Freitag, 20. Februar 2009

آژانس: تحقیق درباره ماهیت برنامه اتمی ایران پیشرفتی نداشته است



آژانس: تحقیق درباره ماهیت برنامه اتمی ایران پیشرفتی نداشته است
جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹

رادیو فردا:محمد البرادعى، مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد: ايران غنى سازى را متوقف نكرده و با بازرسان آژانس همكارى نمى كند.آقاى برادعى در اين گزارش كه در اختيار اعضاى شوراى حكام قرار گرفته است، مى گويد: بر خلاف تصميم شوراى امنيت (سازمان ملل) ايران فعاليت هاى مربوط به غنى سازى اورانيوم را متوقف نكرده است. با این حال وی در گزارش خود گفته است: ايران به طور قابل ملاحظه اى توسعه برنامه مناقشه برانگيز غنى سازى اورانيوم را كند كرده است.این مقام آژانس دلیلی برای آهسته شدن این روند ارائه نکرده است ولی آقای برادعی اوایل هفته جاری گفته بود که علت این مسئله، «سیاسی» است و ایران منتظر است تا نشانه های مصالحه جویانه ای از دولت جدید آمریکا دریافت کند.مدیر کل آژانس افزوده است: ايران تعداد سانتريفوژهاى فرآورى اورانيوم را ۱۳۶ دستگاه افزايش داده است كه رقم ناچيزى به حساب مى آيد.اين گزارش مى افزايد: آژانس قادر نشده است كه در جريان تحقيقات خود پيرامون اينكه آيا برنامه اتمى ايران جنبه نظامى دارد یا نه، «پيشرفت واقعى» داشته باشد.بر اساس گزارش آژانس، «ایران به بازرسان آژانس اجازه نداده است که در ماه ژانویه از تاسیسات آب سنگین اراک بازدید کنند و گنبدی بر فراز آن ساخته است که مانع عکسبرداری ماهواره ای از این تاسیسات می شود.»مدير كل آژانس مى افزايد: «متاسفانه، در نتيجه فقدان همكارى ايران در ارتباط با مسائل باقى مانده پيرامون نگرانى از جنبه هاى احتمالى نظامى برنامه اتمى ايران، آژانس قادر نشده كه در باره اين مسائل پيشرفت واقعى داشته باشد.»آژانس بين المللى انرژى اتمى كه خواستار افشاى تمام جزئيات برنامه اتمى ايران است پيشتر اعلام كرده بود: به برخى از اسناد دست يافته است كه نشان مى دهد جمهورى اسلامى مطالعاتى در زمينه استفاده از سانتريفوژهاى پيشرفته براى غنى سازى سريعتر اورانيوم، آزمايش مواد منفجره و تحقيقات بر روى موشك براى سوار كردن كلاهك هسته اى، انجام داده است.ايران اين اسناد را «جعلى و ساختگى» خوانده است و اعلام كرده كه اقدامات لازم در ارتباط با موضوع مطالعات ادعايى را انجام داده است و نيازى به همكارى بيشتر در اين زمينه نمى بيند.كشورهاى غربى ايران را متهم مى كند كه در چارچوب فعاليت هسته اى خود به دنبال توليد و ساخت سلاح اتمى است ولى تهران اين ادعا را رد مى كند و هدف از اين برنامه را توليد برق مى داند.مقام هاى جمهورى اسلامى ايران و بويژه محمود احمدى نژاد، رييس جمهورى اسلامى، بارها اعلام كرده اند كه از نظر آنها پرونده اتمى ايران بسته شده است و آژانس نيز صلح آميز بودن اين برنامه را تاييد كرده است.شوراى امنيت به دليل امتناع ايران از تعليق فعاليت هاى غنى سازى اورانيوم تا كنون سه دور تحريم هاى تسليحاتى و مالى بر شركت ها و افراد نظامى درگير در برنامه هسته اى ايران وضع كرده است.رگه هاى اورانيوم در تاسيسات سوريهگزارش روز چهارشنبه مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى هشت صفحه است كه سه صفحه آن به بازرسى از تاسيسات بمباران شده سوريه در سال ۲۰۰۷ اختصاص دارد.مدير كل آژانس مى گويد: نمونه هاى برداشت شده از تاسيساتى كه ظن آن مى رود راكتور مخفى اتمى بوده است حاوى رگه هاى اورانيوم غنى شده است.آقاى برادعى مى افزايد: سوريه به رغم درخواست هاى مكرر، به بازرسان آژانس اجازه نمى دهد كه بازديد از اين راكتور را ادامه دهند.اين راكتور كه الكباب نام دارد در سال ۲۰۰۷ از سوى اسرائيل مورد حمله هوايى قرار گرفت و ويران شد.رسانه هاى بين المللى در آن زمان اين احتمال را مطرح كردند كه سوريه با كمك كارشناسان كره شمالى در این راکتور فعاليت هاى اتمى - نظامىداشته است. کندشدن فعالیت‌های هسته‌ای ایراندویچه وله: بنا به گزارش جدید آژانس انرژی اتمی، پیشرفت برنامه‌ی اتمی ایران کند شده است. در این گزارش، از ادامه‌ی عدم همکاری لازم ایران انتقاد شده است. آژانس همچنین از وجود اورانیوم در تأسیسات هسته‌ای سوریه خبر می‌دهد. به گزارش خبرگزاری آلمان از وین، ایران اجرای برنامه‌‌ی هسته‌ای خود را کند کرده است. این موضوع براساس گزارش محرمانه‌ای مطرح شده که محمد البرادعی، رئیس آژانس انرژی اتمی، روز پنج‌شنبه (۱۹ فوریه- اول اسفند) به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرده است.بر‌اساس این گزارش که نسخه‌ای از آن نیز در اختیار خبرگزاری آلمان قرار گرفته، کارشناسان ایرانی از دسامبر سال ۲۰۰۸ تنها ۱۶۴ سانتریفوژ گازی دیگر را در مرکز غنی‌سازی نطنز، برای تولید اورانیوم غنی شده با غلظت پایین، کار گذاشته‌اند. ادامه‌ی فعالیت ایران در ساخت نیروگاه آب سنگین در اراک، یکی دیگر ازنکات مطرح در گزارش آژانس است. درگزارش آژانس همچنین گفته می‌شود که تغییر اساسی در رویکرد ایران در همکاری با آژانس پدید نیامده و ایران همچنان از همکاری‌های لازم برای روشن‌شدن ماهیت برنامه‌ی هسته‌ای‌اش خودداری می‌کند.‌تهران تاکنون با وجود فشارهای بین‌المللی به‌خاطر برنامه‌ی اتمی خود زیر فشار بوده است. سازمان ملل متحد، بیم آن دارد که ایران به‌‌شکل پنهانی در حال ساخت بمب اتمی باشد. دولت ایران این انتقادها را رد می‌کند و قصد دارد غنی‌سازی اورانیوم را ادامه دهد.در سپتامبر سال ۲۰۰۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد چهارمین قطعنامه‌ی خود را درباره‌‌ی ایران صادر کرد که دربرگیرنده‌ی تحریم جدیدی نبود و تنها از رژیم تهران خواسته بود که به‌خواسته‌های جامعه‌ی بین‌المللی عمل کند.پیش‌تر شورای امنیت سازمان ملل متحد با فشارهای آمریکا ۳ قطعنامه‌ی تحریمی علیه ایران تصویب کرده بود. دو هفته پیش از این، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرده بود که یک قدرت اتمی در منطقه است و گروه کشورهای پنج به‌علاوه‌ی آلمان باید این واقعیت را بپذیرد. آثار اورانیوم در راکتور بمباران شده‌ی سوریهطبق گزارش روز پنج‌شنبه (۱۹ فوریه- اول اسفند) آژانس انرژی اتمی، بازرسان این آژانس در بررسی‌های خود در یک تأسیسات اتمی بمباران شده‌ی سوریه توسط اسرائیل، ذرات اورانیوم کشف کرده‌اند.گذشته از این، آنها بقایای گرافیت نیز در ویرانه‌های این نیروگاه یافته‌اند که برای ساخت هسته‌ی راکتور اتمی به‌کار می‌رود. براساس گزارش‌های بازرسان این نیروگاه یک سامانه‌ی نظامی بوده است. احتمال آن که ذرات اورانیوم از بمب‌های هوا به زمین جنگده‌های اسرائیلی بوده باشد، بسیار کم است
.

اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف به دفن شهید

اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف به دفن شهید
روی عکس کلیک کنید

Mittwoch, 18. Februar 2009

پرتاب از کوه، سنگسار، اعدام

پرتاب از کوه، سنگسار، اعدام
احکام صادره در شيراز در مصاحبه با غلامحسين رئيسي ‏ - چهارشنبه 30 بهمن 1387
آسيه اميني
شيراز در چند سال گذشته يکي از شهرهايي بوده که به خاطر داشتن پرونده هاي حقوق بشري، مورد توجه رسانه ها قرار ‏گرفته است. احکامي چون پرتاب از کوه، سنگسار، اعدام نوجوانان زير 18 سال، پرونده دانشجويان و از اين قبيل. در باره ‏اين پرونده ها، پرونده با غلامحسين رئيسي، مسوول کميسيون حقوق بشر کانون وکلاي فارس گفت و گو کرده ايم. ‏
‎‎آقاي رئيسي چند پرونده در شيراز از ديد حقوق بشري، توجه زيادي را به خود جلب کرد. يکي از اين پرونده ها ‏مربوط به صدور حکم پرتاب از کوه براي يک مرد بود. کار اين پرونده به کجا رسيد؟‎‎
البته شيراز مثل خيلي از مراکز استانها و شهرهاي مهم ديگر پرونده هاي حقوق بشري داشته و دارد که مي شود گفت که در ‏حال حاضر پرونده هاي مربوط به قصاص ( اعدام ) کساني که در زمان ارتکاب جرم زير 18 ساله بوده اند، مهمترين ‏آنهاست. اما در مورد پرونده اي که از آن ياد کرديد، شعبه چهارم دادگاه کيفري استان فارس، بر اساس ماده 110 قانون ‏مجازات اسلامي حکمي صادر کرده بود مبني بر مجازات مرگ براي فردي که با اتهام لواط دستگير شده بود. شيوه اجراي ‏حکم بر اساس همان ماده قانوني در اختيار دادگاه گذاشته شده بود و دادگاه، بر اساس برخي منابع فقهي، پرتاب از کوه را ‏براي وي در نظر گرفته بود. آخرين خبر اين پرونده اين بوده که شاکي پرونده پس از باخبر شدن از چنين حکمي، با اين ‏عنوان که با رضايت خود اساس موضوع را زير سوال مي برد، اعلام کرد که موضوع شکايتش به کلي منتفي است و ‏رضايت مي دهد و درخواست مختومه کردن پرونده را مي کند. اما در چنين احکامي به جهت دارا بودن جنبه حق الهي، ‏رضايت شاکي کافي نيست، اگر چه مي تواند موجب اعاده دادرسي شود که اين اتفاق افتاده و اين حکم متوقف شده است.‏
‎‎از پرونده افسانه.ر که پيش از اين نيز خبر تاييد حکم سنگسارش در سايت روز منتشر شده بود، خبر تازه اي ‏نيست؟‎ ‎
بعد از انتشار خبر تاييد حکم سنگسار افسانه، دادستان شيراز دستور داد که اجراي حکم متوقف شود. و البته ايشان خبر ‏اجراي حکم را تکذيب کردند که خب ما هم نگفته بوديم حکم اجرا شده. بلکه گفته بوديم ديوان حکم را تاييد کرده است. البته ‏توقف اجراي حکم افسانه به نظر من دليل ديگري هم دارد. زيرا او دو حکم دارد. يکي حکم سنگسار و ديگري حکم قصاص ‏نفس (اعدام) به اتهام مباشرت در قتل همسرش. ‏
‎‎آيا اين حکم تاييد شده؟‎ ‎
بله استيذان هم گرفته و آماده اجراست. البته تلاش براي جلب رضايت خانواده مقتول ادامه دارد و کميته حمايت از حقوق ‏زنان و کودکان دادگستري استان فارس هم تلاش هايي را در اين باره انجام داده که هيچ يک فعلا به نتيجه نرسيده است.‏
‎‎در چند ماه گذشته، پرونده دانشجويان شيرازي هم يکي از مهمترين پرونده هاي خبري رسانه ها در حوزه حقوق ‏بشر بود. از اين دانشجويان چه خبر؟‎ ‎
متعاقب برگزاري مراسم بزرگداشت روز دانشجو که در شيراز روز 18 آذرماه برگزار شده بود، به خاطر انتقاد شديد ‏برخي از دانشجويان از سخنان آقاي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي در شيراز، ده نفر از دانشجويان احضار شدند ‏و اتهام اقدام عليه امنيت ملي و اهانت به مسوولان نظام، به آنها تفهيم شد. همه اين دانشجويان به جز دو نفر، تاکنون با ‏قرارهاي وثيقه و کفالت آزاد شده اند. ‏
‎‎اين دو نفر که هستند و چرا هنوز بازداشتند؟‎ ‎‏ ‏
يونس ميرحسيني و همسرش سحر يزداني. ميرحسيني آخرين دانشجوي احضار شده بود. متعاقب بازداشت موقت وي و ‏انتقالش به بازداشتگاه اداره اطلاعات، همسر وي خانم سحر يزداني براي پي گيري وضعيت شوهرش به دادسراي عمومي و ‏انقلاب مراجعه مي کند که به دليل اينکه ايشان را به درون دادسرا راه نداده بودند، اظهار ناراحتي مي کند و بعد ايشان را هم ‏اول به داخل دادسرا مي برند و بعد به اتهام توهين بازداشت مي کنند. ‏
‎‎از پرونده هاي زنان چه خبر؟ زنان محکومي که هم محکومند و هم قرباني؟‎‎‏ ‏
يکي از مهمترين پرونده هاي محکوم به قصاص در شيراز که خيلي هم تکان دهنده است، پرونده دختري است که در 15 ‏سالگي مرتکب قتل همسرش شده است. نام او زربي بي خواجه است و تابعيت افغان دارد. ‏
‎‎زير 18 سالگي مرتکب قتل شده؟! و الان حکمش در چه مرحله اي است ؟ استيذان هم دارد؟‎ ‎
بله. مراحل قضايي پرونده اش طي شده و استيذان هم دارد. پرونده الان در بخش اجراي احکام است. ‏
‎‎علت ارتکاب جرم چه بوده؟‎ ‎
ظاهرا زر بي بي با اصرار خانواده اش و به زور شوهر داده مي شود. او را از تحصيل باز مي دارند و به خانه بخت! مي ‏فرستند. در حالي که او عاشق مدرسه و درس خواندن بود. همسرش نه تنها به او اجازه ادامه تحصيل نمي دهد، بلکه به ‏شدت او را مورد آزار قرار مي داد و معمولا در خانه زنداني اش مي کرد. و بالاخره يک روز زر بي بي تصميم به قتل او ‏مي گيرد و تصميمش را هم عملي مي کند. آن هم در سن 15 سالگي. او خودش مي گويد وقتي ماموران آگاهي مرا گرفتند و ‏بردند، آن روز تازه احساس کردم آزاد شده ام! يعني ببينيد چه زندگي داشته که زنداني شدن برايش حکم آزادي داشته است.‏
‎‎وضعيت فعلي اش چطور است ؟ آيا فرزندي هم دارد؟‏‎ ‎
زر بي بي يک دختر 5 ساله دارد که تا سه سالگي با خودش در زندان بود و الان نزد خواهرش است.خانواده خودش از او ‏حمايتي نمي کنند. در زندان خياطي مي کند و هزينه هايش را تامين مي کند. ‏
‎‎آيا از پرونده هاي ديگر زير 18 ساله در شيراز هم خبر داريد؟ البته به جز رحيم احمدي کمال آبادي که "روز" ‏خبر او را به نقل از وکيلش منتشر کرده بود.‏‎ ‎
شعبه پنجم دادگاه کيفري استان فارس، اخيرا حکم قصاص امين کارانديش را که در زمان ارتکاب جرم ( قتل)، 17 ساله بود ‏صادر کرده است. يعني حکم در مرحله بدوي است. که البته من به عنوان وکيلشان برايش تجديدنظرخواهي کرده ام که ‏پرونده براي بررسي بايد به ديوان فرستاده شود. ‏
‎‎و بالاخره اينکه پرونده ابومسلم سهرابي که او نيز با اتهام قتل در زير 18 سالگي دستگير شده بود و بعد حکم ‏اعدام دريافت کرد به کجا رسيد؟‎ ‎
متاسفانه با وجود اينکه قاضي صادر کننده راي اوليه اين پرونده اعلام نمود که در صدور اين راي اشتباه کرده است، ديوان ‏عالي کشور درخواست اعاده دادرسي بنده را نپذيرفت و مراحل رسيدگي به پرونده خاتمه يافت و امکان اجراي حکم ‏قصاص (اعدام) ابومسلم که در 17 سالگي مرتکب قتل شد وجود دارد. البته تلاشهاي براي جلب رضايت از خانواده مقتول ‏انجام شده و فعلا هم از قاضي ماظر زندان درخواست شده، جلوي اجراي حکم گرفته شود و وقت مناسبي براي جلب ‏رضايت خانواده مقتول اعمال بفرمايند. ‏
‏ (سايت روز پيش از اين درباره ارتکاب جرم ابومسلم نوشته است که طبق اولين اعتراف هاي وي که تا امروز نيز آن را ‏تاييد کرده است، وي به کرات مورد تجاوز فرد مقتول قرار گرفته بود و در روز حادثه نيز براي دفاع از خود مرتکب قتل ‏شد. اما دادگاه بدوي راي به قتل به خاطر دزدي موتور مقتول داد و با وجود اينکه بعد از صدور راي، قاضي دادگاه در نامه ‏اي بصراحت عنوان کرد که مستندات موجود و زيبايي ابومسلم نشان مي دهد که احتمالا به او تجاوز شده است، با اينجال ‏سير پرونده به سمتي پيش رفت که اينک پرونده او در مرحله اجراي حکم قرار دارد

کارشناس آلمانی: این آب را به احشام هم ندهید


کارشناس آلمانی: این آب را به احشام هم ندهید

کارشناس آلمانی به مدیران شهر اهواز توصیه کرد انصاف داشته باشید و آب مصرفی این شهر را به احشام هم ندهید .
به گزارش خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران یک کارشناس آلمانی که به دعوت سازمان آب استان خوزستان برای ارزیابی و سنجش کیفیت آب شهر اهواز به این استان سفر کرده بود، مصرف آب شرب اهواز را نه فقط برای ساکنان این شهر، بلکه برای احشام هم زیانبار و خطرناک اعلام کرد.
وی اشاره کرد آلودگی آب اهواز به حدی است که مصرف گوشت حیواناتی هم که از این آب نوشیده باشند ، ممکن است خطراتی برای انسان در پی داشته باشد.
براساس این گزارش، کارشناس مذکور در مدت حضور در شهر اهواز حتا برای نظافت در دستشویی هم به جای آب لوله کشی شهر اهواز، از آب معدنی استفاده می کرد.
سطح آب زیرزمینی در جلگه خوزستان بالا بوده و به خاطر رودخانه های بزرگی مثل دز ، کرخه ، کارون و ... این جلگه یکی از پرآب ترین مناطق ایران به شمار می رود. نفوذ فاضلاب شهری به منابع تامین آب شرب اهواز ، یکی از مهم ترین عوامل آلودگی آب در این شهر به شمار می رود
.

Sonntag, 15. Februar 2009

خودسوزی جانباز جنگ در مقابل مجلس

خودسوزی جانباز جنگدر مقابل مجلس

آنکه در آتش می سوزد یک جانباز جنگ با عراق است. او دیروز در مقابل مجلس و در اعتراض به مشکلات زندگی، فقر و بی اعتنائی دولت به امور جانبازان خود را به آتش کشید. او را به بیمارستان منتقل کردند اما همه خبرگزاری های داخلی گزارش داده که احتمال زنده ماندن او بسیار کم است. او مقابل مجلس رفته بود تا با نماینده شهر خود دیدار کند که دیدار ممکن نشد و او خود را به آتش کشید. این دومین خودکشی در مقابل مجلس و با به آتش کشیدن خویش است. مورد قبلی یکی از بازماندگان زلزله طبس بود که دراعتراض به بی اعتنائی به وضع بازماندگان آن زلزله خود را در مقابل مجلس آتش زد. سرانجام صدها هزار نامه ای که در 3 سال گذشته مردم در سفرهای احمدی نژاد به او داده اند، اینگونه رقم خورده است
.

Freitag, 13. Februar 2009

گزارشی تصویری از آکسیون اعتراضی علیه جمهوری اسلامی



گزارشی تصویری از آکسیون اعتراضی علیه جمهوری اسلامی
روی عکس کلیک کنید

Donnerstag, 12. Februar 2009

جبهه ملی ایران - برابری حقوق زن و مرد را یک اصل سازش ناپذیر می داند






برابری حقوق زن و مرد را یک اصل سازش ناپذیر می داند



هم میهنان عزیز،
شکوفایی و پویایی جنبش زنان ایران برای تحقق آزادی و برابری برای بسیاری از صاحبان قدرت چنان نگران کننده شده است که بیش از پیش دادگاههای جمهوری اسلامی را برای ایجاد محیط رعب و وحشت و کاستن از روند رو به رشد جنبش بخدمت گرفته اند. فعالیت های مسالمت آمیزی مانند گردآوری امضاء سبب آزار و توهین و شلاق و زندان می شود. حد و مرز ورود ماموران امنیتی به خانه های این فعالان از بین رفته است. چنانکه در روزهای اخیر برای بازداشت سه فعال جنبش زنان از جمله خانم نفیسه آزاد ماموران امنیتی با ادعای داشتن مجوز بازرسی بطور خشونت آمیزی وسایل منزل ایشان را در هم ریختند. و نیز مورد بانو عالیه اقدام دوست که در ٢٢ خرداد ۸۵ به مناسبت شرکت در اجتماع قانونی بزرگداشت روز زن شرکت کرده و یازداشت شده بود، با رای دادگاه تجدید نظر به سه سال زندان تعزیری محکوم و به زندان اوین برده شده است. دستگیری های بی شمار زنان فعال کشور که به نابسامانی خانوادگی و آثار سوء روی کودکانشان می انجامد بصورت گسترده ادامه دارد.
نقش سازنده زنان ایران در جنبش حقوق بشری و برابری خواهی چشمگیر است، در حالی که اعلامیه جهانی حقوق بشر برابری زن و مرد را تضمین کرده، و قانون بین الملل از قوانین داخلی ما فراتر است، زنان ایران بایستی برای بنیادی ترین حقوق خود که عدم تبعیض جنسیتی است و در جمهوری اسلامی نادیده گرفته می شود، مبارزه کنند.
حاکمیت جمهوری اسلامی برابری و عدم تبعیض جنسیتی را برنمی تابد و نسبت به زنان بصورت زیردستی محدود در چارچوب خانواده سنتی می نگرد. زنان میهن ما نشان داده اند که افزون بر حفظ جایگاه ویژه خود در خانواده، دارای توانمندی های گسترده ای هستند و قادرند دوشادوش مردان و گاه فراتر از آنان در اجتماع حضور داشته باشند و سهم خود را در تلاش برای پیشرفت و سعادت ملت ایران و بنیانگذاری یک ایران آزاد و مردم سالار را به دوش کشند. زنان ایران را هرگز تهدید و زندان نتوانسته و نخواهد توانست از از اوج ایرانی بودن به سطح ارزشهای قبیله ای تاریخ گذشته پایین بکشد؛ همانگونه که در دانشگاهها دختران دانشجو با اکثریتی قاطع و کیفتی چشمگیر حاضر هستند و با همه دشواریهایی که برای ورود و ادامه تحصیل آنان ایجاد شده است با پیروزی هایشان کوته فکران را حیرت زده کرده اند.
جبهه ملی ایران، برابری حقوق زن و مرد را یک اصل سازش ناپذیر می داند، و از جنبش های برابری خواهانه و حقوق بشری زنان ایران پشتیبانی می کند. زنان نیمی از جامعه ایرانی و عهده دار رسالتی بزرگ در کنار مردان برای رسیدن به آزادیهای فردی و اجتماعی یعنی حاکمیت ملی هستند. ما خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط زنانی هستیم که بخاطر مبارزه برای حقوق بنیادین خود به عنوان عضو جامعه بشری زندانی هستند.

جبهه ملی ایران

تهران – تاریخ ٢٣ بهمن ۱٣۸۷

Dienstag, 10. Februar 2009

بیانیه سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران





به نام خداوند جان و خرد

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران
جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس بازرگان و بازداشت های خودسرانه آنجا را محکوم می کند


هم میهنان،

حاکمان تکیه زده بر اریکه قدرت، که تبلیغات غیرواقعی خود مبنی بر قدرت نمایی در عرصه بین المللی را فقط خود باور کرده اند، در عرصه داخلی چنان احساس ضعف و شکنندگی می کنند که خفقان و نقض حقوق شهروندی را بدون اندکی دغدغه و با شدت بیشتری ادامه می دهند. تازش به نهادهای مدنی، از جمله جنبش های دانشجویی، را همه روزه به بهانه های گوناگون در دستور کار خود قرار داده اند.

این همه تبلیغ و قدرت نمایی در عرصه بین المللی که خود نشانه فقدان قدرت واقعیست، نه تنها نتوانسته اندکی به اعتماد به نفس آنها بیافزاید، بلکه نگرانی از آینده چنان پریشانشان کرده که گویی رشته نگاه دارنده حاکمان جمهوری اسلامی به قدرت تنها به مویی بسته که حتی برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان، نخستین رییس دولت انقلاب هم امنیت آنها را به خطر می اندازد و نمی توانند آنرا تحمل کنند.

در تاریخ هفدهم بهمن ماه، پس از جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان در حسینیه ارشاد توسط نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، هشت نفر از شرکت کنندگان این آیین را به نام های کورش دانشیار، مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و شفیعیان، پاکرخ و خانجانی از شرکت کنندگان را بطور خشونت آمیز بازداشت و به جای نامعلومی منتقل نمودند.

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران، ضمن محکومیت جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان و بازداشت های صورت گرفته در آن، انزجار خود را از این نوع برخوردها اعلام نموده و خواستار آزادی بازداشت شدگان در این آیین و پایان دادن به رفتارهای قرون وسطایی حاکمیت در برخورد با دگراندیشان می باشد .



سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران
٢۱ بهمن ماه ۱٣۸۷ خورشیدی

Samstag, 7. Februar 2009

گزارش روز اول تحصن در اعتراض به موج جدید تخریب خاوران


کمیته جوانان ایرانی در اروپا
گزارش روز اول تحصن در اعتراض به موج جدید تخریب خاوران
شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷ فوريه ۲۰۰۹

صبح پیش از ساعت ۹ در محل حاضر بودیم و هم‏زمان با ما پلیس هم رسید. از ابتدای حضور ما شاهد کارشکنی‏های پلیس بودیم که اجازه نمی‏داد در محلی که می‏خواستیم مستقر شویم. بعد از رایزنی رفقای ما با پلیس و خانه‏ی رسانه‏ها قرار شد که در محل کم‏خطرتری برای خانه‏ی رسانه‏ها تحصن را آغاز کنیم. ظاهرا پلیس اعتقاد داشت حضور ما در کنار دیوار خانه‏ی رسانه‏ها امنیت این مکان را به خطر می‏اندازد. دو نفر از رفقا به خانه‏ی رسانه‏ها رفتند و به تمام رسانه‏ها از طریق صندوق‏پستی که هر روز صبح بازدید می‏شود، برنامه را اعلام کردند. در آنجا نیز کارشکنی آشکار مامور پذیرش ما را آزار داد. در این میان با آمدن رفقای دیگر ساکن برلین و دیگر شهرهای آلمان کار برافراشتن پلاکاردها و آماده کردن فضای اطراف تخصن در حال انجام بود. ساعت حدود ۱۱ بود که با خواندن فراخوان کمیته‏ی جوانان ایرانی در اروپا تحصن آغاز شد. پس از خوانده شدن فراخوان به زبان‏های آلمانی و فارسی، یکی از رفقای SAV (آلترناتیو سوسیالیستی گه یک بلوک چپ بین‏المللی است) پیام همبستگی با تحصن و مبارزات مردم ایران را برای حاضران خواند. پس از آن بود که سرودهای بین‏المللی و فارسی توسط رفقای حاضر در محل به صورت جمعی اجرا شد. پس از آن تعدادی از رفقای کمیته‏ی جوانان ایرانی در اروپا و نیز برخی از حاضران به شعرخوانی و بیان روایت‏های شخصی‏شان از فجایع دهه‏ی شصت و کشتار مخالفان حکومت ایران پرداختند.در طول برنامه صدای سرود هم‏چنان به گوش می‏رسید و فراخوان به زبان آلمانی در میان افرادی که از محل گذر می‏کردند، پخش می‏شد. حضور فعالان سیاسی نسل قبل در کنار جوانان برگزار کننده و یاری‏های بی‏دریغ آنها برای فراهم کردن امکانات لازم موجب دلگرمی ما شده بود. در این مراسم هم‏چنین پیام مادر لطفی، از مادران خاوران خوانده شد و نیز یکی از رفقایی که همسرش را در کشتارهای دهه‏ی شصت از دست داده بود، به وسیله‏ی تلفن با شرکت‏کننده‏گان در تحصن سخن گفت.رفته رفته حضور جوانان ایرانی مقیم آلمان نیز که از شهرهای مختلف و خود برلین به تحصن پیوسته بودند چشمگیرتر شده بود. رفقای SAV برای شب‏مانی ما در فضای باز آتش فراهم کردند و تا ساعت‏های پایانی شب در کنار ما بودند. در این روز رویترز و شبکه‎ی سوم تلویزیون آلمان و هم‏چنین تعدادی از رسانه‏های فارسی‏زبان از جریان تحصن گزارش تهیه کردند. اکنون به رغم شدت یافتن سرمای هوا تحصن هم‏چنان در فضای باز ادامه دارد و بر اساس فراخوان کمیته تا فرداشب ادامه خواهد داشت.جمعه ششم فوریه دوهزار و نهکمیته جوانان ایرانی در اروپا


نتیجه سفر احمدی نژاد به کرمانشاه

یک ملت از حکومت ایران ناراضی است و شکایت دارد
مدیرکل ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات استانداری کرمانشاه اعلام کرد: در جریان دور دوم سفر رییس جمهور و هیات دولت به استان کرمانشاه 250 هزار نامه به وزن حدود 2000 کیلوگرم از سوی مردم استان تحویل مراکز جمع آوری نامه‌های ریاست جمهوری شد. تعداد نامه‌های دور اول سفر رئیس جمهور به استان کرمانشاه 231 هزار نامه بود.
تا سال 1385 جمعیت استان کرمانشاه مطابق آمار رسمی کشور 1902760 نفر بوده است. بموجب این آمار، حتی اگر جمعیت هر خانوار را زن و شوهر و دو فرزند تصور کنیم، با توجه به شمار نامه های دریافتی دور دوم سفر رئیس جمهور که بیشتر از دور اول شده، هر خانواده یک نامه – که در حقیقت شکایت است و درخواست نه نامه فدایت شوم- نوشته اند. و اگر شمار اعضای خانواده را بالای 4 نفر فرض کنیم که معمولا نیز چنین است، حتی هر خانواده دو تا سه نامه شکایت و درخواست نوشته اند و داده اند دست رئیس جمهور. از سفر او تا سفر دوم نیز نه تنها فرجی برای مردم حاصل نشده که شمار شکایت ها و نارضائی ها بیشتر هم شده است. نتایج این سفرها که احمد جنتی و رهبر هر بار آن را اقدام انقلابی و راهگشای دولت اعلام کرده اند، چنین است که رسما اعلام شده است. وضع در دیگر نقاط کشور نیز اگر بدتر از کرمانشاه نباشد بهتر نیست. معنای این آمار این نیست که "یک ملت از حکومت شکایت دارد"؟

مرکل: آلمان آماده تحریم شدیدتر ایران است


مرکل: آلمان آماده تحریم شدیدتر ایران است

۱۳۸۷/۱۱/۱۹ آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز شنبه در کنفرانس امنيتی مونيخ اعلام کرد که اگر پيشرفتی در مذاکرات با ايران در مورد برنامه هسته ای اين کشور حاصل نشود، آلمان آماده به اجرا گذاشتن تحريم های شديدتر عليه تهران است.خانم مرکل افزود ما خواستار راه حلی ديپلماتيک برای بحران هسته ای ايران هستيم.وی افزود من فکر می کنم که سياست دولت جديد آمريکا در قبال برنامه هسته ای ايران در ماه های آينده برای ما مشخص می شود.باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، گفته است واشينگتن آمادگی دارد تا برای رفع نگرانی ها درباره برنامه هسته ای ايران با تهران وارد مذاکره شود.فرانک والتر اشتاين ماير، وزير امور خارجه آلمان، پيشتر در افتتاحيه چهل و پنجمين کنفرانس امنيتی مونيخ، با اشاره به خواست دولت جديد آمريکا برای مذاکره با تهران ،خطاب به رهبران ايران گفت:«از همه کسانی که در تهران مسئول هستند، می خواهم: از اين فرصت استفاده کنند.» کنفرانس امنيتی مونيخ در روزهای ۶ تا ۸ فوريه (۱۸ تا ۲۰ بهمن ماه) در شهر مونيخ آلمان برگزار می شود
باراک اوباما گفته است که آمريکا می خواهد به سخنان ديگران گوش دهد و اين نشانه ای مثبت است.»علی لاریجانیدر همين حال آقای لاريجانی روز جمعه در مونيخ ضمن انتقاد از حمايت آمريکا از سياست های اسرائيل اعلام کرد که تصميم ايالات متحده برای اعزام فرستاده ويژه به خاورميانه امری مثبت است.وی افزود: « باراک اوباما گفته است که آمريکا می خواهد به سخنان ديگران گوش دهد و اين نشانه ای مثبت است.»وی همچنين در مورد سياست های واشينگتن در خاورميانه گفت: «دولتمردان تازه آمريکا بايد اذعان کنند که سياست های گذشته اشتباه بوده است.»به گزارش خبرگزاری نيمه رسمی ايسنا رئيس مجلس شورای اسلامی گفت: «يکی از مشاوران رييس جمهور آمريکا مطرح کرده که مقصود ما از مذاکره با ايران مذاکره واقعی نيست، بلکه می خواهيم از اين طريق با کشورهای اروپا عليه ايران نزديکی بيشتر پيدا کنيم. اين مسائل سوء تفاهم ايجاد می کند.» وي همچنين در مورد برنامه هسته ای ايران گفت : «اينکه ما نظامات آژانس را برای کنترل توليدات خود داشته باشيم را صد در صد قبول داريم. کل کارخانه غني سازی ما زير کنترل آژانس کار ميکند. الان نيز ناظران آژانس بازرسی مي کنند ولی رفتاری که با ما در شورای امنيت انجام شده کار غلطی بوده است.»سخنان وی در حالی بیان می شود که آقای البرادعی چند ماه پیش اعلام کرد که وی نمی تواند تضمین بدهد که ایران در پی ساخت بمب اتمی نیست.آمريکا و بسياری از کشورهای جهان ايران را متهم به ساخت بمب اتمی می کنند ولی تهران همواره اين اتهامات را رد کرده و هدف برنامه هسته ای خود را صلح آميز می داند
.

Donnerstag, 5. Februar 2009

وضو گرفتن شرط خوب شدن خمیر پیتزا!!

وضو گرفتن شرط خوب شدن خمیر پیتزا

ما شرمگینیم! یک و نیم قرن سرکوب و سکوت کافی ست!

نامۀ سرگشاده گروهی از دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان،روزنامه نگاران و فعالان ایرانی در سراسر جهان، به جامعه بهایی:
ما شرمگینیم!یک و نیم قرن سرکوب و سکوت کافی ست
سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۳ فوريه ۲۰۰۹
به نام نيکی و زيبايی، به نام انسان و به نام آزادی به عنوان انسان ايرانی، از آنچه طی يک و نيم قرن گذشته در ايران، در حق شما بهاييان روا شده است، ما شرمگينيمما بر اين باوريم که هر ايرانی بايد بتواند "بی هيچگونه تمايزی، بويژه از حيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، دين، عقيده سياسی يا هر عقيده ديگر،" و همچنين منشاء قومی يا "اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر از تمام حقوق و همه آزادی های ذکر شده" در منشور جهانی حقوق بشر بهره مند شود، اما بهاييان ايران از اولين روزهای ظهور آيين بهائيت، تا به امروزبه خاطر باورهای دينی خود از بسياری از حقوق انسانی محروم بوده اند. بنا به شواهد و مستندات تاريخی، ازابتدای شکل گيری آئين بابی و سپس بهائی در ايران، هزاران تن، تنها به دليل اين باورهای دينی خود، به تيغ تعصب و خرافه به قتل رسيده اند. تنها در نخستين دهه ميلاد اين آيين، نزديک به بيست هزار تن از وابستگان آن در شهرهای مختلف ايران به قتل رسيدند. ما شرمگينيم از اينکه در آن دوران صدايی در مخالفت با اين کشتار بربرمنشانه ثبت نشده است وما شرمگينيم از اينکه تا به امروز نيز صداها در محکوميت اين جنايت هولناک جسته و گريخته و نارسا بوده است.ما شرمگينيم از اينکه علاوه بر سرکوب شديد نخستين دهه های حضور بهاييان، در صد سال گذشته نيز، اين گروه از هموطنان ما مورد حمله های ادواری قرار گرفته، منازل و محل کار آنها به آتش کشيده و تخريب شده و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز شده اما جامعه روشنفکری ايران در مقابل اين فاجعه خاموش مانده است.ما شرمگينيم از اينکه طی سی سال گذشته قتل بهاييان، تنها به جرم باورهای دينی شان شکل قانونی به خود گرفته و بيش از دويست بهايی به قتل رسيده اند و ما شرمگينيم از اينکه گروهی از روشنفکران فشار عليه بهاييان را تئوريزه کرده اند.ما شرمگينيم از سکوت خود در مقابل اينکه بسياری از سالمندان بهايی پس از ده ها سال خدمت به ايران، از دريافت حقوق بازنشستگی محروم هستند. ما شرمگينيم از خاموشی خود در مقابل اينکه هزاران جوان بهايی، به دليل باورهای دينی خود و صداقت در بيان اين اعتقادات، از امکان تحصيل در دانشگاه ها و مدارس آموزش عالی ايران محروم هستند.ما شرمگينيم از سکوت خود در مقابل اينکه کودکان بهايی به دليل باورهای دينی والدين خود، در مدارس و معابر مورد تحقير قرار می گيرند. ما شرمگينيم از خاموشی خود در مقابل اين واقعيت دردناک که در ميهن ما فشار و تحقير عليه بهاييان به طور سيستماتيک اعمال می شود، تعدادی فقط به خاطر اين باور دينی در زندان به سر می برند و خانه ها و محل کار آنها مورد حمله و تخريب قرارمی گيرد و گاه حتی آرامگاه های مردگان اين گروه از هموطنان ما از تعرض به دور نمی ماند. ما شرمگينيم از سکوت خود در برابر سياهه طولانی، اندوه بار و دهشتناکِ حق کشی های نهادينه شده در قوانين کشور ما عليه بهاييان، و بی عدالتی ها و فشارهای دستگاه های رسمی و غيررسمی در مورد اين گروه از هموطنانما شرمگينيم به دليل اعمال جنايت ها و بی عدالتی ها و ما شرمگينيم به دليل سکوت خود در برابر اين اعمال. ما امضا کنندگان اين نوشته، از شما بهاييان، بويژه از قربانيان جنايت ها عليه بهاييان ايران، پوزش می خواهيم. ما بيش از اين دربرابر بی عدالتی در مورد شما سکوت نمی کنيم.ما در راه رسيدن به حقوق انسانی تصريح شده در منشور جهانی حقوق بشر در کنار شما می ايستيم. باشد تا عشق و آگاهی را جايگزين نفرت و جهل کنيم.پانزده بهمن ۱۳۸۷ – سوم فوريه ۲۰۰۹ 1. ابراهيمی هادی – سردبير شهرگان – کانادا، ونکور2. احمدی رامين – استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر– آمريکا، يل3. الماسی نسرين – مدير تحريريه شهروند - کانادا – تورنتو4. باقرپور خسرو – شاعر و روزنامه نگار – آلمان5. برادران منيره – نويسنده و فعال حقوق بشر – آلمان6. برومند رويا – مدير اجرايی بنياد برومند – آمريکا، واشنگتن7. برومند لادن – پژوهشگر، بنياد برومند- آمريکا، واشنگتن8. بيضايی نيلوفر – نمايشنامه نويس وکارگردان تئاتر – آلمان، فرانکفورت9. پارسا سهيل – کارگردان تئاتر – کانادا، تورنتو10. تقی پور معصومه – بازيگر و کارگردان تئاتر – سوئد، گوته بورگ 11. تهوری محمد – روزنامه نگار – آمريکا، ماساچوست12. جاويد جهانشاه – ناشر – ايرانيان دات کام – مکزيک 13. جلالی چيمه محمد (م سحر) – شاعر – فرانسه، پاريس14. جنتی عطايی بهی - بازيگر، نويسنده و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاريس15. چوبينه بهرام - نويسنده و پژوهشگر – آلمان، کلن16. خرسندی هادی – طنز پرداز – انگلستان، لندن17. دانشور حميد – بازيگر و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاريس18. درويش پور مهرداد – استاد دانشگاه – سوئد، استکهلم19. زاهدی ميترا – کارگردان تئاتر – آلمان، برلين20. زرهی حسن – سردبير شهروند – کانادا، تورنتو21. سهيمی محمد – استاد دانشگاه – آمريکا، کاليفرنيا 22. شفيق شهلا – نويسنده و پژوهشگر – فرانسه، پاريس23. شميرانی خسرو – روزنامه نگار – کانادا، مونترال24. شيدا بهروز – منتقد و پژوهشگر ادبی - سوئد، استکهلم25. عبدالعليان مرتضی – عضو هثئت مديره سی.جی.اف.ای – کانادا، اکويل26. عبقری سياوش – استاد دانشگاه – ايالات متحده، آتلانتا27. عبقری شهلا – استاد دانشگاه – ايالات متحده، آتلانتا28. فانی يزدی رضا – تحليلگر سياسی - آمريکا29. فرهودی ويدا – شاعر و مترجم – فرانسه، پاريس30. فروهر پرستو – هنرمند و فعال حقوق بشر – آلمان، فرانکفورت31. قائمی هادی – هماهنگ کننده کمپين بين اللملی حقوق بشر در ايران - آمريکا32. قهرمان ساسان – نويسنده و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو33. قهرمان ساقی – شاعر و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو34. کاخساز ناصر - پژوهشگر و تحليلگر سياسی – آلمان، بوخوم35. کسرايی فرهنگ – نويسنده و بازيگر تئاتر – آلمان، ويسبادن36. کلباسی شيما – شاعر – آمريکا، واشنگتن37. ماهباز عفت – فعال حقوق زن و روزنامه نگار – انگليس، لندن38. مساعد ژيلا – شاعر و نويسنده – سوئد، گوتبورگ39. مشکين قلم شاهرخ – هنرپيشه و رقصنده – فرانسه، پاريس40. مصلی نژاد عزت – نويسنده و فعال حقوق بشر- کانون کانادايی قربانيان شکنجه – کانادا، تورنتو41. ملکوتی سيروس – نوازنده، آهنگساز و استاد گيتار کلاسيک – انگلستان، لندن42. وحدتی سهيلا – فعال حقوق بشر – آمريکا، کاليفرنيادانشگاهيان، نويسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و تلاشگران ايرانی حقوق بشر که مايل هستند به جمع امضا کنندگان بپيوندند، می توانند با ای ميل های زير تماس بگيريد. ده روز پس از اولين انتشار، در روز سيزدهم فوريه ۲۰۰۹ اين نامه با ليست کامل امضا کنندگان منتشر خواهد شد.

Mittwoch, 4. Februar 2009

Dienstag, 3. Februar 2009

گزیده مهمترین رویدادهای سیاسی اجتماعی هفته


نامه ای از فرزاد کمانگر


از رنجی که می بریم"
پرده اول : کشورهای اروپائی گاه گاه ، دستخوش نا آرامی ها و اعتراضات گسترده ای میشوند که میتواند برای ما جای تامل و تجربه بسیار باشد ،
مانند ناآرامی هایی که در فرانسه رخ داد، برخورد خشن نیروهای وابسته به دولت برآمده از رای مردم (پلیس) با یک جوان مهاجر حاشیه نشین پاریس فرصتی برای بازگشایی عقده سندیکاهای کارگری و آحاد مردمی فراهم آورد که شاهد پایمال شدن ایده ال های اجتماعی و سیاسی خود توسط نهادهای زیرمجموعه دولت بودند. اعتراضات و ناآرامی سراسری کشور را فرا گرفت و تا مدتها ادامه یافت یا در یونان قتل یک جوان توسط پلیس با چنان حجم عظیم اعتراضات مردمی مواجه شد که دولت را تا آستانه سقوط پیش برد و یونان را عملا فلج کرد . وجه مشترک هر دو حادثه ، خودسری و قانون شکنی نیروی تحت اختیار دولت با فردی از جامعه بوده است. جامعه ای که از آنچنان استانداردهای بالایی در زمینه قانون اساسی و نهادهای غیردولتی و قوانین حفظ حقوق شهروندی بهره مند است که کوچکترین کج روی از هنجارها و ظوابط مذکور را بر نمی تابد و آحاد جامعه را یکپارچه در مقابل متجاوز به حقوق مردم بسیج کرده و تا تنبیه خاطی و اجرای خواست مردم حق اعتراض را برای جامعه محفوظ می داند.
پرده دوم : در ایران : اصل 22 قانون اساسی : حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن و شغل شخص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
در آموزه های اسلامی نیز ، حفظ جان ، مال ، ناموس و آبروی کسی که شهادتین را بر زبان جاری کرده بر جامعه و حکومت است و متجاوز به آن به قصاص محکوم میگردد.
پرده سوم : وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران ، دوره اصلاحات در زمستان 1377 ، طی اعلامیه ای اعلام کرد که تعدادی از نیروهای خودسر آن وزارتخانه مبادرت به قتل شهروندانی کردند که با روشهای غیر خشن اعتراض خود را به شرایط حاکم بر جامعه اعلام کرده اند. قتل هایی که تحت عنوان خودکشی ، سکته قلبی ، قتل توسط سارقان منزل ، ایست قلبی هنگام ورزش ، خفت گیری توسط زورگیران! توجیح میشدند. خشونت غیرمنطقی ، تعصب کور و جاهلانه ، برخوردهای شدید با شهروندانی که باور کرده بودند در جامعه ای زندگی میکنند که در آن قانون حاکم است و نیز دلخوش به قانون اساسی خود بودند که تک تک شهروندان را تحت حمایت کافی نهادهای حکومتی قرار داده است.
پیگیری های متعاقب وقایع مذکور که توسط ارکان گوناگون حکومت صورت گرفت ، نوید آن را میداد که سرانجام نیروهای خودسر و محفل نشین قانون شکن ، رخت بر بسته اند و جامعه از وجودشان پاک شده و رئیس جمهور وقت اعلام کرد که دولت با از بین بردن غده ای چرکین درون خود راه را بر خودسری بسته است.
پرده چهارم : کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد ، 26/10/87: در ایران آزادی تقریباً مطلق وجود دارد.
اما هدف از بیان این مقدمه نگاهی گذرا به اعتراضات مردمی و مدنی و یا یادآوری قتل های زنجیره ای در ایران و برخورد با آن و گفته های هر دو رئیس جمهور نه به منظور مقایسه با همدیگر و یا با اروپائیان بوده بلکه هدف یادآوری جایگاه شهروندان در قانون و تعالیم اسلامی و حرمت جان انسانها می باشد تا با این مقدمه خوانشی هر چند کوتاه داشته باشیم از نحوه مرگ "ابراهیم لطف الهی" در اولین سالمرگ این زنده یاد. هر چند وزارت اطلاعات هنوز سرانجام پرونده و مسئله قتل یا خودکشی ایشان را تائید یا تکذیب ننموده است.
تحقیقات و قضاوت را بعهده وزارت اطلاعات بعنوان زیر مجموعه دولت عدالت محور! و قوه قضائیه میگذاریم ، اما روشن شدن واقعیت این پرونده می تواند نقطه پایانی بر چنین مرگها و خشونتهای اعمال شده در بازداتشگاهها باشد که متاسفانه تازگی ها نیز رسانه ها خبر از مرگ هاشم رمضانی در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتشر نمودند ، گویا هر دم از این باغ بری می رسد ، تازه تر از تازه تری می رسد.
حال بررسی موضوع ابراهیم لطف الهی ،
جمشيدي، سخنگوي قوه قضاييه، در خصوص مرگ مشکوک ابراهيم لطف اللهي در زندان سنندج اظهار داشت: بر اساس گزارشي که از اداره‌ي اطلاعات سنندج و دادگستري آن‌جا ارائه شده وقتي به سلول اين فرد مراجعه مي‌کنند مشخص مي‌شود که وي خود را حلق‌آويز کرده که بلافاصله جسد متوفي به پزشکي قانوني منتقل مي‌شود.
صالح نيکبخت وکیل خانواده لطف الهی نیز عنوان داشت: تا کنون حتي دادسراي عمومي و انقلاب سنندج با بهانه اينکه مي‌خواهيم پرونده را مطالعه بکنيم يا اينکه آن چه ما مي‌گوييم ببينيم شما قيد مي‌کنيد يا نه، از تحقيقات خودداري کرده‌اند.
اگر ما این فرض خودکشی را بخواهیم به اجبار یا برای مصلحت قبول کنیم فوراً این سئوالات برای ما پیش می آید که :
یک : آیا دانشجوی تحت مظان اتهام در طی مدت کوتاه بازداشت آنچنان ارشاد شده و تمامی گناهان گذشته دور و نزدیک خود را به یاد آورده که از فرط شرم و ندامت ترجیح داده که داوطلبانه از خدمت دنیا مرخص شده و بیش از این بار سنگین گناه را به دوش نکشد؟
دو : آیا فشار بازجویی آنقدر شدید بوده که نامبرده برای خلاصی از آن مرگ را به تحمل بازجویی ترجیح داده است؟
سه : اساساً یک دانشجو چه اطلاعات طبقه بندی شده سطح بالایی برخوردار بوده که برای جلوگیری از افشای آن اسرار خودکشی کرده است؟
چهار : کسی که خودکشی کرده قاعدتاً اثر طناب بر روی گردنش به جا می ماند ، چه لزومی دارد که بصورت ناگهانی و غیرمعمول بدون تحویل جنازه به خانواده و انجام مراسم خاکسپاری ، بصورت شبانه و تحت کنترل نیروهای امنیتی و انتظامی زنده یاد لطف الهی زیر خروارها بتون دفن گردد ، آیا چنین تعجیل و پنهان کاری ، طبیعی است؟
پنج : آیا باز هم مسئله برخورد سر با جسم سخت (و نه جسم سخت با سر) مطرح خواهد شد ؟ که انسان را به یاد مثل معروف مرغ و تخم مرغ خواهد انداخت.
بیایید قضیه را کمی دقیقتر بنگریم و شما بر اساس "گردش کار"² پیش رو قضاوت کنید:
گزارش پیش رو حاصل مشاهدات بیش از چهار ماه بازداشت و تحمل شدیدترین فشارهای بر روی اینجانب در بازداشتگاههای کرمانشاه و سنندج می باشد.
1- بازداشتگاه سنندج که تقریباً مدت دو سال و نیم است بازسازی و تعمیرات اساسی در آن انجام گرفته پنجره های کوچک آن در سومین متری از زمین قرار گرفته و به هیچ وجه دسترسی به آن امکان پذیر نمی باشد
2- در بدو ورود کلیه وسایل شخصی که متهم بتواند با آن آسیبی به خود برساند ، از قبیل کمربند ، ساعت ، عینک از او گرفته می شود و با یک زیر پیراهن و زیر شلواری به سلول فرستاده میشود.
3- در سلول تنها دو یا سه پتوی کهنه ارتشی وجود دارد که کناره پارچه ای آن را کنده اند و اگر کسی بخواهد پتو را پاره کند و به صورت طناب یا نوار درآورد ، غیر ممکن است چون تار و پود آن از هم گسسته میشود .
4- لوله های پلاستیکی حمام درون سلول که بنا به گفته مسئولان ابراهیم لطف الهی با آنها خودکشی نموده تحمل نگهداری یک تکه لباس خیس و یا دو کلیو وزنه را ندارد.
5- اینجانب مدت دو ماهی را که در بازداشتگاه سنندج بودم حتی یکبار هم بازجویی نشدم ، اما بارها به وسیله نگهبانان و رئیس بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حتی بیهوش شدم، نگهبانانی که مسئول حفظ جان متهم هستند! . حال قضاوت با شما که متهمی که بازجویی هم بشود باید چه مصیبتهایی را تحمل کند.
6- بازداشتگاههای شهرستانهای دورافتاده از تهران مانند سنندج و کرمانشاه و... ، خارج از نظارت و دید قوه قضائیه ، تحت مقررات و قوانین مصوب خاصی اداره می شود و مانند بازداشتگاههای تهران زیر ذره بین نهادهای حقوق بشری و رسانه ها قرار ندارد. و این فقدان نظارت دست برخی ها را برای اعمال سلایق شخصی و قانون شکنی و غرض ورزی باز میگذارد.
7- متاسفانه بازجوها و مامورین بازداشتگاههای مناطق کردنشین ، عمداً یا سهواً از بین بازجوهای چند شهر بخصوص ..و... انتخاب میشوند که به دلایل عدیده ای که در مطلب بعدی توضیح خواهم داد بیشتر به دنبال انتقام و زهره چشم گرفتن و اثبات ابراز وجود خود و نفی دیگری می باشند و به خاطر عقده های سرکوب شده و انکار شده شخصیتی، اعمال خشونت را تا سر حد ممکن در دستور کار خود قرار داده اند.
8- اگر خودکشی در بازداشتگاه سنندج در حد یک هزارم درصد آن هم با روشی که برای ابراهیم لطف الهی گفته اند امکان داشت ، بی گمان من برای رسوا کردن شکنجه گران انجام میدادم. حال قضاوت با شما ، ابراهیم خودکشی کرده است یا نه ؟
متاسفانه مظلومیت ابراهیم لطف الهی تنها در دستان پینه بسته او و زندگی کارگری اش برای تامین مخارج دانشگاه و یا در نحوه تدفین او نبوده . بلکه پیگیری کمرنگ نهادهای حقوق بشری داخلی و خارجی و نهادهای دانشجویی و وکیل ایشان بر مظلومیت او دو چندان افزوده است. به همین دلیل ابراهیم لطف الهی سمبل مظلومیت زندانیان سیاسی و قربانیان خشونت و شکنجه و قانون شکنی است که نباید فراموش شود.
سالها بی توجهی و نارسائی مناطق مرزی و حاشیه ای و امنیتی کردن مسائل قومیتها و حقوق شهروندی ، از سویی سبب نابرابریهای سیاسی و اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی گشته و از سویی دیگر راه را برای اعمال خشونت و قانون شکنی در بازداشتگاه و جامعه باز گذاشته است و هر بار با بهره گرفتن از لولوی خیالی تجزیه طلبی از هرگونه اعتراض مدنی و همدردی آحاد جامعه جلوگیری میکند ، متاسفانه اتهام واهی و رنگ و رو رفته تجزیی طلبی امروزه دست آویزی برای صدور احکام سنگین و مبتذلانه برخی ها گشته است. غافل از اینکه خشونت و اعدام هیچگاه نقطه پایانی بر هیچ آغازی نبوده و نخواهد بود.
امید که در سایه قانون و پیگیری نهادهای مدنی به زودی با روشن شدن وضعیت پرونده زنده یاد لطف الهی، پایانی بر خودسری و قانون شکنی ها باشیم . هر چند میدانم گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.
فرزاد کمانگر
بند بیماران عفونی – زندان رجایی شهر کرج
10/11/87

1-تقدیم به جواد علیزاده، هموطنی که در اولین سالگرد ابراهیم لطف الهی بعلت شرکت در مراسم وی و همدردی با خانواده آن زنده یاد هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به سر می برد.
2-گردش کار : گزارشی است که توسط بازجوهای وزارت اطلاعات تهیه میشود و مبنای صدور حکم قضائی است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

دیوانعالی رژیم حکم در آوردن چشمان مردی را تائید کرد

دیوانعالی رژیم حکم در آوردن چشمان مردی را تائید کرد

سایت ايران اکونوميست: حکم قصاص چشمان خواستگاری که صورت یک دختر را با اسید سوزاند امروز در دیوان عالی کشور تائید شد. متهم مجید نام دارد. در نشست رسیدگی به این پرونده که ششم آذر 1387 به ریاست قاضی «نورا... عزیز محمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد، «مجید» به پرداخت «دیه» و قصاص هر دو چشم (کور شدن) محکوم شد و امروز این رای به تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور رسید
.

بازسازی غزه؛ نیمی از مردم ایران زیرخط فقر


بازسازی غزه؛ نیمی از مردم ایران زیرخط فقر

سایت فرارو: وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت نهم با مبنا قرار دادن درآمد روزی یک دلار می گوید که در سال 86، 49 هزار نفر زیر خط فقر شدید قرار داشتند اما آمارهای دیگر تعداد فقرا را نزدیک به 15 میلیون نفر می دانند.
در عین حال برخی كارشناسان معتقدند كه تعداد 14 تا 15 میلیون نفر فقیر اعلام شده توسط علی عسگری معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهور، شامل تعداد افرادی است كه زیر خط فقر خشن هستند و تعداد فقرا حدود 50 درصد جامعه است و 70 درصد جامعه با 40 درصد امكانات و درآمد كشور زندگی می كنند و این شكاف شدید طبقاتی و توزیع درآمد نامناسب باعث شده كه افراد فقیر افزایش یابند و طبقه متوسط كوچك شود و گروهی كوچك با درآمد بالا و امكانات زیاد و اكثریت با درآمد كم و فقر زندگی كنند.
عملکرد ضعیف اقتصادی دولت منجر به تورم بیش از اندازه در کشور و سوق یافتن تعداد کثیری از جمعیت کشور به زیر خط فقر شده است و اظهار نظر عجیب وزیر رفاه محمود احمدی نژاد نشان می دهد گویا دولت قصد دارد با تغییر دادن مبنای تعیین خط فقر، بر روی کاغذ میزان فقرا را کاهش دهد.
برخلاف وزیر رفاه که درآمد ماهانه نزدیک به سی هزار تومان را ملاک فقیر بودن در نظر می گیرد اما کارشناسان خط فقر مطلق كشوری در سال 83 را 238 هزار تومان، سال84 ، 276 هزار تومان، سال85، 325 هزار تومان و در سال 86 نیز 400 هزار تومان می دانند.
بر این اساس خط فقر مطلق استان تهران نیز در سال 83 ، 400 هزار تومان، سال84 ، 480 هزار تومان ، سال85 ، 560 هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان می دانند که این رقم برای شهر تهران در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است. این ارقام بیانگر رشد سالانه 18 درصدی خط فقر در كشور است.آماری که در مورد میزان خط فقر و تعداد افراد فقیر در کشور مطرح می شود بسیار متفاوت با چیزی است که وزیر رفاه و تامین اجتماعی به عنوان مسئول بررسی و اعلام میزان فقرا مطرح می کند.
عبدالرضا مصری در حالی مبنای خویش برای تعیین خط فقر را درآمد یک دلار در روز می داند که کارشناسان این امر را نادرست می دانند. با توجه به برخی خبرهای دیگر نیز می توان فهمید که تعداد فقرا در کشور بسیار بیش از آن چیزی است که مطرح می شود.
مدیركل دفتر برنامه‌ریزی‌ و فناوری اطلاعات كمیته امداد در گفتگو با ایسنا اعلام كرد: «سالانه حدود 200 هزار خانوار در حالی به دلیل هزینه‌های كمرشكن درمان، مسكن و یا ودیعه مسكن به سمت كمیته امداد سوق می‌یابند كه امكان تحت پوشش قرار دادن تمامی این مراجعان وجود ندارد و پشت نوبت می‌مانند.»
وی همچنین به جمعیت 5/4 میلیون نفری (8/1 میلیون خانوار) تحت پوشش این نهاد حمایتی اشاره كرد و گفت: «حدود 65 درصد از جمعیت تحت پوشش را زنان سرپرست خانوار، حدود 30 درصد دیگر تحت پوششی‌ها سالمندان و ازكار افتادگان و مابقی را نیز خانواده‌های زندانیان و غیره تشكیل می‌دهند.»
اظهار نظر این عضو کمیته امداد نشان می دهد رقمی که وزیر رفاه برای تعداد فقرا در کشور مطرح می کند کاملا غیر واقعی است. بنا بر گفته حسین هوشیاری فقط 5/4 ملیون نفر به عنوان فقیر تحت پوشش کمیته امداد می باشند و سالانه نیز نزدیک به یک ملیون نفر درخواست عضویت در این نهاد را دارند
.

کانون صنفی معلمان ايران



کانون صنفی معلمان ايران
دوشنبه ۵ اسفند، روز اعتصاب عمومی معلمان
سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۳ فوريه ۲۰۰۹

عکس از : www.kosoof.comتجمع معلمين در مقابل ساختمان مجلس
فرهنگيان گرامی، ياران ارجمند سالهاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعيضها به حداقل رسيده و مشکلات معيشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد. گزارشی مختصر از وعده های تحقق نيافته در سالهای اخير: در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگيان، حداد عادل رئيس مجلس هفتم در سال ۸۳، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت!! البته در مهلت مذکور هيچ اتفاقی رخ نداد. وی همچنين تاکيد کرده بود با هر مسئولی که از مصوبات مجلس درباره فرهنگيان تبعيت نکند برخورد جدی خواهيم کرد! پس از دو سال تعلل از اين وعده، درسال ۸۵ زمانی که مجلس هفتم مراحل نهايی تصويب لايحه را ميگذراند، اين بار نامه معاون اول رئيس جمهور برای استرداد آن منتشر گرديد که موجب واکنش به موقع معلمان ايران شد و با حضور جمعيتهای فرهنگی در مقابل مجلس که بعضاً تعداد آنها حدود ۳۰ هزار نفر تخمين زده ميشد دولت ناچار شد درخواست خود را پس بگيرد. درآخرين روزهای اسفند ماه سال ۸۵ در حالی که مسئولان اعلام می کردند: „ نيازی به برگزاری اين تجمعات نيست. لايحه ی مديريت بزودی اجرا خواهد شد. تمام مطالبات معلمان پرداخت می شود و… „ بر خلاف وعده های داده شده نظام هماهنگ پرداخت ازرديف بودجه ۸۶ حذف و مدرسه ها ومجلس برای جلوگيری از ادامه اعتراضات معلمان تعطيل شدند!! در سال ۸۶ عليرغم دستگيری ها و برخورد با فرهنگيان به ناچار در اثر پافشاری های مستمر معلمان اين قانون توسط مجلس شورای اسلامی تصويب شد. بنابراين پرداخت ها بايد از زمان تصويب قانون بر اساس نظام هماهنگ صورت می گرفت. اين بار تدوين آئين نامه ها به عنوان عامل بعدی عدم اجرای قانون مطرح گرديد.آئين نامه بايد ظرف شش ماه تدوين می شد که اين وعده نيز عملی نشد. مسئولين سال ۸۶ را هم با وعده های ديگری به سال ۸۷ پيوند زدند و البته قانون باز هم اجرا نشد! اين در حالی بود که نفت به بالاترين قيمت خود رسيد و درآمدهای سرشاری نصيب کشور گرديد ولی فرهنگيان حتی از دريافت به موقع حقوق اندک حق التدريس خود نيز محروم بودند. تعدادی از فعالان صنفی که درآستانه روز جهانی معلم سال جاری برای حضور در شورای هماهنگی و ملاقات با نمايندگان مجلس برای پيگيری اجرای قانون به تهران آمده بودند به شکلی غير قانونی در مترودستگير شدند! در ملاقات اين فعالان با نمايندگان پس از دستگيری در مجلس صراحتا اعلام شد: ۱۵ آذر سال ۸۷ آخرين فرصت قانونی دولت برای تنظيم آئيننامههای مربوط و اجرای قانون مديريت خدمات کشوری است. لازم به توضيح نيست که مهلت قانونی دولت به پايان رسيد وباز هم آنچنان که انتظارآن می رفت از اجرای قانون خبری نشد. سال ۸۷ رو به اتمام است و صحبت از برقراری نظام هماهنگ درسال ۸۸ به ميان آمده وباز هم وعده هايی ديگر! در اين بين لايحه حذف يارانه ها به معنای افزايش قيمت ها ست و عملا قانون خدمات کشوری رابی اثر می کند. تاخير در اجرای قانون که از سال ۸۵ تاکنون به صورت پی در پی صورت گرفته است اعتماد جامعه ی معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهای جديد به طور کامل از بين برده است. حال فرهنگيان می پرسند: چه کسی پاسخگو ی معلمانی است که حداقل درطول اين ۳ سال با حقوقی ناچيز زندگی سختی را گذرانده اند؟ مشکل اصلی کجاست که پس ازگذشت سی سال از انقلاب اسلامی، هنوزهم حقوق معلمان را به درستی پرداخت نمی کنند؟ آيا زمان آن فرا نرسيده است که معلمان کشور که ازقشر تحصيل کرده و ازافراد موفق دروادی علم و دانشند از زندگی زير خط فقر خارج شوند يا باز هم بايددر اثر فشار مسائل اقتصادی به اموری خارج ازشان وتخصص خود بپردازند؟ آيا زمان آن فرا نرسيده که مسئولين ازبازی با قانون دست برداشته و به وعده های خود عمل کنند؟ با توجه به نرخ تورم ما به التفاوت بين حقوق قانونی فرهنگيان و آنچه در طی سالهای اخير به شکل غير قانونی دريافت نموده اند چگونه به آنان بازگردانده می شود؟ آيا با سابقه ی وعده های قبلی در فضای ابهام آلود موجودو گفته های ضد و نقيض در مورد قانون خدمات وماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی، اميد به وعده ی اجرای نظام هماهنگ خوش باوری نيست؟ همکاران گرانقدر دولت مدعی قانونگرايی تاکنون معلمان زيادی را به اتهام تخلف از قانون و به بهانه تجمع غيرقانونی به انحاء مختلف مورد لطف قرار داده است!!! شخص رئيس جمهور بر اساس اصول ۱۱۳ و ۱۲۱ و ۱۲۲ قانون اساسی به عنوان عاليترين مقام اجرايی و مسئول اجرای قوانين سوگند ياد کرده است. بر اساس ماده ۲ قانون مدنی ميبايست ۱۵ روز پس از تصويب قوانين،آنها را در سراسر کشور به اجرا درآورد، اماعملاً از اجرای اين قانون برای شاغلين خودداری نمود ه و به بهانه های مختلف مانع از اجرای آن گرديده است و با وجود نامه ها و شکوائيه هايی که توسط معلمان بويژه کانونهای صنفی برای شخص رئيس جمهور، رياست محترم مجلس، رياست محترم قوه قضائيه، رياست محترم سازمان بازرسی کل کشور، رياست محترم کميسيون اصل ۹۰ و ديگر نهادهای ذيربط ارسال شده است نه تنها کوچکترين واکنشی از سوی مقامات مذکور مشاهده نشده بلکه تلاش نمايندگان کانونهای صنفی سراسر کشور برای ديدار با نمايندگان خود در خانه ملت نيز با واکنش نيروهای امنيتی مواجه گرديد و حاصلی جز دستگيری و بازداشت نمايندگان معلمان نداشته است. لذا به استناد مواد ۵۷۰ و ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی و اصل ۴۰ قانون اساسی و اصول و قواعد فقهی و حقوقی از جمله „حرمت حالِ مسلم“ و قاعده فقهی „ضمان يد“ شخص رياست جمهوری در اين زمينه متهم به تخلف و سرپيچی از اجرای قانون مصوب مجلس محسوب ميشود چرا که به واسطه سليقه شخصی ايشان در ممانعت از اجرای قانون در زمان مقرر، ستم بزرگی متوجه جامعه کارمندی به ويژه معلمان ايران گرديده است. با اين اوصاف و از آنجا که بر اساس ماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی که يک فوريت آن در مجلس شورای اسلامی به تصويب رسيده است بيم آن ميرود که با تصويب نهايی اين طرح، اجرای قانون مديريت خدمات کشوری به حالت تعليق درآيدلذا کانون صنفی معلمان ايران در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگيان تصميمات زير را برای وادار کردن دولت به اجرای قانون مصوب اتخاذ و از همکاران فرهنگی و مديران محترم و معلمان دلسوز ميخواهد يک بار ديگر با اتحاد و همدلی خويش حقوق حقّه خود را که همانا اجرای قانون مصوب مجلس است از دولت مطالبه نمايند. همکاران از ياد نبرند که اجرای قانون همترازی، طرح ارتقای شغلی، افزايش حق التدريس همکاران و بسياری از دستاوردهای ديگری که فرهنگيان شاهد به وقوع پيوستن آن بوده اند جز در سايه همدلی، اتحاد و همراهی حاصل نشده است. ۱- شنبه ۳/۱۲/۸۷ ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگهای تفريح را مغتنم شمرده و با روشهای مختلف همکاران فرهنگی را در جريان برنامههای روزهای يکشنبه و دوشنبه ۴و ۵ اسفندماه قرار دهند. ۲- روزيکشنبه ۴/۱۲/۸۷ تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مديران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاسها، دلايل عدم تدريس خود را به اطلاع دانشآموزان و خانوادهی آنان خواهند رساند. ۳- روز دوشنبه ۵/۱۲/۸۷ به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگيان در اين روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد. از نمايندگان محترم معلمان توقع داريم ضمن ياری همکاران خود در اجرای هر چه بهتر مفاد اين بيانيه متن امضاء شده بيانيه حاضرتوسط همکاران را برای مسئولان رده های مختلف نظام ارسال نمايند. لازم به ذکر است چنانچه تا تاريخ ۳۰/۱۱/۸۷ شخص رئيس جمهور يا معاون اول وی به صورت رسمی و شفاف تصميم دولت را برای اجرای بی کم و کاست و به موقع اين قانون در رسانههای جمعی خصوصاً صدا و سيما اعلام نمايند، کانون صنفی معلمان ايران لغو برنامههای فوق را رسماً و از همان طريق به اطلاع همکاران فرهنگی خواهد رساند در غير اين صورت برنامههای آتی در بيانيههای بعدی به اطلاع همکاران خواهد رسيد. بديهی است توقف يا تشديد برنامه های اعتراضی فوق به عکس العمل مسئولان محترم وابسته است و اميدواريم دلسوزان نظام مانع از برخوردهای امنيتی با حرکت صنفی معلمان شده و اجازه ندهند با برخی تصميمات نسنجيده بر شکاف بين فرهنگيان و مسئولان بيش از گذشته دامن زده شود.. در خاتمه از همکاران محترم فرهنگی نيز خواسته می شود برای رفع نگرانی خانوادههای محترم دانشآموزان و جلوگيری از وقفه آموزشی، در اولين فرصت ممکن ساعت های تعطيل شده کلاس درس را جبران نمايند. با سپاس

بازداشت فعالان حقوق زن



بازداشت فعالان حقوق زن در حالی که برای تغيير قوانين تبعيض آميزامضا جمع آوری می کردند
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران خواستار آزادی فوری و بدون قيد وشرط نفيسه آزاد شد.
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۲ فوريه ۲۰۰۹

ب۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۷ – کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران اعلام کرد که سه نفر از اعضای جنبش حقوق برابر در ايران؛ کمپين يک ميليون امضا برای تغيير، در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۸۷ بازداشت شدند و يکی از آنها به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی با تبليغ عليه دولت" همچنان در بازداشت بسر می برد.نفيسه آزاد، بيگرد ابراهيمی و يکی ديگر از اعضای کمپين يک مييون امضا برای برابری در روز يازدهم بهمن ماه ۱۳۸۷ در کوههای توچال در شمال تهران در حاليکه برای تغيير قوانين تبعيض آميز در حال جمع آوری امضا بودند، بازداشت شدند.همان روز آنها به بازداشگاه وزرا منتقل شدند و نفيسه آزاد همچنان در بازداشت بسر می برد.هادی قائمی؛ سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: "تقريبا سه سال است که اعضای کمپين يک ميليون امضا برای برابری بخاطر فعاليتهای مسالمت آميزشان بطور مستمر بازداشت و محاکمه می شوند." قائمی اضافه کرد:"طرح اتهام اقدام عليه امنيت ملی برای کسانی که بطور قانونمند و مسالمت آميز در حال جمع آوری امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز هستند اين موضوع را القا می کند که گويا مقامات ايران فکر می کنند که امنيت ملی در سايه تبعيض امکان پذير است." قائمی در مورد اين بازداشتها تاکيد کرد:"چنين بازداشتهايی فقط منجر به تضعيف موقعيت ايران در سطح بين المللی می شوند، اين بازداشتها خودشان نقض قوانين کشوری و الزامات بين المللی ايران در حوزه حقوق بشر است."به گزارش وب سايت تغيير برای برابری سه عضو کمپين يک ميليون امضا برای برابری در روز ۱۲ بهمن ماه در بازداشتگاه وزرا مورد بازجويی قرار گرفتند و سپس آنها را به دادگاه انقلاب بردند. قاضی سبحانی دستور بازداشت موقت نفيسه آزاد را تمديد کرد و بيگرد ابراهيمی با قرار کفالت آزاد شد. نفيسه آزاد مجددا در معاونت امنيت دادگاه انقلاب در روز ۱۳ بهمن ماه محاکمه می شود. اما به گفته همسرنفيسه، دادگاه او امروز تشکيل نشد و امروز هم او را در بازداشت نگه می دارند هر چند معلوم نيست که دليل آن ادامه تحقيقات است يا عدم حضور قاضی. http://www.we-change.org/spip.php?article3564 , http://www.we-change.org/spip.php?article3572کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران از مقامات ايرانی خواست که قوانين ملی و بين المللی حقوق بشر را رعايت کند، نفيسه آزاد را فورا و بدون هيچ قيد و شرطی آزاد کند، و به آزار و اذيت و محاکمه فعالان حقوق زن پايان دهد
.

Sonntag, 25. Januar 2009

اعدام 30 نفر ظرف پنج روز در ایران


اعدام 30 نفر ظرف پنج روز در ایران

جمهوری اسلامی ظرف پنج روز گذشته دست کم 30 نفر را در شهرهای مختلف ایران اعدام کرده است.
آخرین مورد از موج جدید اعدامها در ایران در شهرستان بجنورد در خراسان شمالی به اجرا گذاشته شد که طی آن شش نفر بدار آویخته شدند.دادستان رژیم در بجنورد گفته است "با تقويت روحيه ديني و دروني ساختن تعاليم اسلامي در جامعه مي توان گام‌هاي موثري در پيشگيري از وقوع جرايم برداشت."
در روزهای اخیر همچنین 11 نفر در زندان اوین تهران، 2 نفر در اصفهان، 2 نفر در کرج و 9 تن دیگر در یزد اعدام شدند.
دادستان رژیم در یزد گفته است "اعدام شدگان به انحای مختلف موجبات اخلال در نظم عمومی را فراهم نموده بودند كه با قاطعیت دستگاه قضایی و دست توانای قانون به دار مجازات آویخته شدند."
دستگاه قضايی رژیم در تهران همچنین حکم اعدام جوانی 20 ساله به نام میلاد را صادر کرده است.
همچنین حکم اعدام یک زن در خراسان شمالی صادر شده است.
این زن بگون بخت می گوید به دفاع از خود پرداخته اما دادگاه او را به اعدام محكوم کرده است

Mittwoch, 21. Januar 2009

سخنان باراک اوباما در مراسم تحليف


تجمع بسیجی ها در دانشگاه تهران

بدون شرح


طی 24 ساعت گذشته 19 نفر در ایران اعدام شدند


طی 24 ساعت گذشته 19 نفر در ایران اعدام شدند
رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی طی 24 ساعت گذشته دست کم 19 نفر را در شهرهای اصفهان، یزد و تهران و کرج بدار آویخته است.روز گذشته دو نفر در اصفهان، شش نفر در یزد و یک نفر نیز در زندان قزل حصار کرج اعدام شدند.اسامی دو زندانی اعدام شده در اصفهان رضا محمدی 25 ساله و جان محمد محمدی 40 ساله اعلام شده است.همچنین سحرگاه امروز 10 نفر در زندان مخوف اوین در تهران حلق آویز شدند.جمهوری اسلامی طی سال گذشته میلادی (2008) نیز دست کم 370 نفر را اعدام کرد که البته این آمار تنها مواردی را شامل می شود که اخبار آن در رسانه های حکومتی درج شده و مسلما شمار واقعی اعدامها بیش از اینها است.فعالان حقوق بشر می گویند زمان آن فرار رسیده که پرونده سیاه رژیم اسلامی در زمینه نقض حقوق بشر به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود

سی سال گذشت؛ مستضعفین هنوز چشم به راه لقمه ‌ای نان


سی سال گذشت؛ مستضعفین هنوز چشم به راه لقمه ‌ای نان
سایت حکومتی فردا: برخلاف آنچه وزیر رفاه ادعا کرده طی سه تا چهار سال اخیر تعداد فقرای ایرانی افزایش یافته و اقدامات عاجل برای رفع فقر و کاهش تعداد گرسنگان هنوز یکی از ضرورت های مبرم جامعه ایران باید محسوب شود.یک پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به نرخ تورم 25 درصدی و افزایش قیمت ها می نویسد: با چنین تصویری از عملکرد اقتصادی دولت این ادعای وزیر رفاه که تعداد افراد زیرخط فقر شدید با تعریف درآمد معادل یک دلار در روز، کاهش یافته و به حدود 49 هزار نفر در شهرها و 130 هزار نفر در روستاها رسیده را باید در ردیف دستاوردهای نوین اقتصادی قرار داد زیرا معنای این ادعا این است که اولاً فقرای ایرانی در این شتاب فزاینده رشد قیمت ها توانسته اند از زیرخط فقر رها شوند و گرسنه نمانند.مدنی می افزاید: این درحالی است که براساس گزارش اخیر سازمان بهشت زهرا طی 21 ماه، 48 نفر در تهران در اثر سوءتغذیه و گرسنگی فوت کرده اند. ثانیاً در حالی که قیمت مواد غذایی (براساس گزارش های رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی) در طول یک سال اخیر دائماً افزایش داشته، سفره فقرای ایرانی غنی تر شده و آنها توانسته اند به رغم کاهش ارزش پول شان، سفره ای با کالری بیشتر تدارک ببینند.این پژوهشگر مسائل اجتماعی با بیان این مقدمات می نویسد: گفته شده تورم، موجب گسترش و تعمیق نابرابری ها، فساد مالی، تضعیف بخش های مولد اقتصاد ملی و گسترش فعالیت های واسطه ای می شود. گذشته از مسائل اقتصادی برای تورم، آثار اخلاقی ویژه ای مطرح شده که یکی از آنها نادیده گرفتن و پایمال کردن حقوق فقراست.معیار قرار دادن درآمد حداقل یک دلار در روز برای هر فرد به ادعای وزیر رفاه نه با قانون اساسی و نه شاخص های علمی فقر و نابرابری همخوانی ندارد زیرا با احتساب دریافت حداقل دو هزار کالری در روز برای هر فرد، مطابق گزارش بانک مرکزی، دهک اول و بخشی از دهک دوم جامعه چنین درآمدی ندارند.مدنی در یادداشت خود که در روزنامه سرمایه منتشر شده می افزاید: از این گذشته با در نظر گرفتن خط فقر معادل 2179 کالری در سال 1385 هر فرد شهری برای تامین مایحتاج خود نیاز به حداقل 56 هزار تومان در ماه داشته است که با در نظر گرفتن نرخ تورم طی سال های 86 و 87، این رقم به بیش از 90 هزار تومان برای هر فرد افزایش می یابد. بنابراین برخلاف آنچه وزیر رفاه ادعا کرده طی سه تا چهار سال اخیر تعداد فقرای ایرانی افزایش یافته و اقدامات عاجل برای رفع فقر و کاهش تعداد گرسنگان هنوز یکی از ضرورت های مبرم جامعه ایران باید محسوب شود

معلمان زیر سایه تهدید اعدام قرار دارند

معلمان زیر سایه تهدید اعدام قرار دارند
سایت روز: با آشکار شدن ابعاد تازه اي از بحران سوء مديريت و کسر بوجه در وزارت آموزش و پرورش، اين بحران ابعاد فراگير و گسترده اي به خود گرفته است، تا جايي که روز گذشته سخنگوي کانون صنفي معلمان اعلام کرد که 400 هزار معلم حق التدريس در 5 ماه گذشته حقوق نگرفته اند.به گفته محمود بهشتي لنگرودي: "معلمان حق التدريس و معلماني که به صورت اضافه‌‏کاري در مدارس فعاليت مي‌‏کنند در پنج ماه گذشته حقوق نگرفته‌‏اند و اين در حالي است که چرخ زندگي برخي از آنها تنها از اين راه مي‌‏چرخد."عليرضا علي احمدي وزير آموزش و پرورش، در واکنش به عدم پرداخت حقوق 400 هزار معلم در 5 ماه گذشته، روز سه شنبه به خبرگزاري دولتي برنا گفت: "رييس جمهور از بنده خواسته است که به مشکلات اساسي وزارتخانه بپردازم و از بحث ها و مشکلات مالي آن خارج شوم، چرا که مسئله مالي آموزش و پرورش سبب کم رنگ شدن مشکلات اساسي آن شده است."وي اشاره اي به "مشکلات اساسي" وزارتخانه که خود و محمود احمدي نژاد آنها را مقدم بر پرداخت حقوق معوقه و معيشت معلمان دشوار هزاران معلم در اسر کشور تشخيص داده اند، نکرد.اين در حالي است که محمود بهشتي لنگرودي سخنگوي کانون صنفي معلمان به خبرگزاري ايلنا گفت در حالي که مقامات دولتي "به جامعه فرهنگيان وعده‌‏هاي بزرگ مي‌‏دهند... تمام اين وعده‌‏ها فقط روي کاغذ نوشته مي‌‏شوند و به آنها عمل نمي‌‏شود." وي با اشاره به وعده وزير آموزش و پرورش به معلمان در خصوص واگذاري سهام عدالت و زمين به آن ها گفت "معلمان با وجود کسري چهار هزار ميليارد توماني وزارت آموزش و پرورش توقع دريافت سهام عدالت و زمين هاي 99 ساله و غيره نيستند بلکه از ابتدايي‌‏ترين حقوق خود که دريافت مزد زحمتشان است در پنج ماه گذشته محروم شده ا‏ند."به گفته سخنگوي کانون صنفي معلمان در دولت هشتم (دولت محمد خاتمي) مهم‌‏ترين خواسته معلمان "رفع تبعيض ميان جامعه فرهنگيان و ديگر اقشار بود که با تشکيل دو کميته اصلاح نظام پرداخت هماهنگ حقوق مطرح شده و پس از چند سال قانون مديريت خدمات کشوري ايجاد شد." بهشتي لنگرودي اما گفت که به رغم تصويب قانون مديريت خدمات کشوري در مجلس و ملزم شدن دولت نهم به اجراي آن "در حال حاضر بيش از چند ماه است که از مهلت قانوني اجراي پرداخت هماهنگ حقوق مي‌‏گذرد و نشانگر اين است که دولت در وظيفه خود تخطي کرده است و تلاش ده ساله فرهنگيان از بين رفته است."وي همچنين باتاکيد بر اينکه"معادل بودجه آموزش و پرورش کسري وجود دارد"، گفت "مسوولان همت کنند کسري‌‏ها را حل کنند و حقوق اصلي معلمان را بدهند،‌ دادن سود سهام و غيره توقعات ديگري است."حذف افزايش حقوق در صورت اجراي طرح اقتصادي دولتسخنگوي کانون صنفي معلمان همچنين با اشاره به ماده 13 طرح تحول اقتصادي دولت، گفت: "آنچه که نگران‌‏کننده شده اين است که با اجراي اين طرح بخشي از مواد قانون مديريت خدمات کشوري موقوف الاجرا شده که همان افزايش مزايا و حقوق کارمندان است."بنابرماده 13 لايحه دولت که با عنوان "طرح تحول اقتصادي" در مجلس هشتم در حال بررسي است: "الزام افزايش حقوق كاركنان دستگاه‌هاى اجرايى موضوع ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه و مواد 64 وتبصره آن و ماده 125 قانون مديريت خدمات كشورى و ماده 41 قانون كار از زمان اجراى اين قانون موقوف‌الاجرا خواهد شد و تمامى قوانين مغاير با اين قانون از زمان ابلاغ، لغو مي‌شود و ساير آئين‌نامه‌هاى اجرايى موردنياز اين قانون حداكثر پس از 2 ماه، به پيشنهاد وزارت امور اقتصادى و دارايي، وزارت رفاه و تامين اجتماعي، معاونت برنامه‌ريزى و نظارت و راهبردى و معاونت توسعه مديريت و سرمايه انسانى رئيس جمهور به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد."نهادهاي صنفي کارگري و معلمان پيشتر نيز مخالفت خود را با اين ماده اعلام کرده اند و حتي وزير کار دولت نهم نيز در اين خصوص گفته که اين ماده از لايحه اقتصادي دولت به تصويب نهايي مجلس برسد "براي کارمندان و کارگران به جاي تعيين حداقل دستمزد و افزايش سالانه دستمزد، همان يارانه مستقيم پرداختي توسط دولت مي حساب شود" و از اين پس حداقل حقوق سالانه و همچنين افزايش حقوق سالانه کارمندان، کارگران و معلمان متناسب با افزايش نرخ تورم به کلي ملغي مي شود.سخنگوي کانون صنفي معلمان روز گذشته در اين خصوص از نگراني شديد جامعه فرهنگيان با تصويب يک فوريتي طرح تحول اقتصادي خبر داد،و در مورد وعده دولت و وزير آموزش و پرورش در مورد "واگذاري زمين‌‏هاي 99 ساله به فرهنگيان"،نيز گفت "اين طرح تاکنون متوجه فرهنگيان نشده و در ميان معلمان به شوخي باب شده که بعد از 99 سال زمين دار مي‌‏شويم. بنابراين بيانگر جدي نگرفتن اين وعده ميان فرهنگيان است."در حالي که هم وزير فعلي آموزش و پرورش و هم وزير قبلي وعده واگذاري سهام عدالت به فرهنگيان را در دو سال گذشته داده بودند و عليرضا علي احمدي در ارديبهشت 87 علاوه براين وعده داد که سهام عدالت فرهنگيان به ازاي هر نفر 1 ميلطون تومان خواهد بود،سخنگوي کانون صنفي معلمان ديروز و 9 ماه پس از اظهارات وزير آموزش و پرورش"سهام عدالت را نيز از ديگر وعده‌‏هايي دانست که از سوي دولت مطرح شد اما فقط روي کاغذ ماند."تهديد معلمان با حکم اعدامبه گفته بهشتي لنگرودي "کانون صنفي در سراسر کشور با ارسال نامه‌‏هايي مختلف به رييس مجلس و رييس جمهور، کميسيون اصل 90، سازمان بازرسي و ديوان عدالت اداري، خواهان رسيدگي به خواسته‌‏هاي فرهنگيان و عملياتي شدن قول‌‏ها و وعده‌‏ها شده‌‏اند که تاکنون بي‌‏نتيجه مانده است."سخنگوي کانون صفني معلمان ايران همچنين گفت "حتي چندين بار نمايندگان کانون‌‏هاي صنفي جلوي مجلس رفته و خواستار ملاقات حضوري شده که توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده‌‏اند."آخرين مورد از سرکوب معلماني که قصد طرح خواسته هاي صنفي خود را دارند روز 11 دي ماه در مقابل مجلس رخ داد. فعالان و تشکل هاي صنفي معلمان که دو سال اخير بارها در هنگام اعتراضات صنفي مورد يورش ماموران امنيتي و انتظامي قرار گرفته و بازداشت و محاکمه شده اند، در 11 دي ماه با فرستادن نمايندگان خود به مجلس براي مذاکره قصد داشتند خواسته هاي فرهنگيان و معلمان را با نمايندگان مطرح کنند اما ماموران امنيتي و انتظامي نه تنها اجازه حضور معلمان را در مجلس ندادند، که 12 تن از نمايندگان تشکل هاي صنفي معلمان را بازداشت و چندين ساعت بعد آنها را با اخذ تعهد آزاد کردند.کانون صنفي معلمان در گزارشي از بازداشت نمايندگان صنفي معلمان سراسر کشور اعلام کرد که قاضي متين راسخ بازپرس دادسراي ويژه امنيت به معلمان بازداشت شده گفته که خواسته هاي معلمان را حق اما اعتراض شان به دولت را نا حق مي داند.اين مقام قضايي در عين حال به نمايندگان معلمان هشدار داده که تاکنون در پرونده هاي ديگر دستکم 100 حکم اعدام صادر کرده است.درخواست هاي هفتگانه معلماندو هفته پيش در 13 دي ماه نيز شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي معلمان سراسر کشور با انتشار بيانيه اي اعلام کرد : "آن چه امروز در کشور شاهد آن هستيم شيوه ي استبداد گونه ي دولتي قانون گريز است که سال ها تلاش جامعه فرهنگيان سراسر کشور را ناديده مي گيرد و قانوني را که براي تصويب آن معلمان بسياري بارها کتک خورده اند، زندان رفته اند، رنج تبعيد را تحمل کرده اند، اخراج گشته اند و احکامي همچون انفصال از خدمت، بازنشستگي ناخواسته، تنزل گروه و قطع حقوق دريافت نموده اند بدون هيچ دليل قانوني و موجه حتي بدون اين که خود را موظف به توضيح در اين رابطه بداند معطل گذاشته است."شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي معلمان همچنين با انتقاد از مجلس هشتم تاکيد کرد: "در وضعيتي که دولت مردان مدعي عدالت و قانون گرايي، حتي به قوانين مصوب مجلس نيز بي اعتنا هستند و مجلسيان نيز با کمال تاسف از ايفاي نقش نظارتي خويش غفلت مي ورزند و با وجود نامه ها، بيانيه ها و در خواست هاي مکرر فرهنگيان سراسر کشور حتي از دادن يک تذکر دسته جمعي به رييس جمهور در رابطه با دلايل عدم اجراي قانون مديريت خدمات کشوري ( نظام هماهنگ ) خود داري مي نمايند.""اجراي کامل قانون مديريت خدمات کشوري بدون هيچ قيد و شرط براي شاغلين و بازنشستگان حتي در صورت تصويب نهايي طرح تحول اقتصادي که در ماده 13 آن به موقوف الاجرا شدن اجراي اين قانون اشاره دارد"،"رفع موانع فعاليت کانون هاي هاي صنفي معلمان سراسر کشور و شوراي هماهنگي و صدور پروانه ها و تمديد مجوز ها طبق قانون و بر اساس وظيفه اي که براي کمسيون ماده 10 احزاب تعريف شده است" از جمله خواسته هايي هستند که شوراي هماهنگي معلمان سراسر کشور در بيانيه خود بر آن هاتاکيد کرده است.معلمان همچنين تاکيد کرده اند که خواستار "لغو تمامي احکام اداري و دادگاه هاي انقلاب براي فعالان صنفي و معلمان سراسر کشور و توجه ويژه به فرهنگيان و بر طرف کردن فضاي پليسي و امنيتي از مدارس" هستند، و خواستار ايجاد شراي مساعدي براي"براي گفت و گو با مسئولان ارشد نظام و مکلف شدن آنان به پاسخ گويي به پرسش هاي فراواني هستند که بارها و بارها توسط کانون هاي صنفي معلمان سراسر کشور مطرح گرديده و بي جواب مانده است.""رفع تو قيف از تنها تريبون خاص معلمان يعني هفته نامه قلم معلم"،"تجديد نظر در حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم کردستاني"و "استاندارد سازي مدارس کشور و اجراي قانون مديريت انتخابي و سالم سازي فضاهاي آموزشي و پرورشي در همه زمينه ها" از ديگر خواسته هاي هفتگانه تشکل هاي صنفي معلمان هستند که در اين بيانيه اعلام شده اند.شوراي تشکل هاي صنفي در بيانيه خود اعلام کرد که تحت فشار و تهديد نهادهاي امنيتي تنها جايي که براي برگزاري جلسه خود يافته کنار مقبره آيت الله خميني بوده و تاکيد کرده که "در صورت عدم توجه مسئولان به موارد ياد شده به ويژه کوتاهي در اجراي قانون مديريت خدمات کشوري تا تدوين و تصويب بودجه سال 88" شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان سراسر کشور حق خود مي داند که در اعتراض به بي توجهي مسئولان کشور، باکمک گرفتن از مجامع بين المللي، به اعتراضات مدني خود با شيوه هايي هم چون "اعتراض سفيد، اعتصاب ملي، تجمع بي صدا و... به منظور مجبور ساختن دولت به اجراي قانون اساسي و قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي" استفاده کند.نارضايي معلمان از شرايط فعلي، و اعتراضشان به عدم اجراي قانون مصوب مجلس از سوي دولت نکته اي است که روز گذشته محمود بهشتي لنگرودي، سخنگوي کانون صنفي معلمان نيز بر آن تاکيد کرد و گفت "توجه و رسيدگي مسوولان مربوطه به مشکلات معلمان به ويژه بحث جبران ديرکردهاي پرداختي و اجرا نشدن نظام هماهنگ پرداخت‌‏ها ضروري است چرا که تاب تحمل فرهنگيان به پايان رسيده است
."

Montag, 19. Januar 2009

کارزار علیه ویرانی گلزار خاوران : اعتراض کنید


کارزار علیه ویرانی گلزار خاوران : اعتراض کنید

ما از شما مى‌خواهيم كه با استفاده از كليه‌ى اختيارت و امكان‌ت‌تان از ويرانى و نابودى اين گورستان كه سند جنايتى بزرگ است و نماد حافظه‌ى تاريخی مردم ایران، به فوريت پيشگيرى كنيد

جنایتکاران حاکم بخش هائی از خاوران را تخریب کردند / شکایت نامه ای خظاب به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل تنطیم شده است / امضا کنید
به منظور پیش برد یک کارزار بین المللی علیه تخریب گورهای دسته جمعی در خاوران، شکایت نامه ای خظاب به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل تنطیم شده است. کانون زندانیان سایسی ایران(در تبعید)

از خوانندگان سایت درخواست می شود این شکایت نامه را حتما امضا کنند:


Sonntag, 18. Januar 2009

نامه ی تازه ی فرزاد کمانگر


گزیده رویدادهای سیاسی اجتماعی


جنایتکاران حاکم بخش هائی از خاوران را تخریب کردند


جنایتکاران حاکم بخش هائی از خاوران را تخریب کردند

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
به گزارش تازه ای که از ایران رسیده است، جنایتکاران جمهوری اسلامی، بخشی از خاوران شامل چند گور دسته جمعی و انفرادی را با بولدوزر زیر و رو کرده و با ریختن خاک تازه و کاشتن درخت بر روی آنها، آثار جنایات خود و یک از خونین ترین جنایات تاریخ معاصر ایران و بشریت را در زیر انبوه ای از درختان پنهان کردند.
جمهوری اسلامی از زمان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ تا به امروز، سعی کرده تا این جنایت هولناک خود را به همراه قربانیانش دفن کند. حضور فعال خانواده ها و مقاومت آنها، توظئه های رژیم را همه ی این سال ها عقیم کرد. دستگاه های امنیتی رژیم، این بار از خانواده های شروع کردند. آنها را در منازل شان بازجوئی کردند، به سازمان اطلاعات و امنیت رژیم بردند، به تهدید و ارعاب آنها پرداختند، به مراسم های سالگرد که خانواده ها در منازل شان برگزار کردند، حمله کردند و در نهایت با جلوگیری از برگزاری مراسم بیستمین سال گرد خاوران، زمینه را برای اقدامات جنایتکارانه خود، یعنی تخریب خاوران در هفته گذشته فراهم کردند.
جانیان حاکم بر ایران فکر می کنند با پاک کردن آثار جنایت شان در خاوران، این جنایت هولناک شان را از صفحه تاریخ پاک خواهند کرد. تخریب خاوران، کوچک ترین خللی در آن به عنوان نماد هولناکت ترین جنایت تاریخ معاصر ایران ایجاد نخواهد کرد. خاوران، خاوران خانواده ها، خاوران نماد خونین ترین دهه در تاریخ معاصر ایران باقی خواهد ماند و یکی از کانونهای مبارزاتی توده های مردم علیه رژیم خواهد بود. رژیم هرگز نمی تواند با تخریب خاوران، آثار جنایات خود را پاک کند. خاوران در پرونده جنایات رژیم برای همیشه ثبت شده است. تخریب خاوران، سند محکومیت رژیم است که همه ی این سال ها منکر قتل عام زندانیان شده است.
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)، بار دیگر بر سازماندهی یک کارزار جهانی در اعتراض به تخریب خاوران و محاکمه جمهوری اسلامی به جرم کشتار هزاران زندانیان سیاسی در دهه ۶٠ تاکید می ورزد.
٢٩ دی ١٣۸۶

افزایش شمار دانشجویان ستاره ‌دار دانشگاه آزاد

افزایش شمار دانشجویان ستاره ‌دار دانشگاه آزاد

کمیته گزارشگران حقوق بشر
روند محرومیت از ادامه تحصیل دانشجویان که در سال های گذشته از سوی سازمان سنجش در دانشگاه های سراسری انجام می شد، امسال در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد نیز مشاهده شد.
تعدادی از فعالان دانشجویی، پس از شرکت در آزمون تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد و در هنگام اعلام نتایج آزمون، موفق به دریافت کارنامه های خود نشدند.
سیامک کریمی، دانشجوی ستاره‌دار سال‌ 85 دانشگاه دولتی و سال جاری دانشگاه آزاد در همین رابطه می گوید : « پس از برگزاری نشست خبری اخیر دانشجویان دانشگاه آزاد و دولتی، تعداد 5 نفر از فعالان دانشجویی طی برقراری ارتباطی با شورای دفاع از حق تحصیل عنوان نمودند که در آزمون اخیر دانشگاه آزاد، موفق به کسب کارنامه نهایی نشده‌اند و در نتیجه این دانشگاه اجازه مشخص شدن و ضعیت تحصیل را به آن‌ها نداده است که 2 نفر از آن‌ها با اعلام عمومی اسامی‌شان موافقت دارند.»
کریمی این 2 نفر را چنین معرفی کرد: « آقای امیر سلیمی‌ها فارغ التحصیل رشته ریاضی محض از دانشگاه تهران و عضو انجمن اسلامی این دانشگاه و هم چنین آقای رضا محسنی فارغ التحصیل رشته فیزیک دانشگاه اصفهان که در سال جاری هم نتوانسته کارنامه آزمون دانشگاه دولتی خود را دریافت نماید. وی نیز سابقه عضویت در انجمن اسلامی را دارا می‌باشد.»
کریمی هم چنین افزود: «دوستانی که اخیراً نامشان را به ما اطلاع دادند، پیگیری‌هایی از طریق مرکز آزمون دانشگاه آزاد انجام داده‌اند که متاسفانه این پیگیری‌ها به مانند دیگر موارد مشابه نتیجه‌ای در بر نداشته و دست آخر عدم صدور کارنامه برای آن‌ها را به علت وصول نامه‌ای از وزارت اطلاعات عنوان کرده‌اند.»
کریمی هم چنین اعلام کرد:«براساس پیگیری‌های شورای دفاع از حق تحصیل تعداد 40 نفر در آزمون اخیر دانشگاه آزاد موفق به دریافت کارنامه نشده‌اند که این موضوع با توجه به عدم سابقه در این دانشگاه جای بررسی‌های بیشتر و در نوع خود نشان از برخورد سنگین با فعالان دانشجویی دارد.»
اضافه می نماید در نشست اخیر دانشجویان دانشگاه آزاد و دولتی که در دفتر سابق نشریه نامه برگزار شد، از 3 نفر به نام های سیامک کریمی دانش آموخته دانشگاه بوعلی سینا همدان، زهره اسدپور دانش آموخته دانشگاه گیلان و هادی حاج امینی فارغ التحصیل دانشگاه سنندج به عنوان دانشجویانی که اخیراً در آزمون دانشگاه آزاد ستاره گرفته و در نتیجه موفق به ادامه تحصیل نشده اند، نام برده شد.

Montag, 12. Januar 2009

تظاهرات دانشجویان مبارز شیراز: مرگ بر دیکتاتور

سنگسارها در ایران ادامه دارد؛


سنگسارها در ایران ادامه دارد؛
حداقل ۱۰ نفر دیگر در خطر سنگسار هستند اطلاعیه مطبوعاتی کمپین قانون بی سنگسار:در نخستین هفته دی ماه، سه مرد در بهشت رضا، گورستان شهر مذهبی مشهد به جرم زنای محصنه سنگسار شدند. یکی از آنها، به نام محمود، تبعه افغانستان، توانست در حالی که به شدت زخمی شده بود از گودال سنگسار نجات یابد اما دو نفر دیگر که یکی از آنها هوشنگ خداده نام داشت و هویت دیگری هنوز معلوم نیست، براثر ضربات سنگ و جراحات ناشی از آن جان سپردند. پس از سنگسار جعفر کیانی، در خرداد ۸۶ و سنگسار محبوبه، م و عباس، ح در اردیبهشت ۸۵، این جدید ترین مورد گزارش شده اجرای حکم رجم است. قوه قضاییه ایران در سه سال گذشته همواره اعلام کرده که اگرچه مجازات سنگسار از قوانین ایران حذف نشده اما بنا به دستور رییس قوه قضاییه، احکام رجم اجرا نمی‌شوند؛ با این همه، اجرای حداقل شش سنگسار در سه سال گذشته نشان می‌دهد تا زمانی که این مجازات در قانون وجود دارد چنین گفته‌هایی از هیچ ارزش عملی برخوردار نیستند.در حالی که پس از مصاحبه مطبوعانی وکلای زنان محکوم به سنگسار در تیرماه امسال، علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه در مرداد ماه اعلام کرد احکام سنگسار چهار زن (لیلا، ق، آذر و زهره کبیری و شمامه (ملک) قربانی تبدیل به شلاق و حبس شده است، آذر و زهره کبیری هنوز در زندان هستند و قرار است یک بار دیگر دوشنبه این هفته، ۲۳ دی ماه محاکمه شوند. همچنین در حال حاضر حداقل ده نفر دیگر در زندانهای مختلف کشور با خطر قطعی سنگسار مواجه هستند. ۱. کبری نجار، زندان رجایی شهر کرج۲. ایران الف.، زندان سپیدار اهواز۳. خیریه و.، زندان سپیدار اهواز۴. اشرف کلهری، زندان اوین تهران۵. عبدالله فریور، زندان ساری۶. گیلان محمدی، زندان مرکزی اصفهان۷. غلامعلی اسکندری، زندان مرکزی اصفهان۸. افسانه، ر، زندان عادل آباد شیراز۹. م. خ، زن، زندان وکیل آباد مشهد۱۰. ؟ ه.، زن، زندان وکیل آباد مشهدهمچنین در لایحه مجازات اسلامی که در حال حاضر در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است، زنای محصنه همچنان جرم و مجازات آن سنگسار است. تنها تفاوتی که این لایحه با قانون فعلی دارد این است که بر اساس آن "هرگاه اجرای حد رجم مفسده داشته باشد، با پیشنهاد دادستان مجری حكم و تأیید رئیس قوه قضاییه در صورتی كه موجب حد با بینه شرعی اثبات شده باشد، رجم تبدیل به قتل می‌شود و در غیر این صورت تبدیل به صد ضربه شلاق می‌شود."تصویب لایحه مجازات اسلامی در مجلس می‌تواند به روند رو افرایش اجرای سنگسارها تداوم بخشد؛ زیرا شرطی كه در قانون مجازات اسلامی برای تبدیل سنگسار به مجازات‌های دیگر گذاشته است ایجاد "مفسده" و به معنی دیگر مخالفت افكار عمومی و عرف اجتماعی با مجازات سنگسار است و در صورتی كه افكار عمومی از وقوع سنگسار مطلع نشود و به آن اعتراضی نكند ، اجرای مجازات سنگسار در مورد محكومین بلامانع خواهد شد.لازم به یادآوری است در مرداد ۸۵، پس از قطعی شدن وقوع سنگسار دو نفر در مشهد و نیز انتشار خبر سنگسار قریب الوقوع اشرف کلهری در زندان اوین، کمپین قانون بی سنگسار با هدف حذف مجازات سنگسار از قوانین آغاز شد. در طول فعالیت این کمپین، عمدتا با همکاری وکلای عضو شبکه وکلای داوطلب، هشت زن و یک مرد به نامهای حاجیه اسماعیلوند، پریسا الف، نجف الف، زهرا رضایی، صغری مولایی، مکرمه ابراهیمی، شمامه (ملک) قربانی، آذر کبیری، زهره کبیری و لیلا، ق از مجازات سنگسار نجات یافتند و اجرای سنگسار یک زن، اشرف کلهری، متوقف شده است. "كمپین قانون بی سنگسار"، ضمن ابراز نگرانی شدید از شدت گرفتن مجازات سنگسار و افزایش مجازات‌های اعدام در ماه‌های اخیر كه نشانه‌ای از تسلط سیاست‌های بنیادگرایانه در رویه‌های قضایی است، از همه مردم دعوت می‌كند كه همچنان اعتراض خود را نسبت به مجازات غیر انسانی سنگسار ادامه داده و از مسئولان جمهوری اسلامی بخواهند تا به تداوم این مجازات خاتمه دهند.دوشنبه: محاکمه مجدد زهره و آذر کبیری، محکومان به سنگسار میدان زنان: با ارجاع پرونده زهره و آذر کبیری، دو خواهر محکوم به سنگسار به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران، روز دوشنبه جلسه محاکمه مجدد آنها برگزار خواهد شد.جبار صولتی، وکیل این دو خواهر که در زندان رجایی شهر زندانی هستند ضمن اعلام این خبر به "میدان زنان" یادآوری کرد: پس از اینکه سخنگوی قوه قضاییه در مرداد ماه گذشته اعلام کرد احکام سنگسار چهار نفر تبدیل شده است، با پیگیری‌های بعدی متوجه شدم رای رجم در پرونده موکلینم نقض شده و پرونده برای محاکمه مجدد به شعبه هم عرض، یعنی شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان ارجاع شده که روز دوشنبه صبح به اتهام زنای محصنه موکلینم رسیدگی می‌کند.گفتنی است آذر و زهره کبیری، دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه‌ی شهریار - نزدیک کرج- بوده اندكه با ‏شکایت شوهر یکی از آنها، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت می‌شوند. یک ماه پس از آن، این دو زن ‏دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه،به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محكوم می‌شوند. اما دوباره شش ماه بعد برای پرونده مختومه این دو نفر دادگاه جدیدی تشكیل و در كمال ناباوری حكم سنگسار صادر می‌شود.زهره کبیری که در دانشگاه تاریخ خوانده است در گفت و گویی از شرایط دشوار زندگی و خشونتی که همسرش بر او اعمال می‌کرده سخن گفته است. او گفته فیلمی که شوهرش به استناد آن به دادگاه شکایت کرده، ساختگی است. زهره همچنین از اقرار به زنا تحت شکنجه شدید گفته است. گفت و گوی مفصل با زهره کبیری را اینجا بخوانید

Freitag, 9. Januar 2009

خشونت، تروریسم و جنایت جنگی محکوم است


خشونت، تروریسم و جنایت جنگی محکوم است


به نام خداوند جان و خرد
آنچه اکنون در غزه می گذرد، از چشم انداز اخلاق انسانی و حقوق بشری و حتی اخلاق جنگ، فاجعه ای دهشتناک است. در این حمله بیرحمانه، شهروندان غیر نظامی و بی دفاع فلسطینی به ویژه کودکان و زنان قربانیان عمده را تشکیل میدهند و ساختمانهای بیمارستان و مدرسه و مسکونی به ویرانی کشیده می شوند. این نخستین بار نیست که کنوانسیونهای بین المللی، بویژه کنوانسیونهای ژنو و پرتکل الحاقی، در منع هدف قرار دادن تاسیسات غیرنظامی و نیز سپر قرار دادن تاسیسات غیرنظامی توسط طرف های درگیر نادیده گرفته میشوند. شوربختانه، اقدامات بازدارنده ای را هم از سوی نهادهای بین المللی و کشورهای غربی و منطقه ای، بعلت ملاحظات سیاسی، آنچنان که باید شاهد نیستیم . فراموش نکنیم که اینگونه اقدامات نظامی بیرحمانه آتش کینه و انتقامجویی را بیشتر شعله ور می سازد و موجب بستر سازی افراط و خشونت های بیشتر خواهد شد.
محاصره غزه توسط نیروهای اسراییل و در تنگنا قرار دادن مردم بی پناه فلسطین، نداشتن دسترسی به ابتدایی ترین نیازهای روزمره، نبود امکانات درمانی لازم، و جلوگیری از کمکهای بشردوستانه بین المللی به مردم محاصره شده فلسطین بهیچ وجه قابل قبول نیست. حمله هوایی هولناک و وحشیانه اسراییل به غزه همراه با حمله زمینی بیرحمانه که روند زندگی را در غزه بکلی متوقف کرده است مزید بر ظلم فاحش و قربانیان بی گناه بسیار شده است، و احساسات عمومی جهانیان را چنان جریحه دار کرده که عملکرد ستیزندگان فلسطینی را که بهانه این حمله ها بوده در سایه برده است.
جبهه ملی ایران این حمله ستمگرانه و غیر انسانی و نامتعادل هوایی را محکوم می کند و امیدوار است گروه حماس به رهنمایی عقلانیت، اختلاف خود را با دولت خودگردان فلسطین کنار گذاشته دست در دست هم نهاده و با اسراییل بگونه ای عمل کنند گه هرگونه بهانه و دستاویزی برای عملیات دلخراش و توحش آمیز گرفته شود. انتقام زاینده ی انتقام است و دور تسلسل هیچگاه کار جنگ و خونریزی را پایان نمی بخشد.
جبهه ملی ایران، ضمن تقبیح هرگونه خشونت، تروریسم و جنایت جنگی، با خانواده های غیرنظامیان بیگناه کشته شده در فلسطین و اسرائیل احساس همدردی می کند، و از همه کشورهای بی طرف و باورمند به حقوق بشر دعوت می نماید تا با محکوم ساختن این جنایات و فشار بر دو طرف درگیری، برای پایان بخشیدن به این فاجعه یاری رسانند تا گروه های میانه رو در منطقه ابتکار عمل را بدست گیرند و روند صلح را پی جویند و با توافق هایی اصولی و با ثبات، و عمل به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، بویژه قطعنامه شماره 338، برای تشکیل دولت مستقل فلسطین، آرامش را به منطقه بازگردانند و جنگ طلبان را در رسیدن به اهدافشان ناکامیاب سازند.
جبهه ملی ایران
تهران - 18 دیماه 1387

Mittwoch, 7. Januar 2009

دانشجویان: خائن کیست؟ خائن آن کسی است که از حلقوم این ملت می گیره و برای تروریستهای لبنان و غزه و گانگسترهای آمریکای لاتین خرج می کنه

دانشجویان: خائن کیست؟ خائن آن کسی است که از حلقوم این ملت می گیره و برای تروریستهای لبنان و غزه و گانگسترهای آمریکای لاتین خرج می کنه

Sonntag, 4. Januar 2009

نامه ای از فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد


نامه ای از فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد

ماههاست که در زندانم ، زندانی که قراربود اراده ام را ، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند . زندانی که باید آرام و رامم میکرد چون “بره ای سر براه ” ، ماههاست بندی زندانی هستم با دیوارهایی به بلندای تاریخ .

دیوارهایی که قرار بود فاصله ای باشد بین من ومردمم که دوستشان دارم ، بین من و کودکان سرزمینم فاصله ای باشد تا ابدیت ، اما من هر روز از دریچه سلولم به دور دستها میرفتم و خود را در میان آنها ومثل آنها احساس می کردم و آنها نیز دردهای خود را در منِ زندانی میدیدند و زندان بین ما پیوندی عمیق تر از گذشته ایجاد نمود.

قرار بود تاریکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگیرد ، اما در زندان من روئیدن بنفشه را در تاریکی و سکوت به نظاره نشستم.

قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد ، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگی کرده ام وخود را دوباره به د نیا آورده ام برای انتخاب راهی نو.

و من نیز مانند زندانیانِ پیش از خود تحقیرها ، توهینها و آزارها را ذره ذره ، با همه وجود به جان خریدم تا شاید آخرین نفر باشم از نسل رنج کشیدگانی که تاریکی زندان را به شوق دیدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند.

اما روزی “محاربم ” خواندند ، می پنداشتند به جنگ “خدا”یشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگیم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم میباشم. اما امروزکه قرار است زندگی را ازمن بگیرند با “عشق به همنوعانم” تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه ی” عشق ومهری” که در آن است به کودکی هدیه نمایم . فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه ی کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند ، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه وستاره در میان بگذارد و آنها را چون شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند ، قلبم در سینه کسی بتپد که بیقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالین نهاده اند و یاد “حامد ” دانش آموز شانزده ساله شهر من را در قلبم زنده نگهدارد که نوشت ؛ “کوچکترین آرزویم هم در این زندگی برآورده نمیشود ” وخود را حلق آویزکرد.
بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش ، شراره ی طغیانی دوباره در برابر نابرابریها را در قلبم زنده نگهدارد.

قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دورمعلم روستایی کوچک شود وهر روز صبح بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند واو را شریک همه ی شادی ها وبازیهای خود بنمایند شاید ان زمان کودکان طعم فقر وگرسنگی را ندانند ودر دنیای آنها واژه های “زندان ، شکنجه ، ستم ونابرابری” معنای نداشته باشد.

بگذارید قلبم در گوشه ای از این جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشید قلب انسانیست که ناگفته های بسیاری از مردم وسرزمینش را به همراه دارد از مردمی که تاریخشان سراسر رنج واندوه ودرد بوده است.
بگذارید قلبم در سینه ی کودکی بتپبد تا صبحگاهی از گلویی با زبان مادریم فریاد برارم :
“من ده مه وی ببمه باییه
خوشه ویستی مروف به رم
بو گشت سوچی ئه م دنیاییه “
معنی شعر : می خواهم نسیمی شوم و”پیام عشق به انسانها” را به همه جای این زمین پهناور ببرم.
فرزاد کمانگر
بند بیماران عفونی ، زندان رجایی شهر کرج
مورخ ۸/۱۰/۸۷
تاریخ نگارش ؛ ۲/۱۰/۸۷ بند امنیتی ۲۰۹ اوین
فعالان حقوق بشر در ایران

تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز: مرگ بر دیکتاتور

تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز: مرگ بر دیکتاتور



خبرنامه امیرکبیر: در پی بازداشت لقمان قدیری، عبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی و محسن زرین کمر، ۴ تن از فعالان سیاسی دانشگاه شیراز، گردهمایی اعتراضی از ساعت ۱۱ امروز یکشنبه ۱۵ دی ماه در این دانشگاه بر پا شده است.
در آغاز این گردهمایی دانشجویان شرکت کننده که تصاویری از دانشجویان بازداشت شده را در دست داشتند با سردادن شعارهایی همچون: “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” ، “گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد” ، “مرگ بر دیکتاتور” ، “پینوشه پینوشه ایران شیلی نمیشه” از دانشجویان بازداشت شده حمایت نمودند و خواهان آزادی این دانشجویان شدند.
در ادامه یکی از دانشجویان در میان جمع حاضر شد و پیرامون علت دستگیری و بازداشت این دانشجویان توضیحاتی داد و خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان و همچنین برداشته شدن احکام انضباطی صادر شده برای ۲۷ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز شد.
دانشجویان معترض سپس با سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور از دانشگاه خارج شدند و پس از قریب به نیم ساعت به داخل دانشگاه بازگشتند.
لازم به ذکر است که از صبح امروز حضور افراد لباس شخصی و عوامل امنیتی در سطح دانشگاه مشهود است و حتی این مساله منجر به درگیری دانشجویان با برخی از این افراد شده است.همچنین ارتباط اینترنتی در سطح دانشگاه قطع شده است.
دانشجویان معترض اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی دانشجویان بازداشت شده به سمت ساختمان مدیریت دانشگاه حرکت خواهند کرد و آن را به تصرف خود در خواهند آورد.
بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه شیراز توسط اداره اطلاعات
عبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی، محسن زرین کمر و لقمان قدیری گل تپه، ۴ دانشجوی دانشگاه شیراز، که در روز پنج شنبه به اداره اطلاعات شهر شیراز احضار شده بودند، ساعت ۸ صبح امروز شنبه، پس از مراجعه به این نهاد توسط مامورین بازداشت شدند.
در احضاریه های این دانشجویان اتهام وارده به آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولین نظام عنوان شده است.
از لحظه بازداشت این دانشجویان هیچ اطلاعی از وضعیت آن ها در دست نیست و تلاش های فعالین دانشگاه شیراز برای تماس با آن ها و اطلاع از وضعیت آن ها بی ثمر بوده است.
بنا بر اخبار ارسالی از دانشگاه شیراز، دقایقی پیش از سوی اداره اطلاعات شیراز با خانواده دانشجویان بازداشت شده تماس گرفته شده و به خانواده های آنان گفته شده که هنوز برای این دانشجویان پرونده تشکیل نشده و تا زمان تشکیل پرونده و رسیدگی به آن، این دانشجویان باید در بازداشت به سر ببرند.
لازم به ذکر است که هم اکنون جو دانشگاه شیراز به شدت ملتهب می باشد و دانشجویان تهدید کرده اند که در صورت عدم آزادی فوری آنان، دست به تحصن و اعتصاب غذا خواهند زد
.

گزیده مهمترین رویدادهای سیاسی اجتماعی