Freitag, 11. November 2011

هوشنگ کردستانی - جبهه ملی خارج از کشور






ایران آبستن حوادث است


از رویدادهایی که در چند ماه اخیر در خاورمیانه عربی اتفاق افتاد می توان به این نتیجه رسید که ایران آبستن حوادث غافل گیرانه است.
سقوط حکومت های خودکامه در تونس و مصر و سپس لیبی- بدون آنکه بخواهیم وارد ماهیت نیروهای جایگزین و میزان دخالت قدرت های غربی در این ماجراها شویم - و ادامه شرایط رو به وخامت سوریه نشانگر ادامه سقوط خودکامگان در منطقه از یمن تا بحرین و حتی عربستان سعودی است.
البته آنچه برای ما ایرانیان مهم است این است که روند سقوط دیکتاتوری ها آیا به ایران هم خواهد رسید و در صورت پاسخ مثبت چگونه و در چه زمانی؟
از بررسی رخدادهای اخیر و پیش بینی آنچه به احتمال می تواند در آینده اتفاق افتد این نتیجه گرفته می شود که موج دیکتاتورستیزی که از دیر زمان در ایران آغاز شده بزودی به ساحل خواهد رسید.
سقوط بشاراسد، بی شک باعث کاهش نفوذ جمهوری اسلامی و افزایش نفوذ ترکیه در منطقه خواهد شد.
با وجود تهدیدهای بشار اسد از اینکه چنانچه از سوی نیروهای خارجی به سوریه حمله نظامی شود خاورمیانه به آتش کشیده می شود و نیز مخالفت چین و روسیه به تکرار وقایع لیبی در سوریه که هم پیمان سنتی روسیه است، می بینیم که بشار اسد در آستانه سقوط قرار گرفته است . که این خود به منزله آغاز شمارش معکوس سقوط جمهوری اسلامی می تواند باشد.
با پایان یافتن مأموریت سربازان آمریکائی در عراق، که تا آخر سال ٢۰۱۱ اعلام شده، امکان هر گونه واکنش انتقام جویانه توسط سپاه پاسداران نسبت به منافع آمریکا در عراق عملاً منتفی می گردد.
افزایش شمار نظامیان ایالات متحده آمریکا در امارت نشین های جنوب خلیج فارس و عربستان سعودی به قصد مراقبت از این منطقه نفت خیز و واکنش بهنگام نسبت به حملات احتمالی سپاه پاسداران به منافع این کشورها، اخطاری است به جمهوری اسلامی که با آتش بازی نکند.
چراغ سبز آمریکا به عربستان برای اعزام نیرو به بحرین و خاموش کردن حرکت آزادیخواهان مردم در شرایط کنونی بیشتر برای جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی در این کشور است که همواره بخشی از ایران بوده و اکثریت مردم آن خود را ایرانی می دانند.
طرح سناریو اقدام عوامل سپاه پاسداران برای ترورسفیرعربستان سعودی در آمریکا که ازدید بسیاری از مفسران آمریکائی و غربی از منطق بدور است و عنوان کردن برنامه حمله به سفارت اسرائیل در واشنگتن پس از ترورسفیرعربستان گر چه بعداً تکرار نشد همه نشانگر آنست که زمامداران آمریکا در مسیر آماده کردن افکار عمومی مردم کشور خود برای برخورد نظامی احتمالی با جمهوری اسلامی می باشند.
اساساً در کشورهای صاحب دمکراسی که مردم صاحب اختیار کشورند هیچ زمامداری بدون آگاهی، رضایت و حمایت افکار عمومی نمی تواند اقدام به یک درگیری نظامی نماید. طرح این سناریو دولت مردان عربستان را نیز بیش از گذشته متقاعد کرده است که سران جمهوری اسلامی در پی ضربه زدن به منافع و اعتبار آن ها در خارج از عربستان هستند. اعتقادی که می تواند شرایطی پدید آورد تا در صورت برخورد نظامی آمریکا یا اسرائیل با ایران این کشور استفاده از بخش هایی از خاک خود را در اختیار این دو کشور قرار دهد. و همچنین در صورت قطع صدور نفت ایران، برای جلوگیری از افزایش بهای نفت با بالا بردن تولید صادرات نفت خود از ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی جلوگیری نماید.
تندروهای حکومت اسرائیل که همواره معتقد و در تدارک حمله هوایی به مراکز اتمی جمهوری اسلامی و پایگاه های نظامی سپاه پاسداران بوده و هستند، با دریافت بمب هایی که به تازگی از سوی آمریکا در اختیار آرتش آن کشور قرار داده شده که می تواند تا اعماق زمین و دیوارهای بتنی نفوذ کرده و آن ها را متلاشی کند، آمادگی آنرا یافته اند که هر گاه شرایط زمانی ایجاب نماید حمله هوایی خود را به ایران انجام دهند.
شرایط زمانی به ویژه در سال پایانی دوره چهارساله ریاست جمهوری اوباما از هر وقت دیگری مناسب تر می تواند باشد.
نیاز شدید اوباما به منابع مالی و دستگاه های تبلیغاتی که بیشتر در اختیار یهودیان آن کشور است، نه تنها نمی تواند با واکنش مخالفت آمیز از سوی او روبرو شود چه بسا آمریکا را در کنار و به حمایت اسرائیل وادارد.
هر نوع حمله هوایی یا یورش نظامی به ایران در شرایطی که مبارزه کسب قدرت در درون حاکمیت نظام تا حد حذف یکدیگر در گرفته است ارکان قدرت جمهوری اسلامی را بهم خواهد ریخت که تاب مقاومت در برابر خیزش و قیام مردم به پا خاسته ایران را نخواهد آورد.مردمی زجر کشیده، کشته داده، از زندگی ساقط شده، ناامید از خود و آماده گرفتن انتقام.
روند پیکار کسب قدرت که میان جناح های حاکمیت به اوج خود رسیده و تردیدی نیست که پس از انجام انتخابات مجلس اسلامی، میان باند احمدی نژاد - اگر تا آن زمان در پست ریاست جمهوری باقی مانده باشد- و خامنه ای شدت بیشتری خواهد یافت. شرایط و احتمال حمله هوایی اسرائیل را بیشتر خواهد کرد.
تهدیدهای توخالی و ادعاهای پوچ سردار پاسدارهای ناآگاه از نحوه جنگ های متکی بر پیشرفته ترین فن آوری ارتباطی – اطلاعاتی، ازعمق فاجعه ای که ممکن است در آینده نزدیک اتفاق بیافتد نخواهد کاست.
حمله هوایی اسرائیل به ایران و واکنش جمهوری اسلامی پای آمریکا و به امکان زیاد پیمان ناتو را به منطقه و ایران باز خواهد کرد و درگیری هایی را پدید می آورد که جمهوری اسلامی قادر به پیش بینی و مهار آن نخواهد بود.
سردمداران ناآگاه اسلامی نمی توانند درک کنند که در جنگ آنهم از نوع امروزی آن کشوری پیروز می گردد که از پشتوانه عظیم ثروت ملی برخوردار بوده و کارخانه های آن توان تولید فراورده های نظامی داشته باشند.
سران رژیمی که اقتصاد کشور را بهم ریخته اند، فساد مالی تا عمق وجودشان ریشه کرده و تنها منبع درآمدشان از صادرات نفت و گاز است که ۷۰% آنهم صرف کسری بودجه مملکت می گردد و چنانچه صادرات نفت و گاز قطع شود حکوکتشان یک ماه هم دوام نخواهند آورد، چگونه ممکن است تصور کنند که در رویارویی نظامی با قدرت های برتر جهان پیروز بیرون می آیند؟
آن ها ظاهراً پس از جنگ افغانستان، دو جنگ عراق و اخیراً جنگ در لیبی هنوز از خواب خرگوشی خود بر نخاسته اند . تردید نیست در صورت حمله هوایی به ایران و خیزش سراسری مردم فروپاشی نظام اسلامی حتمی است. ولی پرسش اساسی این است که در آن صورت واکنش قدرت های غربی چه خواهد بود؟ و آیا منافع آن ها با خواست و آرمان های مردم ا یران همراه و هم سان است؟
اظهارات وزیر خارجه آمریکا در اشاره به این که ما آماده کمک به مردم ایران بودیم ولی آن ها نپذیرفتند، گویای آنست که از مدت ها پیش از انجام انتخابات ریاست جمهوری اسلامی میان آن ها و شبکه مالی - تبلیغاتی رفسنجانی و نیز اصلاح طلبان نظام ارتباط برقرار بوده است.
گر چه پس از آنکه میرحسین موسوی اعلام کرد حضور میلیونی مردم در خیابان ها برای اجرای قانون اساسی و برگشت به دوران طلایی امام است، پشتیبانی مردم از او کاهش یافت و سرانجام به سردی گرائید. با این وجود دستگاه های تبلیغاتی دولت های غربی، به ویژه بخش فارسی رادیو و تلویزیون های آنان به پشتیبانی ازرهبران خودساخته ادامه می دهند و حتی برایشان نمایندگانی هم در خارج از ایران می تراشند، و حمایت می کنند.
بسیاری از ما شاهد دوران به اصطلاح طلایی امام بوده ایم.
دورانی که با غارت دارایی های مردم، اعدام افسران میهن پرست - افسران وابسته به بیگانگان قبلاً از ایران خارج شده بودند- تلاش در جهت متلاشی کردن ارتش ملی، بازداشت و اعدام آزادیخواهان و میهن پرستان همراه بود.
حمایت رسانه های غربی از باند میر حسین موسوی که می خواهد دوران طلایی امام را بازسازی کند این پرسش را مطرح می کند که آیا این اقدام های ضد ملی، ضد آزادی و ضد بشری با رضایت آنان انجام گرفته است؟
آمریکا به چند دلیل آغازگر برخورد نظامی با جمهوری اسلامی نخواهد شد.
نخست آنکه، روسیه و چین به شدت به مخالفت با آن برخواهند خاست.
جالب اینجاست، جمهوری اسلامی را که آمریکا و غرب برای مقابله با نفوذ روسیه شوروی در آن روزگاران طرح ریزی کرده بودند امروز پایگاه نفوذ آنان در رویارویی با آمریکا و غرب شده است.
دوم، آنکه آمریکا و اصولاً غرب در پی اسلامی کردن منطقه گرچه از نوع معتدل آن مانند ترکیه می باشند و برای پیشبرد هدف های کاربردی خود که عبارت است از غارت منابع زیرزمینی کشورهای منطقه و بازدارندگی کشورهایی مانند چین، هندوستان، برزیل و... ، هنوز با برگ اسلام بازی می کنند. از این رو در پی ساقط کردن نظام اسلامی نخواهند بود.
سیاست کاربردی آنان حذف اصل ولایت فقیه و جابجایی قدرت در رأس هرم نظام است.
دشواری کار غرب در به قدرت رساندن جناحی دیگر از حاکمیت به جای جناحی است که اهرم های قدرت را به دست دارد . در صورتیکه مخالفت مردم ایران با کلیت نظام است و نه با یک جناح خاص.
مردم ایران جناح های قدرت در حاکمیت اسلامی را شریک جرم در همه جنایت ها، کشتارها و غارتگری ها و چپاول هایی می دانند که در سی و سه سال گذشته بر ملت ایران تحمیل شده است.
غربی ها به اشتباه تصور می کنند که مردم ایران جمهوری اسلامی را قبول و تنها با جناحی در حاکمیت مسئله دارند!
این خطای محاسبه را هاشمی رفسنجانی باعث شد که چند ماه پیش از انجام انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ، تمام امکانات شبکه مالی - تبلیغاتی خود را برای تشویق و کشاندن مردم به پای صندوق های رأی گیری بکار برد ، با این امید که ضمن آنکه یکی از وابستگان خود را به قدرت می رساند به غربی ها هم نشان دهد که مردم نظام اسلامی را قبول دارند.
سوءاستفاده علی خامنه ای این بود که ضمن بر کرسی نشاندن مهره مورد خواست خود شرکت مردم در انتخابات را به حساب پذیرش نظام خود توسط آنان اعلام کرد. رفسنجانی در هدف خود که پیروزی میر حسین موسوی بود شکست خورد و خامنه ای و احمدی نژاد رقیب او حضور مردم را پشتوانه تأیید نظام ولایت فقیه منظور کرد.
حضور میلیونی مردم در خیابان های تهران و شهرهای بزرگ پس از اعلام نتیجه انتخابات این شبهه سیاستمداران غربی را تشدید کرد که مردم ایران نه خواهان تغییر بلکه خواهان جابجایی در قدرت در چارچوب نظام اسلامی هستند.
اکنون مسئله بسیار مهم و اساسی این است که رهبران سیاسی، جوانان، زنان و دانشجویان پیشگامان رهایی ایران از جهنم ولایت فقیه و خواستارآزادی و مردم سالاری متوجه باشند که نارضایی از شرایط دهشتناک کنونی نباید ما را در دام جناحی از حاکمیت بیاندازد که ماهیتاً تفاوتی با جناح دیگر ندارد و تنها با زد و بندهای سیاسی از حمایت دولت های غربی برخوردار است.
شرایط زمانی و مکانی، ملت ما را در نقطه حساسی از تاریخ نشانده است که با هوشیاری و درایت توانِ رهایی از مدار بستة استبداد و وابستگی به بیگانه را داشته وتوان آنرا دارد که به آرمان های تاریخی خود، آزادی، رفاه و حاکمیت ملی جامه عمل بپوشانند
.خ