Freitag, 20. Juli 2007

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به سرکوب گسترده فعالان دانشجویی و آزادیخواهان

اجازه نمی دهیم خواب بازگشت کشور به دهه ۶۰ تعبیر شود


مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند...

روزگار غریبی است.روزگاری که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. این روزها زتند باد حوادث نمی توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یاسمنی. کثیری از یاران آزادیخواهمان که خواستی جز زندگی شایسته و آزاد برای خود و دیگران ندارند بدین جرم در بندند و باقی تلخکامانه شاهد بی خردی و انسان ستیزی حاکمان این دیار و در دل زمزمه می کنند :
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است!

آری روزگار، روزگار سرمای زمستان است و کامها به زهر کین کینه توزان تمامیت خواه به تلخی آغشته و طعم شیرین آزادی و عدالت از یادها رفته.ناخدای استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودی حریت بسته است و بی هیچ شرمی شمشیر را از رو بسته و آشکارا در میانه میدان هل من مبارز می طلبد.
روزی به انتقام فریاد اعتراض دانشجویان بر سر رییس دولت مهرورز جمهوری اسلامی و پس از ناکامی مریدان حلقه به گوش قدرت در مسند ریاست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی پلی تکنیک به حیله و ناجوانمردی و رذالت نشریات دانشجویان مظلوم را جعل می کنند و سپس در کوی و برزن فریاد سر می دهند که پیشاپیش "یقین" داریم که کار، کار دانشجویان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهی است و خود نیک می دانند که اگر مثقالی عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد این خود آنانند که متهم اصلی غائله خواهند بود و دامان دانشجویان از این تهمت پاک، یاران شکنجه گرشان را به مدد می گیرند تا مگر دانشجویان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و این اعتراف را به درگاه اربابانشان هدیه کنند و از آن بهانه سرکوب های آینده را بسازند وسیاست النصر بالرعب خود را بیشتر پیش برند.

روز دیگر و زمانی که این حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجویان و شجاعت جمع چند نفره شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت کارساز نمی یابند و آنان به نمایندگی از پیکره زخم خورده جنبش دانشجویی ایران و در روزی که نماد مظلومیت دانشجویان و سمبل توحش و درندگی اقتدارگرایان است یعنی 18 تیرماه تحصنی چند نفره و مسالمت آمیز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار می کنند، چاره کار را در ربودن آنان می یابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوین! منتقل می کنند و باز به همین هم اکتفا نمی کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر یک حزب قانونی یورش می برند ، به ضرب گلوله در می شکنند و حرمت انسانیت می درند و جمعی از بهترین فرزندان ایران زمین را راهی محبس می کنند. و اینک ما مانده ایم و دانشگاههایی ویران و زندان هایی آباد که چه جای دانشگاه است بهتر است بگوییم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسیم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعایت می کند وسهم هیچ کس را از یاد نمی برد.هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و دانشجویان خود چنین نمی کنند که در این ملک می کنند.دانشگاههای ایران امروز تاوان خردستیزی جریانی را می پردازد که با دو ابزار دروغ پراکنی سازمان یافته و سرکوب و تهدید و تحدید لجام گسیخته به باز گرداندن جامعه ایران به سالهای تاریک دهه 60 می اندیشد و در این راه تاب تحمل صدای هیچ مخالف و منتقدی را ندارد.

اشغال کنندگان امروز جایگاه قدرت در ایران هرچند در ابتدا سعی بر آن داشتند تا با گرفتن ژست های مردم فریبانه و وعده های دروغین و لبخندهای ساختگی به گونه ای وانمود کنند که نسبتی با سرکوب ندارند و همه این شایعات را به دشمن موهوم و خیالی نسبت می دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهیت پلید اندیشه مستبدانه شان از یک سو و ناتوانیشان در اداره امور اولیه و بدیهی جامعه از سوی دیگر و از آنجا که نه جامعه ایران جامعه 2 دهه پیش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگویی و تمامیت خواهی،چاره ای جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسیدن به سراب خام خود نیافتند. هم از این رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و برای زهر چشم گرفتن از جامعه و پیش گیری از هر اعتراضی زنان و جوانان کشور هم هر یک شاهد تحقیر گسترده و سازمان یافته خود از سوی نیروی سرکوب حاکمیت شدند. صدالبته دانشجویان و دانشگاهیان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد و مخالفت با حجت شرعی برای استبداد تراشیدن بیش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.

اما در میانه این همه سرکوب و بی عدالتی از ربودن و دربند کردن دانشجویان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بیداری و تهدید و ارعاب آنان نباید از یاد برد که بزرگترین هدف تاریک اندشان حاکم کردن "ناامیدی" و "یاس" بر فضای جامعه تحول خواه ایران است. شب نهادانی که ایده ها و اعمالشان ریشه در جمود و ایستایی قرون وسطایی دارد با خود می اندیشند که با تند کردن هر چه بیشتر برخورد ها و سنگین کردن فضای فعالیت های مدنی می توانند ناامیدی را در ذهن و روح آزادیخواهان حاکم کنند و امید به هر تحولی را از اذهان بزدایند.

بی شک روزگار ناامیدی حساس ترین مقطع تاریخ هر جامعه ای است.از اینجاست که یا بر می خیزند با عزمی جزم، امیدی برقرار و همتی بلند یا فرو می افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ایام گرد فراموشی می گیرد و تنها یادی از آنها در تاریخ باقی خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پی گیری مستمربرای آزادی دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را می پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزادیخواهی و مقابله با حاکم شدن فضای پلیسی-امنیتی بر کشور اجازه ندهیم امید شوم تاریک اندیشان در ناامید کردن همگان از تحول به نفع حاکمیت آزادی و تحقق دموکراسی به بار بنشیند و ابلیس پیروز مست سور عزای آزادی را به سفره بنشیند. ما در کنار سایر یاران دبستانیمان و جامعه تحول خواه و پویای ایران اجازه نخواهیم داد آنان که سودای خام حقنه کردن سالهای تلخ و تیره دهه 60 به جامعه را در سر می پرورند بار دیگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.

در پایان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگاه ایران اسلامی و ابراز نگرانی نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شدید آنان دربند 209 اوین برای اخذ اعترافات دروغین، اعلام می کند تا آزادی تمامی بازداشت شدگان 18 تیرماه 86 از پای نخواهد نشست و با تمامی توان در کنار آنان می ایستد و برای آزادیشان تلاش خواهد کرد.

گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)

بیانیۀ هیئت اجرایی جبهه ملی ایران - خارج از کشور- بمناسبت یادبود ٣٠ تیر

درسی از سی ام تیرماه ١٣٣١

از تیرماه سال ١٣٣١ که مردم ایران برای اجرای درست قانون اساسی مشروطه و اِعمال حاکمیت ملی به پا خاسته و پیروز شدند تا امروز، پنجاه و سه سال می گذرد. با وجود فداکاری های غروربرانگیز مردم در آن روز تاریخی و سال های پس از آن، آرمانهای تاریخی ملت ایران «آزادی و حاکمیت مردم» نه تنها تحقق نیافت بلکه به ویژه پس از سال ٥٧ که حاکمیت مذهب در ایران مستقر شد دست آوردهای بدست آمده نیز از میان برداشته شد.
در نظام استبداد مذهبی که اساس آن بر مهجور بودن مردم و تصمیم گیری پیرامون امور مملکت، از آنِ ولی فقیه است جایی برای حاکمیت مردم و آزادی چون و چرا کردن پیرامون کارکردهای متولیان دین وجود ندارد.
پس از گذشت نزدیک به ٣٠ سال از حاکمیت اسلامی، مردم ایران به آن حد از آگاهی و بینش سیاسی رسیده اند که اجازه ندهند باز هم یک مشت آخوند عوام فریب به نام «نماینده الله بر روی زمین» به جای آنها تصمیم گرفته و ادعا کنند که صلاح و مصلحت مردم را بهتر از خودشان تشخیص می دهند.
استقرار جمهوری اسلامی، تسلط آخوندها بر جان و مال مردم، غارت و چپاول اموال و منابع ملی، سرکوب های وحشیانه و اعدام آزادیخواهان و نبود قانون به مفهوم واقعی، باعث بهم ریختگی و پاشیدگی سامان کشور شده و مردم را گرفتار و درمانده و جوانان را به آینده ناامید کرده است بگونه ای که هیچ کس نسبت به امروز و فردای خود ایمن نیست.
در سیاست خارجی، شرایط پدیدآمده، کشور را با خطر برخورد و حمله خارجی رویارو نموده است. حمله ای که ابعاد و پی آمدهای دهشتناک و نابودکننده آن بدرستی قابل پیش بینی و ارزیابی نیست. با تداوم جمهوری اسلامی، آینده ای تاریک تر و نگران کننده تری را باید انتظار داشت.
اکنون دیگر آن گروه از آزادیخواهانی هم که تحت تأثیر شعار بی محتوای « در انتخابات شرکت و تمرین دمکراسی کنیم» به اصلاحات و دگرگونی از درون نظام آنهم توسط جناحهای حاکمیت دل بسته بودند به این نتیجه رسیده اند که برای رسیدن به دمکراسی، تنها راه، پایان بخشیدن به عمر نظام مذهبی است.

ملت ایران به ٣٠ ام تیر دیگری
قدرتمندتر و گسترده تر
نیاز دارد

هیئت اجرایی جبهه ملی
- خارج از کشور-
٣٠ تیرماه ١٣٨٦

Mittwoch, 18. Juli 2007

جان فعالان کارگری و مبارزان زن، دانشجویان زندانی درخطراست، به نجاتشان برآییم

چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶ - ۱۸ ژوئيه ۲۰۰۷لیست شماره ۱فراخوان کارزار اعتراضی نهاد های فرهنگی – اجتماعی ایرانیان ساکن اروپا - کانادا- آمریکا – استرالیا – ترکیه – ایران جان فعالان کارگری و مبارزان زن، دانشجویان زندانی درخطراست، به نجاتشان برآییم جهانیان !محمود صالحی همچنان درزندان و جانش در خطر است،منصور اسانلو را دربرابرچشمان مردم ربودند!به دفاع ازجان و نجات تمامی زندانیان سیاسی اقدامی متحدانه نماییم!برپایه گزارشات موثق اعضاء خانواده هاِ و فعالان کارگری ایران، محمود صالحی با وضعیت اسفبار جسمی همچنان درزندان سنندج بسرمی برد و روز چهارشنبه ۱۸ ژوئیه (۲۷ تیر) ۱۰۰مین روز زندان بودن ایشان در سنندج است.روزسه شنبه ۱۰ ژوئیه ۲۰۰۷ (۱۹تیر۸۶) منصوراسانلو را دربرابر انظارعمومی ربودند و با خود به نقطه نامعلومی بردند. دوروزبعد، همسرش اطلاع داد که منصوراسانلو درزندان اوین بسرمی برد ولی هیچ ملاقات و دیداری با او نداشته اند و این خود نگرانی بیشتری را برمی انگیزد و ...عوامل رژیم اسلامی ایران پیشترمحمود صالحی و یارانش محسن حکیمی، عبدی و برهان دیوارگررا به زندان محکوم نمودند ودراین دورنیز، دیگربارمحمود صالحی را ربودند وازسقزبه سنندج کشاندند. وضعیت جسمی ایشان بغایت اسفباراست. با منصوراسانلو نیزهمان کردند که همگان اطلاع دارید. زبان این فعال کارگری را بریدند، پس ازآن او را دستگیر و به زندان افکندند. درپی اعتراضات وسیع جهانی و فعالان اتحادیه ای و کارگران اتوبوسرانی تهران وحومه، منصور اسانلو با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. امروزهم او را می ربایند تا زیر شکنجه و فشاربه زانوآورند!در ایران روزی نیست که ما با موج وسیع دستگیری فعالان کارگری، زنان، دانشجویان، محاکمه معلمان، فشاربر اقلیتهای ملی وکشاندن آنان به زندان وزیرشکنجه، صدوراحکام اعدام و سنگسار، تعطیلی مطبوعات، فیلتر گزاری سایت ها، شکستن مقاومت و اراده زندانیان و کشاندن آنان به شوهای تلویزیونی روبرونباشیم. طی هفته پيش وبعد ازاعلام سهمیه بندی بنزین، مردم به جان آمده ازفقروگرانی، با دست زدن به اعتراضات خیابانی با سركوب و بازداشت و مواردی از قتل هم روبرو شدند. روز۱۸تیر دانشجويان را محاصره، دستگيروبه شكنجه گاه اوین روانه ساختند و روز۱۹تیرمنصوراسانلورئیس هئیت مدیره سنديكاي شركت واحد را ازخیابان دزدانه ربودند وامروز جان محمود صالحی این فعال جنبش کارگری، درمعرض خطر مرگ قراردارد.ما امضاء کننده گان این اقدام جمعی، همگان را دعوت می نماییم تا ضمن حمایت ازخواست های اعلام شده ، اقدامات اعتراضی برای رهائی محمود صالحی و منصوراسانلو و آزادی زنان و دانشجویان دستگیر شده را به هرطریق ممکن و موثر، در محل کار و زیست خود پی گرفته و افزون بر اقدمات محلی، مشترکا" اقدامات سراسری را سازمان دهیم.ما همه نهادهای فرهنگی و اجتماعی را فرا می خوانیم که با بهره گیری از ارتباطات بین المللی، این اقدام مشترک را بطورموثر در پهنه جهانی پژواک داده وحمایت افکارعمومی مترقی، نهادها، رسانه ها، احزاب، سازمانها وشخصیت‌های مترقی درسطح جهان را برای نجات جان محمود صالحی ومنصوراسانلو، کلیه فعالان دستگیرشده (زنان- دانشجویان– اقلیتهای ملی – کارگران) وتمامی زندانیان سیاسی را پی گیری نمایند.*) ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ، محمود صالحی و منصوراسا نلو و دستگیرشدگان حوادث ۱۸ تیر۸۶ دانشگاه امیرکبیر، فعالین زنان، اقلیت های ملی زندانی و همه زندانیان سیاسی وعقیدتی دستگیر شده می باشیم.*) ما خواهان آزادی‌های بی قید و شرط سیاسی، حق تشکل،از جمله حق داشتن تشکل مستقل کارگری به عنوان حق مسلم عموم مردم ایران بوده وخود را جانبدار این خواست برای عموم مردم و کارگران سراسر ایران می دانیم.*) ما خواهان لغو مجازات ضدانسانی اعدام، سنگسار و قانون قصاص، تحت هربهانه و به هرشکلی می باشیم.*) ما خواهان اعزام یک تیم پرشکی از سوی صلیب سرخ جهانی، جهت بازرسی وضعیت جان محمود صالحی، فعال شناخته شده سندیکای خبازان سقز و دیگر زندانیان سیاسی هستیم.*) شناسایی عاملین دستگیری غیر قانونی منصور اسانلو و محاکمه آدم ربایان ۱۹تیر۸۶ دربرابر افکار عمومی ایران وجهان خواست ما می باشد.*) ما همچنین پشتیبانی خود را درصدمین روز( چهارشنبه۱۸ژوئیه۲۰۰۷) زندانی بودن محمود صا لحی، با حمایت از فعالان " کمیته دفاع از محمود صا لحی " که به اعتصاب غذای سمبلیک دست زده اند، اعلام می کنیم.امضاء کننده گان شخصیت ها وفعالان سیاسی و اجتماعی :آرش کمانگر - آرش امجد - فرخنده آشنا - امير اصغری نيا - اصغر ايزدی – اکبر زرگر- اسماعيل رزازی - احمد پوری - پریسا امجدی - احمد زاهدی لنگرودی ، روزنامه نگار آزا د- حمید آذر- بینا داراب زند - ابراهيم آوخ - اردشير مهرداد - اردشير نظری – اکبر تک دهقان – باقر ابراهیم زاده – پروین ابراهیمی - وریا بامداد- احمد نوين - امير نيلو - ارژنگ بامشاد – انور میر ستاری - دکتر يونس پارسا بناب - دکتر گلمراد مرادی – دکتر حسام فیروزی - ايرج حيدری - امير جواهری لنگرودی - هادی جواهری لنگرودی - پرويز جواهری - حسن حسام - بيژن رستگار - بهروز فراهانی - بهروز اميدی لاهيجانی - نعمت آزرم - شهاب برهان - سعيد افشار – هدیه ترابی - سيامک جهانبخش - روبن مارکاريان – مسیح مدنی – حمید مژده - رضا سپيدرودی - رضا مرزبان - محمد رضا شالگونی - نسرين احمدی - رفعت لنگرودی - نرگس کرمانشاهی - کاوه پولادی - نجف روحی - اميد صالحی - جواد اسکويی – مریم اسکویی- حسين قاضی - فريبا ثابت - علی پيچگاه - سیران مرادیان – فریدا سهرابیان - علی اکبر شالگونی - مزدک شالگونی - شهره شالگونی - آزاده شالگونی - هوشنگ ديناروند دانيال - یدی شیشوانی - عباس مظاهری - علی ديناروند - زويا قاشلاق – آزاده شکوهی - شهاب شکوهی – شادی امین - صفر کاوه شیجانی - خلیل غزلی- شهلا عبقری- سیاوش عبقری – فرامرز یاسمی- خالد فلاحیان – جواد قاسم آبادی – فریبرز مصباحی – حامد خاکی - مجيد تمجيدی - فرخ قهرمانی – حسین مقدم – فیروز آذری – عسکر شیرین بلاغی - محسن بختیاری – تارا راحلی - اردشیر نصرالله بیگی – بهرام رحمانی - فرامرز پويا - فرامرزدادور - رضا طالبی - عصمت طا لبی - وحيد اصغری حصارکی - محمد هادی امينيان - فرهاد بهشتی – محسن مبینی - داوود نواييان - سعيد اوحدی - محمد علی اوحدی - عطا مرادی - حمید عطایی - صمد نويد - عباس مومن - پروانه رياحی - لاله حسين پور - شيرين مرادی - خليفه موسوی - حميد موسوی پور اصل - علی فياض - کريم بهجت پور – پروین محسنی - نگار محسنی - حشمت محسنی - علی اعتدالی - گلنار روحی - سروژ قازاريان - منير برادران - پتی بلوچ - علی جالينوسی - رخشنده حسين پور - مسعود صديقی - حسين نقی پور - مرضيه مومن زاده - نويد مومن زاده – صادق افروز- بدری صفوی - اکبر اغراقی - سارا آزاد - اصغر جيلو - پروانه قاسمی - شيرين مرادی - ياور اعتماد - شعله ايرانی - ناصر اخوان - ياسمين ميظر - تراب ثالث – نادر ساده - سیاوش میرزاده – همایون راهنما – محمد راهنما- رضا رئیس دانا- علی رئیس دانا – فرید پرتوی – رامین میرزایی- عیدی نعمتی - بهرنگ رياحی - نقی رياحی لنگرودی - تقی رياحی لنگرودی - نيکولا رياحی – سیما ریاحی لنگرودی – زهره ریاحی لنگرودی- طیبه ریاحی لنگرودی - پروين شکوهی – نقی جوینده - تقی روزبه - پدرام قهرمانی - جواد نجابت - جواد عرفانيان – کامیار گیاهچی – رضا نجابت - حسين جواد زاده- پيران آزاد – پیروز زورچنگ - مسعود کرمانشاهی - نوشين شاهرخی - حميد پور قاسمی – شکور فلاح - ويدا هوشيار - جعفر ابراهيم زاده – شکوفه ابراهیم زاده - علی دماوندی – پروانه سلطانی - حجت کسراييان - خسرو آهنگر - نصرالله شاد مهر - هدايت سلطانی پور -هادی فهيمی فر - حمید رياحی - پروين رياحی - محسن کيا – بهمن امینی – احمد اسکندانی – سایه سعیدی سیرجانی – منوچهر گلشن – کاظم کمالی – بهمن فاتحی – بهروز سورن – جمشید صفا پور – حمید حمیدی - منوچر رادين- جليل زنجانی - محمد خيری - رضا خيری - عبدالقادر بلوچ - مهدی کيا - مجتبی نظری - مسعود نظری - کوکب نظری - رضا چيت ساز - رضا جعفری - غلام آل بويه - سيد حسين تهامی - ويدا صالحی - دکتر جواد جوادی - نسرين آزاد - علی فکری - اردلان کريمی - مريم البرزی - علی عابدينی - حسين عابدينی - محمود حشمت - يوسف آبخون - محمد معمار نژاد (بهرنگ) - صديقه يوسفی - داريوش ارجمندی - مجيد مظفری - حسين مظفری - محمد آزادگر - شيوا بهار - حسن جعفری - حميلا نيسکيلی - علی مير حسينی - کريم خوش عقيده - حسين سعدی – سعید شجاعی – شهناز بیات – عادل مرادی – مهدی مراد پور- حسين توسلی - علی فرقانی - سيامک انصاری - نصير گيلانی - گیل آوا یی – فریدون گیلانی - مرتضی بوداغی - رضا توانگر - محمد رضا باقری - اصغرنصرتی - سعيد تقويی احمد نيک بين- علیرضا ندیمی - رضا علامه زاده - آذر شيبانی - محمد شيبانی - سيد حسين مير کريمی - اميد حبيب نيا - بيژن فتحی – مسعود فتحی - محمد حسيبی - پريچهر حسيبی - علی حسينی - سامان حسيبی - هادی آبکناری - سياووش کوهرنگ - منيژه هباشی ( وکيل دادگستری ) – گلی روحی - مينا رحيم زاده - گلی افشار- صمد نوید- احمد توماج - ناصر زمانی - سيامک زمانی - عباس زمانی - اکبر زمانی - ناهيد نصرت - نکيسا باقريان - محسن توفيقيان _ محمد تجلی جو - آذر نوش همتی - بهروز رضايی - حسين کمالی - جمال حسن زاده - شاهپور سالمکار –میلا مسافر- کاوه محمدی – شورش محمدی – عمر محمدی – چنور محمدی – مانویل – جمال محمدی – یوسف زرکار و ...امضاء ها ادامه داردامضاء کنندگان نهاد های فرهنگی و اجتماعی :۱- انجمن دفاع از زندانيان سياسی و عقيدتی در ايران - پاريس ۲- کمپين دفاع از مبارزات دموکراتيک مردم ايران- انگلستان ۳- کانون دفاع از آزادی بيان - گوتنبرگ (سوئد) ۴- کميته دفاع از آزادی و برابری در ايران - وين (اترايش) ۵ - سازمان پناهندگی پرايم - هلند ۶ - راديو صدای زن- ونکوور(کانادا) ۷- کانون پناهندگان سياسی ایرانی- برلين (آلمان ) ۸ - کميته دفاع اززندانيان سياسی - برلين (آلمان ) ۹ - انجمن بيداری ايرانيان هانوور- آلمان ۱۰ - کانون حمايت از زندانيان سياسی ايران - آخن (آلمان ) ۱۱ - تلاش - کانون حمايت از مبارزات مردم ايران - کلن ( آلمان) ۱۲ - تشکل مستقل دمکراتيک زنان ايران - هانوور(آلمان) ۱۳- شورای پناهندگان ايرانی برمن - آلمان ۱۴ - کانون فرهنگی - سياسی انديشه - مونستر (آلمان ) ۱۵ - کانون مستقل ايرانيان لايپزيک - آلمان ۱۶ - راديو آوا ( بخش فارسی راديو فلورا)- هانوور ( آلمان ) ۱۷ - فرهنگسرای انديشه – گوتنبرگ (سوئد) ۱۸- فرهنگسرای بامداد - مالمو ۱۹ - انجمن فرهنگی - اجتماعی دارکوب ، مالمو ۲۰ - کميته همبستگی استان اوره برو - سوئد ۲۱ - انجمن فرهنگی و اجتماعی همبستگی - استکهلم ۲۲ - هييت سر دبيری نشريه آوای زن - سوئد و نروژ ۲۳- راديو همصدا - اسلو ( نروژ ) ۲۴- کميته پناهندگان سياسی وان - ترکيه ۲۵- کانون دوستداران فرهنگ ايران - واشنگتن (ايالات متحده آمريکا ) ۲۶ – رادیو تلاش - گوتنبرگ ۲۷- کانون دمکراتيک ايرانيان - دالاس ( ايالات متحده آمريکا ) ۲۸ - کانون پناهندگان سياسی سيدنی - استراليا ۲۹ - سايت چه بايد کرد - ايالات متحده آمريکا (com.chebayadkard.www) ۳۰ - انجمن گلشن - ايالات متحده آمريکا (com.golshan.www) ۳۱ - راديو برابری (net.radiobarabari.www) ۳۲ – انجمن فرهنگی ایران همراه( راديو همراه) - گوتنبرگ ۳۳ - سايت خبری گزارشگران (com.gozareshgar.www) ۳۴ - سازمان دانشجويان دمکرات ايران - امئو (سوئد ) ۳۵ - آسيل کميته گروه ايران - سوئد ۳۶ - انجمن فرهنگی و اجتماعی برابری - گوتنبرگ ۳۷ - کميته دفاع از زندانيان سياسی - انگلستان ۳۸- شبکه سراسری همگاری زنان ایرانی www.shabakeh.org ۳۹- رادیو البرز – گوتنبرگ ۴۰ ـ فرهنگ طاولی از مرکز آموزشی ایران – گوتنبرگ ۴۱- سایت سلام دمکرات – ایران http:// salam-democrat.com۴۲ – وبلاگ نوآوران http://noawaran.blogspot.com۴۳ – سایت ساحل شمال http://www.sahele-shomal.blogspot.com۴۴- فدراسیون فرهنگی - اجتماعی ایرانیان اروپا - اروپرس۴۵- رادیو پارس – زوریخ http://www.pwoiran.com/radio%20pars.htm۴۶- سایت خبری لاجور www.lajvar.se۴۷- سایت صوتی و تصویری آوای دیگر – ایرانhttp:// avayedigar.com۴۸- کمپین نه به جمهوری اسلامی ، نه به جنگ – استکهلم۴۹- مسئول صدای اعتراض معلمان۵۰- همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران - پاریس۵۱- کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن۵۲- کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ(سوئد)۵۳-انتشارات خاوران – پاریس۵۴- انجمن ایرانیان مقیم امئو (سوئد)۵۵- مجله انترناسیونال از رادیو فلورا – هانوفر (آلمان )۵۶- وبلاگ جنبش در تبعید ی jonbeshetabeedi.blogfa.com http://۵۷- بنیاد اسماعیل خویی۵۸- سایت کاک هوا www.kak-hiwa.com۵۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهر ری۶۰- سایت دکتر حسام فیروزی www.hesamfiroozi.blogfa.comhttp://۶۱- سازمان ضد اطلاعاتی - تروریستی « آذرخش »۶۲- نهاد ایرانیان مدافع صلح و حقوق بشر – شیکاگو۶۳- سایت هه لویست www.helwist.com۶۴ـ کانون فرهنگی بامداد – استکهلم۶۵ ـ عباس منصوری از سوی شورای کار www.communshoura.com۶۶ـ تلویزیون نور ( انجمن بهنما ) – گوتنبرگ۶۷- حزب سبزهای بلژیک (Isabelle DURANT) دبیر اول حزب و سناتور۶۸- کانون فرهنگی- اجتماعی ایرانیان لوس آنجلس (آمریکا)۶۹- گروه وبلاگهای جمهوری شورایی www.j-shoraii.blogpost.com۷۰- کانون فارابی - گوتنبرگامضاء ها ادامه دارد ۰۰۰ما شما را دعوت می نماییم تا در صورت همراهی با اين فراخوان، حمايت خود را از طريق آدرس زير اعلام نماييد:Kanon_anjoman @yahoo.comرونوشت به:ـ پزشکان بدون مرز- روزنامه نگاران بدون مرزـ مجامع حقوق بشریـ سندیکا ها و اتحادیه ها ی کارگری و فدراسیون جهانی دانش جویان و ...

بیانیه هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحكیم وحدت


چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶ - ۱۸ ژوئيه ۲۰۰۷
به نام خدا
بیانیه هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحكیم وحدت
گیرم كه می زنید، گیرم كه می برید، گیرم كه می كشید، با رویش ناگزیر جوانه چه می كنید؟

پس از وقایع 18 تیر امسال كه در آن حاكمیت با شمشیر از رو بسته اقدام به دستگیری تمامی اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت و تنی چند از فعالین پر سابقه دانشجویی در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحكیم) نمود و برگی نو از دفتر سیاه انقلاب فرهنگی دوم را رقم زد. اما واكنش سریع و یكپارچه انجمن‌های اسلامی سراسر كشور در اعتراض به این اقدامات خشونت‌آمیز نشان از همبستگی تمامی فعالین دانشجویی دارد و دستگیری 16 نفر از فعالین دانشجویی در روز 18 تیر هیچ خللی در اراده دیگر اعضای جنبش دانشجویی برای رسیدن به اهداف دموكراسی خواهانه و همچنین نقد حاكمیت اقتدارگرا نداشته است.
همچنین در جهت حفظ انسجام تشكیلات دفتر تحكیم وحدت و سامان دادن به ادامه تمامی فعالیت های این دفتر در نبود موقت اعضای شورای مركزی، شورای تهران اتحادیه انجمن های اسلامی علی‌رغم تعطیلی دانشگاهها در فصل تابستان فوراً تشكیل جلسه داد و هیئت رئیسه شورای تهران را انتخاب و فعالیت خود را آغاز نمود.
در شرایط حاضر هیئت رئیسه شورای تهران مهمترین وظیفه خود را تلاش برای آزادی اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم و دیگر بازداشت شدگان در سازمان ادوار تحكیم می داند و برای نیل به این هدف از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد كرد.
هیئت رئیسه شورای تهران اعتراض خود را به نقض آشكار تمامی قوانین حقوق بشری و حتی قانون اساسی جمهوری در هنگام و پس از دستگیری دانشجویان اعلام می كند. بر اساس اصل 27 قانون اساس تجمعات چنانچه در آنها سلاح حمل نشود و مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است. حال آنكه نیروهای امنیتی با حمله به تحصن 6 نفره ی اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت جلوی درب دانشگاه امیركبیر بر خلاف تمام قوانین موجود با متحصنین به شدت برخورد نموده و پس از چند ساعت تمامی آنان را به زندان اوین منتقل كردند.
ساعتی پس از دستگیری اعضای شورای مركزی نیروهای امنیتی بدون همراه داشتن حكم قضایی به دفتر سازمان ادوار تحكیم یورش برده و با شلیك گلوله وارد آن دفتر شدند و تمامی حاضرین در آن سازمان را دستگیر كردند. همچنین پس از آن درب سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحكیم) توسط نیروهای امنیتی پلمب شد.
شواهد حاكی از آن است كه پس از دستگیری این فعالین نیز اقدامات غیرقانونی ماموران حاكمیت همچنان ادامه داشته است. به گونه‌ای كه عدم تفهیم اتهام به دستگیر شدگان (حال آنكه هیچ یك از آنها جرمی مرتكب نشده اند)، جلوگیری از ملاقات خانواده ها و وكلای دستگیر شدگان با آنها همچنین توهین به دستگیرشدگان و انتقال 5 تن از آنها به سلول انفرادی نشان از برخوردهای قرون وسطایی و خلاف كلیه قوانین با دانشجویان دارد.
دستگیری عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار و از فعالان با سابقه جنبش دانشجویی از عناد حاكمیت با تمامی نهادها و جنبش های مدنی به اخص جنبش دانشجویی خبر می دهد. دستگیری فله ای دانشجویان و دانش آموختگان، عدم صدور قرار وثیقه و افزایش فشار بر احسان منصوری، مجید توكلی و احمد قصابان سه تن از دانشجویان بازداشت شده امیركبیر كه حدود 75 روز است در اوین به سر می برند، دستگیری امیر یعقوب علی دانشجوی دانشگاه علامه كه دو روز پس از 18 تیر دستگیر شد، احضارهای دانشجویان به مراجع قضایی، نهادهای امنیتی و كمیته های انضباطی و هزاران فشار و محدودیت بر دانشگاه و دانشگاهیان اسنادی است بر این مدعا كه كوته فكران تازه به قدرت رسیده، اندیشه ی نابخردانه ی انقلاب فرهنگی دوم را در سر می پرورانند. آن هنگام كه دانشجویان انتصاب عضو كمیسیون دیه استان كرمان را به وزارت علوم تهدیدی برای دانشگاه می دانستند، دورنمایی از پشت پرده ی این انتصاب و انتصابات پس از آن او در ذهن داشتند و امروز با اتفاقات رخ داده آن پیش بینی ها به واقعیت نزدیك شده و این همگان را ملزم می كند در مقابل این اقدامات حاكمیت اقتدارگرا سكوت نكرده برای شكست دادن پروژه انقلاب فرهنگی دوم لحظه ای درنگ نكنند و یا فراتر از آن، آیا سركوب‌های اخیر در كنار فشار بر رسانه‌ها از جمله توقیف خبرگزاری مستقل ایلنا و روزنامه هم‌میهن در كنار انعطاف‌های اخیر در سیاست‌های خارجی نظام نشان از نمایش پوشالین قدرت در برابر فشارهای خارجی نیست؟
هیئت رئیسه شورای تهران ضمن محكوم نمودن تمامی بازداشتها و دیگر اقدامات غیرقانونی بر قدرت نشانده شدگان، از تمامی اساتید، دانشجویان و روشنفكران برای تلاش در جهت بهبود وضعیت دانشگاهیان دعوت به عمل می‌آورد و در پایان خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط تمامی دانشجویان دربند می شود.

هیئت رئیسه شورای تهران
اتحادیه انجمن های اسلامی
(دفتر تحكیم وحدت
)

Montag, 16. Juli 2007

اعتراض به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

اعتراض به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

٢٠ تیرماه ١٣٨٦
١٠ ژوئیه ٢٠٠٧


کاربدستان نظام استبدادی مذهبی که از سکوت سنگین و خشم روزافزون مردم ایران دچار ترس و هراس هستند برای ادامه بیشتر تسلط جابرانه نظام ضد ایرانی خود، باز هم دست به خیانتی تازه زدند.
عوامل امنیتی و سرکوبگر نظام، دانشجویانی را که برای برگزاری سالگشت 18 تیر «روز دانشجو» در جلو دانشگاه امیرکبیر - پلی تکنیک - گرد آمده بودند، وحشیانه مورد یورش قرار داده و پس از بازداشت، آنها را به نقطه نامعلومی انتقال دادند. بازداشتیان در شرایطی هستند که حتّی خانواده هایشان هم از وضعیت و مکان بازداشت آنان بی خبر می باشند.
ما ضمن اعتراض به این اَعمال وحشیانه و ضدانسانی، خواهان آزادی هر چه زودتر دانشجویان آزادیخواه و کلیّه زندانیان سیاسی هستیم.
هم میهن،

تنها پس از استقرار نظام مردم سالار است که در ایران زندانی سیاسی نخواهیم داشت.

هیأت اجرایی جبهة ملّی ایران - خارج از کشور
-

Sonntag, 15. Juli 2007

لزوم نو اندیشی ونو گرایی در جبهه ملی

لزوم نو اندیشی ونو گرایی در جبهه ملی

جبهه ملی همچون هر سازمان پویای سیاسی دیگرنیاز به بازنگری و نو اندیشی در کارکرد و برنامه سیاسی خود دارد تا بتواند همگام با نیروهای تعیین کننده ،اثر گذار و پویای جامعه گام بردارد.
پیرامون جذب علاقه مندان و بویژه جوانان با گرایشهای ملی در جبهه ملی بسیار گفته و نوشته ایم.
در میدان عمل اما، نه سازمان مادر در ایران، و نه سازمانهای گوناگون جبهه در خارج از کشور که در ارتباط نزدیک با احزاب و گروههای سیاسی کشورهای اروپایی و آمریکا،که باید از ایشان بسیاری آموخته باشند، قادرند خارج از حیطه نفوذ و تا ثیرخود که سالهاست ثابت مانده و بیشتر از آن کم میشود تا اضافه، به جذب نیرو بپردازند.
پرسشی که میبابد از خود بکنیم این است که، چرا جبهه ملی که در قیام ملی 30 تیرمردم را به خیابان ها کشاند و نفوذ اندیشه ی رهبرانش مرزهای ایران را در نوردید و الگویی برای جنبش های آزادی خواهی در خاور میانه گردید به کلوپ باز نشستگان و یا بنگاه خانوادگی تبدیل گردیده که حتا از جذب هم میهنان علا قه مند و پر شوردر مانده، چه برسد به تا ثیر گذاری در خارج از مرزهای ایران .
کجا هستند هواداران جبهه در میان دانشگاهیان و بازاریان و اصناف؟
آیا هدف بنیان گذاران جبهه ملی دگر گشت آن به محفلی در بسته از منفردان بود؟
آیا جبهه ملی راهکاری برای جذب نیروهای جوان و پر شورملی گرا دارد یا اینکه آنها را سراسر در سر بزنگاه چون دوران آغازین شورش 57 به افراطیونی از گونه ای دیگر خواهد باخت؟ جبهه ملی می بایست به زبان عمیق فردوسی «هنگام» را بشناسد. آیا نیروهای ملی همچون درس نا آموختگان دیگرباردر برابر شور جوانان با سنگینی و تامل پیرانه و محتا طانه برخورد خواهند کرد؟
ناگفته پیداست که هر سازمان سیاسی که میخواهد در کشوری با 70% نیروی جوان بطور تاثیر گذار درامور سیاسی نقشی ایفا کند باید که برنامه ای مدون برای جذب این نیروی پویا داشته باشد. شوربختانه عملکرد جبهه ملی بویژه در داخل و خارج از کشورکنار از یک یا دو مورد استثنا این ذهنیت را ایجاد میکند که پیش کسوتان جبهه ملی گذشته از موارد امنیتی و دشواریهایی که رژیم پیش پای جبهه می اندازد، تطابق و هم گونی فکری و سیاسی کامل با اصول و عقاید مورد قبولشان را پیش شرطی تعیین کننده تر ازگرایشات و آرمان های ملی برای پذیرش جوانان میدانند. در خارج از کشور هم که اختلافات و در گیری های دیرینه راه را بسوی هم فکری و هم کاری بسته است. این همه کماکان بدون توجه به تو ده های جوانی که بی خبر از این عوالم به اکنون و آینده خود می اندیشند.
اختلافات دوستانی که گاهی با ابعاد مذهبی شباهت به جنگهای صلیبی میان پادشاهی و جمهوری پیدا میکند ، گذر از نگرش چهار دیواری و گسترش فضای عمومی را هم چنان سخت تر و دور تر می کند. 70% جوانان ایران از عوالم گذشته دوستان و اختلافات دیرینه بی خبر هستند و حساسیت بیمار گونه ی نمایندگان این نسل را نسبت به نام ها و رویداد ها ندارند. این نسل برای همراه شدن ، نیازی به کوبیدن گذشته بر سر و روی خود نمی بیند.
با نخبه گرایی که برخی از سازمان های ملی سر لوحه کار خود قرار داده اند، پاک کردن حساب زیر نام انتقاد و جدل به جای بحث سیاسی هیچ گاه نمی توان از این چشمه های کوچک و تک تک رود خانه ای خروشان و پویا پدید آورد.
این جبهه ملی است که با ید در پی تدوین سیاست های ملی دراز مدت به نیروی جوان روکند ودر حین ایفای نقش خود به عنوان سازمانی اندیشه ساز،با ژرفنگری و ایده آفرینیهای مایه دار با صمیمیّت و دلیری و پشتکار بازتاب دهنده آمال وخواسته های جوانان نیز باشد، نه اینکه با غیر قابل دسترسی ساختن خود وگذاشتن پیش شرطهای آزمون گونه به دلسردی آنان بپردازد.

برای ارتقاِ ء فرهنگ سیاسی‌ جبهه ملی باید پرچمدار مبارزه با فرهنگ خودی و ناخودی حاكمیت و در هم شکننده فرهنگ خودی و ناخودی سیاسی‌ در میان اپوزیسیون باشد. هیچ نیروی ایرانی با گرایشهای ملی و ایراندوستانه نباید ناخودی تلقی شود و كنار گذاشته شود.آمال جبهه ملی باید ایجاد جامعه آرمانی در بر گیرنده ای باشد که در آن هیچ کس غیر خودی نیست.

جبهه ملی به یک تجدید نظر صریح نیاز دارد.
تاریخ می بایست از گرانیگاه گفتگوی سیاسی بیرون برده شود. جبهه که خود را به حق وارث مشروطه میداند می تواند با توجه به این میراث گران بها با حفظ ادب سیاسی و نهادینه کردن آن به تعدیل فضای سیاسی در درون وخارج از ایران بپردازد. بستگی ها و تعصبات قبیله ای در آینده کشورمان که تشنه پرورش دمکراسی و چند گرایی است محکوم به شکست می باشند. در کنار آن جبهه باید به نقد گذشته خود بپردازد که خالی از اشتباه نبوده است تا غرض ورزان میدان داراین مهم نشوند. تعهد نسبت به آرمان مشروطه ایجاب میکند که جبهه با پرهیز از نیم زبانی حرف زدن و رعایت حساسیت این و آن در این برحه ی زمانی دست کم در خارج از کشور به نقد رویدادها یی بنشیند که موجب پیروزی نهضت مذهبی ـ اسلامی بر جنبش ملی شدند. به جای حساسیت و وفاداری تخریب کننده به کسانی که در گذشته هر فرصتی را برای اشتباه کردن غنیمت شمردند و این اشتباهات را همچون نشان افتخار بر سینه خود آویختند جبهه ملی میبایست در یک بازنگری فکری به تعریف خود ازطریق آرمانهای سیاسیش بپردازد که همان آرمانهای مشروطه میباشند.
من به عنوان نگارنده ،این سطور را از سر دلسوزی و علاقه خود به جبهه ملی به نگارش کشیدم تا در این روزهای متلاطم که کشورمان در آستانه یک دگر گونی بزرگ ایستاده است جبهه ملی ایران را که خانه سیاسی خود میدانم در تلاش بزرگ ایرانیان برای تنفس هوای تازه در کنار کارگران ، آموزگاران، زنان و دانشجویان نه تنها در گفتار، بلکه در کردارنیز بیابیم.
جبهه ملی بویژه در درون کشور نیاز به تابش گرمابخش خورشید نو اندیشی بر پوست خود دارد که جز با میدان دادن و به میدان کشاندن نیروهای جوان و پر توان و پر شور میسر نخواهد بود تا روحی تازه به کالبد نیمه خواب رفته ی جبهه دمیده شود.

رضا عزیزی نژاد

مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می کشد، پروين اردلان، ادوار نيوز


مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش می کشد، پروين اردلان، ادوار نيوز
سحرگاه ۱۸ تير ماه ۱۳۸۶، بار ديگر خلاقيت شورشی، تکانه ای ذهنی بر کالبدهای جامعه منفعلمان می دمد. خبر بازداشت اعضای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، بهاره هدايت، محمد هاشمی، علی نيکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنيف يزدانی و علی وفقی به سرعت پخش می شود. آنها پلاکارد به دست نشسته اند روی زمين و درقاب تصوير با ما حرف می زنند. تحصن و تصوير تحصن آن ۶ تن در ساعت ۶ صبح دربرابر دانشگاه امير کبير بازآفرينی خلاقانه واقعيت کوی دانشگاه ۱۳۷۸ در برابر ديدگان فراموشکار است. اين بار آنان هستند که به عکس نيروهای فشار بر ذهن ما يورش می برند و از ما می خواهند در برابر انفعال مسری دوران، خلاقانه مقاومت کنيم. ما را وامی دارند که ۱۸ تير کوی دانشگاه را فراموش نکنيم، ما را وا می دارند تلاش برای آزادی ۸ دانشجوی دربند اميرکبير را از ياد نبريم. آنها بی آنکه تحصن شان را اعلام عمومی کنند، حضور خود را عمومی می کنند تا ترس ها و مصلحت انديشی ها را به مقابله بخوانند و بيهوده نيست که هزينه اين حضور، نه تنها به بازداشت خودشان که به بازداشت ۱۰ عضو ديگر و پلمب دفترادوار تحکيم منجر می شود. در فضايی که اقتصاد دلالی و زيستن بر مبنای هزينه و فايده، در همه جوانب زندگی ريشه می دواند و در ژستی روشنفکرانه، منش سياسی دوران می شود و هرگونه هزينه پردازی را - نه به دليل فشار و سرکوب که به دليل حفظ منافع اقتصادی، سياسی و موقعيتی - غيرعقلانی توصيف می کند، و راه بر هر گونه تغيير را به تعويق می اندازد، حرکت آگاهانه آنان نشانه انتخاب آگاهانه شان عليه تقديرگرايی ساری و جاری است. آنان نه به خاطر قهرمان سازی از خود و نه به خاطر افراطی گری که به خاطر شورش بر انفعال و منفعت طلبی دوران، ذهن ما را می آشوبند. عمومی کردن حضور آنان در قاب تصوير، حتی بيش از شنيدن خبر تحصن آنان قدرت تاثير گذاری دارد، شايد به اين خاطر که آنان در اين تصوير بر تصاوير متعارف دوران خود يورش می برند و ذهن ها را به حرکت وا می دارند. هيچ کس نمی تواند ۱۸ تير ۷۸ را بدون تصويری از پيراهن خونين در دست احمد باطبی به خاطر بياورد. چه کسی می تواند تصوير کشيده شدن دلارام علی را روی زمين، ژيلا بی يعقوب دست بند به دست و ضرب و شتم مظلومانه زنان در ۲۲ خرداد را از ياد ببرد؟ کدام روايت می تواند جايگزين تصوير چهره خونين دختری شود که به خاطر نوع پوشش اش مورد تهاجم پليس قرار گرفته است؟ کدام روايت می تواند فراتر از تصوير خود به دار آويخته کارگری که اعتراض صنفی اش پاسخ نگرفته روايت گر درد و رنج و و استيصال و اعتراض باشد؟
کدام روايت می تواند خشونت خونين دولتی را فراتر از تصوير مردان آفتابه به گردن تصوير کند؟ کدام روايت می تواند جز تصوير نيمه ی بدن زنی يا مردی در خاک، ذهن را از خشونت سنگسار مشمئز کند؟ جايی که رسانه های رسمی از افتتاح و استقبال می گويند و اعتراض ها را پنهان می دارند، و يا در شکل عوام فريبانه ، اخبار مخملين! «هشت و سی» ۸.۳۰ توليد می کنند تا تحريف و واژگون نمايی را خبرسازی جلوه دهند، اين تصاوير سمج و ماندگار که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود چون «کلاه کلمنتيس» چشم ها را می آزارد و لابد خواب ها را هم پريشان می کند. تصاوير دلارام ها و احمد باطبی ها ايجاد ترس می کنند، زيرا هرگز درپس پاسخ های زيرکانه سياستمداران پنهان و تلطيف نمی شوند، اين تصاوير برش هايی از حقيقتی هستند که همواره سعی در مخفی کردن آن می شود، تصاويری که هيچ لبخند توجيه گر رسانه ای و جملات طلايی ورويايی نمی تواند خشونت آشکار موجود در آن ها را پنهان بدارد، تصاويری از واقعيت که ذهن ها را هوشيار می طلب
د..

جبهه ملی ایران تهران

تک تک ساعت چه گوید؟ گوش دار!
دانشجویان، زنان، کارگران، نویسندگان، جوانان و اکنون دوباره دانشجویان ...
اگر همه اینها مخالف شما هستند و باید به زندان بیافتند، آیا تعدادشان را جمع زده اید؟
به این جمعیت، شمار بیکاران را نیز بیافزایید. به این جمعیت، شمار خانواده های زیر خط فقر را هم بیافزایید. به این جمعیت هم میهنان محروم نگهداشته شده استانهای مرزی را هم بیافزایید. تا کی تصور می کنید با بازداشت و زندان و تهدید و ارعاب می توانید مخالفت ها و اعتراض های فزاینده را زیر خاکستر نگه دارید؟
تا کی می خواهید با خشونت و ارعاب بر ناکارآمدی ها و نابخردی های خود سرپوش بگذارید؟ تا کی می خواهید از این ستون به آن ستون حکومت کنید؟ تا کی میخواهید با همه کشورهای جهان در ستیز باشید و خشم و نفرت آنها را برانگیزید؟ تا کی تصور می کنید میتوانید با درآمد نفت آتش بازی کنید؟
حتی شاه هم با همه نخوت و خودبزرگ بینی و خودخواهیش سرانجام صدای مردم را شنید. آیا اکنون صدای مردم به اندازه کافی بلند نیست؟
جبهه ملی ایران، موج دستگیری های جدید را که شامل دانشجویان، اعضای تحکیم وحدت و رهبری کارگران شده است، همانند بی اعتنایی به حقوق و آزادیهای مدنی و موج دستگیری های زنان و جوانان، تقبیح می کند و به جمهوری اسلامی هشدار می دهد که "تک تک ساعت چه گوید؟ گوش دار...".
جبهه ملی ایران22 تیر 1386

Freitag, 13. Juli 2007

نامه اعتراضي دانشجويان در اعتراض به زنداني بودن بيش از 25

دانشجويان در اعتراض به زنداني بودن بيش از 25 دانشجو
هجدهم تیر دیگری در ماتم سپری شداما نه ماتمی از سوی دانشگاه، که دانشجو سکوت هم اگر می کند از غم نیست، فرصت اندیشیدن است و به دست و پا زدن های بیهوده ی ظلم كنندگان خندیدن. اما ظالم سکوت اگر می کند از ناتوانی است و فریاد هم اگر می زند از ناتوانی بیشتر!هجدهم تیر دیگری در ماتم سپری شدو لکه ی ننگین ترس آنان که سال هاست از پشت خنجر زدن را مرام خویش کرده اند بر دروازه های آهنین دانشگاه پررنگ تر نشست تا عابران پیاده هم ببینند استخوان های دانشجو زیر ضربه ی پای چکمه پوشان خرد می شود اما نمی گذارد از این دروازه های مقدس پا فراتر نهند.هجدهم تیر دیگری در ماتم سپری شدتا همگاه ببینند خاطره ی تجاوزی سهمناک با تجاوز های بیشتر پاک نمی شود و این زخم قدیمی را هر چه بیشتر تحریک کنند فریاد عدالت خواهی دانشجو بلند تر می شود و بلند تر شنیده خواهد شد فریاد پدران و مادران آنان نیز و فریاد یاران و هم پیمانان آنان نیز و فریاد تمامی ستم دیدگان و رنج کشیدگان نیز.......و بی این همه مگر چند نفر از ملت باقی می ماند جز همان خوش خدمتان و چاپلوسان همیشگی؟!18 تیر دیگری در ماتم سپری شدتا نان به نرخ روز خوران بدانند، دروغ های آنان را تنها ساده دلان سر سپرده باور می کنند نه آنان که با ما زیسته اند و راه رفتن های ما را دیده اند. معنای تهمت های فساد و اعتیاد به دانشجو که فرزند ملت است جز آنکه ملتی را فاسد خطاب کرده باشید چیست؟ و اگر چنین است، این چه حکومتی است که ملتش همه فاسدند؟نه آقایان! دانشجو تنها به یک چیز معتاد است و آن اندیشیدن در فرجام ظلم و زور و استبداد شماست!حال که دوستان ما را گرفتید، خانه شان را ظالمانه غصب کردید و بر تمام اعمالتان ردایی از دل سوزی و خیر خواهی پوشاندید بدانید دانشجویان ایران آزادی یارانشان را نه با التماس که با فریاد حق طلبی می خواهند آزادي حق ياران دبستاني ماست آنان را آزاد كنيد ، و خود را از مردابي كه هر روز در آن فرو تر مي رويد نجات دهيد .اگر قدری حقیقت جویی در وجودتان مانده بیاندیشید هیچ انسانی برای مرگ خود به گوری این سان وسیع که شما می کنید نیاز ندارد
جهت حمات و آزادی دانشجویان دربند این پتیشن را امضا کنید
petition_18tir@yahoo.com نام خود را به این آدرس میل کنید

Donnerstag, 12. Juli 2007

ربوده شدن اسانلو: اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد



دستگیری آقای منصور اسالو را محکوم نموده و خواستار آزادی فوری ایشان هسنیم
««منصور اسالو رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد یک باردیگر توسط افراد ناشناس دستگیر شد»»
در ساعت حدود 30/19 مورخه 19/4/1386 آقای منصور اسالو پس از انجام کارهای سندیکایی و بعد از گفتگو با چندین تن از رانندگان با اتوبوس شرکت واحد به طرف منزل عازم می شود. در نزدیکی منزلش یک دستگاه خودروی پژو تیره رنگ در محل تقاطع خیابان گلبرگ غربی و مسیل باختر جلوی اتوبوس پیچیده و راه را مسدود می نماید.
سرنشینان خودرو که حدود چهار، پنج تن بوده از خودرو پیاده شده و یک نفر از آنها با سرعت از درب راننده روی رکاب اتوبوس پریده وضمن گرفتن دست آقای منصوراسالو که در کنار راننده قرار داشت ضرباتی به وی وارد واو را با خشونت از اتوبوس به بیرون می کشد. منصور اسالو با فریاد اعتراض نموده و ضمن اعلام نام خود از مردم کمک می خواهد.
دستگیرکنندگان که با قدرت رفتار می کردند و با توسل به دروغگوئی می گویند ایشان دزد است و ما ماموریم و بلافاصله درمقابل چشم مسافران و مردم حیرت زده حاضر درصحنه ایشان را در اتومبیل پژو کشانده و با سرعت محل را ترک و وی را به مکان نا معلومی می برند.
بلافاصله پس از دستگیری، پیگیری های گسترده ای در باره سرنوشت آقای منصوراسالو توسط وکلای ایشان آقایان دکتر مولائی و پرویز خورشید و همسر و مادر و اعضاء خانواده و دوستان و فعالان سندیکائی آغاز گردید که این پیگیری ها تا به حال نتیجه مثبتی نداشته است.
بنا به اظهارات مقامات دادستانی استان تهران هیچگونه حکم جلب و بازداشتی علیه آقای منصوراسالو صادر نگردیده است و این خود وضعیت را خطرناکتر می کند. و با توجه به رفتار غیر قانونی و ناشناس بودن عوامل دستگیر کننده و رویدادهای تلخ و هولناک گذشته از همه مسئولان کشوری و لشگری به ویژه مسئولان قضائی و شخص آیت الله شاهرودی درخواست می نمائیم نسبت به سرنوشت و جان آقای منصوراسالو قبل از تکرار حوادث تلخ مشابه قبلی اقدامات شایسته را به عمل آورند.
سندیکای کارگران شرکت واحد به عنوان نهاد مستقل مدافع حقوق کارگری به این اقدام ناشایست اعتراض می نماید و آنرا شدیداً محکوم می کند و از همه مجامع کارگری داخلی و اتحادیه های کارگری در سطح جهان به ویژه اتحادیه های بین المللی ITF,ITUC و دیگر نهادهای بین المللی همچون سازمان بین المللی کار و همه فعالان عرصه حقوق اجتماعی و حقوق بشری می خواهد تلاش خودرا نسبت به سرنوشت منصور اسالو و دیگر فعالان حقوق سندیکایی بیش از پیش افرایش دهند.
سندیکای کارگران شرکت واحداتوبوسرانی تهران و حومه21/4/1386

Mittwoch, 11. Juli 2007

بیانیه هزار تن از مدافعان حقوق برابر : دانشجویان را آزاد کنید


زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند
امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟صبح امروز این شش جوان عدالت خواه، مظلومانه نشسته بودند تا خواهان آزادی هرچه سریعتر دوستان دانشجوی خود شوند. اما نه فقط تحصن کوچک و مسالمت آمیز و قانونی شان با خشونت و دستگیری آنها پایان داده شد بلکه چند ساعت بعد ناگهان به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت نیز یورش برده و با پلمب غیرقانونی آن، همه کسانی را که در آن مکان حضور داشتند (عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، عزت الله قلندری، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند) بازداشت کرده اند و امروز بهاره هدایت، به عنوان تنها دختر در میان جمع 16 جوان دستگیرشده دیگر، احتمالا یکه و تنها در بخش زندان زنان زیر فشار روحی و روانی بیشتری قرار داد.پیش از آن نیز برای برخی از فعالان دانشجویی دیگر که در جنبش زنان نیز فعال هستند، احکام سنگین و غیرقابل باوری صادر کرده اند. نمونه بسیار تاسف برانگیز آن، حکم سنگین دلارام علی است که در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد میدان هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در دادگاه انقلاب به 2 سال و 10 ماه حبس قطعی و 10 ضربه شلاق محکوم شد یا آزاده فرقانی، نسیم سلطان بیگی و بهاره هدایت، که صرفا به اتهام شرکت در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد، به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند. به راستی معلوم نیست بر سر قانون اساسی که حق تجمع و تحصن را با صراحت به رسمیت شناخته، چه آمده است، که این چنین حتا از تحصن مدنی شش نفر از فعالان دانشجویی که به تنهایی بر زمین سرد محیط متعلق به خودشان (یعنی دانشگاه) روی زمین نشسته اند نه تنها جلوگیری می شود بلکه آنان را زندانی می کنند و 10 نفر دیگر را لابد به جرم «تجمع در آپارتمانی کوچک» متعلق به خودشان (دفتر ادوار تحکیم) بازداشت می کنند؟آن 8 نفر دانشجوی جوان دانشگاه پلی تکنیک و امروز این 16 جوان فعال در جنبش دانشجویی و نیز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدایت، دلارام علی و... همگی فرزندان سرافراز این جامعه و نیز جنبش زنان هستند که امروز بدون هیچ ضابطه ای به زندان ها سپرده شده اند یا احکام سنگین دریافت کرده اند. ما زنان این مرز و بوم ، این جوانان برومند را با خون جگر بزرگ کرده ایم و آنان را در جامعه ای مملو از اعتیاد رو به گسترش مواد مخدر، و جرم و خشونت رو به تزاید، سالم و آزادمنش بار آورده ایم، ما آنان را بزرگ کرده ایم تا با شور و ایمان لایزال شان به احقاق حق و آزادی، برای سرزمین شان خوشبختی و عدالت به ارمغان آورند، تا زندگی ساز شوند، تا ارزش های زیبای برابری انسان ها را پاس بدارند، تا شعله های امید به فردای بهتر را زنده نگه دارند. پس چرا باید مورد ضرب و شتم قرار گیرند و زندانی شوند و از آموخته های انسانی مادران شان در «اعتراف نامه ها»، به «توبه» مجبور شوند ؟ شما ای «پدران حکومتی»، بدانید ما زنان ایران زمین با احساس و عشق مادرانه، این جوانان را با وجود هزاران تنش و خشونتی که در جامعه ایجاد کرده اید، بزرگ کرده ایم و به آنان آموخته ایم که هرآن چه خوبی و زیبایی و رفاه و خوشبختی را برای خود می خواهند با بقیه مردم هموطن شان تقسیم کنند. این موج خشونتی که امروز راه انداخته اید، خواهی نخواهی مادران این مملکت را در برابر خودتان قرار داده اید. ما زنان همواره در زندگی خود صبور بوده ایم تا زندگی بهتری برای فرزندان مان بسازیم، اما بدانید اگر پای زندگی فرزندان مان به میان آید، «صبر» و «خاموشی» را فراموش خواهیم کرد. چرا که امروز احساس می کنیم وظیفه انسانی و اخلاقی و نیز مادرانه ماست که فرزندان مان را از خشونت و تحمل مجازات های غیرمنصفانه و غیرقانونی، حفظ کنیم و البته می دانیم هیچ سلاحی نداریم به جز عشق به آینده فرزندان سرزمین مان، از این رو با چنگ و دندان هم که شده آن را پاس خواهیم داشت. همچون وقتی که در خانواده سینه سپر می کنیم و جگر گوشه هایمان را از خشونت برخی «پدران» کم تحمل شان حفظ می کنیم، امروز نیز در برابر این موج خشونت، سینه مادرانه خود را سپر خواهیم کرد و برای آزادی فرزندان مان لحظه ای از تلاش دست نخواهیم کشید.
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):آتنا موسوی زاده / آتوسا مجتهدی / آتیه مرادی / آدینه طباطبایی / آذر مقامی / آرزو اسلامی / آرزو ترکتاز / آرزو عابدینی / آرزو علی مدد / آرزو مهیمنی / آزاده احمدی ابهری / آزاده بنايي / آزاده خسروشاهی / آسيه اميني / آسیه نشیبا / آفاق محدی / آفرین آذرمهر / آمنه شیر افکن / آمنه فتاحی / آوا توفیق / آویده نهاوندیان / آیدا ابوالحسنی / آذر کلانتری / آرزو عابديني / آزاد مرادیان / آزاده کریمی / آنا بیگلری / آيدا بهمنيار / آتش منفرد / آزاده آتین / آفاق گل محمدی / احترام شادفر / اختر نظم دار / اشرف خسروی / افسانه گودرزی / افسانه وفائي / افسر خدیوی / اقدس مرعشی / اميده حقيري / انوشا شهسواری / انوشه ضرغام / اکتای داراب زند / اکرم اصانلو / المیرا علی حسینی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام اصلانی / الهام رفيع زاده / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه امانی / ایراندخت فامیلی / افسانه برزویه / بنفشه حجازی / بنفشه رنجي / بنفشه پاک منش / بهار بهساز / بهار ذوالفقاری / بهار محمد قلی پور / بهاره آقا محمدي / بهاره فاميلي / بهاره ورهرامی / بهاره کاشانی / بهاره مستقیم زاده / بهاره موسوی / بهجت عبدخدایی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا جمال پور / بینا داراب زند / بهاره رهایی / بهاره ورهرامی / بهجت حسینی / بهجت میرابی / پانته آ عسكريان / پانیذ احمدزاده / پرتو ایراندوست / پرتو نوری اعلا / پرتو آقاشاهی / پرتو سیاوشی / پرستو الهیاری / پروانه باطنی / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین ضرابی / پروین محسنی / پروین نعمتی / پری صبوری / پریا نعمتی / پريسا هاشمي / پریشا تهرانی / پریسا احمدیان / پریسا بی نیاز / پریسا مرعشی / پریسا کاکائی / پریسا کریمی / پریسا نامور / پریشاد تهرانی / پریناز صمیمی / پریناز نعیمی / پگاه حمزه اي / پگاه سجادی / پوران فتحی / / پرستو سرمدی / پروین نیامیر/ پریا سبحانی / پرتو توانگر / تارا نجداحمدی / تاراسپهری فر / ترانه امین / ترانه بنی یعقوب / ترانه روستا / تینا احرامی / ثریا جهان جو / ثریا یعقوبی / ثمینا رستگاری / ثریا عزیز پناه / ثریا فلاح / ثمر صفي خاني / جلوه جواهری / جوانه جواهري / چاوری مومنی /حديث جاوداني / حوا سلیمی / حوریا صبوری / حوریا سامی/ حوریه حسین پور / خاتون دشتستانی / خدیجه مقدم / خجسته عسگری / خورشید آقابابایی / دل افروز کریمی / دریا فروهر / دل آویز جهانبانی / دلبند تبریزی / دلداده موسویان / دنا آشوری / دنیا دادگر / راحله عسگری زاده / راضیه زکی پور / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / روجا بندری / روحی افسر / روشنک قریشی / رویا پاکزاد / رویا طلوعی / راضيه رييسي / ربابه جلیل نژاد / رضا سعیدی /ريحانه ورهرامي / رامش حق پرست / رزا فرج اللهی / رسا کشاورز / روح الله نیک مهر/ روح انگیز مکارم / روژین رضایی / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار / زارا امجدیان / زهرا بهرامی / زهرا بیگدلی / زهرا جوكار / زهرا منش پور / زهرا مجتهدی / زهرا شهری / زهرا عمادپور / زهرا وطن خواه / زهرا خاورانی / زهرا کفاش زاده / زهرا صادقی / زهرا علی بازی / زهرا مالکی / زهرا هاشمی / زهرا کلانتری / زهره ارزنی / زهره اسد پور / زهره رجبی / زهره علم منش / زهره نصرالله / زهره پوستی / زهره عامری / زهره عمادی / زهره همایی فر / زیبا لاهیجی / زیبنده مهراب زاده / زینب بحرینی / زینب پیغمبرزاده / زینب مجتهد طباطبایی/ / زینب سینایی / زری سالاری / زهرا بيگلري / زهرا بيگدلي/ زهرا علی کردی / زهرا فرج زاده جلالی / زهره عراقی / ژاله سالاری / ژیلا بنی یعقوب / ژیلا کاشف / سارا اسمي زاده / سارا ایمانیان / سارا داوودیان / سارا كرمانيان / سارا لقمانی / سارا محمدی اردهالی / ساره سالاری / سپهر مساکنی / سپیده امیرکافی / سپیده یوسف زاده / ستاره سجادی / سحر ابونصر / سحر افاضلی / سحر رضا زاده / سحر سجادی / سرمه میهنی / سعيده اسلامي / سعیده سعیدی / سلاله برقانی / سميرا احمدی / سميه فريد / سرور خواجه نوری / سمیرا صدری / سمیرا کلهر / سمیه رویین تن / سهیلا شفقی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سيمين دخت فاميلي / سیما حسین زاده / سیما نجاتی / سیما هادیان فر / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دخت فامیلی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین مشتاق منش / سحر نظم دار / سرور منشی زاده / سعيده سعيدي / سهیلا انصاری / سهیلا تنباکو زاده / سهیلا قاسمی / سهیلا همت / سودابه کاظمی / سوگل رحيمي /سولماز سپهری ازاد/ سولماز فدايي / سیما همت / سارا زندی / سارا سعیدی / سبیکه خورشیدی / سپیده گیلاسیان / سجاد نیکنام / سمانه اصفهانی /سیروس شمشادی / سیمین مینایی پور / سیمین نصیری / شراگیم زند/ شعله ایرانی / شعله شاهرخی / شهرزاد هادیان / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا اعزازی / شهلا جعفریان / شهلا شرف / شهلا عبقری / شهلا لاهیجی / شهین رمضانی / شهین محمدی / شيدا اقدسي زاده / شیدان وثیقی / شیرین امیری / شیرین عبادی / شیرین کریمی / شیما فرزادمنش / شیوا پورمند / شیوا دولت آبادی / / شهین شکاری / شکوه میرزادگی / شیرین آذرخشی / شیوا مقدم / شروین پارسی / شقایق علیپور / شهلا شفیعی / شهناز بهرامی / شیدا رهنما / شیرین جهانگیرزاده / صبا کهربائیان / صبح ناز داراب زند / صديقه بحرائي / صديقه مصابي / صدیقه بیگدلی / صدیقه مقدم / صدیقه کشاورز/ صفیه شجاعی / صديقه بيگلري / صدیقه رادفر / صدیقه نصیری / صنم موسوی / طاهره رضایی / طلعت تقی نیا / طلعت مینایی پور / طیبه رحیم زاده / طراوت بهروزی نیا / عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عاطفه شفیعی / عاطفه گندم آبادی / عاطفه یوسفی / عزت گوشه گیر / عسل اخوان / عسل پیرزاده / عسل رضوي / عسل سردار / عسل مهربانی / عطیه وحیدی منش / عفت ماهباز / عالیه مطلب زاده / عاطفه پهلوان / غزال اکبری / غزال شولی زاده / غزاله عسگر زاده / غزال شولي زاده / غزل آیتی / فائزه اثنی عشری / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه حقيري / فاطمه خشرو / فاطمه دهدشتی نیا / / فاطمه حقيقت جو / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه محمدي / فاطمه مقدم / فاطمه موسوی / فتانه عباسی / فخری شادفر / فخری نامی / فربیا اسدی / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرزانه آئینی / فرزانه رسولی / فرزانه زحلی / فرزانه سید سعیدی / فرزانه طاهری / فرزوزان زندی / فرشته جودکی / فرشته داودی / فرشته مولوی / فرناز اردبیلی / فرناز فرضی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فروغ قره داغي / فريبا مجد / فریبا داودی مهاجر / فریبا شمس / فریده غائب / فریده فرحی / فریده قاسمی / فریده یزدی / فیروزه فروردین / فیروزه مهاجر / فاطمه آرام نژاد / فاطمه پارسايي /فاطمه شاه نظری / فاطمه وكيليان / فرزانه راجی / فريده درودچي / فریده صنعت گر / فریده عسگرپور / فاضله خلیلی نژاد / فاطمه استاد / فاطمه پارسايي / فاطمه نجاتی / فتانه دوکوهی نژاد / فرانک طنین / فرزانه برقعی پور / فرزانه مرادی / فروزان مطوری / فریده دلبری / فهیمه بیدخوری / فیروزه رمضان زاده / کارین دال / کتایون گودرزی / کتایون زنده دل / کتایون میرزاده / كيانا خسروي زاد / گل اندام زنده رودی / گلبر مهری / گلبرگ باشی / گلرخ کربلایی / گندم احتشام / گوهر بيات / گوهر شميراني / گيلان نصيری / گیتا احمدی / گیتا هاشمی / گیسو جهانگیری / گلرخ فرجادی / گلنوش کردستانی / ليلي مظاهري / لیلا ساکی / لیلی فرهادپور / لاله شاكري / لیلا ارشد / لیلا نظری / محبوبه بيات / محبوبه حسین زاده / محبوبه كرمي / محبوبه محبی / مرجان نمازی / مرجان بهبودی / مرسده هاشمی / مرضیه بهصومی / مرضیه سپیدبر / مريم جعفري / مريم ضيا / مريم قراخانلو / مریم افشاری / مریم بهرمانی / مریم بهرمن / مریم حسین خواه / مریم خیابانی / مریم سطوت / مریم شبانی / مریم معصوم زاده / مریم ملک / مریم مولوی / مریم نکودست / مریم کسایی / مریم یوسفی / مژگان تقی نیا / مژگان جعفریان / مژگان ملکیان / مستوره ابری زاده / معصومه قلی زاده / معصومه لقماني / ملاحت زارع پور / ملوک ملا حسینی / ملیحه رزازان / ملیحه محمدی / مونا مهرنیا / منصوره به كيش / منصوره شجاعی / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مهرانگیز کار / مهراوه فردوسی / مهرنوش امیری /مهسا جزینی / مهسا مهرداد / مهشاد شمس / مهشید راستی / مهناز جعفری / مهناز شمس / مهناز محمدی / مهين علي بابايي / مهین پوری / مهین آذرپناه / مهین خوانساری / مهیندخت پورنسب / مونا قاسمیان / مونیکا دالبی / میترا افشار / میترا ایرانی / میرا قربانی فر / / میهن امیدوار / محبوبه ضييا / محبوبه وفايي / مريم ياسميني / میرا قربانی فر / ملیحه بشنوایی / مهین اسرایی / مولود بشنوایی / ميترا خليلي / مینا صمدی / مرضیه بهارستانی / مریم پارسی / مریم محسنی / ملیحه سبطی / مهتاب غیاثی / مهرو ملالی / ميتراخليلي / میترا بهادریان / مینا صفار / نادره اشرفی / نازلی حاج محسن / نازلي فرخي / نازنین محمدنژاد / نازنین محکمی / ناهيد داداشي / ناهید توسلی / ناهید جعفری / ناهید خیرآبادی / ناهید خیرابی / ناهید میرحاج / ناهید واحدیان / ناهید کشاورز / نجمه نجدی / نجمه واحدي / ندا عبداللهی / نرگس پورحسینی / نرگس جودکی / نرگس معمار صادقی / نرگس کشتکار / نریمان رحیمی / نسرین صمدی / نسرین معارفی / نسيم خسروي / نسیم بنی کمالی / نسیم تنها / نسیم سرابندی / نسیما شریعت / نغمه زماني / نفیسه آزاد / نفیسه زارع / نگار انسان / نگار چگنی / نگار رحيمي / نگار عسگران / نگین فیروزه ای / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین نوپرست / نوشین کشاورزنیا / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر کشمیری / نینا عابدینی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان / نیکی ایرانی / نیکی ایرانی / نازلی نجاتی / نازنین محکمی / نرگس آذري / نرگس محمدي / نسرین ستوده / نسيم بهمنيان / نسیم طاری / نیلوفر بیضایی / نجوا مزدایی / نرگس سیدحسینی / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / وجیهه مقدم / وحیده مولوی / وحیده ثلاثی / ونوشه آريا / ويدا تقدسي / ویدا مینایی پور / ویدا غزل آیتی / ویدا باستانی / ویدا بیگلری / ویدا قنبر پور / ویکتوریا آزاد / هانا دارابی / هانیه سلیمی / هانیه یوسفیان / هایده تابش / هایده قهرمانی / هدا بيت مشعل / هدی توحیدی / هدی کیانی راد / هدی امینیان / هما خداوردي / هما مداح / همدم رسولی / هنگامه شهیدی / هوشمند حسن نیا / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هما عابدي / هاله سالاری / هما زردابی منش پورحیدری / یاسمن صبوری / یاسمن فرهی بزرگ / یاسمن طهوری / یاسمن تورنگ / یاسمن حاجی باشی
مردان حامی این بیانیه:آبتین بهداروند / آرسن نظریان / آرش بهمني / آرش بیژن زاده / آرش حافظی / آرمان حجتی / آرمان رادمنش / آندارانیک آندراسیان / آیدین حسن لو / آیدین فرنگی / آرش کاویانی / آیدین حسنلو / ابراهيمي مددي / ابراهیم رحمتی / ابراهیم شیزلی / ابراهیم عبدالله زاده / ابوالفضل حقيري / احسان مصلح / احمد باطبی / احمد زاهدی / احمد زیدابادی / احمد عبادی نسب / احمد فرهادی / احمد نجاتی / احمد کیهان / ارشیا نوری / اسماعيل شبان، / افرا فاميلي / افشین شمس / اكبر مهدی / الیاس خلج / امجد امجدی / امیر امیرقلی / امیر جوینده / امیر حسین امیری / امیر راعی فرد / امیر نیک پی / امیر عباس نخعی / امیر ملک نیا / امین شجاعی / امین طباطبایی / ايرج اورجی گيوی / اکبر عطری / البرز زاهدي / ایمان براتیان / ایمان پاکنهاد / ایمان ممبینی/ ارشیا نوری / ابوذر ملكي / افشیان امیرشاهی / اصلان اصلانیان / امير ميرخاني / البرزکلانتری / ایمان معمار / ابوالقاسم کیا / احسان تهامی / احمد خاندوزی / اشکان دوستی / بردیا حیدری / بلال مرادویسی / بهرام چوبین / بهرام سپاس گزار / بهرنگ محمدی / بهروز خلیق / بهروز فدائی / بهزاد توفيقيان / بهزاد مهرانی / بهزاد هوشمند / بهزاد کریمی / بهمن احمدی امویی / بهمن امینی / بهنام دارایی زاده / بهنام سپهرمند / بیژن اقدسی / بیژن پیرزاده / بیژن مشاور / بابک امیرخسروی / باربد گلشیری / بهروز اسد نژاد / بهروز طاهری / بهزاد حق پناه / بهزاد طاهري / بیژن افتخاری / بوکان آسیم / پژمان خرسند / پژمان رحیمی / پژمان موسوی / پويان چنگيزيان / پویا پویایی / پویان تحویل داری / پیام ابوطالبی / پیمان مجتهدپور / پژمان خرسند / پیمان سید حسینی / تقی رحمانی / جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر حسين زاده / جمشید قراچه داغی / جهان ولیان پور / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جعفر رسولي / جواد رحيم پور / جواد علايي / حجت شریفی / حجت مرتضوی / حجت نارنجی / حسام الدین وثوقی / حسن اسدی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن رضایی / حسن زهتاب / حسن عامري / حسن عرب زاده حجازی / حسين باستاني / حسين حقيري / حسين منتظر حقيقی، / حمید آذر / حمید بی آزار / حمید پیمانی / حمید حمیدی / حمید رضا حسینی / حمید رضا رضایی / حمید رضا رمضانی / حمید گل محمد زاده / حمید رضا امینی / حمیدرضا عسگری نژاد / حامد ايران شاهي / حامد صادقی صفت / حميدرضا ابراهيم زاده / حسن اسدی زیدآبادی / حسين لقمانيان / حسين مجاهد / حسین کلانتری / حميد هداوند / حنیف مزروعی / حامدروزی طلب / حسین کبیر / حمید سرداری / خلیل مومنی / داریوش اسفاری / داریوش مرادی / داوود رضوي / داوود نوائیان / دکتر حسام فیروزی / دانیال دادگر / داود نوروزی / داریوش معمار / رئوف طاهری / رحیم قابل نژاد / رضا بحری / رضا رحيم پور / رضا فرخزاد / رضا قاضي نوري / رضا گوهر زاد / رضا مرزبان / روح الله علي / روزبه آغاجری / روزبه درنشان / رئوف طاهري / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا چرندابی / رضا خندان / رضا سیدی پور / رضا كي پور / رامتین زارع / رامین اخلومدی / رمضان استاد / روح ا.. کلانتری / روزبه گیلاسیان / ساسان آقایی / ستار اميني / سجاد نيكنام / سراج میر دامادی / سعيد ترابيان / سهراب خوشبویی / سهیل آصفی / سيامك طاهري / سيامك فريد / سيد فريد حسين زاده / سیام نوشین مختاری / سیامک فرید / سیامک کلهر / سیاوش سعادتیان / سیدحسین میرکریمی / ساسان .م. ک.عاصی / سروش عالی / سعيد حبيبي / سید مجتبی سادات / سیروس عالی / ساسان میزبان / سروش مظفر / سعید پورحیدر / سهند عارف / شاهین زینعلی / شايا شهوق / شهاب فیضی / شهاب میرزایی / شهراد شهردنه / شهرام شیدایی / شهرام عدالتی / صادق نوابی / صادق کار/ صابر شيخ لو / عباس امیری / عبدالله اکرامیان / عسگرداوودی / علي اكبر آزاد / علي صمد / عليرضا جباري / عليرضا علي / عليرضا فخر / عليرضا كرماني / علی اصغر حقیری / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوحدی / علی اکبر آزاد / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبری / علی پور نقوی / علی رضا کرمانی / علی صادقی / علی صمد / علی عباد نسبی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی مختاری / علی مقیمی / علی ملیحی / علی نیکویی / علی هاشمی / علی کلائی / علیرضا ارشادی فر / علیرضا شعبانی شجاعی / علیرضا صفایی / عباس رهایی / عبدالحميد پراوري / علي مليحي / علی ایرانپور / علی شفقی / عمار ملكي / علی ایرانپور / علی دباغیان / علی سطوتی / علی نبوی / علی کاظمی / علی کلایی / عیسی آزاد / غلامرضا جعفری/ ف.تابان / فرامرز بهنام، / فرخ نعمت پور / فرزاد جاسمی / فرزاد عليزاده / فرزين اميري / فرشاد شعبانی / فرهاد داوودی / فرهاد كبير / فرهاد مجد فراهانی / فرهاد مرادیان / فرود سیاوش پور / فريد هاشمي / فرید دهدزی / فواد مجیدی / فريد مدرسي / فرهاد موحدنیا / فرهاد حیدری گوران / فرهاد مرادیان / كاوه رضايي كاوه كرمانشاهی / ک سلطانی / کاظم شکری / کاظم علمداری / کاظم کردوانی / کاوه داد / کاوه ستایش / کاوه مظفری / کوروش گلنام / کیانوش یاسایی / كيوان صميمي / كيوان مهرگان/ کیومرث کاویانی / گرجي مرزبان/ کیومرث سلیمانیان / لقمان قدیری / مازیار سمیعی / مجتبی رزمی / مجتبی سمیعی نژاد / مجيد تولايي / مجید عبدالرحیم پور / مجید ملکی / محسن نژاد / محسن حسن نژاد / محسن حقيري / محسن عباسپور / محسن عبداله زاده / محمد استکی / محمد آشور / محمد باقر پور / محمد بهزادي / محمد رستمی / محمد زارع / محمد زارعی / محمد زهرایی / محمد علی تارخ / محمد علی حاج هاشمی / محمد علی سبحانی / محمد علی مختاری / محمد فلاح نيا / محمد مهديان / محمد ميلاني / محمدصادقی / محمدعلی دادفر / محمدعلی سیدنژاد / محمود معتقد / محمود معلم طبرسی / مرتضی صادقی / مسعود بهنود / مسعود شوکری / مسعود طاهری / مسعود نجیمی / مسعود هاشمی / مسعود میر / مصطفي تنها / مصطفی خسروی / مظفر کوچک جلالی / منصور بوستانی / منصور بيات زاده / منصور حيات غيبي / مهداد معصومی / مهدي زارع / مهدی احمدی دیبا / مهدی افشارنیک / مهدی امین زاده / مهدی حسین زاده / مهدی زارع مهدیه / مهدی سامع / مهدی فتاپور / مهدی فخرزاده / مهران حمزه ای / مهرداد بهارآرا / مهرداد درویش پور / ميرمحمود يگانلي / مجتبي جهاني / مجتبي فتحي / مجتبی خاک پور / مجتبی رزمی / مجيد بك نظري / محمد دادفر / محمد رستمی / محمد رضايي / محمد صادقی / محمد ملكي / مرمی نیستانکی / مسعود توانگر / مهدي اسماعيلي / مهدي حبيبي / مهدي فخرزاده / مهرداد حيدري / مهرداد رهایی / مهرداد شهلایی / مازیار رایج / محسن حسینی / مرتضی توانگر / محسن کریمی / محمد بیکی / مصطفی سبطی / مهدی سیف / مهدی قائنی / نادر حاج محسن / نادر کهن / ناصر صفاریان / نوید نوری فر / نیما قاسمی / نیما مولانی / / نوید هادوی / نیما صفار / وحید انصاری / وحید رحمانیان / وهاب انصاری / وحید امین نیا / هادی فاطمی / هادی ناصری / هادی کهال زاده / هرمز کِی / هژير پلاسچي / همایون نوبرانی / یاسر بهرامی / یاشار گرمستانی / یدالله رویایی

Montag, 9. Juli 2007

اعلامیه 18 تیر از دبيرخانه حزب ملت ايران

پاينده ايران

اي آفريدگار پاك تو را پرستش
مي‌كنم و از تو ياري مي جويم

هيجده تيرماه 78 نماد مقاومت و آزاديخواهي نسل جوان
هم ميهنان!

رويداد 18 تير 1378 واكنش خود جوش فرزندان ملتي است به عملكرد آن بخشي از حاكميت كه در درازاي سالهاي پيشين تمام راههاي قانوني اظهار نظر ، گفتار و نوشتار را برملت بسته اند و فعالان سياسي را به شيوه هاي قرون وسطائي به اسارت و زندان كشانده اند و در حركتي ضد انساني با اقدام به قتلهاي زنجيره اي سياسي به كشتار فرزندان راستين ميهن دوست چون داريوش و پروانه فروهر ، مختاري ، پوينده و ... .پرداختند.
هشت سال پيش قانون گريزان در لباس "قانون" با برخورداري از كمك بخش هائي از حاكميت به خوابگاه كوي دانشگاه تهران و سپس دانشگاه تبريز يورش بردند و فاجعه آفريدند تا به باورشان هر صداي حق طلبانه را در گلو خفه نمايند .
در پي اين استراتژي ضد ملي به جوانان فرهيخته سرزمين مان ، اين پيشتازان راستين دفاع از حقوق ملت و آزادي درگاهواره اي مقدس دانش و پژوهش به گناه ظلم ستيزي و آزاديخواهي با نقشه از پيش ساخته شده يورش برده در خواب و بيداري همه كس و همه چيز را به خاك و خون كشيدند و در پايان اين يورش شبانه منجر به شهادت يك تن گرديد . شگفتا فقط يك نفر از يورش گران به اتهام دزديدن يك ماشين ريش تراشي محكوم گرديد و بس !!
هم ميهنان!
توطئه طراحي شده آن روز سناريوئي بود براي سركوب نيروهاي ملي و آزاديخواه با اين هدف كه جامعه رابه سكوت گورستاني و خفقان بكشند و فرزندان راستين ملت از جمله دانشجويان آزاده و شماري از پايوران حزب ملت ايران را به بند كشيدند و هنوز پس از گذشت 8 سال شماري از جوانان ميهن دوست از جمله احمد باطبي ، مهرداد لهراسبي و همچنين مهندس حشمت اله طبرزدي هم چنان دوران محكوميت خود را مي‌گذرانند، تا كي بايد اين بگير و بندها ادامه يابد ؟
چرا دانشجويان ، كارگران ، زنان ، فرهنگيان و بالاخره اقوام ايراني با طرح كمترين خواسته بحق سياسي و فرهنگي با فشار و تهديد و زندان روبرو شوند ؟
زنان و مردان ايران زمين !
ما بر اين باوريم پيامد حكومت تك صدائي وضعيتي است كه امروز كشورمان با آن روبرو است كه نابساماني هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي ايران را با خطر جنگ و تجزيه روبرو كرده است.
حزب ملت ايران با بزرگداشت ياد و خاطره اين روز ضمن نفي هر گونه خشونت بر ضرورت ادامه مبارزه مسالمت آميز به دور از خود محوريها و خودخواهي ها براي رسيدن به مردم سالاري ، تمام گروه هاي سياسي و مبارزان و علاقمندان به ايران را در يك جبهه همبستگي ملي فرا مي‌خواند
باشد تاريخ از نسل ما به گونه ،زنان و مرداني كه با همه توان براي نگهداشت استقلال و رسيدن به آزادي و عدالت اجتماعي از راه برقراري مردم سالاري كوشيدند ، ياد كند .

درود بر روان شهيد عزت ابراهيم نژاد و اكبر محمدي
آزاد باد دانشجويان وفعالان صنفي، سياسيون وفعالان در بند اقوام ايران زمين
برچيده باد زندان سياسي
برقرار باد همبستگي تمام نيروهاي استقلال طلب و آزاديخواه
برقرار باد مرد سالاري


دبيرخانه حزب ملت ايران
تهران – 18 تيرماه 1386 خورشيدي

تجمع بزرگ دانشجويان در مقابل دانشگاه تهران


تجمع بزرگ دانشجويان در مقابل دانشگاه تهران ، به رغم حكومت نظامي اعلام نشده

امروز در هشتمين سالگرد قيام قهرمانانه 18تير، به رغم حكومت نظامي اعلام نشده و شديدترين سركوب در تهران و شهرستانها، جمعيت كثيري از جمله بسياري از دانشجويان كه از شهرستانها به تهران آمده بودند، در مقابل دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف جمع شدند و رودر روي انبوه مأموران امنيتي، اطلاعاتي و انتظامي كه از هرتجمعي جلوگيري مي كردند، قرار گرفتند.
صبح امروز تجمع دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك تهران درمقابل در خيابان ولي عصراين دانشگاه مورد حملة وحشيانة مأموران سركوبگر قرار گرفت كه با شليك تير هوايي و دستگيري شماري از آنان همراه بود.
در يك رويارويي ديگر مأموران وحشي انتظامي تجمع صدها تن از جوانان و دانشجويان در پارك لاله را مورد حمله قرار داده و با دستگيري شماري از آنان سركوب كردند.همچنين در ساير شهرهاي ميهن نيز دانشجويان دلير با اعتراضات و تجمعهاي خود سالگرد قيام قهرمانانه 18تير را گرامي داشته و خشم و اعتراض خود را عليه سركوبي و اختناق حاكم بر دانشگاهها و ادامه اسارت دانشجويان آگاه و مبارز ابراز كردند.
براساس گزارش دريافتي از دهلران جوانان دلير اين شهر در هماهنگي با ساير شهرهاي به پا خواسته ميهن و براي همبستگي با دانشجويان در روز 18تير، اقدام به برگزاري تظاهرات و تجمعهاي اعتراضي نمودند. يكي از تجمعهاي اعتراضي در كوي موسوم به پاسداران صورت گرفت كه صدها نفر در اين محل تجمع كرده و حالي كه ساعت به ساعت بر تعداد آنها افزوده مي شود، ضمن سردادن شعارهاي ضدحكومتي با مأموران انتظامي درگير شده اند، براساس گزارش رسيده، تا لحظة ارسال اين خبر، مأموران انتظامي حاضر در محل كه توانايي كنترل و سركوب جمعيت را نداشتند، مستمرا تقاضاي نيروي اضافي مينمودند.
دانشجويان دانشگاه رازي كرمانشاه طي تجمعي از خاطره شهداي 18 تير سال 1378 تجليل كرده و حمايت خود را از دانشجويان زنداني ابراز نمودند.. مأموران سركوبگر رژيم به تجمع كنندگان يورش برده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
در شهر ري مأموران سركوبگر نيروي انتظامي در كلانتري 174 اين شهر، امروز دوشنبه در وحشت از شكلگيري اعتراضات ضدحكومتي در 18تير، بيش از 60جوان موتور سوار را دستگير و زنداني كرده اند .خانواده هاي دستگير شدگان در مقابل كلانتري تجمع اعتراضي برگزار كرده و خواهان آزادي فرزندان خود هستند.براساس گزارش دريافتي از تبريز، رژيم دروحشت از اعتراضات ضدحكومتي مردم به ويژه دانشجويان اين شهر در 18تير، يك حكومت نظامي اعلام نشده را برقرار كرده است.
رژيم سرکوبگر از روزهاي قبل اقدامات امنيتي گسترده يي را آغاز كرده بود.و امروز با بسيج مأموران امنيتي، اطلاعاتي، انتظامي و لباس شخصيهاي خود و استقرار انواع گشتهاي سركوبگر تلاش مي كرد مانع از پيوستن مردم و ساير دانشجويان به اعتراضات 18تير شود. در تهران مزدوران رژيم از همان ساعت اوليه صبح دانشجويان معترض را مورد تهاجم قرار داده و شماري از آنان را دستگير و با خود بردند. در اين يورش دانشجويان دست به مقاومت زده و بامأموران سركوبگر درگير شدند.مأموران امنيتي و لباس شخصي هنگامي كه با مقاومت دليرانه دانشجويان روبرو شدند اقدام به شليك هوايي كرده و دانشجويان معترض را به شدت مضروب ساختند.رژيم مستبد جمهوری اسلامی همچنين به منظور جلوگيري از انتشار اخبار اين حركت اعتراضي تلفنهاي موبايل را در اين مناطق بسته است..رژيم آخوندي از روزها قبل با احضار و تهديد دانشجويان فعال، با قطع كردن آب و برق خوابگاهها و با افزايش تعداد مزدوران خود در محلها و مراكز دانشجويي تلاش مي كرد مانع شكل گيري هرگونه حركت اعتراضي دانشجويان شود.مأموران اطلاعاتي و امنيتي رژيم شمار زيادي از دانشجويان را در كوي دانشگاه و خوابگاه وصال تهران محبوس كردند تا مانع پيوستن آنها به اعتراضات ضدحكومتي شوند روزنامه حكومتي اعتماد در شماره امروز خود اذعان كرد: ”تعطيلي 10 روزة كوي دانشگاه تهران در آستانة 18 تير اعتراض دانشجويان را برانگيخت».رسانه هاي خبري طي گزارشهايي از تهران ابعاد سركوبي اِعمال شده توسط رژيم آخوندي را كم سابقه توصيف كردند.

هیئت اجرایی جبهه ملی ایران تهران

هیجدهم تیرماه هفتاد و هشت
روزی که حرمت دانشگاه بار دیگر وحشیانه درهم شکسته شد
ازکودتای 28 مرداد 1332، تا به امروز بارها استقلال دانشگاه توسط صاحبان قدرت درهم شکسته شده است. ولی دراین میان، سه روز خشونت وسیاه دلی بیداد کرده است. شانزده آذر1332، سه آذر اهورایی نهضت ملی ایران بدست دژخیمان تا به دندان مسلح رژیم درمحوطه دانشکده فنی دانشگاه تهران به خاک و خون غلتیدند. دراول بهمن ماه1340، توطئه از میان برداشتن جبهه ملی ایران که زیرنظر شاه طراحی شده بود، با حمله به کلاسها، کتابخانه ها، و آزمایشگاهها بوسیله نیروهای امنیتی با ضرب وشتم صدها دانشجو واستاد تحقق یافت، به نحوی که رییس وقت دانشگاه آنرا به حمله مغول همانند کرد.
درهیجدهم تیر ماه 1378، حمله به خوابگاه دانشجویان کوی دانشگاه که به توقیف روزنامه ای معترض بودند، ماموران انتظامی و لباس شخصی های رژیم چنان براین اقامتگاه دانشجویی تاختند و ازآن ویرانه ای ساختند که یادآور فردای آزادی خرمشهر از چنگال ارتش جنایتکار بعثی بود. همه چیز آسیب دیده بود. شیشه خرده و خون و سیاهی آتش زدن های عمدی همه حا را فرا گرفته بود. فاجعه در حدی بود که هیچ هنر عکاسی و هیچ هنر گزارشگری توان به تجسم کشیدن این صحنه ها را نداشت.
درآن روزها چند صد نفر بازداشت وبه زندانهای آشکار و پنهان فرستاده شدند. ماهها بعد خبر از احکام باور نکردنی دادگاههای آنچنانی و حبسهای دراز مدت علیه جوانانی بود که برخی حتی فقط به تماشای صحنه آمده بودند. ادامه سرکوب دانشجویان وجوانان درروزهای بعد با حمله ای دیگر به خوابگاه دانشجویان دانشگاه علامه، نشان دهنده ژرفای توطئه برای سرکوب جنبش دانشجویی و نگرانی حاکمیت از پیوند دانشجویان با دیگر گروههای اجتماعی و سیاسی بود. یورش به خوابگاههای دانشجویی دلهای گروه بیشماری از مردم ایران را به درد آورد. اعتراض های گسترده دانشجویی به جهانیان اعلام کرد که بسیارند دانشجویانی که برسالت خود که دفاع از آزادی ودموکراسی است آگاهند وهمه انتقامجویی ها و اراده حاکمیت بر نقض استقلال دانشگاه و درهم کوبیدن قلب تپنده جنبش دانشجویی، نتوانسته است راه به جایی ببرد.
در دو سال اخیر که دولت نهم یک انقلاب فرهنگی دوم را پیگیری کند، فشار براستادان و دانشجویان روز به روز فزونی گرفته است. حاکمیت برای تداوم قدرت خود محدوده آزادیهای همه ملت، بویژه دانشجویان، را با اخراج از دانشگاهها، ارسال پرونده ها به کمیته های انضباطی و فرستادن صدها نفراز دانشجویان دانشگاههای ایران با اتهامات واهی به دادگاههای انقلاب، تنگ تر میکند. ولی با تمام سانسور حاکم بر رسانه های داخلی ایران، روزی نیست که خبرهای جدیدی از بگیر وببندهای دانشجویان شنیده نشود.
جبهه ملی براین باور است که قشر دانشجو از هشیارترین وآگاهترین جامعه است، و باید بتواند آزادانه و با مسالمت خواسته های صنفی و سیاسی واجتماعی خود و ملت ایران را به گوش جهانیان برساند. دانشگاه باید از استقلال کامل، همچون همه دانشگاهها ومراکز معتبر علمی جهان، برخوردار باشد. نیروهای انتظامی و یا شبه انتظامی جایی در دانشگاهها ندارند. افکار سازنده فقط درمحیط آزاد و آرام امکان رشد وشکوفایی می یابد. خوابگاهها ی دانشجویی باید فقط بوسیله نمایندگان خود دانشجویان سامان یابد. درسایه سرنیزه و چماق رشد و شکوفایی دانشگاهها مقدور نیست.
جبهه ملی ایران خواستار آزادی و بازگشت به کلاس درس همه دانشجویانی است که بمناسبت بیان عقیده درزندان هستند. نشریه های دانشجویی که بیانگر دیدگاههای آزادیخواهانه ودموکراتیک است، باید اجازه انتشار داشته باشند. ما فاجعه هیجدهم تیر 1378، را که رسوا کننده سرکوبگران بود، تجربه ای نوین و گامی بزرگ در راستای جنبش دانشجویی ایران می دانیم.
برقرار باد حاکمیت ملی در ایران.

هیئت اجرایی جبهه ملی ایران تهران- 18/4/86

Sonntag, 8. Juli 2007

دانشگاه، سنگر سترگ جنبش مردم سالارى است



بر آي اي آفتاب صبح اميد دلم را چشم روشن کن به خورشيد


Donnerstag, 5. Juli 2007

نشریه شماره 33 جبهه ملی ژوئیه سال 2007 میلادی برابر با تیر ماه سال 1386 خورشیدی


یک ملّت، یک ملیّت


یک ملّت، یک ملیّت هوشنگ کردستانی



استقرار نظام خودکامه و سرکوبگر اسلامی که سردمدارانش بنام نماینده الله بر روی زمین خود را بی نیاز از پاسخگویی به مردم می دانند، در بیست و هشت سالی که گذشت، شرایط دهشتناکی را در کشور ما پدید آورده که هیچ ایرانی از آتش خانمانسوز و ویرانگر آن برکنار نبوده است.
پی آمدها و زیانهای جانی، مالی، معنوی، اقتصادی و فرهنگی این نظام ضد انسانی و ضد ایرانی در برگیرندة همة مردم ایران بطور یکسان و بدون استثناست.
اگر چه بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی و احکام شریعت، مردم ایران- زنان، مردان و پیروان ادیان- از حقوق یکسان برخوردار نیستند ولی شک نیست که اقوام و مردمان استانها- به ویژه استانهای مرزی- مورد آزار و ستم بیشتری قرار دارند.
برای نقطه پایان گذاردن بر این شرایط دردناک و خاتمه بخشیدن به عمر استبداد مذهبی و تحقق آرمانهای تاریخی ملت ایران (آزادی و حاکمیت مردم) و پدید آوردن یک جامعه زنده، فعال و پویا تنها راه، گردآمدن ایرانیان به زیر پرچم پیکار ملی است.
طرح هر نوع شعار دیگر - از سوی هر حزب، سازمان و شخصیت سیاسی - دانسته و نادانسته، انحراف از راستای درست و خط اصلی مبارزة ملی بوده که دست کم، عامل بزرگ پراکندگی آزادیخواهان در به تأخیر انداختن زمان پیروزی است.
آنچه تاکنون، ما را از خط اصلی مبارزة ملّی در راستای رهایی ایران بازداشته:
- پرداختن به گذشته ای که قابل بازگشت نیست.
- مطرح کردن برنامه هایی که زمان طرح و اجرای آن تنها پس از پیروزی ملّی و رسیدن به آزادی و حاکمیت مردم است.
به انحراف کشاندن مسیر پیکار سرنوشت ساز ملی با مسایلی از قبیل طرح فدرالی شدن استانها و قوم ها و پافشاری روی واژه هایی که به نادرست وارد فرهنگ سیاسی ایران شده اند.
اینها موضوعاتی هستند که طرح آن ها در شرایط کنونی نه تنها کمکی به رهایی ملّی نمی کند بلکه، باعث شده تا بیست و هشت سال استبداد مذهبی بر مملکت حاکم باشد و جان، مال و هستی مردم و سرنوشت امروز و آینده کشور بازیچة امیال و خواستهای نامشروع سردمداران طمّاع و ضد ایرانی قرار گیرد.
اصرار و پافشاری بر تاریخ - بویژه معاصر- که قابل برگشت نبوده وزندگی کردن در گذشته ای که مانع بزرگ پرداختن به مسایل حیاتی امروز بوده و ما را از طرح مسایل اساسی کنون و آینده ایران بازداشته است، به دور از واقع بینی سیاسی و تجربه مبارزاتی است.
شگفتی اینجاست که افزون بر آنکه زندگی کردن در گذشته بدور از خِرَد سیاسی و بازدارندة بررسی مسائل روز است، پافشاری در تحمیل کردن نظریات و دیدگاه ها بر دیگران و اصرار بر اینکه همه باید گذشته تاریخی ایران را تنها از چشم انداز و دیدگاهی که ما به آن می نگریم بنگرند و تفسیرهای ما را بپذیرند، همان کاریست که سردمداران اسلامی کرده و می کنند.
مگر نه آنست که سردمداران اسلامی تلاش دارند تا مردم همانند آنها فکر کرده، بیان و عمل کنند.
برخی از مخالفان استبداد و خودکامگی، ضمن دفاع از اصل آزادی مردم و اعتقاد بر اینکه وجود آزادی در کشور عامل بزرگ پیشرفت، سازندگی و شکوفایی استعدادها است، آگاه یا ناآگاه خواهان آنند که دیگران همچون آنها بیندیشنند و بیان کنند.
مطرح کردن برنامه ها یا اصولی که زمان طرح و اجرای آن موکول به پس از پیروزی ملی و رسیدن به مردم سالاری است، نه تنها کمکی به تغییر دگرگونی شرایط کنونی نمی کند بلکه کمک به بقای استبداد مذهبی حاکم بر کشور است.
طرح گزینش نوع نظام آینده کشور که از حقوق مُسلّم ملت ایران است در شرایط کنونی (که ملّت ایران آزادی تصمیم گرفتن پیرامون آن را ندارد) هیچ مشکلی را حل نمی کند.
بی تردید فردای پیروزی و استقرار دولت موقت ملّی، شرایطی در کشور پدید خواهد آورد که دلایل برتری نظام های سیاسی کشور مطرح شود و مردم آگاهانه نمایندگان مجلس مؤسسان را برگزیند و سرانجام، این مجلس مؤسسان منتخب مردم است که نوع نظام آینده را تعیین و برای تصویب به همه پرسی مردم خواهد گذاشت.
همچنین است طرح مسئله نظام اقتصادی، فرهنگی، مالی، قومی و ...
در شرایطی که ملت ما نیاز به همبستگی و پیوند و یگانگی دارد و تنها نیرویی که می تواند ملت ما را از جهنمی که استبداد مذهبی به ارمغان آورده است رهایی دهد، نیروی بزرگ همبستگی ملّی است. طرح شعارهای ملت ها و ملیت ها واژه های نادرستی که پس از پیروزی حزب کمونیست در روسیه توسط مارکس گرایان وارد فرهنگ سیاسی ما شده، انحراف از راستای درست مبارزة آزادیخواهانة ملت ایران است.
در سال 1917 که در اثر انقلاب یا کودتا، حزب کمونیست در روسیه بقدرت رسید، مدت زمانی کوتاه کشورها و ملت هایی که بصورت مستعمرة روسیه تزاری درآمده بودند آزاد گردیدند. این آزادی زیاد بطول نیانجامید و خیلی زود در پی سیاست کارگزاران انقلاب هر یک از آنها دوباره بصورت ملت های دارای ملیت گوناگون وارد اتحاد شوراها شدند و جمهوری های شوروی را تشکیل دادند. با توجه به واقعیت های تاریخی، مردم این کشورها دارای ملت و ملیت های جداگانه بودند که در دوران تزارها در اثر تجاوز قشون روسیه به زور اشغال و مستعمرة آن کشور گردیده بودند.
به دنبال پیدایش و شکل گیری حرکت های مارکس گرایانه و پس از آن کمونیستی در ایران، مارکس گراها و به ویژه طرفداران روسیة شوروی، بدون توجه تفاوت های شناخته شدة تاریخی میان ایران و روسیه شوروی آن روز، واژه های ملت و ملیّت را (که از شرایط حاکم بر روسیه شوروی ناشی شده بود) به نادرست وارد فرهنگ سیاسی ایران نمودند که بیشتر نشان دهندة عدم آگاهی تاریخی- سیاسی آنان بود.
اقوام غیور و دلاور ساکن در سرزمین ایران بزرگ که در تاریخ پرنشیب و فراز خود دست در دست و به اتفاق هم تمدن کُهن و فرهنگ پربار ایرانی را پدید آورده و با وجود تمامی شکست ها و ناکامی های نظامی و محدود شدن مرزهای جغرافیایی کنونی در پایداری و ماندگاری این سرزمین باستانی فداکاریها و جانبازیها کرده اند، همواره یک ملت و دارای ملیّت «ایرانی» بوده و خواهند بود. کسانی که از سرناآگاهی و یا خوش خدمتی به بیگانه ادعا می کنند که در طول تاریخ ملتی به نام ایران وجود نداشته است از تاریخ و حتّی ادبیات غنی و جهان ما بی اطلاع هستند.
واژه های ملت و ملیّت آن هنگام می تواند مفهوم عملی پیدا کند که مردم کشورهای ساکن در فلات ایران (که در اثر تحولات و دگرگونی های سالهای اخیر بصورت کشورهای آزاد و ناوابسته در آمده اند) اتحادی اقتصادی و سیاسی - همچون کشورهای عضو اتحادیه اروپا - میان خود پدید آورند.
اگر کشورهای اروپایی با وجود فرهنگ و زبان های گوناگون و تاریخی سراسر آکنده از جنگ و خونریزی - بویژه دو جنگ خانمان برانداز اوّل و دوم جهانی - می توانند میان خود اتحادی را پدید آورند که بزرگترین قدرت اقتصادی جهانِ امروز را تشکیل دهد، چرا و به چه دلیل ما مردم سرزمین هایی که در درازای تاریخ دارای فرهنگ، آداب و رسوم، سُنّت ها و گاه زبان مشترک بوده و هستیم قادر به ایجاد چنین اتحادی نگردیم.
برای پدید آوردن چنین اتحادی از ملت ها و ملیّت های گوناگون منطقه، ضروری است که نخست مردم این کشورها به آزادی و مردمی سالاری به مفهوم واقعی دست یابند و زمامدارانی را برگزینند که در راستای منافع مشترک آنها اقدام کنند و این اتحاد را به سامان رسانند. بی تردید اتحاد سامان یافته از این ملت ها، قدرت اقتصادی و سیاسی بزرگی را بنیان خواهد گذاشت و در معادلات و داد و ستدهای سیاسی - اقتصادی قدرت های آینده جهان، نقش تعیین کننده و بسزائی خواهد داشت
.

با یاد و به یاد دکتر پرویز ورجاوند










Montag, 2. Juli 2007

جلوگیری از اعدام هشت جوان در قائم شهر

مردم اجازه ندهید

نگذارید این ۸ جوان در ملاء عام در قائم شهر به دار آویخته شوند!

جمهوری اسلامی حکومت اعدام و شکنجه و سرکوب و شلاق است. در کارنامه این رژیم اعدام بیش از صد و پنجاه هزار تن از مخالفین ٽبت شده است. هر روز ادامه این حکومت سیاه در عین حال ادامه کار یک ماشین اعدام و کشتار و آدمکشی است. نمونه های زیر گوشه ای از عملکرد روزمره این رژیم است :

رئیس دادگستری قائمشهر گفته است : "حكم اعدام هشت نفر از اراذل و اوباش و متجاوزان به عنف توسط دادگستری اين شهرستان صادر شده است." وی گفت این قربانیان "میانگین سنی ۱۸ تا ۲۵ سال دارند." قرار است این افراد را "برای عبرت در ملاء عام به دار آویخته" شوند.
مردم آزادیخواه :
نباید اجازه داد تا این جوانان به دار آویخته شوند. نباید اجازه داد تا بساط این جنایت اسلامی را در ملاء عام براه بیندازند. این ماشین اعدام و کشتار را باید متوقف کرد. اعدام جنایت است. قتل عمد است. عملی ضد انسانی و شنیع است. اعدام و قتل و جنایت دو روی سکه آدمکشی هستند. بساط اعدام و آدم کشی اسلامی را باید در هم شکست.
مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه مردم از تمامی سازمانهای آزادیخواه و برابری طلب و علیه اعدام میخواهد که علیه این جنایت رژیم اسلامی دست به اعتراض گسترده بزنند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی !
ماشین اعدام و آدم کشی اسلامی را باید درهم شکست !
مرکز پیگرد سران رزیم اسلامی به جرم جنایت علیه مردم۲۸ ژوئن ۲۰۰۷ - ۷ تیر

سازمان عفو بین الملل،

سازمان عفو بین الملل، در تازه ترین گزارش خود،ایران را به عنوان «آخرین جلاد کودکان» در جهان معرفی کرده است
سازمان عفو بين الملل، با انتشار بيانيه ای از دستگاه قضايی و مقامات سياسی ايران خواست تا با توقف سريع حکم اعدام کودکان، قانون مجازات اين کشور که حکم به اعدام کودکان بزهکارمی دهد، را اصلاح کند. اين سازمان، در تازه ترين گزارش خود با عنوان « ايران،آخرين جلاد کودکان» می گويد که در حال حاضر، دست کم ۷۱ کودک در زندان های ايران در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.

بر پايه اين گزارش، از سال ۱۹۹۰، ايران بالاترين آمار را در اعدام کودکان در جهان به خود اختصاص داده است. مالکولم اسمارت، مدير بخش خاورميانه و آفريقای شمالی اين سازمان، با اشاره به روند رو به افزايش اعدام کودکان در ايران می گويد:« ايران تنها کشوری است که در آن، کودکانی که به هنگام وقوع جرم زير ۱۸ سال داشته اند، به اعدام محکوم می شوند. زمان آن رسيده که مقامات ايران يک بار برای هميشه، به اين حکم های ننگين پايان داده و در صف ديگر کشورهای جهان، که قانون اعدام کودکانی که به هنگام وقوع جرم زير ۱۸ سال دارند را به رسميت می شناسند، قرار بگيرند.»
سازمان عفو بين الملل با اعلام فهرست نام ۷۱ نفری که در زندان های ایران درانتظار اجرای حکم هستند، می گويد که گزارش ها حاکی از آن است که تعداد کودکان محکوم به اعدام، رقمی بالاتر از آنچه اعلام شده، باشد چرا که تعداد اعدام شدگان در ايران به درستی گزارش نمی شود.
براساس اين گزارش، از ۲۴ کودکی که از سال ۱۹۹۰ اعدام شده اند، ۱۱ نفر از آنها به هنگام اجرای حکم زير ۱۸ سال بوده اند و باقی محکومين برای رسيدن به سن ۱۸ سال در زندان نگهداری می شدند و يا اينکه بعد از رسيدن به سن ۱۸ سالگی محاکمه شده و بعد اعدام شده اند.
به گفته مالکوم اسمارت، با وجودي که مقامات ايران اعدام کودکان را در اين کشور تکذيب می کنند، گزارش ها نشان می دهد که تنها امسال، دو مورد اعدام کودکان گزاش شده است.
آقای اسمارت می گويد:« محمد موسوی ۱۹ ساله که در ماه آوريل اعدام شد، در هنگام صدور حکم ۱۶ سال داشت و سعيد قنبر زاهی که روز ۲۷ ماه می به همراه شش نفر از اقليت بلوچ درزندان زاهدان دار آويخته شد، موقع اعدام، تنها ۱۷ ساله بود.»
سازمان عفو بين الملل، با ذکر هفت نمونه از اعدام کودکان در جمهوری اسلامی، به مرگ عاطفه رجبی که به جرم «اعمال منافی عفت» در آگوست ۲۰۰۴ به دار آويخته شد اشاره کرده و می نويسد که عاطفه به هنگام اجرای حکم ۱۶ سال داشت. اين در حالی است که مقامات قضايی ايران يک روز بعد از اعدام او به يکی از روزنامه های ايران گفتند که عاطفه ۲۲ ساله بوده است.
نکته برجسته در اعدام عاطفه، «سقوط دستگاه قضايی» در حمايت از حقوق کودکان از يک سو و اثبات شواهدی است که نشان می دهد در ايران کودکان حتی پيش از رسيدن به ۱۸سالگی اعدام می شوند.
اين گزارش همچنين به اعدام ۱۷ نفر ديگر که در سنين زير ۱۸ سال به اعدام محکوم شده اند اشاره می کند. اگرچه اعدام کودکان در مقايسه با ساير اعدام هايی که در ايران انجام می شود رقم بسيار پايينی دارد، سازمان عفو بين الملل می گويد که اين اعدام ها از عدم پايبندی دولت ايران به تعهدات و الزامات و مقرارت بين المللی حکايت دارد.
به گزارش سازمان عفو بين الملل، به جز ايران، تنها کشورهايی که در آنها مجازات اعدام کودکان از سال ۲۰۰۳ به ثبت رسيده، چين، سودان و پاکستان هستند. اين درحالی است که دولت های چين و پاکستان تاکيد دارند که محکومين، هنگام وقوع جرم، بالای ۱۸ سال بوده اند.
اين گزارش می افزايد که همه ساله، آمار کودکان اعدام شده در ايران، از تعداد کل اعدام شدگان در جهان بيشتر است.
درميان وحشت اعدام کودکان و مشکلات مجازات مرگ در ايران، نشانه های مثبتی نيز ديده می شود، که در اين ميان می توان به رشد غير منتظره جنبش هايی که برای لغو مجازات های مرگ کودکان فعال هستند، اشاره کرد. اين حرکت های شجاعانه، توسط مدافعان حقوق بشر و فعالان ايرانی در حال انجام است که تا به حال پيروزی های قابل توجهی هم در بر داشته است.
دراين گزارش، آقای مالکوم اسمارت، مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقا می گويد که سازمان عفو بين الملل، مخالف مجازات اعدام در سراسر جهان بوده و این اقدام برای تمامی افراد به ويژه کودکان زير سن قانونی، با توجه به طبيعت جرم و شخصيت آنها محکوم است.به گفته وی، هر اعدامی، در تقابل با شان انسانيت است، و تجاوز به حقوق بشر، از طريق شقاوت های عمدی که آنها را از حق زيست محروم کند، در تقابل با اعلاميه جهانی حقوق بشر است

Mittwoch, 27. Juni 2007

با آغاز سهميه بندی نه جیره بندی بنزین

با آغاز سهميه بندی نه جیره بندی بنزین، بنزين روی آتش خشم و نارضائی مردم
تهران پيش از نيمه شب ديشب














Mittwoch, 20. Juni 2007

چند ساعت فرصت برای اعتراض به سنگسارمکرمه و پدر فرزندش


خبر فوري: يک زن و يک مرد پنجشنبه در تاکستان قزوين سنگسار مي شوند

"خبر فوري: 5 شنبه 2007.6.21 ساعت 9 صبح روبه روي بهشت زهراي تاکستان دو نفر را سنگسار مي کنند."اين پيغامي بود که امروز بعد از ظهر از طريق موبايلهاي به موبايل بعضي از فعالان کمپين مبارزه با سنگسار رسيد. ناباوري لحظات اوليه جاي خود را به نتايج تکان دهنده تحقيقات و اخبار موثق داد. شوراي تامين استان مجوز اجراي حکم سنگسار يک زن و يک مرد را در ملاء عام صادر کرده است. قاضي شعبه يکم دادگاه جزايي تاکستان که حکم رجم را صادر کرده، خود در محل اجراي حکم حضور خواهد يافت و اولين سنگ را خواهد زد. قرار بوده اين حکم روز يکشنبه 26 خرداد اجرا شود که شوراي تامين استان اجراي آن را به 5 شنبه 31 خرداد موكول كرده است.مکرمه ابراهيمي، 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که از او يک فرزند دارد در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي برد. يک منبع مطلع با تاييد خبر اجراي حکم سنگسار در تاکستان به خبرنگار ميدان گفت: "حتي گودالي را که قرار است حکم در آن اجرا بشود در بهشت زهرا کنده اند.وي افزود: براي اين مرد و زن به دليل زناي محصنه حكم رجم صادر شده و اين حكم نه با اقرار يا شهادت بلکه بر اساس علم قاضي بوده است. اين مرد و زن فرزندي دارند كه اكنون 11 ساله است. گفته مي شود اين دو نفر که مدتي نيز با هم زندگي مي کرده اند از همان اوايل زندگي عملي خود با هم در زندان به سر مي بردند. البته روايت ها درباره زن متفاوت است. برخي مي گويند همسرش او را بيرون از خانه انداخته بوده است و زن به مدت 2 سال جدا در خانه مادرش زندگي مي كرده است. مرد و زن هر دو از ازدواج هاي قبلي خود فرزند دارند. مکرمه که مادر 3 فرزند است به شدت در زندان پريشان و بي تاب است.شنيده ها حاکي از آن است که حکم رجم پس از رد درخواست مکرمه در کميسيون عفو و بخشودگي به اصرار يکي از مقامات قضايي استان قزوين قرار است اجرا شود.در حالي است که قرار است با اعلان رسمي در محل اجراي حکم، فردا از مردم دعوت شود تا در اجراي سنگسار در تاکستان شرکت کنند، مقامات قضايي ايران اجراي هرگونه حکم سنگساري را تکذيب کرده و مي کنند.کمپين قانون بي سنگسار از همه فعالان جنبش زنان، کوشندگان حقوق بشر و زنان و مردان آزاده مي خواهد همه تلاش خود را براي جلوگيري از اجراي اين حکم انجام دهند

Samstag, 16. Juni 2007

فیلمی از مراسم خاکسپاری دکتر پرویز ورجاوند

سکوت شرم آور ما، در برابر اوج گیری زندان و شکنجه به چه معناست؟

سرکوب دانشجویان، تهدید و تعقیب روزنامه نگاران، دستگیری کارگران و معلمان معترض و بالاخره فشار علیه جنبش برابری خواهانه زنان در ماههای گذشته روز به روز ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. نیروهای امنیتی به فرمان همانهائی که فرمان قتل های زنجیره ای را صادر کرده بودند، دوباره شروع کرده اند به ربودن افرادی که به دستگاه سرکوب و فساد حاکم اعتراض می کنند و در این میان فشار بر دانشجویان معترض، ابعاد کم سابقه ای پیدا کرده است. دانشجویان دانشگاه امیر کبیر و شماری از کارگران، معلمان و زنان و مردان آزاده و مدافع حقوق بشر، شجاعانه در برابر دستگاه جبار سرکوب و ترور قد علم کرده اند و هزینه مقاومت شرافتمندانه خود را با زندان، محرومیت از تحصیل و از دست دادن شغل و غیره می پردازند. اما در این میان اپوزیسیون به چه کار مشغول است ؟ تقریبا همه گروهها و چهره های شناخته شده و کهنه کاری که خود را اپوزیسیون و مخالف استبداد معرفی می کنند ، نظاره گر منفعل این فجایع هستند. چنان که گوئی اصلا وجود ندارند. نه به اصطلاح اصلاح طلبان داخل کشور در برابر شدت گیری نقض حقوق بشر و افزایش فشار بر دانشجویان مبارز و کارگران و معلمان و روز نامه نگاران تا کنون از خود واکنشی نشان داده اند و نه صدها به اصطلاح فعال سیاسی و گروههای متعدد خارج از ایران در اعتراض به فجایعی که در کشور می گذرد، تظاهرات و حرکاتی که هزینه ای هم ندارد، سازمان داده اند! در حالی که می شود با حرکات اعتراضی علیه رفتار ضد انسانی رهبران جمهوری اسلامی افکار عمومی جهانیان را به حمایت از حقوق بشر در ایران بر انگیخت. به راستی اگر این گروه ها و افراد مخالف استبداد در خارج از ایران قادر به سازمان دهی چند اقدام و حرکت اعتراضی نیستند، بود و نبودشان چه ارزشی دارد؟ افزایش سرکوب علیه لایه های مختلف اجتماعی در ایران، نشانه انکار ناپذیر وجود مقاومت مردم و آمادگی جامعه در ایجاد یک جنبش ملی ضد استبداد ی علیه خود کامگی دینی است. در چنین شرایطی طبعاً ضرورت حمایت فعال از تلاشها و مبارزات دانشجویان ، زنان ، معلمان و کارگران کشور بیش از هر زمان احساس می شود. مقاومت و مبارزه پراکنده اما شجاعانه و پیگیر کنونی دانشجویان ، معلمان و زنان در برابر گسترش سرکوب در کشور همه ما را به مبارزه ای متّحدانه حول دفاع از دموکراسی و حقوق بشر در ایران فرا می خواند . سازماندهی حرکات اعتراض آمیز ایرانیان آزادیخواه در خارج از ایران علیه اوج گیری سرکوب، ضرورت مبرمی است که مستقیما موجب تقویت و گسترش روحیه مبارزاتی علیه استبداد و بر انگیختن حسّاسيت و حمایت بین المللی از این مبارزات خواهد بود. برعکس اگر در روزها و هفته های آینده، ایرانیان خارج از کشور نتوانند واکنشی مناسب در قبال تهاجم جدید و گسترده باند نظامی ـ امنیتی به رهبری خامنه ای علیه نهاد های مدنی ایران از خود نشان دهند، از این جریانات قطع امید می شود. پس بیائیم این سکوت و انفعال شرم آور را با برگزاری گرد همائی و تظاهرات در حمایت از مقاومت دانشجویان، معلمان وکارگران و زنان در ایران بشکنیم!

هویت من

رزمگاه پلی تکنیک

تا آزادی هشت همکلاسی خود
دانشجویان پلی تکنیک از شرکت در امتحانات خودداری می کنند
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در حمایت از هشت دانشجوی بازداشتی این دانشگاه با امضای طوماری خواستار تعویق زمان امتحانات تا آزادی این دانشجویان شدند. در این طومار که بیش از ۱۰۰۰ امضا را در پای خود دارد، خودداری از حضور در جلسه امتحانات تا آزادی همه دانشجویان در بند و لغو احکام محرومیت از تحصیل برخی دانشجویان دیگر به عنوان خواسته‌‏های اصلی مطرح شده است. ...


نمآهنگ رزمگاه پلی تکنیک از بچه های پلی تکنیک

ما در کجای این زمان ایستاده ایم

دو دختر و چهل و یک پسر

زير چوبه دار کمتر از18 سال

Donnerstag, 14. Juni 2007

درگذشت دکترپرویز ورجاوند

دکترپرویز ورجاوند، فرزند شايسته ملت ايران و از پيروان صدیق دکتر محمد مصدق و جبهه ملی ایران به ابديت پيوست

دکترپرویز ورجاوند ، فرزانه انسانی که خورشيد فروزان وجودش از سال های پيکار نهضت ملی شدن صنايع نفت ايران شکل گرفته بود تا صبحگاهشنبه 19 خرداد 1386همچنان فرا راه آزادگان و عاشقان ميهن شد.
زنده ياد دکترپرویز ورجاوند سازمان دهی مبتکر و آموزگاری خردمند برای هم رزمان و دوستان مبارز خويش بود. چه در دوران نظام خودکامه پادشاهی و چه در زمان استبداد مذهبی ، ورجاوندهيچ گاه از مبارزه برای تحقق آرمان های ملی و رهايی ميهن از استبداد و استعمار و رسيدن به آزادی و رفاه طبقات محروم ايران از پای نايستاد و نا اميد نشد.
دکتر پرویز ورجاوند در همه دوران زندگی پرافتخار خويش مدافع خستگی ناپذير منافع ملی ايران بود. او اعتماد به نفس ملی را كه در پرتو نهصت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق آموخته بود، در عمل بکار بسته و نشان داد كه ميتوان در همه زمينه ها به مبارزه با استبداد و استعمار رفت.
متاسفانه بیماری مجال خدمت بیشتر به مردم ایران را از وی گرفت و نتوانست ماموریت نا تمام خود را دردفاع از مردم و سرزمین ایران به سرانجام برساند و قلبی که مالامال از عشق به ميهن و در آرزوی همبستگی همه نيروهای ملی و ايران دوست بود ، زیرمسولیت های سنگین سیاسی و فشارهای متعدد حکام جمهوری اسلامی در به ناگاه در صبحگاه شنبه 19 خرداد 1386 از حرکت باز ايستاد..
فقدان اين چهره ملی پر تلاش، براي مجموعه نیروهای ملی و وطن دوست سخت و ناگوار است، او در كنار نهال برومند نهصت ملی، مظهر توانستن و شدن بود.
جبهه ملی ایران- اروپا با اندوهی وصف ناپذیر، ضایعه دردناک و جبران ناپذیردرگذشت دکترپرویز ورجاوند، عضو شورای مرکزی ، شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران رابه خانواده محترم ایشان ، ملت ایران ، جبهه ملی ایران و دوستان ایشان تسلیت می گوید.
روابط عمومی جبهه ملی ایران - اروپا
شنبه 19 خرداد ماه 1386

Sonntag, 3. Juni 2007

اقدام عاجل، بیانیه عفو بین الملل



بیانیه عفو بین الملل
30 ماه مه 2007


اقدام عاجل،
ایران: مجازات اعدام /شکنجه
ایران، حسین فروهیده همچنین مشهور به خطیبی و ایرج نجفی پسر عموی حسین فروهیده


گزارش شده است که حسین فروهیده یکی از مدافعان حقوق زبانی و اجتماعی آذربایجانیان ایران با خطر حتمی و قریب الوقوع اعدام روبروست. بنابه گزارش ها او شکنجه شده است. پسر عموی او ایرج نجفی در زندان انفرادی است و عفو بین الملل نگران است که او نیز ممکن است در معرض شکنجه و بدرفتاری قرار داشته باشد.
بر اساس گزارش های رسیده حسین فروهیده از اهالی شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی، توسط دادگاه انقلاب ارومیه در استان آذربایجان غربی به اعدام محکوم شده است. براساس این گزارش او مظنون به جاسوسی برای ترکیه معرفی شده بود اما اتهاماتی که بر اساس آن مجرم شناخته شده مشخص نیست. او بیش از نه ماه در یک بازداشتگاه تحت کنترل وزارت اطلاعات در شهر ارومیه به سر برده است. گفته شده است که شکنجه های فراوان جسمی آثار کبودی زیادی بر بدن او بر جای گذاشته و تعدادی از دنده های ستون فقراتش شکسته است.
در ماه مارس (اسفندماه) مقامات مسئول به مادرش که در خوی زندگی می کند گفته اند که حکم اعدام او اجرا شده است و او می تواند جسد فرزندش را از بازداشگاه تحویل بگیرد. اما وقتی او به آنجا مراجعه کرده زندانبانان گفته اند که او هنوز اعدام نشده است. مادر آقای فروهیده اخیرا دوباره به بازداشتگاه مراجعه کرده اما اجازه ملاقات با فرزندش به او داده نشده است و نگران است که او ممکن است شکنجه شده باشد.
همسر حسین فروهیده یک شهروند ترکیه است که در شرق ترکیه زندگی می کند. او بیان کرده است که حداقل از سپتامبر 2006 (شهریور 1385) نتوانسته است هیچ اطلاعی از همسر خود بدست آورد. پدر و یک برادر حسین فروهیده نیز در ترکیه زندگی می کنند.
همچنین گزارش شده ایرج ناجی پسر عموی حسین فروهیده از حدود اکتبر 2006 (مهر 1385) در سلول انفرادی در ارومیه نگهداشته شده است. گفته شده که او به اتهام برانگیختن مردم خوی برای شرکت در راهپیمایی ماه مه 2006 (خردادماه 1385) از جانب کشور ترکیه، متهم شده است. این راهپیمایی ها در مخالفت با انتشار کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران که بسیاری از آذربایجانیان آن را اهانت آمیز دانسته بودند به صورت وسیعی در مناطق سکونت آذربایجانیان برپا شد که در آن صدها و احتمالا هزاران نفر از تظاهرکنندگان دستگیر شده و نیروهای دولتی به سوی تظاهرکنندگان شلیک کردند.

اطلاعات پس زمینه
آذربایجانیان ایران به یک زبان ترکی که زبان ترکی آذربایجانی نامیده می شود سخن می گویند. بیشترشان مسلمان و شیعه هستند و بزرگترین اقلیت نژادی در ایران هستند که اعتقاد بر آن است که 25 تا 30 درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می دهند. آنها اکثرا در شمال و شمال غربی ایران ساکن هستند. آنها به عنوان شیعه به میزان سایر اقلیتهای مذهبی در معرض تبعیض قرار نداشته و در اقتصاد کشور به خوبی تلفیق شده اند اما تقاضاهای روز افزونی وجود دارد برای دست یابی به حقوق فرهنگی و زبانی شامل تحقق حق آموزش به زبان ترکی آذربایجانی که در قانون اساسی کشور نیز به رسمیت شناخته شده است. اقلیت کوچکی از ایده جدا شدن آذربایجان ایران از جمهوری اسلامی ایران و اتحاد آن با جمهوری آذربایجان دفاع می کنند. مقامات دولتی ایران به فعالیت کسانی که به ترویج هویت فرهنگی آذربایجان ایران می پردازند، همواره با سوء ظن می نگرند و اغلب آنها را به اتهامات مبهمی مانند "ترویج پان ترکیسم" متهم می کنند.
انتشار کاریکاتور در ایران منجر به شروع ناگهانی امواج تظاهرات خیابانی در شهرها و شهرکهای شمال غرب ابران پس از توقیف روزنامه ایران شد. اعتراضات که در ابتدا در مقیاس کوچک و در میان دانشجویان آذربایجان ایران در دانشگاههای شهر تبریز در استان آذربایجان شرقی و در دانشگاههای پایتخت یعنی تهران شروع شده بود، به سرعت به سایر شهرهای آذربایجان ایران سرایت کرد. تظاهرات وسیعی در شهر تبریز در روز 22 ماه مه (اول خرداد) به وقوع پیوست و در روزهای بعد تظاهراتهای دیگری در سایر شهرها برگزار شد. بیشتر این راهپیمایی ها مسالمت آمیز بود اما برخی از آنها به وارد آمدن خساراتی به ساختمانها و ماشینهای دولتی منتهی شد که در برخی مکانها این تظاهراتها با به کارگیری اسلحه های مرگبار و بازداشتهای وسیع مواجه شد. برخی منابع خبری در آذربایجان ایران حمله به اماکن دولتی را به تحریک ماموران مخفی حکومتی نسبت می دهند
.