هم
که در داد سرای عدالت؟!
با دستبندی همره سوداگران
در کنج دیوار سنگی پا برهنه لمیده شدی
چشمان مهربانت را پیامی بود
که آوای مرغ آمین را ندا میداد
آنروز
زندگی،ترس،ایمان
معنای دگری داشت
آنروز
ساختن و ساخته شدن نمای دگری داشت
و دگر روز را به یاد آر
که در کنج سلول انفرادی-بهای
(ش)شرافت
(ک)کرامت
(ن)نه گفتن
(ج)جوانی
(ه)همت را
چگونه پرداختی و
ققنوس وار بر خاستی
اینک بیاندیش
که کج اندیشان را ابایی نیست،مرامی نیست
اینک بیاندیش
چگونه زیستن را
در دامگه صیادان
اینک بیاندیش
که آسمان عشقت ستارگانی دارد
که چشم انتظار نور تواند
آری زندگی را دو باید
به یک تجربه آموختن
وان دگر به کار بستن

Dienstag, 26. Mai 2009

مصاحبه با مردم در باره انتخابات

مصاحبه با مردم در باره انتخابات





خط فقر در تهران به يک ميليون و 125هزار تومان رسيد


ایلنا: براساس محاسبه اطلاعات اداره آمارهاى اقتصادى بانک مرکزى از متوسط هزينه‌ يک خانواده‌ شهرى در سال ۱۳۸۵ خط فقر ۶۶۴ هزار تومان بوده است. اين رقم با توجه به ميزان تورم، در سال ۸۷ به ۹۰۰ هزار تومان مىرسد. بانک مرکزى ميزان تورم در دوازده ماه منتهى به فروردين ۸۸ ، به نسبت مدت مشابه در سال قبل را 25 و 4دهم درصد اعلام کرد. با استناد به اين ارقام پيشبينى مىشود كه در سال جارى هر خانواده‌ پنج نفره در تهران براى رهايى از فقر بايد ماهى يک ميليون و ۱۲۵ هزار تومان در اختيار داشته باشد.

Sonntag, 24. Mai 2009

رحلت جان گوز خمینی کبیر!! _ تلویزیون رژیم

رحلت جان گوز خمینی کبیر!! _ تلویزیون رژیم

تایید حکم سنگسار یک زوج


تایید حکم سنگسار یک زوج
روزآنلاين : حکم سنگسار یک زوج جوان به نامهای رحیم محمدی و کبرا بابایی در زندان تبریز توسط شعبه 27 دیوان عالی کشور تایید شد. محمد مصطفایی وکیل این دو فرد تبریزی در گفت و گو با روز با تایید این خبر می گوید: شعبه 2 دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی حکم سنگسار رحیم و کبرا را صادر کرد و شعبه 27 دیوان عالی کشور آن را تایید نمود. مصطفایی با تاکید بر اینکه متاسفانه بسیاری از احکام حقوق بشری در این شعبه دیوان تایید می شوند، ادامه داد : این حکم چند روز قبل به بنده ابلاغ شد و طبق ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، برای آن تقاضای اعاده دادرسی داده ام که با توجه به ایرادهای فراوانی که این پرونده دارد، امیدوارم با بازرسی مجدد آن موافقت شود. مصطفایی که به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت او و همسرش را پذیرفته در این باره می گوید: با پرونده این دو نفر زمانی آشنا شدم که در زندان تبریز با چهار موکل جوانم که به اتهام لواط حکم اعدام داشتند ملاقات می کردم. و بعد به درخواست خانواده کبرا بابایی وکالت آنها را پذیرفتم و وقتی که حکم دادگاه بدوی به دیوان ارسال شده بود، لایحه دفاعم را تقدیم کردم که متاسفانه به ایرادهایی که در لایحه اشاره شده بود وقعی نهاده نشد. به گفته وکیل رحیم محمدی و کبرا بابایی، این دو فرد که اینک یک دختر 12 ساله نیز دارند، به دلیل فقر زیاد، به فحشا روی آوردند. او دراین باره می گوید: رحیم و کبرا پیش از اعزام به سربازی رحیم، با هم ازدواج کردند و از شدت فقر در خانه ای که حتا آب و برق نداشت زندگی را شروع کردند. به گفته رحیم، او به خاطر سرباز بودنش قادر به کار کردن نبود و آنها به هر دری زدند تا مگر کار نیمه وقت یا پولی به قرض، به دست بیاورند، به جایی نرسیدند و بعد از چندی متوجه شدند که برخی حاضرند تنها با نظر سوئی که به همسر جوان رحیم دارند، به آنها کمک کنند و همین مساله باعث شد که رحیم به فکر سوء استفاده از این امر بیفتد و در نهایت کارشان به اینجا کشید. وی در توضیح نحوه دستگیری آنها می افزاید : رحیم به دلیل شکایت کسانی که او قصد اخاذی از آنها داشت دستگیر شد. و در جلسه دادگاه دیگری که به همین دلیل یعنی اخاذی تشکیل شده بود من در دفاع از او و خطاب به شاکیانش گفتم که باعث و بانی زندگی نکبت بار این مرد و زنش شمایید که تازه از آنها شکایت هم کرده اید و متاسفم که پشت چهره های موجه! گاهی چه شیطانهایی خوابیده است. دادگاه ابتدا رحیم را به جرم اخاذی به هفت سال زندان محکوم کرده بود اما در نهایت، با رضایت شاکیان و هفت سال زندان به او بخشیده شد. وکیل این دو محکوم به سنگسار در پاسخ به این سوال که اگر چه در توجیه اجتماعی، فقر می تواند عامل بسیاری از اتفاقات و حتا جرایم باشد، اما از منظر حقوقی آیا فقر می تواند دلیل قابل توجیه باشد یا خیر می گوید : دفاع حقوقی بنده از این پرونده در سه مرحله صورت گرفت. اولا رحیم به دلیل لواط حکم اعدام دریافت کرد. درحالی که در پرونده ایشان هیچ مستندی برای اثبات این اتهام وجود ندارد. صرفا فردی به وی این اتهام را وارد کرده بود که بعد هم شکایت خود را پس گرفت. دومین دفاعم در مورد کبرا بود که در مورد او نیز هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این اتهام وجود نداشت و سوم اتهام زنای محصنه به موکلم رحیم است. در حالی که بنده مساله بررسی وضعیت روحی و روانی او را مطرح کرده بودم. موکل من به دلیل فشارهایی که بر او وارد شده بود تعادل رفتاری و روانی نداشت. مصطفایی در این باره توضیح می دهد که : مساله اختلال روانی و شخصیتی رحیم در پرونده دیگر او یعنی اخاذی توسط پزشکی قانونی تایید شده و اختلال روانی و شخصیتی رافع مسوولیت کیفری است. بنابراین اگر چه بنده اعتقاد دارم که فقر شدید و بدبختی زیاد این زوج جوان را به اعمالی وارد و وادار کرد که از نظر قانون کشور ما و نیز از نظر بسیاری از مردم جرم تلقی می شود اما از منظر حقوقی نیز پرونده دارای ایرادهایی است که امیدوارم با درخواست نامه ای که نوشته و تقدیم دادستان محترم کرده ام، با دادرسی دوباره آنها موافقت شود. محمد مصطفایی در نامه ای که خطاب به دادستان کل کشور نوشته به هوسرانی افراد و کارمندان دولت اشاره کرده است که تنها در صورت پیشنهاد رابطه جنسی با یک زن، حاضر به کمک مالی به این مرد می شدند. او با ذکر نام این افراد نوشته است : موکلم فشارهای روحی و روانی بسیاری را در طول زندگی تحمل نمود و به مرور تا آنجا رسید که قادر به کنترل اراده خود نگردید. در سال اخیر با پیشنهاد [شخصی]، فکر و ذهنش به بیراهه رفت و به افرادی که از آنها طلب کمک کرده بود مراجعه کرد. آنها در خصوص نیاز های مالی، به موکل کمکی نمی کردند. ولی وقتی پیشنهاد ارتباط با زنی داده می شد حاضر بودند وجهی زیادی نیز پرداخت کنند. در این پرونده، به جز موکلین، تعداد 31 نفر دستگیر شدند که اکثر آنها کارمندان دولتی بودند از جمله [... ]که موکل به آنها مراجعه می نمود تا بتواند کمکی از آنها بگیرد. ولی بی ثمر می ماند. اما وقتی به دیگر متهمین پرونده که اکثریت قریب به اتفاقشان متاهل بوده و دارای پست و مقام نیز بوده اند، پیشنهاد ارتباط جنسی نسبت به زنی را می دادند آنها با کمال میل پذیرفته و به منزلش می رفتند. در حالی که در پرونده همه خود را بی گناه جلوه داده و موکلین را عامل اصلی روابط نامشروع خود می دانند و دادگاه نیز این موضوع را می پذیرد و موکلین را اینگونه محکوم می نماید. موکل به قدری از عملکرد آنها ناراحت و دلخور بود که ناخواسته به دلیل فشار های روحی فشار روحی و روانی از ارتباط جنسی آنها فیلم برادری کرده و برای خود نگهداری می نمود. با ملاحظه فیلم های گرفته شده تعداد 3 نفر دستگیر شدند. آنهایی که مجرد بودند به شلاق و آنهایی که متاهل بودند - بجزء موکل و همسرش - با ارفاقاتی مجازات سنگسار از دوششان برداشته شده و به شلاق محکوم شدند. در پایان این نامه وکیل این دو محکوم به سنگسار از دادستان خواسته است که با بررسی دوباره، به جای نابودی معلول یک اتفاق، به ریشه یابی اینگونه جرایم پرداخته شود
.

وضعیت وخیم روزنامه نگار دربند در اثر شکنجه


وضعیت وخیم روزنامه نگار دربند در اثر شکنجه

کردستان میدیا: مسعود کردپور، معلم زندانی کرد در زندان ارومیه، با وضعیت جسمانی بسیار وخیمی دست و پنجه نرم می‏کند. به گزارش مرکز خبری PDKI، نامبرده که در زندان عمومی ارومیه در بند ویژه‏ی سارقان و معتادان به مواد مخدر تحمل حبس می‏نماید، بر اثر شکنجه‏های بیش از حد توسط مسئولین زندان، دچار بیماریهای مختلفی شده است. هم‏اکنون وضعیت جسمانی مسعود کردپور بسیار نگران کننده و خطرناک گزارش می‏شود.

جان زندانی سیاسی در خطر است




جان زندانی سیاسی در خطر است
بهروز جاوید تهرانی دانشجوی معترض سال ۱۹۹۹ را آزاد کنید
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۴ مه ۲۰۰۹


جاوید تهرانی که یک فعال دانشجویی و از مدافعان پیش رو در زمینه حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان است، دهسال گذشته بین زندان و بیرون بسر برده است. او در حال حاضر با دست و پای بسته در بند "سگدانی" زندان بدنام گوهر دشت در شهر کرج واقع در شمال تهران بسر می برد. سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: "بهروز جاوید تهرانی که بیماری وخیمی دارد به خاطر دگراندیشی سیاسی صلح آمیز و حمایت از حقوق بشر در زندان است." وی می افزاید: "او هرگز نمی بایست دستگیر می شد و اگر آزاد نشود احتمالا در زندان جان خواهد داد."
(نیویورک، ۲۳ مه ۲۰۰۹/ ۲ خرداد ۱۳۸۸) – دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد دولت ایران باید هر چه زودتر بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی بیمار و فعال حقوق بشر را که برای اولین بار در جریان تظاهرات وسیع دانشجویی سال ۱۹۹۹ /۱۳۷۸ دستگیر شد، آزاد و نسبت به دسترسی او به مراقبت های پزشکی اطمینان حاصل کند. جاوید تهرانی که از سال ۲۰۰۵ / ۱۳۸۴ همچنان در بند بوده در اعتصاب غذاست و از بیماری های ناشی از شکنجه های طولانی در رنج است.جاوید تهرانی که یک فعال دانشجویی و از مدافعان پیش رو در زمینه حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان است، دهسال گذشته بین زندان و بیرون بسر برده است. او در حال حاضر با دست و پای بسته در بند "سگدانی" زندان بدنام گوهر دشت در شهر کرج واقع در شمال تهران بسر می برد. سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: "بهروز جاوید تهرانی که بیماری وخیمی دارد به خاطر دگراندیشی سیاسی صلح آمیز و حمایت از حقوق بشر در زندان است." وی می افزاید: "او هرگز نمی بایست دستگیر می شد و اگر آزاد نشود احتمالا در زندان جان خواهد داد."جاوید تهرانی که ۲۹ سال دارد از سال ۲۰۰۵ /۱۳۸۴ تاکنون به وکیل هرگز دسترسی نداشته و با خانواده اش نیز تماس محدودی داشته است. با وجود آنکه پزشک قانونی در سال ۲۰۰۶ /۱۳۸۵ شکنجه شدن جاوید تهرانی را در زندان تایید کرده، به او اجازه داده نشده تا از مراقبت های پزشکی مورد نیاز برخوردار شود. کبودی و زخم های تازه بر بدن و نیز از دست دادن ۵۰ درصد از بینایی اش به دلیل جراحت هایی که بازجویانش به سر او وارد کرده اند از جمله بیماری ها و دردهای وی است. به گفته کیانوش سنجری دوست جاوید تهرانی و فعال حقوق بشر که برای مدتی با او در زندان اوین بسر برده، مسئولین در طی اعتصاب غذای ۱۸ روزه او امکانات پزشکی کافی در اختیارش قرار نداده اند.مقام های ایرانی جاوید تهرانی را نخست در ۹ ژوئیه ۱۹۹۹ /۱۸ تیر ۱۳۷۸ هنگامیکه ۱۹ سال داشت و در تظاهرات دانشجویی که سراسر کشور را در بر گرفت شرکت کرد دستگیر کردند. او به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به هشت سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن چهار سال از دوران محکومیتش، خواهرش در تماس تلفنی با او خبر از فوت مادرش داد. اما قوه قضائیه ایران به وی اجازه شرکت در تدفین مادرش را نداد. حکم او مدتی بعد کاهش پیدا کرد و وی اواخر سال ۲۰۰۳ /۱۳۸۲ آزاد شد. او در سال ۲۰۰۴ /۱۳۸۳ دو بار دستگیر شد و هر دو بار به دلیل اعتراض به حقوق زندانیان سیاسی و خانواده های آنها در مقابل دفاتر سازمان ملل متحد در تهران. کیانوش سنجری به دیده بان حقوق بشر گفته است مسئولین زندان جاوید تهرانی را در بند ۲۰۹ زندان اوین بازجویی و شکنجه کردند. سنجری به دلیل نزدیکی سلولش به سلول جاوید تهرانی و نیز داشتن بازجوی مشترکی که به نام سعید شیخان شناخته می شد از شکنجه وی در زندان مطلع شد.در سال ۲۰۰۵ /۱۳۸۴ و پیش از انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی محمود احمدی نژاد منجر شد، جاوید تهرانی و عده ای دیگر در سازمانی بنام جبهه دمکراتیک ایران در اعتراض به فقدان شفافیت و دمکراسی انتخابات ایران دست به فعالیت هایی همچون نصب پوستر، توزیع بیانیه و نگارش شعارهای سیاسی بر روی دیوار زدند. این گروه همچنین برای کمک به خانواده های زندانیان سیاسی پول جمع آوری کرد و فیلم های کوتاهی حاوی مصاحبه با این خانواده ها ساخت. جاوید تهرانی پس از مصاحبه با اکبر محمدی در دوران آزادی موقتی او و درست پیش از مرگ مشکوکش در جریان اعتصاب غذا در زندان (http://www.hrw.org/en/news/2006/08/02/iran-imprisoned-dissident-dies-custody)‏ مجددا در سال 2005 /1384 دستگیر شد. به گفته سنجری مقام های زندان حساسیت ویژه ای به این مصاحبه نشان داده و در طی بازجویی های هر دوی آنها مکررا آن را مطرح کردند.قاضی حسن زارع دهنوی رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران که به قاضی حداد مشهور است جاوید تهرانی را برای عضویت در یک سازمان "غیرقانونی" (جبهه دمکراتیک ایران) که "علیه امنیت حکومت اقدام می کند" به چهار سال زندان و برای "اهانت به رهبر و نظام" به ۴۰ ضربه شلاق و به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به سه سال و نیم زندان محکوم کرد. به گفته سنجری این اتهام ها ساخته بازجو شیخان بود که به خاطر اختلافات شخصی قاضی حداد تشدید هم شد. قاضی حداد همانی است که بعدها رکسانا صابری روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی را به اتهام جاسوسی به هشت سال زندان محکوم کرد.دادگاه تجدید نظیر محکومیت جاوید تهرانی به خاطر اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق را به مدت شش ماه کاهش داد. جاوید تهرانی نیمی از محکومیت سال ۲۰۰۵ /۱۳۸۴ خود را سپری کرده است. بیشتر زندانیان در ایران پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود می توانند مشمول آزادی شوند. اما او از سال ۲۰۰۵ /۱۳۸۴ تاکنون حتی از یک روز آزادی موقتی متعارف هم برخوردار نشده است. دیده بان حقوق بشر نگران است که جان جاوید تهرانی در خطر فوری باشد. این درحالیست که چند زندانی سیاسی از جمله امیر حشمت ساران در مارس ۲۰۰۹ /اسفند ۱۳۸۷ بطور مشکوکی در زندان گوهردشت (که به رجایی شهر هم معروف است) جان باخت. (http://www.hrw.org/en/news/2009/03/19/iran-investigate-death-political-prisoner) ‏گوهر دشت یکی از اماکن اصلی اعدام های دسته جمعی هزاران زندان سیاسی در سال ۱۹۸۸ /۱۳۶۷ است.ویتسون می گوید: "گوهر دشت در بین زندانیان سیاسی ایران به "سگدانی" معروف است زیرا زندانیان برای مردن به آنجا فرستاده می شوند." وی می افزاید: "ایران قانونا موظف به تامین امنیت و سلامت همه زندانیان سیاسی است. اما نتایج مرگبار گذشته حاکی از این است که این کشور همواره در این زمینه کوتاهی کرده است."دیده بان حقوق بشر از مقام های ایران مصرانه می خواهد جاوید تهرانی را فورا آزاد کنند و به آزار و اذیت منتقدان و دگراندیشان مسالمت آمیز پایان دهند

امنیت اجتماعی در سیستان و بلوچستان


امنیت اجتماعی در سیستان و بلوچستان
طرح امنیت اجتماعی را در زاهدان نیز به اجرا گذاشتند. این دو تصویر از یورش به خانه محقر و فقر زده مردم روستاهای سیستان و بلوچستان برای برقرار امنیت اجتماعی است! آن که به دامن مادر و خواهرش پناه برده کودک و خواهر آن مردانی است که به صف کرده و به جرم داشتن مواد مخدر به صف کرده و می برند تا امنیت اجتماعی را تامین کنند. امنیتی که 30 سال است تامین نشده با یافتن چاره ای برای فقر و بی کاری و بی مسکنی مردم تامین می شود نه با بردن مردان به زندان و بی سرپرست گذاشتن خانواده ها. مملکتی که روی 60 میلیارد دلار واردات می چرخد و نه تولید و کارخانه و کار، مواد مخدر هم یکی از واردات و صادراتش می تواند باشد
.

چهار اتهام عليه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر


چهار اتهام عليه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر

بهروز کارونی
۱۳۸۸/۰۳/۰۲
سه هفته از بازداشت بيش از ۲۰۰ نفر در تهران، در روز جهانی کارگر، می‌گذرد؛ روزی که به گزارش رسانه‌های غيردولتی و سايت‌های کارگری و دانشجويی، نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی ايران حدود ۱۵۰ نفر را در پارک لاله و حدود ۶۰ نفر را در منطقه نعمت آباد تهران بازداشت کردند.شمار بسياری از بازداشت‌شدگان از اعضای تشکل‌های کارگری و فعالان حقوق زنان بودند.از جمله کسانی که هنوز در بازداشت هستند، می‌توان به جعفر عظيم‌زاده، منصور حيات غيبی، عليرضا ثقفی، جلوه جواهری، امير يعقوب علی و کاوه مظفری اشاره کرد.بر اساس گزارش‌ها، از آن زمان تاکنون، شماری از بازداشت‌شدگان به تدريج آزاد شده‌اند.آيت نيافر، عضو کميته پيگيری ايجاد تشکل‌های کارگری، در مورد شمار افرادی که هنوز زندانی هستند، به « راديو فردا» گفت که حدود ۶۰ نفر همچنان در زندان به سر می‌برند و به نقل از برخی از آزادشدگان در مورد وضعيت اين افراد افزود: «در هر سلول انفرادی، پنج تن از مردان بازداشت شده را جای داده‌اند. بازجويی تمام شده است ولی امکان دارد که برخی از بازداشت‌شدگان دوباره از سر گرفته شود و در عين حال، امکان دارد که برخی از آنان تا يک ماه ديگر در زندان بمانند.»اما اتهام بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر چه بوده است؟مقام‌های رسمی تاکنون در اين مورد سخنی نگفته‌اند، اما آقای نيافر به پرسشی در خصوص اتهاماتی که به بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر وارد آمده است، پاسخ داد: «اقدام عليه امنيت ملی، برگزاری تجمع غيرقانونی، اخلال در نظم عمومی و تشويش اذهان از اتهاماتی بوده‌اند که به بازداشت‌شدگان وارد آمده است.»اين فعال کارگری اشاره کرد که بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر اين اتهامات را رد کرده و گفته‌اند که در شرايطی که بازداشت‌ها پيش از برگزاری تجمع روز جهانی کارگر انجام گرفته است، اين اتهامات پايه و اساسی ندارند.»در همين حال، جمعی از فعالان سياسی، فرهنگی و اجتماعی در نشستی که روز جمعه به دعوت کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه درتهران برگزار شد، به بازداشت ده‌ها نفر در روز جهانی کارگر؛ در پارک لاله و منطقه نعمت‌آباد تهران، اعتراض کردند.به گزارش سايت « کانون مدافعان حقوق بشر»، در اين نشست از عدم پاسخگويی دادگاه انقلاب، مجلس شورای اسلامی و دفتر حقوق شهروندی قوه قضاييه به خانواده‌های بازداشت‌شدگان، به ويژه کارگران بازداشت شده عضو تعاونی مسکن فلزکار و مکانيک انتقاد کردند. اين انتقاد همچنين متوجه برخی از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و خودداری آنان از انتشار اخبار مربوط به بازداشت‌شدگان شد.فعالان سياسی، فرهنگی و اجتماعی شرکت‌کننده در اين نشست از مسئولان قضايی خواستند تا موازين دادرسی عادلانه را در خصوص افراد بازداشت شده، رعايت و آنان را آزاد کنند.در اين حال، خودداری مقام‌های قضايی جمهوری اسلامی ايران از آزادی بازداشت‌شدگان، با انتقاد سازمان‌های کارگری و حقوق بشری مواجه شده است.در همين ارتباط، کنفدراسيون بين‌المللی اتحاديه‌های کارگری، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، فدراسيون بين‌المللی کارگران صنايع غذايی، کشاورزی و خدماتی و فدراسيون آموزش بين‌الملل با انتشار بيانيه مشترکی در هفته گذشته خواستار آزادی بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر در ايران و همچنين منصور اسانلو و ابراهيم مددی، رهبران سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه شدند.لغو احکام زندان عليه رهبران سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه از ديگر خواسته‌های اين چهار اتحاديه بين‌المللی صنفی بوده است.

Donnerstag, 21. Mai 2009

شعار علیه بسیجیان درسخنرانی میر حسین در دانشگاه شیراز

شعار علیه بسیجیان درسخنرانی میر حسین در دانشگاه شیراز

سرطان خون، هدیه خودروهای غیر استاندارد


سرطان خون، هدیه خودروهای غیر استاندارد

شبکه خبر: سرطان خون، هدیه خودروهای غیر استاندارد به شهروندان است. بخارهای بنزین منتشر شده از خودروهای ساخت داخل، باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان خون، میان شهروندان می‌شود.
مدیر عامل شركت كنترل كیفیت هوای شهر تهران، با اعلام این خبر گفت: حذف قطعه كنیستر از خودروهای داخلی، باعث افزایش انتشار بخارهای بنزین و تركیبات هیدروكربنی توسط خودروها ‌شده و افزایش این تركیبات در هوا نیز باعث افزایش ابتلا به سرطان خون می‌شود.
به گفته "یوسف رشیدی" در همه خودروها بخشی از بنزین به بخار تبدیل می‌شود كه وظیفه جذب این بخارها و بازگرداندن آن به منبع یا فراهم كردن امكان احتراق آن به عهده كنیستر است.
وی افزود: اگر این قطعه از سیستم سوخت خودرو حذف شود بخارهای خطرناك بنزین، در هوای آزاد منتشر می‌شود.
"رشیدی" در ادامه گفت: بر اساس استاندارد یورو 2 ، كه خودروسازان ایرانی باید آن را رعایت کنند، تبخیر بخارهای هیدروكربنی در خودروها باید اندازه‌گیری شود.
اما به علت این كه آزمایشگاهی دراین باره در سازمان های ناظر و مسئول ایجاد نشده است، خودروسازان نیز ضرورتی بر نصب كنیستر روی خودروها ندیدند، در حالی كه بودن یا نبودن قطعه كنیستر روی خودرو با چشم و یا بررسی خودرو، تشخیص داده می شود.
مدیر عامل شركت كنترل كیفیت هوا افزود: اكنون بر اساس اندازه‌گیری‌ها، میزان برخی تركیبات هیدروكربنی همچون بنزین در هوای تهران بسیار بالاست.
"رشیدی" تصریح کرد: بخش زیادی از گازهای سرطان زا ، از خودروهایی که كنیستر ندارند ، در هوا منتشر می شود و به همین علت، نظارت وزارت صنایع دراین باره ضروری است
.

شعار "مرگ بر دیکتاتور" در جلسه سخنرانی میرحسین موسوی در زنجان


شعار "مرگ بر دیکتاتور" در جلسه سخنرانی میرحسین موسوی در زنجان

دانشجويان دانشگاه زنجان روز سه شنبه با شعار "مرگ بر ديكتاتور" جلسه سخنرانى میرحسین موسوی را به صحنه اعتراض علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی تبدیل کردند. دانشجويان مبارز اين مهره جنايت پيشه رژیم را در رابطه با قتل عام زندانيان سياسى در سال 67 مورد مواخذه قرار داده و فرياد مى زدند: سال 67 کجا بودى و چند نفر را اعدام كردى. *****
گزارش خبرنامه امیرکبیر: روز سه شنبه میرحسین موسوی برای سخنرانی در دانشگاه زنجان حضور پیدا کرد. چهار ساعت قبل از آغاز سخنرانی حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی سالن را با کسانی که پرچم های سبز در دست داشتند پرنموده و در جلوی درب ورودی جلسه نیز به کسانی که وارد می شدند پرچم سبز می دادند. جو این جلسه به شدت امنیتی بود و با استفاده از تعدادی از افراد غیردانشجوی شهر، هر گونه حرکت مخالفی را سرکوب می کردند، بطوریکه حتی اجازه ندادند دانشجویان پارچه هایی را که روی آن نوشته شده بود: < دانشگاه پادگان نیست> را به پیشانی خود ببندند. بنابر گزارش، چندین لیدر نیز در بین جمعیت حضور داشتند تا شعارهای از پیش تعیین شده ای را سر دهند تا کسانی که در سالن با پرچم های سبز حضور داشتند آن ها را همراهی کنند.
مسئولان انتظامات سالن که توسط ستاد میر حسین موسوی انتخاب شده بودند چندین بار دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و دبیر انجمن اسلامی را از روی سن به پایین پرتاب نمودند و حتی اجازه ندادند دسته گلی که توسط نماینده ی کانون های فرهنگی دانشگاه تدارک دیده شده بود به میر حسین موسوی داده شود و آن را تکه تکه کردند چرا که محتوای سخنرانی وی بر ضد موسوی بود.
در این جلسه که با صرف هزینه های هنگفت برگزار شد موسوی در حدود ۵ دقیقه به سخنرانی پرداخت و تنها به یک سوال از ۴ سوال شفاهی مطرح شده پاسخ داد که اکثر این جواب ها غیرشفاف بود
.

یک زندانی بیمار در اثر شکنجه جان باخت


یک زندانی بیمار در اثر شکنجه جان باخت

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 3 زندان مرکزی اصفهان یک زندانی بیمار شب گذشته در اثر ضرب وشتم و شکنجه پاسداربندها به قتل رسید.شب گذشته افسر جانشین پاسدار ناصر سعیدی فر همراه با کرمی رئیس بند افاغنه و اسدی افسر نگهبان پاسدار بند 3 زندان مرکزی اصفهان، زندانی احمد علیزاده را در راه پله های منتهی به سرویسها بهداشتی مشاهده می کنند به او می گویند که چرا هنوز بیدار است. زندانی احمد علیزاده به آنها می گوید که سخت بیمار است و از تب ولرز قادر به خوابیدن نیست.پاسداران فوق بجای اینکه وی را برای درمان به بهداری منتقل کنند او را مورد اهانت ناموسی قرار می دهند که با اعتراض این زندانی مواجه می شوند. در جواب اعتراض این زندانی بی دفاع هر 3 مامور فوق به این زندانی بیمار حمله ور می شوند و او را آماج ضربات خود قرار می دهند و از پله ها به پایین پرتاب می کنند سر این زندانی به دیوار اثابت می کند.این زندانی که دچار حالت تهوع شده بود به پشت درب بند3 منتقل می شود و 3 پاسدار مذکور بند را ترک می کنند و درب بند را می بندند. شدت ضرب وشتم این زندانی به حدی بود که باعث بیدار شدن سایر زندانیان شده بود و زندانیان بند 3 شاهد تمامی ماجرا بودند. وضعیت جسمی زندانی علیزاده به مرور به وخامت می گرایید و زندانیان با کوبیدن بر درب بند خواستار انتقال این زندانی به بهداری هستند که سعیدی فر پشت درب می آید و با توهین وتهدید به آنها می گوید که خاموشی را رعایت کنند. زندانیان به او می گویند که این زندانی در حال مرگ می باشد. سعیدی فر جواب میدهد: هر وقت مرد به من خبر دهید.زندانی احمد علیزاده بعد از گذشت مدتی در اثر شکنجه های وحشیانه و عدم توجه و انتقال به بهداری جان خود را از دست می دهد. و ساعاتی بعد پاسداربندها پیکر این زندانی را از بند به بیرون منتقل می کنند.صبح امروز با بهت و ناباوری به زندانیان بند3 زندان مرکزی اصفهان اعلام می شود که اسدی همان فردی که در شکنجه و قتل این زندانی بی دفاع شریک بوده از حالا به بعد به عنوان رئیس بند 3 منصوب شده است.پس از انتصاب اسدی به ریاست بند 3 موجی از نگرانی زندانیان این بند را بر گرفته است.زندانی احمد علیزاده از یک ماه پیش به این زندان منتقل شده است او به اتهام داشتن مواد مخدر دستگیر شده است و در بلاتکلیفی بسر می برد.در هفته های اخیر بدلیل به وخامت گراییدن وضعیت غذایی،درمانی و بهداشتی و چندین برابر شدن ظرفیت بندها موج اعتراضات و ناراضایتها در بین زندانیان شدت یافته است. از هفته های اخیر برای سرکوب هر چه بیشتر زندانیان بی دفاع مدیران داخلی زندانها و رئیس بندها را به دست افرادی سپرده اند که در شکنجه و قتل زندانیان بی دفاع شهرت دارند. به عنوان مثال فردی به نام محسن مسافر مدیر داخلی زندان شده است این فرد تا به حال چندین زندانی را در حین شکنجه به قتل رسانده است و یا پاسدارانی که از کادر نظامی زندان هستند به عنوان رئیس بند منصوب کرده اند از جمله آنها اسدی و کرمی می باشند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به شکنجۀ زندانیان بیمار و بی دفاع که منجر به مرگ آنها می شود ابراز نگرانی عمیق می کنند و این عمل مجرمانه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار تشکیل یک هیئت حقیقت یاب بین المللی برای بررسی جنایتهای که در زندانهای این رژیم روی می دهد ،می باشد.
31 اردیبهشت 1388 برابر با 211 می 2009
وضعیت زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

Montag, 18. Mai 2009

گرامی باد بیست و نهم اردیبهشت ماه ، زاد روز مصدق بزرگ

گرامی باد بیست و نهم اردیبهشت ماه ، زاد روز مصدق بزرگ

روی عکس کلیک کنید و بشنوید
زمانی دور در ایرانشهر
همه در بیم
نفس در تنگنای سینه ها محبوس
همه خاموش
و هر فریاد در زنجیر
و پای آرزو در بند
هزار آهنگ و آوای خروشان بود و شب خاموش
فضای سینه از فریاد پر بود و لب خاموش
و باد سرد
چنان کولی و ولگرد
به هر خانه ، به هر کاشانه سر می کرد
و با خشمی خروشان
شعله ی روشنگر اندیشه را می کشت
شب تاریک را تاریکتر می کرد
....
در آن دوران
در ایرانشهر
همه روزش چو شبها تار
همه شبها ز غم سرشار
نه در روزش امیدی بود
نه شامش را سحرگاه سپیدی بود
نه یک دل در تمام شهر شادان بود
خوراک صبح و شام ماران دو کتف آژدهاک پیر
مدام از مغز سرهای جوانان
این جوانمردان ایران بود
جوانان را به سر شوری است طوفانزا
امید زندگی در دل
ز بند بندگی بیزار
و این را آژدهاک پیر می دانست
از این رو بیشتر بیم و هراسش از جوانان بود
....
لب هر در
به روی کوچه آهسته وا می شد
و از دهلیز قلب خانه ها با خوف
سراپا واژه ی انسان رها می شد
هزاران سایه ی کمرنگ
در یک کوچه با هم آشنا می شد
طنین می شد
صدا می شد
صدای بی صدایی بود و
فرمان اهورایی
....
....
به پا خیزید
کف دستانتان را قبضه ی شمشیر می باید
کماندارانتان را در کمانها تیر می باید
شما را عزمی اکنون راسخ و پیگیر می باید
شما را این زمان باید
دلی آگاه
همه با همدگر همراه
نترسیدن ز جان خویش
روان گشتن به زرم دشمن بد کیش
نهادن رو به سوی این دژ دیوان جان آزار
شکستن شیشه ی نیرنگ
بریدن شیشه ی تزویر
دریدن پرده ی پندار
اگر مردانه روی آرید و بردارید
از روی زمین از دشمنان آثار
شود بی شک
تن و جانتان ز بند بندگی آزاد
دلها شاد
تن از سستی رها سازید
روانها را به مهر اورمزد آشنا سازید
از آن ماست پیروزی
....
....
خدای عهد و پیمان میترا
پشت و پناهم باش
بر این عهد و بر این میثاق
گواهم باش
در این تاریک پر خوف و خطر
خورشید راهم باش
خدای عهد و پیمان میترا
دیر است اما زود
مگر سازیم بنیاد ستم نابود
به نیروی خرد از جای برخیزیم
و با دیو ستم آنسان در آوزیم
و بستیزیم
که تا از بن بنای آژدهاکی را بر اندازیم
به دست دوستان از پیکر دشمن
سر اندازیم
و طرحی نو در اندازیم
...
...
در آن شب از دل و از جان
به فرمان سپهسالار کاوه مردم ایران
ز دل راندند
نفاق بندگی و خسته جانی را
و بنشاندند
صفا و صلح و عیش و شادمانی را
نوازش داد باد صبح دم بر قله البرز
درفش کاویانی را
دکتر حمید مصدق

Sonntag, 17. Mai 2009

پنج تن دیگر را در ایران حلق آویز کردند

پنج تن دیگر را در ایران حلق آویز کردند

به نوشته روزنامه اعتماد، پنج تن دیگر در زندان عادل آباد شيراز حلق آویز شدند. اتهام این افراد که روز چهارشنبه گذشته اعدام شدند، قتل عنوان شده است.
جمهوری اسلامی از آغاز سال جاری میلادی تا کنون دستکم 185 نفر را اعدام کرده است
.

دانشجویان: انتخابات نيست و انتصابات است

اسانلو را فورا آزاد کنید! جان وی در خطر است





درخواست مادر و همسر اسانلو برای آزادی او
اسانلو را فورا آزاد کنید! جان وی در خطر است
يکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۷ مه ۲۰۰۹

27 اردیبهشت ماه 1388- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اکیدا به مسئولین قوه قضائیه توصیه کرد که حکم منصور اسانلو؛ رهبر کارگری را مجددا بررسی و او را آزاد کنند. پزشک قانونی تاکنون دو بار برای وی دستور عدم تحمل کیفری صادر کرده است ولی مقامات قضایی با آن مخالفت کرده اند.کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شدیدا نگران وضعیت جسمی اسانلو و احتمال از بین رفتن وی در زندان میباشد. مسئولین زندانهای ایران سابقه سیاهی در فراهم آوردن درمان پزشکی برای زندانیان عقیدتی دارند. در آخرین نمونه، امیدرضا میرصیافی، وبلاگنویس در بند در زندان اوین در اسفند ماه گذشته با عدم معالجه فوری، جان باخت.خانواده اسانلو با ارسال نامه ای از سوی مادر منصور اسانلو به آیت الله هاشمی شاهرودی؛ رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی او شدند. در نامه مادر منصور اسانلو نگرانی های او از در خطر بودن زندگی و حیات اسانلو ابراز شده است.پروانه اسانلو؛ همسر منصور به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که :"ما همه راه های قانونی را در چهارچوب قوه قضائیه رفتیم و برای آزادی آقای اسانلو از قوه قضائیه تقاضا کردیم اما همه اش بی فایده بوده و به درخواستهای ما هیچ اعتنائی نمیشود. در زندان نگه داشتن آقای اسانلو خیلی بی رحمانه است." خانم اسانلو تاکید کرد:"خانواده آقای اسانلو از جامعه بین المللی بخصوص سازمان های کارگری می خواهد که به حمایت خود از منصور اسانلو ادامه بدهند و خواستار آزادی ایشان باشند."منصور اسانلو از تاریخ 19 تیرماه 1386 تاکنون در زندان در حال از بین رفتن است. پس از اینکه ایشان را مدتی در زندان اوین نگه داشتند، ناگهان در تاریخ 24 مهرماه 1387 به زندان رجایی شهر منتقلش کردند. زندان رجایی شهر برای اسانلو که دچار بیماری های متعدد شده است، بسیار نامناسب است و بیشتر زندانیان از نوع خطرناک ترین و خشن ترین جنایتکاران هستند. منصورا سانلو دچار بیماری شدید چشمی است و بخاطر عمل قلب بازی که چند سال پیش انجام داده باید بطور مرتب مورد مراقبت های پزشکی قرار بگیرد.فاطمه گل گزی؛ مادر منصور اسانلو، در نامه ای به آیت الله شاهرودی به تفصیل از مشکلات خود و عروسش که پس از زندانی کردن منصور اسانلو در سال 1386 دچار شده اند، نوشت. خانم گل گزی در نامه خود تاکید کرد :" آیا این عدالت است که عروس من در سخت ترین شرایط با داشتن دو فرزند در رنج و عذاب باشد ؟در حالی که همسرش در چارچوب قانون اساسی و قانون کار جمهوری اسلامی ایران در جهت احقاق حقوق صنفی اش تلاش نموده است ؟"منصور اسانلو به 5 سال زندان به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" بخاطر فعالیت های خود برای سازماندهی اتحادیه ها کارگری محکوم شد و در حال حاضر در زندان بسر می برد. منصور اسانلو از اعضای موسس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بعنوان یک اتحادیه مستقل کارگری است که برای تحقق حقوق کارگران مبارزه می کند. منصور اسانلو بطور مستمر برای به رسمیت شناخته شدن اتحادیه های مستقل کارگری از سوی دولت تلاش کرد و بعنوان یکی از رهبران مبارزه برای حقوق کارگران در ایران بطور مرتب هدف حملات قرار گرفته است. برنامه های سازماندهی شده توسط سندیکای شرکت واحد همواره مورد حمله قرار گرفته اند بطوریکه اعضای این سندیکا در اثر این حملات بشدت مجروح شدند.ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بر در ایران در مورد زندانی بودن منصور اسانلو گفت:"ادامه زندان منصور اسانلو با توجه به وضعیت سلامتی ایشان یک مجازات ظالمانه و غیر انسانی است، و نشانه محرومیت کارگران از حقوق کار در ایران است." رودز همچنین تاکید کرد که "قوه قضائیه باید فورا نیازهای ایشان را برای تضمین سلامتی و امنیت جانی او تامین کند."وضعیت جسمی منصور اسانلو به گونه ای است که باعث نگرانی در باره سلامتی و امنیت جانی ایشان شده است. علاوه بر بیماری های چشمی و عمل قلب باز، دو تا از رگ های ایشان کاملا مسدود شده است. منصور اسانلو بارها تحت عمل جراحی قرار گرفته اما ایشان از مراقبت های تخصصی در داخل زندان محروم است. اتحادیه های بین المللی کارگری و سازمان های حقوق بشری خواستار آزادی فوری ایشان شده اند.کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی خواست که منصور اسانلو را آزاد کنند و قوانین مراقبت های پزشکی در داخل زندان را مورد بازبینی قرار دهند تا مطمئن شوند که همه زندانیان از مراقبت های لازم برخوردار خواهند بود. این کمپین همچنین از دولت ایران خواست که به آزار و اذیت و محاکمه همه فعالان کارگری پایان داده و بیش از صد نفر از مردمی را که در روز اول ماه می بخاطر شرکت در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر در زندان هستند، آزاد کند.برای اطلاعات بیشتر در زمینه وضعیت حقوق بشر در ایران به سایت فارسی کمپین در این پیوند مراجعه کنید:http://persian.iranhumanrights.orgمتن کامل نامه مادر اسنلو به آیت الله شاهرودی به شرح زیر است:به نام خداریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایرانجناب آقای شاهرودیبا سلام و احتراماینجانب فاطمه گل گزی مادر منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد که برای دفاع از حق و حقوق صنفی خود و همکاران ، مدت سه سال است به صورتی ناعادلانه در زندان بسر می برد ، تقاضا دارم به وضعیت فرزندم رسیدگی شود .منصور اسانلو طی دستگیری ها و طولانی شدن مدت زندانیش آسیب های فراوان جدی جسمی و روحی دیده است و طبق دستور پزشکی قانونی عدم تحمل کیفر برای دومین بار برای ایشان صادر شده است ولی متاسفانه با مخالفت مقامات قضایی روبرو شده است . اینجانب به عنوان یک مادر ار آن مقام که بالاترین و عالی ترین مقام قضایی کشور می باشد سوالم اینست که :_ آیا با کسی که برای خدمت به مردم سال ها صادقانه در شرکت واحد انجام وظیفه نموده است باید اینگونه برخورد شود ؟-آیا به جای پاسخ به خانواده و آزادی بدون قید و شرط ایشان باید با بدترین برخوردها و بی تفاوتی های مسولان قضایی روبرو شویم ؟- آیا این عدالت است که عروس من در سخت ترین شرایط با داشتن دو فرزند در رنج و عذاب باشد ؟در حالی که همسرش در چارچوب قانون اساسی و قانون کار جمهوری اسلامی ایران در جهت احقاق حقوق صنفی اش تلاش نموده است ؟- فرزند من منصور اسانلو جز دفاع از حق و حقیقت که در قوانین ما مکتوب است ، گناه دیگری ندارد و جایش در زندان نیست .من از آن مقام و تمام مقامات مسئول کشورو مردم دلسوز ایران و جهان و همین طور از همه نهاد های مردمی و حقوق بشری درخواست دارم برای آزادی بدون قید و شرط پسرم به من مادر پیر و بیمار که حتی برای ملاقات فرزندم که در زندان رجائی شهر کرج است دچار مشکل هستم ، تاعمری از من باقی است کمک کنند و مادری را که با سختی های فراوان فرزندش را دلسوز و متعهد و وطن دوست تربیت کرده از رنج و سختی نجات دهند .ضمنا پسرم پس از سال ها سابقه کار در شرکت واحد که دارای 27 سال سابقه کار می باشد بدون هیچ حق و حقوقی اخراج شده است . چرا با کسانی که دلسوز و وفاداربه این آب و خاک هستند اینطور رفتار می شود .فاطمه گل گزی12/2/88

مادر دانشجوی دربند: فرزندم را بشدت شکنجه کردند نمی تواند راه برود


مادر دانشجوی دربند: فرزندم را بشدت شکنجه کردند نمی تواند راه برود

کميته گزارشگران حقوق بشر
محمد پورعبدالله از دانشجویان طیف چپ، که در بهمن ماه بازداشت شده بود، همچنان در زندان قزل حصار نگهداری می شود. به گفته مسئولان دادگاه انقلاب قرار است، پرونده وی ظرف چند روز آینده تعیین شعبه شود.
این دانشجوی زندانی دانشگاه تهران، که در جریان بازداشت دانشجویان طیف چپ در آذرماه 86 نیز بازداشت شده بود، در شرایطی در زندان قزل حصار نگهداری می شود که این زندان در طبقه بندی سازمان زندانها، محل نگهداری جرایمی چون قتل، قاچاق شرارت و ... است.
مادر این دانشجوی زندانی که طی سه ماه گذشته بارها با مراجعه به دادگاه، خواهان آزادی فرزند خود شده است، درحالی که به شدت از وعده های دروغ قاضی دادگاه شکایت دارد، می گوید:" چرا بچه من باید در زندان باشد، چون ایرانی است؟ اگر خارجی بود آزادش می کردند؟ "
او در مورد وضعیت محمد می گوید:" بعد از این مدت، دیروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه ازاو پرسیدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، دیدم از 28 اسفند ماه که بچه من را در بند 209 کتک زدند، تا حالا هنوز پای این بچه از زانو به پایین متورم است و زخمی است. خودش چیزی در این مورد نمی گوید، اما من می دانم که در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند."
الان دندان درد دارد، دارو نمی دهند. هفته ای 5 نفر را به بهداری منتقل می کنند، در آنجا هم هیچ رسیدگی به وضعیت آنان نمی کنند. دارو نمی دهند. من خودم دارو خریدم برای درد دندانش، اما اجازه نمی دهند دارو رابه او برسانم. در یک زندانی که همه معتاد هستند و وضعیت بهداشتی زیر صفر است، پسر من به چه اعتبار و امنیتی برود دندانش را در بهداری زندان بکشد؟ وضعیت غذا هم که افتضاح است، من علاوه بر اینکه باید برای مایحتاجش به او پول بدهم، هفته ای 50 هزارتومان نیز پول می ریزم برای اینکه بتوانند مواد غذایی تهیه کنند و غذا در زندان درست کنند. آخر این شد وضعیت زندان؟!"
او ادامه می دهد:" اصلا جای بچه من در زندان نیست. بچه من به چه جرمی باید در زندان قزل حصار باشد؟ اگر اتهامش سیاسی است، چرا باید در زندان قزل حصار باشد، چرا به اوین منتقلش نمی کنند؟ دادگاه انقلاب به آقای مصطفایی( وکیل محمد) قول داد که برایش وثیقه تعیین می کند. دو روز پشت سرهم بچه من را آوردند دادگاه، شما تصور کن که یک مادر؛ بچه اش را در چنین شرایطی ببیند، البته همه انسان هستند، ولی یک پسر 23-24 ساله دانشجو را با یک مرد 70 ساله معتاد دست بند زدند، آنجا صندلی خالی هست، اما اجازه نمیدهند اینها بنشینند، روی زمین نشستند، روی خاک. مگر اینها انسان نیستند؟ "
" بعد گفتند گواهی پزشک متخصص مادرش را بیاورید، که تأیید میکند عدم آزادی محمد میتواند برای من خطر جانی داشته باشد، این گواهی را هم ضمیمه پرونده کردیم و گفتند که با قرار وثیقه آزاد می شود. اما بعد حرفشان را تکذیب کردند که اصلا وثیقه ای صادر نشده! قاضی سبحانی هم می گوید من برای آزادیش حرفی ندارم اما معاون دادستان مخالف است!"
این معلم بازنشسته در مورد انتقال پسرش به بند 209 برای بار دوم میگوید:" دوباره همان بازجویی های قبلی را تکرار کردند که اتهاماتش را بپذیرد، اما محمد می گوید من کاری نکردم که امضا کنم. می گویند وبلاگ نوشتی، الان دیگر همه وبلاگ می نویسند، فقط می خواهند خانواده را اذیت کنند، اینها مردم آزارند، آیا اینها مسلمانند؟ اولین شرط مسلمانی این است که اگر کسی را زدی، بدنش را زخمی کردی باید دیه آن را بپردازی، الان دیه پای بچه من را چه کسی می دهد؟ من بقیه بدنش را ندیدم، فقط پاهایش را دیدم، بچه من نمی تواند راه برود، دیه اش را چه کسی می دهد؟ قاضی سبحانی یا آقای شاهرودی؟ چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟
"

Mittwoch, 13. Mai 2009

این است حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران


این است حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران
بار دیگر گزارشی تکاندهنده از فروش دختران ایرانی در کشورهای عربی در یکی از سایتهای داخل کشور منتشر شده است. سایت هم میهن در گزارش خود از جمله می نویسد معمولا دختران ایرانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند.رئیس دفتر پلیس بین الملل (انترپول) در ایران در پائیز سال 2006 گفته بود امروزه قاچاق دختران و زنان جوان به کشورهای همسایه یکی از سودآورترین کارها در ایران است. وی گفت به دنبال زلزله اخیر در بـم، دختران یتیم دزدیده شده و به یک بازار شناخته شده در تهران برده شدند که در آن تاجران ایرانی و خارجی با یکدیگر ملاقات مى كنند.این است جمهوری پلید اسلامی و حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران. این تجارت جنایت آمیز بدون اطلاع داشتن و شرکت آخوندها صورت نمى گيرد. مقامات دولتی خود نیز در خرید و فروش و آزار جنسی زنان و دختران دست دارند.****گزارش سایت هم میهن: بیشتر دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اندزود همه چیز برایمان عادت می شود. شاید فراموشی گرفته ایم و خوشیم از سرما و خنکی زیر برف. اما هنوز هم درهتل های دبی چوب حراج می خورند دخترکانی که منتظرند، تا نگاه مشتاق یکی از آن شیخ های خنده رو و شکم برآمده مکثی بر چهره شان کند.هم این که نمی بینیم، بس است برای آن که بگوییم نیست. وجود ندارد. اما تنور تجارت زنان در دبی را زنان ایرانی گرم می کنند.زنانی که به تازگی کنار پرچم کشورمان به شبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی آمده اند. سوسن 19 ساله. یک شماره در کنار جمله ای که به فارسی تو را دعوت می کند با این دختر نیمه برهنه تماس بگیری....زنان ایرانی در شبکه های غیر اخلاقی اماراتحرف تازه ای نیست انگار. کسی را هم نگران نمی کند.نیره اخوان بی طرف یکی از نمایندگان زن در مجلس هشتم اما در رابطه با حضور زنان ایرانی درشبکه های غیر اخلاقی کشورهای عربی به هم میهن می گوید : منتشر شدن چنین تصاویری در این موقعیت زمانی به دلیل مغشوش جلوه دادن چهره کشورمان است.نماینده اصفهان اعتقاد دارد: چنینی مسایلی در لایه های پنهان هر کشوری وجود دارد حتی اگر همه مسایل را هم درست کنیم این مشکل در گوشه ای خودش را نشان می دهد ولی این که در چنین موقعیتی چنین اخباری منتشر می شود برای آن است که بگویند در کشوری اسلامی که ادعای اخلاقیات دارد، چنین اتفاقاتی می افتد .او هم مانند بقیه مسوولان از خرید و فروش زنان ایرانی در امارات اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید: باید مسئولان و متولیان در این رابطه پاسخگو باشند ، من از صحت و چرایی این اتفاق اطلاعی ندارم .به جز دبی افغانستان، پاکستان و هندو ستان نیز از جمله کشورهایی هستند که به تجارت دختران ایرانی می پردازند .در یکی از گزارش هایی که به موضوع قاچاق زنان در ایران پرداخته آمده است: در رابطه با قاچاق دخترتن و زنان ایرانی نوشته است آمده است: یکی از دلایل فرار دختران ایرانی و گرفتار شدن در چنین باند های فقر مالی توام با فقر فرهنگی است. افراد باندهای فوق با سواستفاده از این ضعف، به ‏روستاهای کوچک و محروم می روند (خصوصا در استان خراسان به دلیل نزدیکی ) و با خانواده ها صحبت می کنند ‏که از این طریق دخترانشان به استقلال می رسند، خرج خودشان را تامین می کنند و می توانند در آینده ای نه چندان دور ‏آنان را نیز تامین کنند و بدین ترتیب اجازه خرید دختر را از پدرش می گیرند.حتی در بعضی موارد دیدم که به صورت ‏علنی هم گفته شده که دخترشان را برای چه موردی خریداری می کنند ولی باز در نهایت تعجب موافقت شده است. طبق ‏گفته این دختران به طور معمول در ازای هر دختر 6 - 7 میلیون تومان به خانواده شان پرداخت می شود. البته دختران 10-‏‏12 ساله به مبلغ 20 میلیون تومان خریداری می شوند که آنان را برای شیوخ امارات می برند. چرا که آنان به دختران این ‏رده سنی علاقه مند هستند! مواردی هم بودند که در خانواده، شخصی بیماریهای نظیر کبد و کلیه داشته و به پول احتیاج ‏شدید داشتند و آن پول را از فروش دخترشان تامین کردند. در این موارد خانواده راضی نبودند اما بر اثر ناچاری دست به ‏این کار زده اند.سولماز شریف، نویسنده این گزارش در گفت و گو با یک کارشناس اجتماعی به بررسی علل رایج بودن قاچاق زنان و دختران در استانهای خراسان، سیستان و بلوچستان و افغانستان ‏و پاکستان پرداخته و گفته است: قاچاقچیان، این دختران و زنان را در خانواده هایی که غالبا شرایط نابسامان اقتصادی به سر می برند، ‏شناسایی و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که دارای ثروت هستند، خواستگاری می کنند و پس از عقد آنها را به خانه ‏های فساد در شهرهایی نظیر کویته، کراچی و... اعزام می کنند که بر اساس یافته های این تحقیق مناطق حاشیه نشین مشهد ‏از مناطقی است که این پدیده در آن کاملا به چشم می خورد. ‏این کارشناس به ابعاد نگران کننده پدیده فروش دختران توسط خانواده خود و یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی ‏اشاره می کند و می گوید: مطابق بررسیها قربانیان اولا هیچ آگاهی از قاچاق شدن خود نداشته اند و از آنجا که ازدواج آنها ‏به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج با اجبار، زور، تهدید و فریب به زاهدان و سپس به پاکستان و افغانستان ‏منتقل می شوند. نکته این است که همه قربانیان از طریق صیغه، ازدواج کرده و عدم ثبت رسمی عقد آنها در این شکل یکی ‏از معضلات اساسی شده است.‏معمولا دخترانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین 10 تا 17 ساله اند و آنها به دو صورت قاچاق می شوند، ‏تعدادی از زنان و دختران به طور رسمی خواستگاری شده و در ازای پرداخت مبالغی به خانواده هایشان از مرز عبور داده ‏می شوند و عده ای دیگر دخترانی هستند که ربوده شده و یا توسط اعضای باند اغفال می شوند و بدون اجازه پدر از کشور ‏خارج می شوند. اگر مردان عرب این دختران را به همسری انتخاب کنند مشکل زیادی وجود ندارد اما مشکل زمانی به ‏وجود می آید که دختران ایرانی مورد استقبال قرار نمی گیرند، بنابراین به روسپیگری در کلوپ ها و کاباره ها مشغول می ‏شوند.

خارچشم دشمنان اسلام ؟

خارچشم دشمنان اسلام ؟

شما میدانید چرا سینه خانم های مسلمان خار چشم دشمنان اسلام است ؟؟ء

از هفتۀ گذشته تا کنون 23 زندانی در ایران اعدام شدند


از هفتۀ گذشته تا کنون 23 زندانی در ایران اعدام شدند
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایرانبنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) یکی از 3 زندانی که روز گذشته جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند صبح روز یکشننبه اعدام شد.زندانی که صبح امروز اعدام شد محمود کریمی که 27 ساله می باشد نام داشت . 2 زندانی دیگر که دیروز به سلول انفرادی منتقل شدند همچنان در سلولهای انفرادی بسر می برند ودر انتظاراعدام بسر می برند. زندانیانی که در انتظار اعدام بسر می برند به نامهای حسین باقری 32 ساله و علیرضا ملک محمدی 35 ساله می باشند.همچنین روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه 2 زندانی دیگر برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند.زندانیانی که به سلولهای انفرادی منتقل شدند به نامهای زیر می باشند:1- محسن صادقی 35 ساله از بند 4 زندان مرکزی اصفهان، 8 ماه است که در زندان بسر می برد2-رضا چوپانی 40 ساله از بند 4 زندان مرکزی اصفهان ،او 2 سال است که در بازداشت بسر می برد این 2 زندانی به اتهام داشتن مواد مخدر قرار است که اعدام شوند.از هفتۀ گذشته تا به حال 23 زندانی در زندانهای مختلف ایران اعدام شده اند.به نظر می آید که برای هر چه بیشتر ایجاد کردن رعب و وحشت در بین مردم که خواهان حقوق خود هستند زمانهای اعدام که در هفته های اخیر بصورت هر هفته به اجرا در می آمد به چند روز در هفته تبدیل شده است.سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اجرای حکم اعدام امروز و انتقال زندانیان بیشتری برای به اجرا در آوردن احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران است20 فرودین 1388 برابر با 10 می 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر

اطلاعیه جبهه ملی ایران


اطلاعیه جبهه ملی ایران
به این وسیله به آگاهی هم میهنان گرامی میرساندکه جبهه ملی ایران باهیچ گروه وحزبی ائتلافی نکرده و چنانچه اعلامیه ای دراین مورد از سوی افرادی منتشر شده باشد فاقد اعتبار است ومورد تائید جبهه ملی ایران نمی باشد .
رئیس شورای مرکزی وهیئت رهبری جبهه ملی ایران
ادیب برومند
تهران بیست ونهم فروردینماه1388

شعار "مرگ بر دیکتاتور" در جلسه سخنرانی کروبی در کرمانشاه

شعار "مرگ بر دیکتاتور" در جلسه سخنرانی کروبی در کرمانشاه
دانشجویان مبارز دانشگاه رازی کرمانشاه جلسه سخنرانی مهدی کروبی را به صحنه اعتراض علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی تبدیل کردند.
به گزارش سایت دانشجويی خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جلسه سخنرانی کروبی با در دست داشتن پارچه هایی که روی آنها نوشته شده بود “دانشجویان زندانی را آزاد کنید”، “دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد” و “مرگ بر دیکتاتور”، اعتراض خود را نسبت به فشارهای گسترده بر جنبش دانشجویی و دانشجویان
آزادیخواه اعلام کردند

فراموشی شدید یک میلیونر بی‌خانمان


فراموشی شدید یک میلیونر بی‌خانمان


يك بى‌خانمان در كره جنوبى كه به بيمارى فراموشى شديد دچار بود با وجود آن كه ۱۲۸ ميليون «وون» برابر با بيش از صدهزار دلار در حساب بانكى خود داشت ولى چون نمى‌توانست نام خود را به خاطر بياورد قادر نبود از حساب بانكى خود پول برداشت كند.
وى كه حدس زده مى شد حدود ۵۶ سال داشته ، يك ماه پيش به دلیل بيمارى سرطان، در فقر و بى‌خانمانى مرد بى آن كه حتی به آرزويش كه داشتن يک خانه بود برسد.
اين مرد در سال ۱۹۹۳ حدود ۱۶ سال پيش حساب بانكى خود را با نام «نا هه دونگ» كه در واقع نام واقعى‌اش نبود گشود ولى حساب وى چند ماه بعد توسط بانک به دليل اقدامات امنيتى بر اساس قانون بانک‌ها در مبارزه با فساد مالى و پول‌شويى بلوكه شد.
البته مرد مذكور هنوز امكان واريز كردن پول به حسابش را داشت، ولى براى برداشت پول مى‌بايست نام واقعى خود را به ياد مى‌آورد؛ كارى كه براى وى غير ممكن بود.
يكى از مسوولان منطقه «يونگ بونگ» در جنوب غربى «گوانگ جو» در گفت‌وگويى تلفنى به خبرگزارى فرانسه گفت او نه تنها نامش را به ياد نمى‌آورد بلكه حتى نمى‌دانست محل تولدش كجا بود.
وى با جمع آورى و فروش قطعات فلزى از خيابان ها و گشتن در زباله‌ها زندگى‌اش را مى‌گذراند و پيش از آن كه دو سال پيش در يك مكان اسكان موقت انتقال داده شود در يك گارى دستى زير پلاستيک مى‌خوابيد.
با اين حال هرچند اجازه نداشت از حسابش پول برداشت كند اما عجيب اين است كه همچنان به واريز مبالغى ناچيز در حسابش ادامه مى‌داد.
به گفته یکی از مسئولان شهرى، وى مى خواست با اندوخته‌اش يک خانه بخرد.
اين مقام مسئول افزود از دادگاه محلى درخواست شده بود كه به طور رسمى هويتى جديد براى اين مرد تيره روز صادر كند تا او بتواند حق برداشت از حسابش را داشته باشد و اين مراحل در جريان بود ولى متاسفانه او پيش از پايان روند ادارى فوت كرد.
احتمال دارد دادگاه منطقه «يونگ بونگ» دستورى صادر كند مبنى بر آن كه اندوخته مرد مبتلا به فراموشى شديد به حساب دولت منتقل شود

«افزایش تعداد روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی در ایران»


«افزایش تعداد روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی در ایران»

سازمان گزارشگران بدون مرز بار دیگر با انتشار بیانیه‌ای نگرانی خود را از روند رو به افزایش دستگیری روزنامه‌نگاران وب‌نگاران ایرانی اعلام کرد.


در این بیانیه آمده است با دستگیری دو روزنامه‌نگار دیگر، مسعود لقمان و سجاد خاکساری، در پانزده روز گذشته، هم‌اکنون ۱۵ روزنامه‌‌گار و وب‌نگار در زندان به سر می‌برند.گزارشگران بدون مرز با اشاره به آزادی رکسانا صابری می‌افزاید: «خبرنگار آمریکایی ایرانی تبار در تاریخ ٢١ اردیبهشت ماه آزاد شد اما تعداد دیگری از روزنامه‌نگار و وب‌نگاران در سکوت کامل بازداشت شده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی پنهان از دیده‌ها آزادی و حقوق روزنامه‌نگار را نقض می‌کنند.»بنا بر اعلام سازمان گزارشگران بدون مرز، مسعود لقمان سردبیر سایت فرهنگی روزنامک و عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در روز ١١ اردیبهشت در تهران و ظاهرا در حاشیه تظاهرات اول ماه مه بازداشت شده است و ماموران امنیتی همان شب به همراه این وب‌نگار به منزلش مراجعه و پس از بازرسی و ضبط دست نوشته‌ها و وسائل شخصی او را به زندان اوین منتقل کرده‌اند.گزارشگران بدون مرز می‌افزاید سجاد خاکساری خبرنگار مجله توقیف شده قلم معلم نیز از تاریخ ششم اردیبهشت در پی شرکت در تظاهرات معلمان در برابر مجلس شورای اسلامی و عکس برداری از بازداشت شده است.برپایه این گزارش،‌ سجاد خاکساری در روز دوشنبه ٢١ اردیبهشت از زندان به شعبه ٢ دادگاه انقلاب برده شده و مورد بازپرسی قرار گرفته است در حالیکه پیش از این قرار بود که این خبرنگار و وبلاگ‌نویس با سپردن وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد شود.سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین بار دیگر به روزنامه‌گاران و وب‌نگارانی که در حاشیه مراسم روز جهانی کار دستگیر شده‌اند اشاره کرده است.پیش از این گزارشگران بدون مرز اعلام کرده بود که علیرضا ثقفی سردبیر نشریه توقیف شده راه آینده، کاوه مظفری و همسرش جلوه جواهری که هردو وب‌نگار هستند و امیر یعقوب‌علی(روزنامه‌گار) و نیکزاد زنگه (وب‌نگار) در روز جهانی کارگر باز داشت شده‌اند.گزارشگران بدون مرز همچنین ممنوع خروج کردن دو عضو کانون مدافعان حقوق بشر نرگس محمدی و ثریا عزیز پور در تاریخ ١٨ اردیبهشت را محکوم کرده است.نرگس محمدی روزنامه‌نگار و محقق حقوق بشر و ثریا عزیز، پور مدیر مسئول مجله راسان، قرار بود با همراهی شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در نشست «زنان جهان» در گواتمالا شرکت کنند. این نشست از سوی برندگان جايزه صلح نوبل سازمان داده شده بود
.

Freitag, 8. Mai 2009


هشدار کانون نويسندگان ايران
درباره ی تشديد سرکوب و سانسور
پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷ مه ۲۰۰۹

روز يازدهم ارديبهشت ۱۳۸۸ کسانی که فقط برای بزرگداشتِ روز جهانی کارگر در پارک لاله ی تهران گرد آمده بودند مورد هجوم و ضرب و شتم صدها نفر از ماموران علنی و مخفی قرار گرفتند که از پيش سازماندهی شده و در محل آبنمای پارک منتظر ايستاده بودند. در جريان اين هجوم حدود يک صد نفر بازداشت شدند. بسياری از اين بازداشتشدگان از رهگذرانی بودند که بيخبر از همه جا آمده بودند تا ساعتی از بعد از ظهر روز جمعه خود را در پارک بگذرانند، اما اکنون همه ی آن ها در بند ۲۴۰ زندان اوين در انتظار اتهام های سنگين و عجيب و غريب اند.در همان روز در يورش ديگری به کارگران فلزکار در تعاونی آن ها، واقع در نعمت آباد در جاده ی ساوه، ده ها تن ديگر دستگير شدند. شمار ديگری نيز در جريان برگزاری مراسم اول ماه مه در سنندج بازداشت شده اند.افزون بر اين، روز چهاردهم ارديبهشت در همان حال که به مناسبت هفتهی معلم، بانگ و غوغای ستايش از مقام معلم و قدردانی از نقش اجتماعی او از رسانه های تبليغاتی گوش فلک را کر مي کرد، معلمان تهران در جريان تجمع مسالمت آميزشان برای طرح مطالبات خود کتک خوردند و شماری از آنان بازداشت شدند.طُرفه آن که طی همين روزها که متوليان دولتی و معرکه گردانان نمايشگاه سالانه ی کتاب، به مناسبت برگزاری اين نمايشگاه، در تشويق کتابخوانی و فرهنگ پروری با ارائه آمار و ارقام بلند بالا داد سخن مي دادند، شماری از قديمي ترين و خوشنام ترين ناشران کشور را به علت ناهماهنگی با سياست های فرهنگی دولت از شرکت در نمايشگاه محروم کردند و زير فشار قرار دادند.کانون نويسندگان ايران بر پايه ی تعهدی که در زمينه ی آزادی بيان و انديشه و مبارزه با سانسور دارد، فشار آوردن بر ناشران مستقل و جلوگيری از فعاليت صنفی کارگران و معلمان برای بيان خواسته های واقعي شان را محکوم مي کند و نسبت به تشديد عمومی فضای سرکوب و خفقان هشدار می دهد.كانون نويسندگان ايران۱۷/۲/۱۳۸۸

Dienstag, 5. Mai 2009

نشریه شماره 54 جبهه ملی ایران اردبیهشت ماه سال 1388 خورشیدی برابر با مه سال 2009 میلادی




فروش مرگبارترين مواد سلاح ميكروبى به رژیم تهران




فروش مرگبارترين مواد سلاح ميكروبى به رژیم تهران


روزنامه واشنگتن تايمز از فروش ماده سمى بوتولينيوم به رژیم تهران توسط يک شركت فرانسوی خبر داد. بوتولينيوم يكى از مرگبارترين مواد مورد استفاده در سلاحهاى ميكروبى است.
بنابراین گزارش، شرکت فرانسوى ايپسين سم بوتولينيوم خام را به دانشگاه تهران و همچنين به مؤسسه پاستور در ایران ظاهرا براى تحقيقات پزشكى ‌فروخته است.
برخی مقامات آمریکايی گفتند فعاليت شركت فرانسوی در ايران به معناى كمک به برنامه تسليحات ميكروبى رژیم تهران است و شدیدا از این موضوع ابراز نگرانى کردند.
بوتولينيوم يكى از مرگبارترين عناصر بيولوژيكى و يک عنصر مخرب سلاح ميكروبی است و كار با آن ملزم به رعايت قوانين و مقررات سختی است.
یک گرم از بوتولينيوم تحت شرايط مشخصى مى ‌تواند بيش از يک ميليون نفر را نابود سازد
.

دانشجویان دربند را بطرز وحشیانه شکنجه کردند


دانشجویان دربند را بطرز وحشیانه شکنجه کردند

خبرنامه امیرکبیر: اسماعیل سلمانپور، نریمان مصطفوی، حسین ترکاشوند، کوروش دانشیار و یاسر ترکمن ۵ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر پس از ماهها بازداشت آزاد شدند. این دانشجویان پس از ماه ها انفرادی و آزارها و شکنجه های وحشیانه و بدون هیچ گونه ملاقات با خانواده یا وکلای خود با وثیقه های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند.
این دانشجویان شکنجه های غیرانسانی خود از جمله ضرب و شتم های وحشیانه به مدت های طولانی و بیدار نگه داشتن به مدت های طولانی را بازگو کردند.
به گفته این دانشجویان، تیم بازجویی با عدم اجازه ملاقات به دانشجویان و حبس آنان در سلول های انفرادی و آزارهای جسمی و روانی به شدت آنها را تحت فشار قرار دادند. تیم بازجویی انواع سناریوهای مختلف از جمله ارتباط با امریکا، اسرائیل، منافقین و افراد سیاسی مختلف همراه با مواردی چون استفاده از مشروب، مواد مخدر و فساد اخلاقی برای دانشجویان در نظر گرفته بودند.
این ۵ دانشجو در حالی آزاد شدند که ۵ دانشجوی دیگر دانشگاه امیرکبیر، عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، مجید توکلی، احمد قصابان و مسعود دهقان همچنان دربند هستند.
لازم به ذکر است مجید توکلی، کوروش دانشیار، حسین ترکاشوند و اسماعیل سلمانپور در روز ۱۷ بهمن ماه درمراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت شدند.
مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی و احمد قصابان در روز ۶ اسفندماه و پس از اعتراض دانشجویان امیرکبیر به دفن شهید در این دانشگاه بازداشت شدند.
یاسر ترکمن روز ۱۹ اسفندماه در مقابل دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی ربوده شد.
مسعود دهقان نیز در روز اول اردیبهشت ماه با هجوم نیروهای امنیتی به منزل خانواده اش، بازداشت شد
.

دو نوجوان دیگر در آستانه‌ اعدام


دو نوجوان دیگر در آستانه‌ اعدام
فعالان حقوق بشر در ایران- امیر خالقی و صفر انگوتی دو نوجوانی که در سن 16 ساله‌گی به اتهام قتل عمد بازداشت شدند در آستانه اعدام قرار گرفته‌اند.محمد مصطفایی وکیل امیر خالقی گفت: « امیر خالقی در سن 16 ساله‌گی در حالی که مسلوب الاختیار بوده دوست خود را بدون هیچ گونه اراده و قصد قبلی با ضربه چاقو به قتل می‌رساند. خالقی قرار بود در روز یکشنبه چهارم اسفند ماه در زندان اوین ، توسط دادسرای امور جنایی تهران اعدام شود که با دستور ریئس قوه قضاییه جهت کسب رضایت از اولیاءدم اجرای حکم‌اش متوقف شده بود.»هم‌چنین محمد مصطفایی در مورد صفر انگوتی دیگر نوجوان محکوم به اعدام که وکالت او را بر عهده دارد اظهار داشت «صفر انگوتی انگیزه ارتکاب جرم را چنین گفته که عاشق فاطمه‌ی 14 ساله بوده و در روز حادثه فقط به خاطر اینکه مقتول با دختر مورد علاقه‌ی وی در حال صحبت کردن بوده با او درگیر شده است. فاطمه بیش از 14 سال سن نداشته و صفر او را چندین بار در محله خود دیده و به وی علاقه مند شده بود. متاسفانه یک نزاع بچه‌گانه سرنوشت دو نوجوان را چنان تغییر می دهد که یکی دار فانی را وداع می گوید» و دیگری در انتظار اعدام است.هر دوی محکومین در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته و قرار است در روز چهارشنبه ۱۶/۲/۱۳۸۸ در محوطه زندان اوین به دار آویخته شوند. این در حالی است که اجرای حکم اعدام آن‌ها بر خلاف ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک است.لازم به ذکر است ایران کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته ولی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به صورت مطلق قبول کرده است؛ در بند 6 ماده‌ی 5 این میثاق صراحتا حکم به مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است .فعالان حقوق‌بشر و کودک در حالی با نگرانی وضعیت این دو نوجوان محکوم به اعدام را دنبال می‌کنند که در طی هفته‌ي گذشته شاهد اعدام دل‌آرا دارابی، دختری که در سن 17 ساله‌گی متهم به ارتکاب قتل شده بود، در زندان رشت پای چوبه‌ی دار زنده‌گی‌اش را از دست داد

تجمع اعتراضی معلمان در تهران وحشیانه سرکوب شد


تجمع اعتراضی معلمان در تهران وحشیانه سرکوب شدند
وبلاگ صدای معلم - امروز دوشنبه ساعت 13 تجمع معلمان در مقابل وزارت آموزش و پرورش در بدو شکل گیری با هجوم نیروهای امنیتی پلیس و لباس شخصی روبرو شد تجمعی که در اعتراض به اجرا نشدن قانون خدمات کشوری و با فراخوان کانون صنفی معلمان در حال شکل گیری بود. برخورد پلیس همرا ه با ضرب و شتم معلمان و نیز توهین و ناسزا بود و تعدادی از معلمان نیز دستگیر شدند اگر چه تعدادی از بازداشت شده ها در طی تجمع آزاد شدند ولی تا آخرین لحظه از آقای بداغی که همراه با ضرب و شتم دستگیر شد خبری نبود. با وجود این برخوردها معلمان بر حق خود پای فشاری کردند و از خیابان سپهبد قرنی تا خیابان طالقانی به راهپیمایی پرداختند تعداد معدود معلمان ، اما مصمم در طی مسیر با دادن شعار هایی از قبیل " معلم می میرد ذلت نمی پذیرد " توجه مردم را به خواسته های برابری خواهانه خود جلب نمودند در طول مسیر اگر مردم از علت این راهپیمایی نمادین سوال می کردند یا قصد پیوستن به معلمان را داشتند با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو می شدند در طی این راهپیمایی نمادین و کوتاه که تا نزدیک پل حافظ به طول کشید پلیس معلمان را محاصره کرده بود تعداد اندک خانم ها در این مراسم و ایستادگی اشان در مقابل پلیس قابل تحسین و در خور توجه بود در نهایت پلیس با دو تکه کردن جمعیت معلمان و تهدید به دستگیری و ضرب و شتم توانست هسته شکل گرفته را متلاشی کند در حالی که به مسولین کانون قول می داد معلمان دستگیر شده را آزاد می نماید .بی شک کسانی که امروز با مشت و لگد به جان معلم ها افتادند در حالی که معلمان را ناسزا گویان خطاب قرار می دادند که " چرا به خانه هایتان نمی روید ساعت 2 شد می خواهیم به خانه برویم" هرگز در مقابل خانواده خویش علت خستگی خود را نمی توانند توضیح دهند آنها در برابر فرزندانشان که از آنها می پرسد پدر جان امروز چرا انرژی نداری و خسته ای ؟ آنها با کمال شرمندگی حرفی برای گفتن ندارند . اما ما فردا در مدارس بار دیگر به فرزندان آنها خواهیم آموخت که چگونه از حق خود دفاع کنند؟ و باز برای فرزندانشان توضیح می دهیم که حق گرفتنی است و ظلم پایدار نمی ماند و اگر آنها پدران خوبی ! باشند و پی گیر درس فرزندان خود، وقتی با سوال فرزندان خود روبرو می شوند که " راستی بابا ! از حق خود چگونه دفاع کنیم ؟" بیشتر شرمگین خواهند شد .آری اگر خیابان به زور قدرت باتوم و چکمه در تسخیر شماست قلب کودکان شما در تسخیر ماست هی! آقایی که اتکتت را کنده ای که من نشناسمت ! اگر اتکت هم داشتی و می شناختمت و فرزندت هم دانش آموز من بود سعی می کردم درس شرف و آزادگی را برایش خوب تشریح کنم بی شک بیشتر از دانش آموزان دیگر برایش وقت می گذاشتم تا خلا هایش را جبران کنم مدرسه خانه دوم فرزند توست و ما انجا هستیم با همین افکاری که دیدی و لعن و نفرینی که نثارمان کردی.در بین جمعیت ، معلم 20 سال خویش را دیدم که با عصا آمده بود امیدوارم برایش اتفاقی نیافتاده باشد آخر آقایان دیگر

Sonntag, 3. Mai 2009

شکنجه وحشیانه یک زندانی توسط معاون حفاظت زندان

شکنجه وحشیانه یک زندانی توسط معاون حفاظت زندان
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج،زندانی صلاح الدین جعفری 27 ساله روز گذشته در حفاظت و اطلاعات زندان تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفت.زندانی صلاح الدین جعفری از سالن 18 بند 6 زندان گوهردشت کرج، روز شنبه 12 اردیبهشت به حفاظت و اطلاعات زندان گوهردشت فرآخوانده شد. او توسط نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان مورد توهین و حرفهای رکیک قرار داد که باعث اعتراض این زندانی شد. این از شیوه هایی است که فرج نژاد بکار می برد تا زندانی را وادار به واکنش نماید و سپس او را تحت شکنجه های خود قرار دهد فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان گوهردشت کرج، این زندانی را به اتاقی که در آن زندانیان مورد شکنجه قرار می گیرند برد و او را به مدت 1 ساعت تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادند. او ابتدا همراه با چند تن از پاسدارهای حفاظت با باطومهای مختلف از جمله برقی به جان این زندانی افتاده و سر،دستها،پاها و پشت او را آماج باطومهای خود قرار دادند. سپس او را در حالی که بدنش کبود شده بود و قادر به راه رفتن نبود به سلول خود آوردند و به حال خود رها کردند.گفته می شود که به احتمال زیاد پای او شکسته است ، چونکه او قادر به راه رفتن نیست و کارهای شخصی با کمک سایر زندانیان صورت می گیرد.وضعیت جسمی این زندانی بسیار بد است.شکنجه زندانیان با توصیه و نقش مستقیم عباس سعیدی رئیس بند 6 صورت می گیرد .رفتار این فرد با زندانیان غیر انسانی است.اخیرا در این بند نسبت به شرایط طاقت فرسایی که علیه زندانیان روا داشته می شود باعث اعتراض شدید زندانیان شده است.در حال حاضر اقدامات ضد بشری علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بکار برده می شود که بخشی از آن به قرار زیر می باشد:حذف گوشت قرمز ،سفید و ماهی از غذای زندانیان از ماها قبل/حذف میوه وسبزیجات از غذای زندانیان/ محروم بودن از درمان جدی /عدم انتقال بیماران که در شرایط سخت جسمی بسر می برند و می بایست در بیمارستانهای خارج از زندان تخت درمان قرار گیرند /وسائلی اولیه که خانواده ها برای عزیزانشان تهیه می کنند پاسداران زندان از گرفتن آنها خوداری می کنند و یا از آنها گرفته می شود ولی به زندانیان داده نمی شود/ طولانی کردن فواصل ملاقاتها با خانواده که هر 45 روز یکبار و گاها ملاقاتهای حضوری به چند ماه طول می کشد/ مورد تحقیر و تهدید قرار دادن خانواده ها با شیوه های مختلف / وارد کردن مواد مخدر در ابعاد گسترده و به اعتیاد کشاندن زندانیان/ انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی بند 1 و تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادند آنها /انتفال به سلولها انفرادی بند 8 سپاه به مدت چند ماه/ قتل های مشکوک که تا به حال در این زندان روی داده است و موادر متعدد دیگر.کسانی که در اقدامات سرکوبگرانه و غیر انسانی فوق نقش دارند عبارتند از :علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت ،علی محمدی معاون علی حاج کاظم از تشکیل دهندگان باندهای مافیایی در زندان،کرمانی رئیس و فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات از یورش برندگان به سلول زندانیان سیاسی و شکنجه آنها،محمود مغنیان رئیس بند 6 از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی ،آخریان رئیس بند 2 ،عباس سعیدی رئیس بند 6 و خادم رئیس شکنجه گاه بند1 که محل شکنجه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان استفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه زندانیان بی دفاع را مکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به شکنجه در زندانهای این رژیم است.
13 اردیبهشت 1388 برابر با 03 می 2009گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر