Mittwoch, 6. Februar 2008

نشست «قربانيان خشونت و بازداشت‌های خودسرانه»

لزوم معرفی مسببان و عاملان مرگ‌های مشکوک در زندان
گزارش نشست کانون مدافعان حقوق بشر

بشنوید
"کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعتراض به مرگ‌های مشکوک در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های ايران، خواهان روشن شدن وضعيت اين پرونده‌ها و معرفی مسببان و عاملان اين حوادث از سوی مسوولان امر به ويژه مسوولان قضايی و سازمان زندان‌هاست. امری که می‌تواند مانع ادامه چنين رويه‌هايی در برخورد با زندانيان و متهمان سياسی و عادی شود."

قتل زهرا کاظمی در زندان اوين در سال ۱۳۸۲، درگذشت اکبر محمدی و ولی‌الله فيض مهدوی در زندان اوين و رجايی‌شهر در سال ۱۳۸۵ و اعلام خبر خودکشی زهرا بنی‌يعقوب و ابراهيم لطف‌اللهی در بازداشتگاه منکرات همدان و زندان سنندج در سال ۱۳۸۶ باعث شد تا کانون مدافعان حقوق بشر هجدهمين نشست خود را به اين موضوع اختصاص دهد.
به گزارش روابط عمومی کانون مدافعان حقوق بشر، اين حساسيت از آن روز شدت گرفت که قوه قضائيه و مسوولان امر به پرسش‌های مطرح شده و اعتراض‌های صورت گرفته در مقابل مرگ‌های مشکوک هيچ پاسخی ارائه نکردند. بنابراين عنوان «قربانيان خشونت و بازداشت‌های خودسرانه» برای اين نشست انتخاب شد.
براين اساس آنان نشست خود را در تداوم اعتراض‌‌های صورت گرفته نسبت به اين امر با اين سوال که «چرا افراد در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها جان خودشان را از دست می‌دهند»، برگزار کردند.
همانگونه که نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «مرگ زهرا کاظمی پيامی ناگوار و دردناک برای جامعه ايران داشت. (تضييع حقوق يک فرد در حين تحقيقات مقدماتی.) اما ناگوارتر اين بود که در نهايت مسببان اين قتل به مردم معرفی نشدند. يعنی ما شاهد يک دادرسی عادلانه نبوديم.»
او در ادامه از روند رو به افزايش و تداوم مرگ‌های مشکوک در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها سخن به ميان آورد.
به اين ترتيب برادر ابراهيم لطف‌اللهی از چگونگی بازداشت برادر ۲۷ ساله و دانشجوی خود سخن گفت. او در ادامه با اشاره به بی‌مهری‌های مسوولان استان با خانواده‌اش پس از اعلام خبر خودکشی ابراهيم لطف‌اللهی، از همه حاضران و خبرنگاران خواست تا «حرف‌های دل اين خانواده را به مدافعان حقوق بشر برسانند تا علت مرگ مشکوک ابراهيم لطف‌اللهی را معلوم کنند.» اين خانواده که اجازه نيافتند تا در مراسم دفن فرزندشان حاضر باشند و مراسمی برای او برگزار کنند از عدم رسيدگی سريع به شکايتی که آنان در شعبه سوم بازپرسی سنندج طرح کرده‌اند، انتقاد کردند.
برادر ابراهيم لطف‌اللهی که نمی‌دانست برادرش را به چه جرمی بازداشت کرده‌اند تاکيد کرد که برادرش عضو گروه خاصی نبوده و فعاليت سياسی خاصی نداشته است. او همچنين به درخواست اين خانواده و وکلای ابراهيم لطف‌اللهی برای نبش قبر اشاره کرد و گفت: «اگر آنها راست می‌گويند که برادرم خودکشی کرده است چرا جنازه‌اش را به ما تحويل ندادند و با نبش قبر مخالفت می‌کنند؟»
با پايان سخنان برادر ابراهيم لطف‌اللهی نوبت به عليرضا صرافی از فعالان آذربايجان رسيد تا او نيز از مشکلات به وجود آمده برای فعالان هويت‌خواه در اين منطقه سخن بگويد. او تعداد افرادی را که در اين منطقه به اين اتهام در بازداشت هستند ۲۰ نفر ذکر کرد. صرافی به صدور احکام شلاق برای برخی از فعالان اين منطقه اشاره کرد. ادامه بازداشت فعالان هويت‌خواه زنجان و صدور قرار وثيقه‌های کلان ۵۰۰ ميليون تومانی برای بازداشت‌شدگان از ديگر مواردی بود که اين فعال آذری مطرح کرد.
پس از عليرضا صرافی نوبت به مسعود کردپور رسيد تا او نيز از مشکلات فعالان کرد بگويد.
او وضعيت حقوق بشر در کردستان را پيچيده ارزيابی و به فضای امنيتی و نظامی آن منطقه اشاره کرد. بنابراين به تبعيض‌ها در حوزه‌های سياسی و اقتصادی اشاره کرد.
به اين ترتيب از فعالان حقوق بشر خواست تا به وضعيت حقوق بشر در کردستان توجه بيشتری کنند.
متعاقبا رضا عليجانی از فعالان ملی- مذهبی پشت تريبون قرار گرفت تا براساس آموزه‌های دينی از نقض حقوق اساسی انسان‌ها انتقاد کند.
عليجانی گفت که همه گروه‌ها و مراجع در برابر تضييع حقوق انسان‌ها در داخل زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها حساس هستند اما معلوم نيست که در اين قضايا چه کسی متهم است؟»
عليجانی در ادامه به اصطلاح «خودسر» که اين روزها رايج شده است، اشاره کرد و گفت که اينها هرچه باشند «خودسر» نيستند. او گفت: «اگر همه از خود رفع مسووليت کنند اما بازجوهای خاطی بدون مسوول و بدون حامی و فرمانده نيستند.»
او که خطابش مسوولان بازجوها بود اين سوال جدی را مطرح کرد که آيا اين نوع خودسری‌ها روبه افزايش گذاشته است؟»
او که برای تاييد سخنانش از متون مختلف مذهبی استفاده می‌کرد، گفت که بازجوها چه آموزشی ديده‌اند که چنين رفتار می‌کنند؟ اين رفتار از درون چه نفرتی بيرون می‌آيد؟ بنابراين او پاسخ اين سوالات را از حاميان بازجوهای خاطی درخواست کرد.
عليجانی در ادامه با اشاره به آموزه‌های ضدنفرت در متون مذهبی گفت که ما نمی‌خواهيم موازين حقوق بشر و دينی در خصوص بازداشت شدگان رعايت شود. بلکه فقط می‌خواهيم حداقل قوانين برده‌داری در خصوص افراد بازداشت شده رعايت شود!!
طرح ضرورت اجرای آيين دادرسی در خصوص بازداشت‌شدگان باعث شد تا عبدالفتاح سلطانی وکيل دادگستری و نائب‌رئيس کانون مدافعان حقوق بشر نيز ديدگاه‌های حقوقی خود را در خصوص نقض حقوق بازداشت‌شدگان مطرح کند.
براين اساس سلطانی ابتدا لازم ديد تا به تبيين واژه «بازداشت خودسرانه» بپردازد. او بازداشت‌هايی را که در چارچوب قانون انجام نشود را بازداشت خودسرانه عنوان کرد. بنابراين گفت: بازداشت فعالين سياسی بدون احضارکتبی، از مصاديق بارز بازداشت‌های خودسرانه است.
اين وکيل دادگستری از آثار عدم تعريف جرم سياسی به عنوان يک نوع فشار بر متهم سياسی ياد کرد و گفت، آنها که پس از ۲۶ سال لايحه جرم سياسی را ارائه نکرده‌اند به دليل تضييع حقوق اساسی ملت، خود در معرض اتهام هستند و بايد در پيشگاه ملت جوابگو باشند.
او در ادامه از اينکه سلول انفرادی در آيين‌نامه زندان‌ها به رسميت شناخته شده است، انتقاد کرد. او گفت: در قوانين ما سلول انفرادی به رسميت شناخته نشده است لذا بر همين اساس ديوان عدالت اداری در سال ۱۳۶۴ بندی از آيين‌نامه زندان‌ها که به عنوان تنبيه انضباطی برای يک ماه پيش‌بينی کرده بود را خلاف قانون‌اساسی دانست و ابطال کرد.» سلطانی در ادامه با قرائت موادی از آيين دادرسی کيفری گفت که فشار بر متهم فقط شلاق نيست بلکه سلول انفرادی نيز يک نوع فشار بر متهم است. او در ادامه از تهديد متهمان به اينکه اعضای خانواده آنان را در صورت همکاری نکردن بازداشت می‌کنند يا جلوگيری از ملاقات وکيل با موکل به عنوان مصاديق فشار ياد کرد.
او در ادامه با اشاره به اينکه در پرونده زهرا کاظمی لباس‌های او که از جمله ضمايم پرونده است را به وکلا نشان‌ نداده‌اند، اين نحوه استفاده از وکيل را فقط برای توجيه دادرسی غيرعادلانه و استفاده صوری از وکيل عنوان کرد. سلطانی اين‌گونه عمل کردن را تضييع اساسی‌ترين حقوق متهم دانست.
او در ادامه ارسال پرونده‌های سياسی به برخی از شعب خاص در دادگاه انقلاب را مصداق فشار ارزيابی و از نبود وکيل در مرحله تحقيقات و مجبور کردن زندانی به زدن چشم بند در زندان انتقاد کرد.
سلطانی که برای تاييد سخنان‌اش از موارد نقض قانون ياد می‌کرد گفت که اگر اين روند ادامه داشته باشد ما شاهد مرگ‌های مشکوک و خودکشی‌ها در زندان خواهيم بود.
براين اساس او نتيجه گرفت که بايد بر زندان‌ها نظارت جدی توسط نهادهای مستقل به عمل آيد. بنابراين يکی از راه‌های جلوگيری از اين اتفاقات را حضور وکيل در تمام مراحل تحقيقات عنوان کرد.
او در ادامه با انتقاد از اين سخن يکی از مسوولين قضايی که گفته بود در خصوص شکنجه دانشجويان بازداشت شده اميرکبير به نتيجه نرسيده است و دليلی ارائه نشده است، گفت: اگر فردی تنها باشد چگونه می‌تواند ثابت کند که شکنجه شده است؟!
در ادامه جلسه برادرِ دکتر زهرا بنی‌يعقوب که اعلام شده است در بازداشتگاه منکرات همدان خودکشی کرده است! پشت تريبون قرار گرفت تا از چگونگی واقعه و اتفاقاتی که با اعلام خبر خودکشی خواهرش همراه بود، سخن بگويد.
او به تناقضاتی که در پرونده خواهرش وجود دارد، اشاره کرد و پرسيد، «جای کبودی بر روی بدن خواهرم از کجا آمده است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ آيا اين برخورد با يک زن پزشک که تمام عشق‌‌اش خدمت به مردم بود، درست است؟»
برادرِ زهرا بنی‌يعقوب که در سخنان خود به شرايط جسمی مادرش و ناراحتی‌هايی که بر اثر اين اتفاق برای او ايجاد شده است اشاره می‌کرد پرسيد: «آيا با يک کلمه خودکشی همه چيز تمام می‌شود؟»
با طرح اين پرسش بود که شيرين عبادی سخنان خود را به‌عنوان يکی از فعالان حوزه حقوق بشر آغاز کرد.
آغاز سخنان عبادی با يادآوری از افرادی بود که قربانيان خشمی شدند که معلوم نيست از کجا سرچشمه می‌گيرد.
او که وکالت پرونده زهرا بنی‌يعقوب را برعهده دارد از پيگيری‌هايش به همراه ديگر وکلای پرونده سخن گفت. او در ادامه از يکی از ضابطين قضايی‌ متهم در اين پرونده سخن گفت که به جای امضا بر برگه بازجويی انگشت زده و خود را بی‌سواد معرفی کرده است. عبادی گفت: «آيا نبايد ضابط قضايی سواد داشته باشد؟
چطور يک بی‌سواد را بر يک طبيب حاکم می‌کنند؟»
او سپس با بيان اينکه «اگر دادگاه علنی برگزار شود توضيحات خود را در خصوص تناقضات موجود در پرونده ارائه خواهم داد، گفت: ۴۰ سال به‌عنوان قاضی و وکيل کار کرده‌ام لذا يک مقدار تجربه دارم بنابراين اگر کسی بخواهد خود را دار بزند به شکل ديگری اقدام می‌کند.»
عبادی با اشاره به پدر زهرا بنی‌يعقوب که از آزادگان است، گفت: «به خادمان اين مملکت ارج بگذاريد.»
در ادامه عبادی گفت:‌آرزوی ما اين بود که کارمان در کانون مدافعان حقوق بشر بيشتر آموزش حقوق بشر باشد، اما متاسفانه وضعيت به‌گونه‌ای شد که کار ما بر روی ارائه گزارش در خصوص نقض حقوق بشر متمرکز شد.
او با طرح اين پرسش که در زندان چه رفتاری با جوانان می‌شود که آنان مجبور می‌شوند خود را بکشند؟! گفت: در برابر اين‌گونه حوادث چه کسی بايد پاسخگو باشد؟
پيوستن دولت ايران به کنوانسيون‌های حقوق بشر و تعهد بر اجرای اين قوانين باعث شد تا شيرين عبادی سخن خود را با تاکيد دوباره بر پايبندی بر اين تعهد پايان دهد.
بنابراين سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر لازم ديد تا هجدهمين نشست کانون مدافعان حقوق بشر را با اين جمله پايان دهد. "کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعتراض به مرگ‌های مشکوک در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های ايران، خواهان روشن شدن وضعيت اين پرونده‌ها و معرفی مسببان و عاملان اين حوادث از سوی مسوولان امر به ويژه مسوولان قضايی و سازمان زندان‌هاست. امری که می‌تواند مانع ادامه چنين رويه‌هايی در برخورد با زندانيان و متهمان سياسی و عادی شود."



جوانی به جرم نوشیدن مشروبات الکلی به اعدام محکوم شد



مشروب، اعدام و قوانين اسلامی در روزگار مدرن


بی بی سی - جوان ۲۲ ساله ای در تهران که سه بار به جرم نوشیدن مشروبات الکلی مجازات شده بود برای چهارمین بار برای این جرم در دادگاه محکوم و مجازات اعدام برای او در نظر گرفته شده است.
مجازات نوشیدن مشروبات الکی در ایران، هشتاد ضربه شلاق است اما بنابر ماده ۱۷۹ قانون مجازات اسلامی ایران، اگر فردی چند بار در دادگاه به این جرم مجازات شود، بار سوم باید حکم اعدام برای او صادر گردد.
در مورد جوانی 22 ساله به نام محسن که شعبه 72 دادگاه کیفری استان تهران، حکم اعدام برای او صادر کرده، آن گونه که خبرگزاری دانشجویان ایران از وکیل تسخیری او نقل کرده، وی سه بار در سوم خرداد، هفتم تیر و هفدهم مهر سال ۸۵ به جرم نوشیدن مشروبات الکلی به مجازات شلاق محکوم شده و بار چهارم نیز پس از آنکه در منزل مشروب خورده، به خیابان رفته، سرو صدا ایجاد می کند که مأموران کلانتری ابوذر در جنوب تهران او را دستگیر می‌ کنند.
با اینکه قانون مجازات اسلامی، حکم اعدام را برای سومین مجازات مشروبخواری تعیین کرده، اما به نظر می رسد قاضی پرونده احکام فقهی را برای صدور حکم در نظر گرفته که بنابر آن، مجازات اعدام برای نوشیدن مشروبات الکلی در بار چهارم باید صادر شود.
از پیامبر اسلام نقل شده: "من شرب الخمر فاجلدوه ثم ان شرب فاجلدوه ثم ان شرب فاجلدوه، فان عاد فی الرابعة فاقتلوه"، یعنی: "کسی که شرب خمر کرد (مشروب الکلی نوشید) را شلاق بزنید، اگر باز هم نوشید هم شلاق بزنید، باز هم اگر نوشید شلاق بزنید، باز هم نوشید شلاق بزنید، اگر بار چهارم تکرار کرد، پس بکشیدش.“
این حدیث و همچنین روایات مشابه آن که از پیامبر اسلام نقل شده مورد توافق راویان شیعه و سنی قرار دارد و در کتب معتبر حدیث نقل شده است.
این نخستین بار نیست که دادگاههای ایران برای فردی که بیش از سه بار به جرم مشروبخواری مجازات شده حکم اعدام صادر می کنند.
اما با وجود مجازاتهای سختی که در قوانین ایران برای نوشیدن مشروبات الکلی وضع شده، مشروبخواری به شکل پنهانی در میزان گسترده ای در ایران وجود دارد.

آمار و گزارشهای پلیس ایران حاکی از حجم انبوه کشف مشروبات الکلی است که به این کشور قاچاق، یا به صورت پنهانی در داخل کشور تولید می شود.

صدور حکم اعدام برای يک جوان ۲۲ ساله به جرم نوشيدن مشروب الکلی
راديو فردا:دادگاه کيفری استان تهران پسر ۲۲ ساله ای به نام «محسن» را به جرم نوشيدن مشروبات الکلی يا «شرب خمر» به اعدام محکوم کرده است.
قاضی جليل جليلی، دادرس شعبه ۷۲ دادگاه کيفری استان تهران روز سه شنبه، به خبرگزاری نيمه دولتی دانشجويان ايران، ايسنا گفته است که «متهم چهار بار شرب خمر کرده و طبق قانون مجازات اسلامی هر فردی که دو بار مشروب بخورد و هر بار حد برای او جاری شود، در دفعه سوم کشته می شود.»
طبق ماده ۱۷۹مجازات اسلامی، هرگاه کسی چند بار مشروب الکلی مصرف کند و بعد از هر بار مصرف، اين فرد محکوم به ضربه شلاق شود، در مرتبه سوم دادگاه می تواند حکم مرگ وی را صادر کند.
دکتر عبدالکريم لاهيجی، رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، در گفت و گو با راديو فردا در اين باره گفت:« در قانون مجازات اسلامی اين مجازات وجود دارد، بنابراين بايد منتظر اجرای حکم بود، مگر آنکه حکم هنوز قطعيت نيافته باشد و در مرحله تجديد نظر به حکمی ديگر تغيير يابد.»
«محسن» سه بار در سوم خرداد، هفتم تير و ۱۷ مهر ماه سال ۸۵ به دليل خوردن مشروب الکلی به حد يا ضربه شلاق محکوم شد.
عزيز نوکنده ای، وکيل تسخيری «محسن» به خبرگزاری ايسنا گفته است که موکلش برای بار چهارم در منزلش مشروب خورده و سپس به خيابان آمده و سر و صدا کرده بود که ماموران کلانتری ابوذر او را بازداشت کردند.
حقوقدانان می گويند که صدور چنين حکمی در ايران بسيار نادر است و اين بار نيز برای اين که پرونده از دادگاه عمومی به دادگاه کيفری فرستاده شده است، چنين حکمی صادر شده است.
آقای لاهيجی در همين باره به راديو فردا گفت:« تا وقتی چنين قوانين خشن و خلاف همه اصول قوانين حقوق بشر در ايران وجود دارد، خطر صدور احکامی از اين دست همچنان وجود خواهد داشت.»
وی گفت:«با اينکه قانون مجازات اسلامی بيش از ۲۷ سال است که در ايران تصويب شده، ولی در سال های اخير نظير چنين احکامی، يا حکمی نظير پرتاب از بلندی، تصويب نشده بود.»
عبدالکريم لاهيجی افزود:« تصويب و صدور اين احکام اکنون نشان دهنده آن است که گروهی که الان بر ايران حاکم است، نماينده خشن ترين تفکراتی است که بر جامعه فعلی ايران حکومت می کند.»
به گفته عزيز نوکنده ای، «محسن در مراحل بازپرسی در دادسرای محلاتی اتهام خود را پذيرفت و پزشکی قانونی نيز شرب خمر وی را تاييد کرد.»
وی با استناد به ماده ۱۸۲ قانون مجازات اسلامی،افزود:« از آنجايی که متهم اقرار و توبه کرده، حکم قتل وی می توانست صادر نشود، البته دادگاه می تواند چنين حکمی را صادر کند.»
مصرف الکل در ايران در سال های گذشته رو به افزايش بوده و در اين رابطه، سرتيپ پاسدار اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، در اوايل آذر ماه به ايسنا گفت:« مصرف الکل و حتی افزايش مصرف آن در ايران يک واقعيت است و هم اکنون سالانه ۲۰ ميليون ليتر الکل در ايران مصرف می شود.»

Sonntag, 3. Februar 2008

احضار سخنگوی جبهه ملی ايران به وزارت اطلاعات

بنا خبر از تبریز نیوز:سرویس حقوق بشر:
دکتر "داوود باوند" سخنگوی جبهه ملی ايران، روز يکشنبه ١٤ بهمن ١٣٨٦ به وزارت اطلاعات فرا خوانده شد
کوروش زعیم دیگر عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در گفتگوی تلفنی با سرویس حقوق بشر تبریز نیوز ضمن تایید این خبر گفت: ايشان از ساعت ١٤ الی ١٧ توسط. وزارت اطلاعات باز جويی شده اند. گفتنی است ، پیشتر نیز گذرنامه دکتر داوود باوند هنگام سفر به یک کشور خارجی (جهت شرکت در سمیناری) توسط نیروهای امنیتی ضبط شده است.

هوشنگ کردستانی - دوگانگی سیاست خاورمیانه ای آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران

هوشنگ کردستانی
دوگانگی سیاست خاورمیانه ای آمریکا
- در رابطه با جمهوری اسلامی ایران -

آمریکا سیاست دوگانه ای را در خاورمیانه در رابطه با جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. از سویی تهدید می کند که چنانچه جمهوری اسلامی به جنگ افزار هسته دست یابد و دارای بمب اتم شود، جنگ سوم جهانی اجتناب ناپذیر خواهد بود و برای جلوگیری از غنی سازی اورانیوم توسط سردمداران جمهوری اسلامی، می کوشد تا دامنة تحریم ها را گسترش دهد. از سوی دیگر، دستگاههای اطلاعاتیِ آن گزارش می دهند که جمهوری اسلامی از سال 2003 تلاش برای دست یافتن به جنگ افزارهای هسته ای را متوقف کرده و در صورت از سرگیری آنها تا سال های طولانی قادر به ساختن آن نخواهد بود و نیز وزیر خارجه آمریکا می گوید که آمریکا دشمن ابدی ندارد و او آمادگی دارد تا در صورت لزوم برای گفت و گو با همتای اسلامی خود به تهران هم سفر نماید.
این دوگانگی سیاست آمریکا را در رابطه با جمهوری اسلامی چگونه باید توجیه کرد؟
ظاهراً دولتمردان آمریکا از اینکه جمهوری اسلامی از این پس در پی دستیابی به جنگ افزارهای اتمی نیست، و می دانند که شعارهای این سردمداران (مانند مخالفت با موجودیت اسرائیل و حذف آن از صفحه جغرافیای جهان) شعارهای بی محتوا و عاری از حقیقت بوده و بیشتر برای کسب هوادارانی در جهان اسلامی است که از سیاست سرکوب فلسطینی ها و جلوگیری از تشکیل دولت فلسطینی توسط اسرائیل ناخرسندند.
به احتمال زیاد در گفت و گوهایی که میان نمایندگان آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است، دو طرف به توافق هایی دست یافته اند از جمله آنکه جمهوری اسلامی از پی گیری فعالیت های هسته ای دست بکشد و نظامیان شیعه عراقی زیر نفوذ خود را وا دارد که بخشی از قدرت را به سُنّی ها واگذارد و متقابلاً آمریکا پذیرفته است در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی اقدامی نکرده و پیرامون عدم اجراء مفاد منشور حقوق بشر در ایران- همچون چین- پافشاری ننماید.
تحویل اورانیوم غنی شده توسط روسیه برای نیروگاه بوشهر (که تاکنون مرحله پنجم آن انجام پذیرفته) و اشارة مقام های روسیه به اینکه با ارسال اورانیوم غنی شده به ایران جمهوری اسلامی دیگر نیازی به تولید اورانیوم غنی شده ندارد، مصاحبه وزیر خارجه انگلیس با یک روزنامه لبنانی که می گوید مسئله سرنگونی جمهوری اسلامی مطرح نیست، تصمیم آمریکا به تغییر قانون اساسی و سهیم کردن سُنّی ها در اداره عراق، تقسیم بندی جدید استانهای این کشور و تقسیم درآمد نفت و گاز عراق به تناسب میان آنها و اشاره رهبر اسلامی – که هواداران برقراری رابطه سیاسی با آمریکا را خائن و حرامزاده خوانده بود – به اینکه هر زمان ایجاد رابطه با آمریکا لازم باشد من خود پیشقدم می شوم، همه نشانه هایی حاکی از این توافق احتمالی می باشد.
اما اینکه چرا دولتمردان آمریکا با وجود این توافق های احتمالی، باز هم از خطرناک بودن ایران اتمی سخن می گویند و درصدد به تصویب رساندن مرحلة سوم تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی هستند و نیز تهدید می کنند چنانچه جمهوری اسلامی به بمب اتم مسلح شود جنگ سوم جهانی اجتناب ناپذیر خواهد بود، همه را باید در دوگانگی سیاست آمریکا در خاورمیانه عربی و در رابطه با جمهوری اسلامی ارزیابی کرد.
آمریکا می داند به دلیل اختلاف دیدگاهها میان سران 5 کشور + 1 حصول توافق برای ادامه تحریم ها اگر امکان ناپذیر نباشد بسیار مشکل است ولی با اتخاذ این سیاست می خواهد ضمن به توافق رسیدن با جمهوری اسلامی پیرامون مسایل عراق که برایش حیاتی است، دولتمردان اسرائیل را نیز از خود راضی نگاه داشته و از ترس و وحشتی که سران کشورهای عربی از قدرت یابی جمهوری اسلامی دارند، استفاده کرده با آنها قراردادهای سودآور فروش جنگ افزار منعقد سازد. می دانیم سران اسرائیل از عراق قدرتمند دوران صدام حسین بشدت نگران بودند. با سقوط صدام و متلاشی شدن ارتش بعثی نگرانی آنها در مورد عراق پایان یافت ولی شعارهای بی محتوا و تهدیدهای به دور از خِرَد و عُرف سیاسی رئیس جمهور تازه بدوران رسیده اسلامی باعث شد که اسرائیل از قدرت یابی جمهوری اسلامی بشدّت نگران شود. آنها بارها نگرانی های خود را از دست یابی جمهوری اسلامی به جنگ افزار هسته ای بیان داشته و جسته و گریخته یادآور شده اند، چنانچه امکان دست یابی جمهوری اسلامی به بمب اتم وجود داشته باشد، اسرائیل برای دفاع از موجودیت خود مراکز هسته ای جمهوری اسلامی را (همانند مراکز هسته ای عراق در سال 1981) بمباران و نابود خواهد ساخت.
سران اسرئیل از توافق احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی که شرط عدم سرنگونی جمهوری اسلامی جزیی از اصول آن باشد راضی نیستند، از این رو آمریکا لازم می داند ضمن تهدید کردن جمهوری اسلامی حتّی اشاره به احتمال گزینه نظامی به اسرائیلی ها اطمینان بدهد که در برابر هرگونه تهدیدی از جانب جمهوری اسلامی ساکت ننشسته و همچون گذشته در کنار آنها خواهد بود.
از این رو، آمریکا لازم می داند برای اطمینان خاطر دادن بیشتر به سران اسرائیل جهت رفع نگرانی های آنها و جلوگیری از احتمال یک حمله هوایی غافل گیرانه آن به ایران که ممکن است همة محاسبات را بهم ریخته و پی آمدهای غیرقابل پیش بینی برای منطقه و دنیا داشته باشد، جمهوری اسلامی را وادار کند که غنی سازی اورانیوم را (که با تحویل اورانیوم غنی شده توسط روسیه دیگر نیازی به تهیه آن در ایران نیست) و جلوگیری از تکرار پنهان کاری های گذشته اختیارات آژانس بین المللی اتمی را برای نظارت بر فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی بیشتر نماید که نه تنها مغایر با توافق های احتمالی نیست بلکه تأکید مجدّدیست بر گزارش دستگاههای اطلاعاتی آمریکا.
چنانچه هدف آمریکا از به توافق رسیدن کشورهای 1+5 دادن اختیارات بیشتر به آژانس بین المللی اتمی جهت نظارت بیشتر بر فعالیت های غنی سازی اورانیوم جمهوری اسلامی باشد، شک نیست که چین و روسیه نیز با آن موافق بوده و تصویب آن در شورای امنیت سازمان ملل قطعی خواهد بود.
از آنجا که اسرائیل اساساً از قدرت یابی هر کشور منطقه - ولو دوست - برای آینده خود احساس عدم امنیت می کند و نمی تواند نارضایتی خود را از عقد قرارداد آمریکا و عربستان پنهان سازد، آمریکا ناگزیر از آن شد تا متقابلاً به اسرائیل نیز وعدة تحویل جنگ افزارهای پیشرفته نظامی بدهد.
مشاهده می شود که امریکا با پی گیری این سیاست دوگانه می کوشد هم درگفتگو با جمهوری اسلامی در مورد ایجاد آرامش در عراق که لازمه آن سهیم کردن سُنّی ها در قدرت و ایجاد رضایت آنها و حامیان عربی آنهاست به توافق برسد و هم آنکه اسرائیل را از حمایت نظامی خود مطمئن سازد. و هم قراردادهای سودآور با کشورهای عربی خلیج فارس امضاء نموده تا برخی از دلارهای نفتی آنها را مجدداً به کشور خود برگرداند.
در این میان رئیس جمهور فرانسه نیز بیکار ننشسته با آگاهی از عدم علاقمندی سران کشورهای نفت خیز عربی به وابستگی کامل به جنگ افزارهای آمریکا، به این کشورها سفر کرده و با آنها قراردادهای کلان اقتصادی و فروش جنگ افزار و ایجاد نیروگاه های اتمی منعقد نموده است و مهم تر آنکه تصمیم دارد تا چند سال آینده در جنوب خلیج فارس پایگاه دریایی ایجاد نماید، امری که در پنجاه سال گذشته سابقه نداشته است.
به این ترتیب دنیای پیشرفته به ویژه آمریکا و فرانسه باید سپاسگزار سردمداران جمهوری اسلامی باشند که با دادن شعارهای توخالی و تهدیدهای غیرعملی، سران سرزمین های همجوار ما را (که در درازای تاریخ، تیول پادشاهان و دست نشانده دولت های ایران بوده اند) به راحتی به دامان آنها انداخته اند.
آیا هیچ دولتی در دنیا غیر از دشمنی مانند جمهوری اسلامی می توانست برای رهایی از بحرانهای مالی و اقتصادی که قدرتهای بزرگ دچار آن هستند، به آنها یاری رساند؟ Ï

Freitag, 1. Februar 2008

مژده كه جشن سده آمد كنون

مژده كه جشن سده آمد كنون
گشت زمستان همه جا لاله گون


گفتگو با مهدی حیدری برادر لیلا.

خطر سنگسار فردی در ساری

خطر سنگسار فردی در ساری

به گزارش کميته بين المللی عليه سنگسار، مردی به نام عبدالله فریور مقدم در آستانه سنگسار قرار دارد.

در نامه ای که توسط دوستان و آشنايان او منتشر شده آمده است عبدالله فريورمقدم در آستانه سنگسار است. او يکي از عزيزان ما است که بطور ناگهاني اسير حکومت شده و تا آستانه قتل به طريق سنگسار پيش رفته است. اين حکم و سايه وحشتناک اين رفتار با عبدالله براي ما و بيش از همه براي مادر او، همسر و دو فرزندش ، غير قابل تحمل است. تصور کنيد زندگي روزانه ما را با اين کابوس که ممکن است امروز و يا فردا عبدالله را در خفا و يا در مرکز شهر سنگسار کنند.
عبدالله ۴۸ سال دارد و به جرم رابطه جنسي خارج از ازدواج دستگير و در زندان شهر ساري در مازندران ايران به سنگسار محکوم شده است. او چهار سال است که در زندان است.
ما به هر اداره و نهادي که در ايران متوسل شده ايم، پاسخ ها يکسان بوده است:" اين قانون است، حکم کاملا تائيد شده و بزودي اجرا ميشود."
مادر عبدالله که شبانه روز فقط اشک ميريزد به کجا متوسل شود. دختران او که از شنيدن کلمه سنگسار وحشت کرده و گريه ميکنند، به کجا متوسل شوند. همسر او که لحظه به لحظه منتظر شنيدن خبر شوم اجراي حکم است چه کار کند؟
ما تصميم گرفتيم به شما متوسل شويم. به افکار عمومي ايران و دنيا. کمک کنيد جان عبدالله را از سنگسار که وحشتناک و غير قابل تصور است نجات دهيم. کمک کنيد يک خانواده از وحشت نجات يابد. کمک کنيد زندگي و آينده دهها نفر که با اين کابوس روبرو شده اند، نجات يابد. به ما کمک کنيد جان عبدالله را نجات دهيم.


تصویر بالا محل سنگسار یک مرد روستايی را در تاکستان قزوین نشان می دهد

اعدام 1 فعال سیاسی در زندان اهواز


اعدام 1 فعال سیاسی در زندان اهواز


دستگاه قضایی جمهوری اسلامی یک فعال سیاسی و حقوق بشر را صبح امروز پنجشنبه 11 بهمن ماه در زندان "کارون" اهواز به دارآویخت."زامل باوی" 29 ساله که روز پنجشنبه اعدام شد پنجمین نفری بود که طی 1 ماه گذشته از سوی جمهوری اسلامی با اتهامات سیاسی در اهواز اعدام شدند.یک ماه قبل نیز 4 فعال سیاسی و حقوق بشر با اسامی احمد مرمزی، عبدالحسین حریبی، حسین عساکره و عبدالرضا سنواتی، در اهواز اعدام شدند و خطر اعدام 3 تن دیگر با اسامی سعید عوده صاکی، عبدالرسول علی مزرعه و فالح عبدالله المنصوری را نیز تهدید می کند.

گزارش سالیانه دیده بان حقوق بشر


'ادامه وخامت'
ایران در گزارش سالیانه دیده بان حقوق بشر

بی بی سی - گروه دیده بان حقوق بشر در گزارش سالیانه خود بخشی را به ایران اختصاص داده و در آن اعلام کرده که احترام به حقوق اولیه انسانی، بخصوص آزادی بیان و تجمع، طی یک سال گذشته در ایران به "وخامت" خود ادامه داده است.
در این گزارش آمده که دولت محمود احمدی نژاد در ایران همواره افراد را صرفاً به دلیل استفاده مسالمت آمیز از حقوق خود مبنی بر آزادی بیان و برپایی تشکلها بازداشت می کند و افراد بازداشت شده را اغلب مورد شکنجه و بدرفتاری قرار می دهد.
قوه قضائیه ایران نیز که تنها به رهبر این کشور، آیت الله خامنه ای پاسخگوست مسئول بسیاری از موارد جدی نقض حقوق بشر دانسته شده و در گزارش آمده که حکومت ایران به طور فزاینده ای از امنیت ملی به عنوان بهانه ای برای خاموش کردن بیان دگراندیشی و تقاضا برای اصلاحات استفاده می کند.
در این گزارش، زندانی کردن روزنامه نگاران و دبیران نشریات و سیاستهای حکومت ایران در کنترل نشریات و فضای دانشگاهها، سرکوب سازمانیافته آزادی بیان و اندیشه توصیف شده و آمده که معدود روزنامه های مستقلی که همچنان به کار خود در ایران ادامه می دهند، به طور شدیدی خودسانسوری می کنند.

آزادی بیان

طی دو سال اخیر در ایران، به کار برخی استادان دانشگاه در ایران از طریق عدم موافقت با ادامه کار آنان پس از بازنشستگی یا عدم تمدید قرارداد کاری آنها پایان داده شده که دیده بان حقوق بشر از آن با عنوان اخراج و بازنشستگی زودهنگام استادان دگراندیش یاد کرده و در ادامه گزارش سالیانه خود آورده است: "بسیاری از نویسندگان و روشنفکرانی که زندانی نشده اند، یا کشور را ترک یا از منتقد بودن صرفنظر کرده اند".
از جمله دیگر مواردی که دیده بان حقوق بشر به عنوان مصادیق نقض آزادی بیان طی یک سال گذشته در ایران برشمرده، عدم صدور جواز نشر برای برخی کتابهایی که قبلاً با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ شده بودند و مسدود یا فیلترکردن وبسایتهای حاوی اخبار و تحلیلهای سیاسی است.

آزادی تجمعات

دیده بان حقوق بشر با اشاره به برخورد با معلمان معترض و همچنین فعالان دانشجویی و حقوق زنان در سال گذشته در گزارش خود نوشته که دولت محمود احمدی نژاد هیچ تساهلی در مقابل اعتراضات و تجمعات مسالمت آمیز از خود نشان نمی دهد.

حقوق بازداشت شدگان

بنابر این گزارش، تحت دولت احمدی نژاد رفتار با بازداشت شدگان وخیمتر شده، افرادی که به دلیل بیان مسالمت آمیز دیدگاههایشان زندانی شده اند مورد شکنجه و بدرفتاریهایی نظیر ضرب و شتم، محرومیت از خواب و حبس انفرادی طویل المدت قرار می گیرند و قضات نیز اغلب اعترافاتی را که با زور گرفته شده است، می پذیرند.
در این بخش از گزارش به طور مشخص به اظهارات خانواده های سه روزنامه نگار زندانی و همچنین پخش "اعترافات" هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، دو پژوهشگر ایرانی اشاره شده است.
در عین حال، آن گونه که دیده بان حقوق بشر گزارش داده، عده ای هم در ایران از پیگرد قضائی و مجازات مصونند و بسته شدن رسانه های مستقل به ادامه این "فضای مصونیت از مجازات" کمک کرده است.
نمونه ای که دیده بان حقوق بشر برشمرده، سعید مرتضوی دادستان تهران است که به شهادت شماری از افرادی که به حکم او بازداشت شده اند در برخی از بدترین موارد نقض حقوق بشر شرکت داشته اما با اینکه شکایتهایی علیه او صورت گرفته، مورد پیگرد قانونی قرارنگرفته است.
فعالان حقوق بشر نیز در گزارش دیده بان حقوق بشر، در زمره قربانیان نقض حقوق بشر در ایران برشمرده شده و از زندانی شدن عمادالدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان به عنوان یکی از نمونه های بارز نقض حقوق بشر یاد شده است.
در گزارش دیده بان حقوق بشر آمده که حکومت ایران، تشکلهای غیردولتی را که مشوق حضور در جامعه مدنی اند و آگاهی از نقض حقوق بشر را ارتقا می بخشند، بسته است، نمونه این برخوردها نیز تعطیلی دفتر مؤسسه های "کنشگران داوطلب" "مؤسسه راهی" ذکر شده که مؤسسه راهی به منظور کمک حقوقی و اجتماعی به زنان قربانی خشونت تأسیس شده بود.

اعدام کمسالان

دیده بان حقوق بشر ایران را "سردمدار مجازات مرگ" برای افرادی دانسته که هنگام ارتکاب جرم کمتر از هیجده سال سن دارند و در گزارش خود نوشته که در حال حاضر حداقل هفتاد نوجوان مجرم در ایران در انتظار مجازات مرگند، این در حالی است که از چهار سال پیش به دستور رئیس قوه قضائیه، صدور حکم اعدام برای نوجوانان مجرم ممنوع شده اما دادگاهها همچنان به صدور چنین احکامی ادامه می دهند.

اقلیتها

بخشی از گزارش دیده بان حقوق بشر به تبعیض و در برخی موارد، آزار و اذیت اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران اختصاص دارد.
در این گزارش در مورد فردی به نام نصرالله شنبه زهی که سال گذشته و به دنبال انفجار اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران در استان سیستان و بلوچستان دستگیر، محاکمه و اعدام شد آمده که او به صورت عجولانه ای و بدون دسترسی به وکیل به دار آویخته شده است.
محاکمه عربهای ایرانی که به دنبال چند مورد بمبگذاری مرگبار در استان خوزستان محاکمه و اعدام شدند نیز مطابق با معیارهای عادلانه دانسته نشده و آمده که محاکم آنان به صورت غیرعلنی و در حالی صورت گرفته که متهمان از حقوق دادرسی مدنی محروم بوده اند.
در ادامه گزارش دیده بان حقوق بشر آمده که در استانهای آذربایجان و کردستان، حکومت فعالیتهای فرهنگی و سیاسی متمرکز بر هویت و زبانهای محلی را محدود می کند، دبیران روزنامه های کردی را تحت این عنوان که پوشش خبری آنها از وقایع کردستان عراق در جهت ترویج جدایی طلبی بین کردهای ایران است، مورد آزار و اذیت قرار می دهد و روزنامه های محلی استانهای آذربایجان شرقی و غربی که وقایع جمهوری آذربایجان را پوشش می دهند نیز مورد آزار و اذیت مسئولان قرار گرفته اند.
در مورد تبعیض مذهبی نیز دیده بان حقوق بشر تنها به بهائیان اشاره کرده که در قانون اساسی ایران به عنوان اقلیت مذهبی به رسمیت شناخته نمی شوند، در این گزارش به تبعیض علیه پیروان دیگر مذاهب اشاره ای نشده است.
دیده بان حقوق بشر در گزارش خود نوشته که حکومت کماکان به جامعه بهائیان ایران اجازه نمی دهد به طور علنی به عبادات و فعالیتهای دینی خود بپردازند و در سال گذشته مانع از دسترسی دست کم هشتصد دانش آموز بهائی به آزمون سراسری ورود به دانشگاهها شده است.

اخراج مهاجران افغان

بازگرداندن اجباری مهاجران غیرقانونی افغان به کشورشان نیز از نگاه دیده بان حقوق بشر، مصداق نقض حقوق بشر در ایران ارزیابی شده است.

داروی ایدز

نکته دیگری که در گزارش دیده بان حقوق بشر وجود دارد به داروی مقابله با بیماری ایدز برمی گردد که وزارت بهداشت از تولید آن در ایران خبر داده و اعلام کرده که این دارو از هفت گیاه ایرانی به دست آمده و به مدت بیش از پنج سال روی بیش از دویست نفر آزمایش شده است.
به گزارش دیده بان حقوق بشر، فعالان حقوق بشر و ایدز در ایران ابراز نگرانی کرده اند که در این آزمایشها از افراد آلوده به ایدز بدون جلب رضایت آنها استفاده شده و به بیماران به جای داروهای مؤثر، داروهای کاملاً بی اثر داده شده است.
مهمترین نکته در گزارش امسال دیده بان حقوق بشر، انتقاد از آمریکا و دولتهای اروپایی و متهم ساختن آنان به مسامحه کاری در برابر دولتهای ناقض حقوق بشر است.

قطعنامه تازه پارلمان اروپا در ارتباط با ایران




قطعنامه تازه پارلمان اروپا در ارتباط با ایران



بی بی سی - نمایندگان پارلمان اروپا صبح روز پنج شنبه قطعنامه ای در ارتباط با ایران به تصویب رساندند که در آن از عدم توقف همه فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم در این کشور ابراز تاسف شده است.
آنها همچنین نگرانی عمیقشان را از وضعیت کلی حقوق بشر در ایران ابراز کرده و راه کارهایی برای روابط دوجانبه پیشنهاد کرده اند.
این قطعنامه در پی مذاکرات روز چهارشنبه نمایندگان پارلمان اروپا و ارائه گزارش خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجی و بنیتا فررو والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا از آخرین تحولات در روابط دو طرف، با اکثریت آرا به تصویب رسید.
در این قطعنامه از تلاش های اتحادیه اروپا در باز نگه داشتن باب گفتگو با ایران در زمینه مسئله هسته ای و پیدا کردن راه حل دراز مدت در این مورد حمایت شده و بر اهمیت نقش آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید شده است.
نمایندگان همچنین مجددا موضع خود مبنی بر قابل حل بودن این بحران و عدم لزوم طرح گزینه نظامی را تکرار کرده، از دولت آمریکا خواستند که دست از تهدید نظامی و سیاست تغییر نظام ایران بردارد.
آنها در مقابل از ایران نیز می خواهند تا بدون تاخیر برای روشن کردن آینده برنامه اتمی اش پای میز مذاکره برگردد و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.

بانک سوخت هسته ای

در این قطعنامه از جامعه جهانی خواسته شده تا بر اساس طرح مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ایجاد بانک سوخت هسته ای، تامین سوخت را برای کشورها تضمین کنند تا از خطر گسترش سلاح های اتمی کاسته شود.
خاویر سولانا روز گذشته در همین مورد گفته بود: "در دنیایی که تمایل رو به افزایشی برای انرژی اتمی وجود دارد، ما باید راه هایی پیدا کنیم که به کشورها اطمینان دهد، می توانند سوخت هسته ای را بدون اینکه خودشان نیازی به غنی سازی داشته باشند تهیه کنند."
در زمینه حقوق بشر در این قطعنامه بشدت ابراز نگرانی شده از اینکه در سال های اخیر اوضاع در این مورد به وخامت گرائیده و خصوصا به موارد زیاد اعدام اشاره شده است.
در این قطعنامه مشخصا به اعدام فردی به نام زمال باوی اشاره شده که ظاهراً صبح پنجشنبه صورت گرفته است.
نمایندگان پارلمان اروپا از فشار بر اقلیت های قومی و مذهبی و همینطور نهادهای جامعه مدنی از جمله گروه های زنان و سندیکا ها انتقاد کرده و از مقامات ایران خواسته اند چه در قوانین و چه در عمل شکنجه را محو کنند.
آنها همچنین گفته اند از ایران انتظار دارند برگزاری آزاد و منصفانه انتخابات آتی را تضمین کند.
قطعنامه تازه پارلمان اروپا احتمال عقد توافقنامه همکاری تجاری با ایران را به بهبود وضع حقوق بشر و همکاری کامل ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای تضمین صلح آمیز بودن برنامه اش موکول کرده است.
در یکی دیگر از بندهای این قطعنامه نمایندگان همچنین خواستار از سرگیری گفتگوهای دو طرف بر سر مسئله حقوق بشر شده اند که چند سال پیش متوقف شد.

باب گفتگو

در این قطعنامه از کمیسیون اروپا خواسته شده تا هیئتی را برای ترویج گفتگو بین مقامات و نهادهای جامعه مدنی دو طرف تعیین کند و در حوزه هایی مثل کمک به پناهندگان و مبارزه با مواد مخدر ارتباطش را با ایران تقویت نماید.
روز گذشته خانم بنیتا فررو والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا گفته بود باوجودی که مسئله اتمی بر همه جنبه های رابطه با ایران سایه انداخته ولی باید همزمان ارتباط در زمینه های دیگر ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به سابقه تاریخی طولانی دو طرف، آن را عاملی مهم برای تبادل اندیشه، هنر و فرهنگ معرفی کرد.

برنامه اتحادیه اروپا برای تبادل دانشجو و استاد از مدتی پیش آغاز شده و هم اکنون تعدادی از دانشگاهیان ایرانی در اروپا به تحصیل و تدریس مشغولند.
خانم والدنر در سخنانش همچنین از ایده راه اندازی تلویزیون فارسی زبان نیز حمایت کرد.
او گفت: "من از تصمیم پارلمان استقبال می کنم که بودجه ای را برای راه اندازی تلویزیون فارسی زبان اختصاص دادند، این تلویزیون با تهیه و پخش برنامه هایی با زاویه دید اروپایی می تواند نقشی مهم در تقویت درک بهتر ما میان مخاطبان ایرانی ایفا کند."
روز چهارشنبه، همچنین تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان اروپا بعد از صحبت های آقای سولانا و خانم والدنر به ابراز نظر پرداختند.
برخی از این نمایندگان با تحریم ها علیه ایران مخالفت کردند و در این مورد به گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا استناد کردند و در مقابل عده ای نیز از لزوم حمایت اپوزیسیون حکومت ایران و مشخصاً سازمان مجاهدین خلق سخن گفتند و معتقد بودند به جای این سازمان، سپاه پاسداران انقلاب باید در لیست گروه های تروریستی اتحادیه اروپا قرار گیرد.
اتحادیه اروپا چند سال است سازمان مجاهدین خلق را در فهرست گروه های تروریستی جای داده و تاکنون تلاش هواداران این سازمان برای خارج کردن نامش از این فهرست به نتیجه نرسیده است.

Dienstag, 29. Januar 2008

ده بهمن روز حمایت از دانشجویان در بند ، تا آزادی همه ی دربندیان

روی عکس کلیک کنید و ببینید



باور ما این است...



ده بهمن را به سان همه ی روز های سخت گذشته در کنار هم خواهیم بود.
ده بهمن را با همدلی هم خاطره ای خواهیم ساخت در یادها ماندنی.
ده بهمن را روزی خواهیم ساخت٬ حجت دیگری از طراوت بهاری سبز در زمستانی سرد.
ده بهمن را نمادی خواهیم ساخت از هم اندیشی گسترده ی همه ی وبلاگ نویسان ایرانی در حمایت از آزادی همه ی دانشجویان در بند.
آری! باور ما این است...
ده بهمن برای انجام حرکتی بشر دوستانه و رهایی دوستانمان از زندان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن برای انجام فعالیتی صلح جویانه و به دور از هر گرایش حزبی٬ فارغ از ایدئولوژی های متفاوت و تنها برای آزادی جوانان ایرانی گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن برای انجام وظیفه ی انسانی مان٬ فارغ از قومیت و گوناگونی اندیشه٬ برای احقاق حقوق هم کلاسی هایمان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم.
ده بهمن سال ۱۳۸۶ خورشیدی٬ با تغییر سراسری نام وبلاگ هایمان به "همبستگی با دانشجویان در بند" یا "دانشجویان در بند را آزاد کنید" زنده خواهیم کرد٬ نام و یاد همه ی آنان را٬ نام و یاد احمد را٬ مجید را٬ احسان را٬ بیتا را و مرتضی را و... و نام و یاد همه را...
ده بهمن به امید آزادی شان و برای رهایی شان در کنار هم می مانیم و نشان می دهیم٬ هر کجا که باشیم٬ در همه ی روز های سخت تا آزادی همه ی دانشجویان در بند که همگی از نخبگان علمی و اخلاقی ایران هستند٬ هر چه در توان داریم به کار می بندیم و از پای
نخواهیم نشست

Montag, 28. Januar 2008

یورش وحشیانه نیروهای گارد ویژه به کوی دانشگاه تهران

یورش وحشیانه نیروهای گارد ویژه به کوی دانشگاه تهران


بنابه گزارشات رسیده غروب امروز یکشنبه 7 بهمن دانشجویان دانشگاه تهران دست به اعتراضات گسترده زدند. آنها در اعتراض به شرایط حاکم بر دانشگاه معترض بودند. در ساعت 21:00 گارد ویژه به دانشجویان اعتراض کننده حمله ور شد و درگیری بین دانشجویان و گارد به شدت ادامه دارد. تعداد زیادی از نیروهای گارد ویژه وارد گوی دانشگاه شدند و به دانشجویان وحشیانه حمله نمودند. در اثر این حمله دهها دانشجو زخمی و تعداد زیادی دستگیر شدند.
در حملۀ به ساختمانهای 20،21،22،23 توسط نیروهای گارد ویژه آسیب جدی دیده است. درگیریها همچنان ادامه دارد و کوی دانشگاه توسط نیروهای سرکوبگر به اشغال در آمده است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، حمله به دانشجویان دانشگاه تهران را محکوم می کند، و از تمامی سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به سرکوب وحشیانه دانشجویان است. فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران 07 بهمن ماه 1386 برابر با 27 ژانویه

Sonntag, 27. Januar 2008

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران


وضعيت اسفبار زنان در ايران


وضعيت اسفبار زنان در ايران

در حدود يك هفته پيش اولين گرم خانه براي زنان معتاد بي سرپناه در جنوب شهر تهران آغاز بكار كرده است مسئولين مي گويند كه در حال حاضر حدود 60000 زن ايراني بمواد مخدر معتادند شمار مردان معتاد 2مليون نفر اعلام شده است كه البته برخي از كارشناسان معتقدند شمار واقعي معتادان شايد از اين هم بيشتر باشد .گزارشات حاكيست كه بخش زيادي از اين زنان معتاد را بي سر پناهان تشكيل مي دهند .مددكاران اجتماعي مي گويند راه اندازي اين گرم خانه در تهران مي تواند براي اين زنان مفيد واقع شود . اولين Shelter يا گرم خانه ويژه زنان معتاد بي خانمان را سازمان غير دولتي ”تولدي دوباره ” با حمايت سازمان بهزيستي در تهران براه انداخته است .آنگونه كه عباس ديلمي از مسئولان جمعيت خيريه تولدي دوباره گفته است زنان معتاد وبي سر پناهي كه به اين گرم خانه مراجعه مي كنند وسايل و امكانات زندگي در آختيارشان قرار مي گيرد ,سازمان غير دولتي تولدي دوباره در سال 1382تأسيس شده و فعاليت آن در جهت كمك به معتادان براي كاهش اعتياد به مواد مخدر و آماده كردن آنها براي بازگشت به جامعه است .انجمن تولدي دوباره بگفته دكتر مصطفي اقليما رئيس انجمن مددكاري اجتماعي ايران پيش از اين نيز گرم خانه هايي را با كمك سازمان بهزيستي در نقاط ديگر ايران راه اندازي كرده است. دكتر اقليما : ”بيشتر بودجه كمكي كه مردم مي دهند اينجا را باز كرده اند چون كمك هاي دستگاه دولتي رويش نمي شود زياد حساب كرد .”گنجايش اولين گرم خانه كه ويژه زنان معتاد بي سر پناه در تهران براي 30نفر در نظر گرفته شده است گر چه در مورد تعداد زتان معتادي كه سرپناه ندارند و شب را در كنار خيابان مي گذرانند بگفته كارشناسان همانند ديگر آسيب هاي اجتماعي آمار رسمي در دست نيست

يک ناراضی سياسی ديگر تحت شکنجه به قتل رسيد




يک ناراضی سياسی ديگر تحت شکنجه به قتل رسيد


فعالان حقوق بشر در ايران


بنا بر مستندات و گزارشات تکميلي دريافتي اين مجموعه : در تاريخ 14/10/86 نيروهاي امنيتي در نيمه شب با يورش به منزل "احمد جواهري" از فعالين مدني ، وي را به همراه يک فعال سياسي "فرزاد قبادي" برادر همسرش که از اعضاي حزب حيات آزاد کردستان و در زمان مذکور متواري بوده است ، بدون درگيري مسلحانه بازداشت و به همراه خود به اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند . سپس در ساعت 8 صبح همان روز با مراجعه مجدد "فاطمه جواهري" دانشجوي پزشکي دانشگاه کرمانشاه و فرزند احمد جواهري را بازداشت و به همراه "چيا جواهري" کودک 2 ساله خانواده به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه منتقل مينمايند و همچنين "رابعه قبادي " خواهر فرزاد قبادي را نيز در خارج از منزل بازداشت مينمايند.
در تاريخ 15/10/86 فرزاد قبادي در اداره اطلاعات کرمانشاه تحت شکنجه و عليرغم اينکه در زمان بازداشت داراي وضعيت جسمي مناسبي بوده است به قتل ميرسد ، بر روي بدن نامبرده عليرغم شکستگي سر و دست ، محل اصابت چندين گلوله نيز مشهود بوده است . پس از قتل اين فعال سياسي و در جهت ايجاد رعب و وحشت و جلوگيري از بازتابها و انتشار خبر مذکور ، در تاريخ 16/10/86 نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت "عطا قبادي" داماد بزرگ خانواده مي نمايد . در تاريخ 19/10/86 نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت "فاروغ قبادي" برادر فرزاد قبادي مي کنند. و در نيمه شب همان روز نيز عطا قبادي برادر بزرگتر مقتول (فرزاد قبادي) را بازداشت مينمايند
در زمان شکنجه اين افراد در اداره اطلاعات ، نيروهاي امنيتي جسد فرزاد قبادي را براي هرچه بيشتر هراسناک نمودن اين افراد به روئيت آنان ميرسانند . همينطور از ديگر افرادي که مجبور به روئيت جسد شکنجه شده فرزاد قبادي شدند ميتوان به فاطمه جواهري و رابعه قبادي اشاره نمود که بالاخص رابعه قبادي خواهر وي در حال حاضر به شدت دچار بيماري رواني گشته است و تمرکز و حافظه خود را از دست داده است. گزارش گرديده است که خواهر فرزاد مدعي بوده است که برادرش را در مقابل چشمانش تيرباران نموده اند.
در زمان حمله نيروهاي امنيتي به منزل احمد جواهري ، نوجوان 12 ساله اين خانواده "کاوه جواهري" نيز بخاطر وحشت و هراس از خانه فرار نموده و تاکنون هيچ اطلاعي از سرنوشت وي در دست نميباشد .
در تاريخ 1/11/86 وزارت اطلاعات اقدام به دستگيري فعال حقوق بشر خالد قبادي که به تازگي پس از تحمل 8 ماه زندان آزاد گرديده بود نمود و در آخرين اقدام ، نيروهاي اطلاعاتي روز گذشته 6/11/86 به منزل دايي فرزاد قبادي به نام "خالد عامري" يورش برده و اقدام به دستگيري وي به همراه دختر وي "سروه عامري" دانشجوي علوم سياسي دانشگاه کرمانشاه مينمايند . سپس اين افراد را نيز مجبور به روئيت جسد دفن نشده و شکنجه شده فرزاد قبادي مينمايند و سپس سروه قبادي را به سلول رابعه قبادي منتقل مينمايند که وضعيت شکنجه شده وي و از دست دادن تعادل رواني وي را مشاهده نمايد.
اين اقوام در روستاي شاهيني از توابع شهرستان کامياران اقامت دارند و در حال حاضر نيروهاي امنيتي جو رعب و حشتي شديد را با حضور خود در اين روستا حاکم نموده اند و زندگي عادي و روزمره را در اين روستا از بين برده اند. همچنين وزارت اطلاعات از تحويل جسد فرزاد قبادي به خانوده وي خودداري مينمايد و بدون وجود حکم قضائي کارگاه و فروشگاههاي خالد قبادي و احمد جواهري را با وجود 31 کارگر تعطيل نموده است . احمد جواهري ، رابعه قبادي ، فاطمه جواهري و عطا قبادي در بازداتشگاه اداره اطلاعات کرمانشاه نگهداري ميشوند و نه تنها داراي وضعيت جسمي نامساعد هستند ، بلکه به خاطر جبر به ديدن جسد شکنجه شده فرزاد قبادي در وضعيت نامساعد رواني بسر ميبرند بالاخص خانم رابعه قبادي که مشاعر خود را نيز از دست داده است. کودک 2 ساله اين خانواده بعلت ضرب و شتم و هراس ايجاد شده در وضعيت بد روحي و همچنين تلاشها براي يافتن کودک 12 ساله ديگر اين خانواده نيز تا کنون نتيجه اي در برنداشته است .
اين گزارش در حالي منتشر ميگردد که زمان زيادي از قتل ابراهيم لطف الهي در اداره اطلاعات سنندج نميگذرد و هنوز افکار عمومي کردستان متشنج گزارش گرديده است. اين مجموعه خواهان ياري رسانيدن مدافعان حقوق انساني و رسانه هاي عمومي فارغ از هر مرزبندي براي افشاي اين جنايت ميباشد
.

جبهه ملی ایران در انتخابات شرکت نمی‌کند


جبهه ملی ایران در انتخابات شرکت نمی‌کند

بنام خداوند جان و خرد

هموطنان عزیز

جبهه ملی ایران بعنوان دیرینﺗﺮین جریان سیاسی ملی همواره بر استقرار حاکمیت ملی و رای آزادانه ملت برای تعیین سرنوشت خود ، احترام و رعایت حقوق بشر و آزادیهای سیاسی اعتقاد داشته و مجلس مبتنی بر انتخابات سالم و آزاد را مهمترین ارگان تبلور اراده مردم برای مشارکت در اداره کشور میداند ولی دریغا که در شرایط فعلی در جمهوری اسلامی تحقق یک انتخابات آزاد و سالم ناممکن و غیر قابل تصور است. حاکمیت با تبعیضات فاحش سیاسی ، نقض آزادیهای مدنی و سیاسی ، نادیده انگاشتن تعهدات بینﺍلمللی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر همه راهها را بر دگراندیشان و مخالفان خود که اکثریت قاطع ملت ایران هستند بسته است . آزادی احزاب و اجتماعات جز برای معدودی از وابستگان به حکومت وجود ندارد. آزادی مطبوعات بکلی منتفی است و فقط روزنامهﻫﺎی وابسته به صاحبان قدرت و طرفدار حاکمیت امکان انتشار دارند و امکان کاندیدا شدن هیچ شخصیت ملی و دگراندیش نیز وجود ندارد زیرا که شورای نگهبان انتصابی تحت عنوان نظارت استصوابی صلاحیت همه داوطلبان نمایندگی را جز وابستگان به حاکمیت رد می‌کند و بنابراین معنی شرکت در انتخابات یعنی تنها رای دادن به کسانیکه از صافی شورای نگهبان گذشته و مطیع و فرمانبردار حکومتﺍند . گذشته نشان داده است که اگر هم فردی معتقد به مصالح ملی به مجلس راه یابد با نخستین سخن مخالف و یا اقدام در جهت حمایت از مردم بشدت محکوم و مطرود میشود و مجلس جز وسیلهﺍی برای قانونی کردن خواستهﻫﺎی قدرتمداران حاکم نیست. هموطنان عزیز!امروز حاکمیت جمهوری اسلامی از دیدگاه داخلی در شرایطی از نارسائیﻫﺎ و نابسامانیهای مدیریتی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بسر می‌برد. سیاست سرکوب دانشجویان ، زنان ، کارگران ، فعالان سیاسی ، معلمان و سایر قشرهای مردم هر روز شدت بیشتری یافته و جو خفقانﺁور برای ایجاد رعب در جامعه روز بروز تشدید میشود . با وجود افزایش چشمﮔﻴﺮ درآمد نفت مردم ما کماکان با رکود اقتصادی ، تورم ، بیکاری و فساد مالی در تمامی عرصهﻫﺎ دست به گریبانند از لحاظ نگرش منطقهﺍی منافع حیاتی ما در دریای مازندران و خلیجﻓﺎرس با چالشﻫﺎی جدی روبروست برخورد انفعالی نظام با مسائل مورد بحث سبب گردیده که همسایهﺍی عهدنامهﻫﺎی ۱۹۲۱ و ۱۸۴۰ را به بوته تاریخ بسپارد. دیگری عهدنامه ۱۹۷۵ را زیر ﺳﺆال برد و بالاخره همسایه سوم تفاهمﻧﺎمه ۱۹۷۱ را مردود اعلام نماید. حاکمیت جمهوری اسلامی در سیاست بینﺍلمللی نیز بعلل مختلف میهن ما را در تنگنا و انزوا و تحریم اقتصادی قرار داده است و در چنین اوضاع و احوالی رژیم گرفتار بحرانﻫﺎی گوناگون درصدد است با برپائی انتخابات که به ماهیت غیر دموکراتیک و ناعادلانه آن به اختصار اشاره کردیم برای خود کسب مشروعیت نماید . جبهه ملی ایران شرکت در انتخاباتی را که رای دهنده اختیاری در انتخاب کردن ندارد و انتخاب شونده را نیز جز اطاعت محض اقدامی متصور نیست انتخاباتی مبتنی بر خواستهﻫﺎی مردم نمیداند و در آن شرکت نخواهد کرد.ششم بهمن ماه ۱۳۸۶تهران- هیئت رهبری و هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران

قطعنامه‌ی سوم تحریم ایران در شورای امنیت


قطعنامه‌ی سوم تحریم ایران در شورای امنیت

دویچه وله: اعضای دائم شورای امنیت و آلمان پیش‌نویس قطعنامه‌ی خود درباره‌ی برنامه‌ی اتمی ایران را در اختیار دیگر اعضای شورای امنیت قرار دادند. این پیش‌نویس روز دوشنبه در شورای امنیت مورد بررسی قرار می‌گیرد.بنابر توافق وزرای خارجه‌ی گروه ۱+۵ در برلین، پیش‌نویس قطعنامه قرار بود توسط آلمان، فرانسه و بریتانیا تنظیم و به شورای امنیت ارائه گردد. این کار روز جمعه ۲۵ ژانویه صورت گرفت، اما بررسی آن در شورای امنیت تا روز دوشنبه (۲۸ ژانویه) به تعویق افتاد. دیپلمات‌ها دلیل این تعویق را "فنی" و سنگین بودن برنامه‌های شورای امنیت اعلام کردند.در پیش‌نویس قطعنامه‌ی جدید تحریم‌های جدیدتری پیش‌بینی شده است. در متن این پیش‌نویس که خبرگزاری فرانسه نسخه‌ای از آن را بدست آورده، بویژه بر محدودیت مسافرت اشخاصی که در برنامه‌های اتمی ایران مسئولیت دارند و نیز کنترل کشتی‌ها و هواپیماها از و به مقصد ایران اشاره شده است.فراتر از دو قطعنامه‌ی قبلیمجازات‌های پیش‌بینی شده در قطعنامه‌ی جدید آشکارا فراتر از دو قطعنامه‌ای ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ است که اولی در دسامبر ۲۰۰۶ و دومی در ماه مارس ۲۰۰۷ در شورای امنیت علیه ایران تصویب شدند. خطوط اصلی پیش‌نویس جدید روز سه‌شنبه‌ی گذشته در نشست وزیران خارجه‌ی گروه ۱+۵ در برلین مورد توافق قرار گرفت. هدف تدوین‌کنندگان قطعنامه آن است که مانع پیگیری برنامه‌های اتمی با اهداف نظامی توسط ایران گردند. براساس این قطعنامه، تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تایید نکرده که ایران اهداف هسته‌ای صلح‌آمیزی را پیگیری می‌کند باید تحریم‌های بیشتری علیه این کشور اعمال گردد.پیش‌نویس قطعنامه‌ی جدید بار دیگر خواستار توقف فوری غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران شده است و همراه این پیش‌نویس، فهرستی از اسامی افراد مسئول در برنامه‌های اتمی ایران ضمیمه است که اجازه ندارند به کشورهای دیگر مسافرت کنند و یا از خاک کشورهای دیگر برای سفر به کشوری ثالث استفاده نمایند.همانند قطعنامه‌های پیشین، قطعنامه‌ی جدید نیز فروش مواد و فن‌آوری‌های دارای کاربرد دوگانه به ایران را ممنوع کرده است. قطعنامه همچنین از کشورهای عضو سازمان ملل می‌خواهد فعالیت‌های مالی شعبه‌های بانک‌های ایرانی در خارج از کشور، به‌ویژه بانک‌های ملی و صادرات را زیر نظر بگیرند.در پیش‌نویس قطعنامه گفته شده که هواپیماها و کشتی‌های به مقصد ایران و یا از ایران به مقصد خارج، اگر مورد سوءظن قرار گیرند که در حال انتقال مواد ممنوع شده از سوی سازمان ملل متحد به داخل و یا خارج از ایران هستند، باید به‌دقت بازرسی شوند. ماموریت به سولانا و البرادعیدر پیش‌نویس قطعنامه‌ی جدید از خاویر سولانا، دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا خواسته شده که به مذاکرات خود با ایران ادامه دهد و نیز از محمد البرادعی، مدیرکل آژانس خواسته می‌شود که تا ۳ ماه دیگر گزارشی از رفتار دولت ایران در برابر خواست‌های شورای امنیت ارائه دهد. در صورت سرپیچی ایران از این خواست‌ها، شورای امنیت اقدام‌های مناسب بعدی علیه آن کشور در نظر خواهد گرفت.بنا به ارزیابی دیپلمات‌ها در نیویورک، رایزنی‌ها در خصوص این قطعنامه در شورای امنیت ممکن است مدتی به‌طول انجامد. متن پيش نويس قطعنامه سوم شوراى امنيت عليه ايران منشتر شد مفاد اصلى پيش‌نويس قطعنامه سوم مجازات‌هاى ايران را كه گروه پنج به علاوه يك در نشست برلين درباره آن توافق كردند و قرار است مبناى قطعنامه رسمى شوراى امنيت باشد، منتشر شد. به گزارش خبرگزارى‌هاى فرانسه، رويترز و آسوشيتد‌پرس متن اين پيش‌نويس چنين است: محدوديت‌هاى اختيارى سفر از تمام كشورها مى‌خواهد درباره ورود يا عبور افرادى كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در فعاليت‌هاى حساس هسته‌اى ايران دخالت دارند هوشيار و باشند. اين افراد شامل كسانى مى‌شود كه يا به طور مستقيم در فعاليت‌هاى هسته‌اى حساس ايران مشاركت دارند يا از اين فعاليت‌ها پشتيبانى به عمل مى‌آورند. ممنوعيت‌هاى اجبارى سفر از تمام كشورها مى‌خواهد اقدامات لازم را به عمل آورند تا از ورود يا عبور افرادى كه نام آن‌ها در ضميمه شماره دو اين قطعنامه مشخص شده است جلوگيرى كنند. توقيف دارايى‌ها گسترش موارد قبلى توقيف دارايى‌ها در اين پيش‌نويس درخواست مى‌شود و افراد و نهادهايى را كه در ضميمه‌هاى شماره يك و شماره سه اين قعطنامه مشخص شده است نيز به موارد قبلى توقيف دارايى‌ها اضافه مى‌كند. اعتبارهاى صادراتى از كشورها مى‌خواهدكه در زمينه دادن اعتبارها و تعهدات مالى جديد براى تجارت با ايران از جمله اعطاى اعتبارها، ضمانت نامه ها يا بيمه‌هاى صادراتى مراقب و هوشيار باشند تا از حمايت مالى از فعاليت‌هاى حساس هسته‌اى و تسليحاتى ايران جلوگيرى شود. كنترل نهادهاى مالى از كشورها مى‌خواهد درباره فعاليت‌هاى نهادهاى مالى خود با بانك‌هاى ايرانى به ويژه بانك ملى و بانك صادرات و همچنين شعبه‌ها و نمايندگى‌هاى آن‌ها در خارج نظارت داشته باشند تا از ارتباط احتمالى اين فعاليت‌هاى مالى با فعاليت‌هاى حساس هسته‌اى و تسليحاتى ايران جلوگيرى شود. كنترل حمل ونقل از تمام كشورها مى‌خواهد كه محموله‌هاى بارى از ايران يا به مقصد ايران را چه با هواپيما و چه باكشتى كه از طرف كشتيرانى جمهورى اسلامى ايران يا حمل و نقل هوايى ايران بارگيرى شده است، در فرودگاه‌ها و بنادرشان به دقت بازرسى كنند. خوددارى ايران از توقف غنى‌سازى با نگرانى جدى اعلام مى‌دارد كه ايران غنى‌سازى اورانيوم و فعاليت‌هاى بازفرآورى و پروژ‌هاى آب سنگين را متوقف نكرده است و با آژانس بين المللى انرژى اتمى همكارى كامل به عمل نمى‌آورد. پيشنهاد ديپلماتيك اعلام مى‌دارد كه چين، فرانسه، آلمان، آمريكا، روسيه و انگليس علاقمند به اقدامات بيشتر و پى‌گيرى يك استراتژى فراگير براى حل مسائله هسته‌اى ايران از طريق مذاكره بر مبناى پيشنهادهاى ژوئن سال دو هزار و شش هستند. گزارش اژانس بين المللى انرژى اتمى از مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى مى‌خواهد كه ظرف نود روز گزارشى درباره پايبندى ايران به توقف تمام فعاليتهاى غنى‌سازى و بازفرآورى ارائه دهد

Freitag, 25. Januar 2008

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) در پی گذشت یک ماه از صدور قرار وثیقه برای سه عضو این انجمن، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، و عدم آزادی این سه دانشجو بیانیه شماره یک خود را صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
:

بار دیگر همچون همیشه تاریخ بشری خورشید حقیقت از پس ابرهای تیره و تار بهتان و فریب رخ بنمود و سیاهی دلق های مدعیان دروغین صلاح و تقوا را بر همگان آشکار ساخت. همگان پی بردند که در پس این چهره های ظاهرالصلاح مدعی
دینداری و تقوامداری چه زهدفروشی و آخرت سوزی، و چه ذهن های تاریک اندیش و چه قلب های عاری از انسانیت و به دور از آدمیتی پنهان شده است.
آری، سخن از تبرئه مظلومانه سه یار دربندمان، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهنی است که اکنون نزدیک به ۹ ماه از انتشار و جعلشان می گذرد و به تعداد همین ماه ها سه آذر اهورایی مان را به بهانه کذب
انتشار این نشریات در پس زندان می بینیم. پروژه ای که از ابتدا برای مرعوب کردن جنبش دانشجویی و زمینه سازی برای سرکوب دانشجویان منتقد و بالاخص ریشه کن کردن انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک، این قلب تپنده جنبش دانشجویی
ایران، طراحی و اجرا شد. پروژه ای کثیف و به غایت غیراخلاقی که کلید خورد تا اقتدارگرایان تمامیت خواه به بهانه توهین به مقدسات امکان آغاز پروژه انقلاب فرهنگی دوم را بیابند، اما با مقاومت سرفرازانه دانشجویان همه دانشگاه های کشور و نیز
یاران بیگناه دربندمان بدل به علم رسوایی طراحان و مجریان آن گردید تا ما بر این حکم تاریخ و عقل بیش از پیش ایمان بیاوریم که سرانجام زمستان فریب و دروغ زنی می گذرد و لکه ننگ بر دامن اهرمن صفتان و خردگریزان خواهد ماند
همان گونه همگان مطلعند مطالبی موهن ذیل لوگوی جعلی ۴ نشریه دانشجویی نزدیک به انجمن اسلامی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتشر شد. علیرغم آن که از لحظه پخش این نشریات، انجمن
اسلامی و مدیران مسئول این ۴ نشریه، نشریات را جعلی دانسته و از مطالب مندرج در آن تبری جستند، اما در پی جوسازی های مسموم و مکرر برخی جریانات وابسته به نیروهای اقتدارگرا ۸ نفر از دانشجویان عضو انجمن اسلامی به اتهام مشارکت
در انتشار این نشریات دستگیر و روانه زندان شدند. پس از گذشت چندین ماه ۵ نفر از دانشجویان با قید وثیقه از زندان آزاد شدند و ۳ نفر از آن ها در بازداشت ماندند.
در شهریورماه دادسرا با صدور کیفرخواست برای این ۳ دانشجو، مقدمات تشکیل دادگاه ایشان را فراهم نمود. بلافاصله پس از آن پرونده برای رسیدگی به شعبه ۶ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی بابایی، ارسال شد و قاضی مربوطه بدون توجه به
محتویات پرونده، مدارک، شواهد و قرائن موجود و همچنین دفاعیات متهمین و وکلای ایشان، توکلی، قصابان و منصوری را به اتهام «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» از طریق «انتشار ۴ نشریه موهن» به ترتیب به ۳، ۵/۲ و ۲ سال حبس تعزیری
محکوم نمود. این حکم با اعتراض دانشجویان و وکلایشان برای تجدیدنظر به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد و در حال حاضر این بخش از پرونده در این شعبه در حال رسیدگی است.
دادگاه انقلاب همچنین با اعلام عدم صلاحیت در رسیدگی به اتهام اصلی یعنی توهین به مقدسات، پرونده را به دادگاه عمومی ارجاع داد. ادامه رسیدگی به اتهامات این سه دانشجو از آبان ماه در شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی آغاز شد و عاقبت
دادگاه متهمین را از کلیه اتهاماتی که به این نشریات مربوط می شد، تبرئه کرد و «جعلی بودن نشریات را پذیرفت». دادگاه همچنین در خصوص اتهام «نشر اکاذیب» از طریق «ایراد اتهام به بسیج و نیروهای امنیتی در خصوص جعل ۴ نشریه
موهن» متهمین را به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. دانشجویان هفته گذشته نسبت به حکم ۴ ماه حبس، صادره توسط شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی، اعتراض کردند. البته جای این سوال مطرح است که تاوان اتهام زنی به این سه دانشجو که
حاصلش تحمل نه ماه زندان در سخت ترین شرایط برای آنان بود را چه کسی می پردازد؟
از آن جا که این دانشجویان از اتهامات اصلی، انتشار نشریات موهن، تبرئه شده بودند و در زمان ابلاغ حکم دادگاه عمومی بیش از دو برابر محکومیتی که این دادگاه برایشان در نظر گرفته بود در بازداشت موقت بودند، قاضی با تبدیل قرار بازداشت آن ها به
قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی مقدمات آزادی این سه دانشجو را فراهم آورد تا رسیدگی به بخش دیگر پرونده که در شعبه ۴۴ در حال تجدیدنظر است، به پایان برسد. صدور قرار وثیقه در تاریخ ۲۸ آذرماه به دانشجویان و وکلایشان ابلاغ شد و خانواده سه
دانشجو در تاریخ ۴ و ۵ دی ماه وثیقه مورد نظر را به دادگاه ارائه کردند. در پی آن و در همان تاریخ قاضی پرونده به صورت کتبی و شفاهی دستور آزادی این سه دانشجو را صادر کرد. اما هم اکنون با گذشت نزدیک به یک ماه از صدور دستور آزادی این
دانشجویان توسط قاضی و پیگیری مستمر خانواده های ایشان، دادیار زندان در رویه ای بر خلاف نص صریح قانون از پذیرش دستور قاضی سر باز می زند و به دلایل واهی از آزاد نمودن دانشجویان خودداری می کند.
اگر تا دیروز اقتدارگرایان با نفوذ در دستگاه های اجرایی و قضایی بر اعمال غیرمنصفانه خود در متهم نمودن دانشجویان و حبس و زنجیر نمودن ایشان ردایی از شرعیت و درد دین، و بر سیاه بازی ها و سیاست بازی های خود لباسی از قانون می پوشاندند،
گذشت یک ماه از صدور دستور آزادی دانشجویان توسط دستگاه قضایی و عدم اجرای این دستور، بار دیگر پرده از این واقعیت برمی دارد که اراده ای قاهر، خارج از روال حقوقی و قانونی، از ابتدا در این موضوع وجود داشته که تنها هدفش معرفی نمودن
دانشجویان بیگناه به عنوان مجرمان اصلی است. پس از سیر پرونده در مجرای حقوقی و فقدان هر گونه مدرک محکمه پسند برای محکوم نمودن دانشجویان و اثبات بیگناهی ایشان، این جریان ناکام از نیل به مقصود و مطلوب خویش این بار به صورت
کاملا فراقانونی اراده خویش را به کار انداخته و در عملی بی سابقه دانشجویان بیگناه را همچنان در محبس نگاه داشته است تا به تمام نهادهای قانونی نیز نشان دهد که صاحب قدرت قاهر و اراده صائب چه کسی است.
طنز زمانه ما این است که در همه حال و در جای جای دنیا اصل بر برائت متهم است، مگر خلافش اثبات شود. اما در خصوص پرونده دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از همان ابتدا اصل بر گناهکاری بود و از دانشجویان خواسته می شد بیگناهی خود را
اثبات کنند. خوشبختانه تلاش بی وقفه وکلا و خانواده ها و همچنین ایستادگی و مقاومت ستودنی سه یار دبستانی در زندان و هزاران یار دبستانی دیگر در بیرون از زندان و در دانشگاه های ایران موجب شد بیگناهی دانشجویان به اثبات برسد. این طنز
تلخ آن گاه تلخ تر می شود که پس از اثبات بیگناهی، نه تنها نهادهای مسئول به اعاده حیثیت فرد بیگناه برنمی خیزند که از تداوم حبس و زجر او نیز دست برنمی کشند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به عنوان نهادی که از ابتدای برپایی این غائله در نوک پیکان حملات و اتهام زنی جریانات اقتدارگرا قرار داشت، این حق را برای خود محفوظ می دانست که پس از صدور حکم برائت به یکایک اتهاماتی که در
این مدت افراد و جریانات مختلف بر علیه آن و اعضای انجمن مطرح نمودند، پاسخ گوید و به رسوا نمودن این مدعیان دروغین شریعت بپردازد. اما ترجیح داد حال که در روالی قانونی و حقوقی بیگناهی این انجمن و اعضایش به اثبات رسیده، در فضایی
به درو از جنجال و هیاهو مسائل باقی مانده در این پرونده حل و فصل گردد. انجمن اسلامی امیرکبیر خار در چشم و استخوان در گلو حتی بر تداوم لجن پراکنی برخی عملگان گوش به فرمان جریانات اقتدارگرا پس از صدور حکم تبرئه نیز چشم فروبست و
از بازگویی حقایقی که از «نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش» خودداری نمود. علاوه بر این، انجمن اسلامی امیرکبیر از کلیه فعالین و تشکل های دانشجویی سراسر کشور نیز درخواست کرد از ابراز همدردی و حمایت از دانشجویان مظلوم این دانشگاه خودداری نمایند تا این داستان شوم در آرامش کامل به پایان برسد.
اما گذشت یک ماه از صدور حکم برائت و صدور دستور آزادی ۳ آذر اهورایی و در مقابل عدم آزادی این دانشجویان و بعضا تداوم روند اتهام زنی توسط برخی جریانات سیاسی نشانگر وجود و اعمال اراده ای فراقانونی، غیرقضایی و سیاسی در پرونده ای
قضایی است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان طور که در مدت یک ماه گذشته اجازه نداد از سخن گفتن این انجمن فرد یا جریانی به نفع مقاصد خویش سوء استفاده نماید، اجازه هم نخواهد داد که سکوت آن توسط تمامیت خواهان
مصادره به مطلوب شده و مورد بهره برداری قرار گیرد. انجمن اسلامی پلی تکنیک نگه داری طولانی مدت دانشجویان در زندان را امری بر خلاف کلیه قوانین موجود در ایران می داند و این مسئله را ظلمی مضاعف در حق ۳ دانشجوی بیگناه می داند.
ظلمی که در صورت تداوم به هیچ وجه از سوی جریانات دانشجویی عدالت طلب و آزادیخواه سراسر کشور بدون پاسخ نخواهد ماند.
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران
)

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران

خبر اولیه: تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به خیابان و درگیری با پلیس کشیده شد
















خبرنامه امیرکبیر: در پی بی توجهی مسئولین دانشگاه تهران به مطالبات صنفی دانشجویان، ظهر امروز تجمع و راهپیمایی جمعی از دانشجویان در محوطه کوی دانشگاه تهران به خیابان امیرآباد کشیده شد.به گزارش خبرنامه امیرکبیر ظهر امروز در پی پایین بودن کیفیت غذا در حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه اعتراض از خوردن غذا امتناع کرده و غذای خود را روی زمین ریختند. دانشجویان سپس در سالن غذاخوری متحصن شدند.پس از بی توجهی مسئولین به این مطالبه صنفی دانشجویان، تحصن دانشجویان به تجمع، راهپیمایی در داخل کوی دانشگاه و سر دادن شعار علیه مسئولین دانشگاه تهران و دولت احمدی نژاد انجامید. دانشجویان با تجمع مقابل درب اصلی کوی و سر دادن شعار خواستار حل مشکلات صنفی که شامل کیفیت پایین غذا، وضعیت بد خوابگاه ها، احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی می شد، شدند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر مامورین انتظامات کوی دانشگاه درب های کوی را بسته و از خروج دانشجویان جلوگیری کردند. اما جمعیت ۵۰۰ نفره دانشجویان پس از ساعتی از در عبور کردند و وارد خیابان امیرآباد شدند و در خیابان دست به راهپیمایی و سر دادن شعار پرداختند.نیروی انتظامی بلافاصله در محل حاضر شده و درگیری های مختصری نیز با بعضی از دانشجویان معترض رخ داده است. آخرین گزارش های رسیده حاکی از آن است که به تعداد دانشجویان معترضی که در خیابان حضور دارند هر لحظه افزوده می شود و هم اکنون جمعیت دانشجویان به ۱۰۰۰ نفر رسیده است.همچنین خبر می رسد که گارد ویژه به محل اعزام شده است و احتمال درگیری، ضرب و شتم دانشجویان و دستگیری گسترده آن ها توسط نیروی انتظامی می رود. لازم به ذکر است پس از حوادث خردادماه سال ۱۳۸۲ این اولین باری است که اعتراضات دانشجویی به خیابان و به درگیری با نیروی انتظامی می انجامد.خبر تکمیلی: دانشجویان به کوی بازگشتند، شیشه های سلف مرکزی کوی شکسته شدخبرنامه امیرکبیر: گزارش های رسیده از کوی دانشگاه حکایت از آن دارد که پس از تجمع دانشجویان در خیابان امیرآباد و ایجاد درگیری مختصر با نیروی انتظامی، دکتر قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، با حضور در جمع دانشجویان به ایشان قول داد در خصوص کیفیت پایین غذای دانشگاه تحقیق کند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان پس از حضور معاون دانشجویی دانشگاه در جمع خود به کوی بازگشتند و تحصن خود را برای ساعتی داخل کوی ادامه دادند. دانشجویان معترض به مشکلات صنفی شیشه های سلف مرکزی کوی را شکستند و پس از مدتی به تحصن خود خاتمه دادند.رادیوفردا: تجمع دانشجویان در مقابل خوابگاه کوی دانشگاه تهران، فرین عاصمیشماری از دانشجویان دانشگاه تهران، روز جمعه در اعتراض به غذای بد، امکانات نامناسب رفاهی دانشگاه و بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی خود در خیابان کارگر شمالی، در مقابل کوی دانشگاه تهران تجمع کردند.فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در گفت و گو با رادیو فردا گفت ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه امروز به دنبال غذای خیلی بدی که به دانشجویان داده شده، دانشجویان دانشگاه تهران اعتراض خود را آغاز کردند.»وی گفت:« تجمع با حدود صد نفر از دانشجویان در سلف اصلی کوی دانشگاه تهران آغاز می شود. پس از آن مسئولان دانشگاه حضور پیدا می کنند و به دانشجویان توهین می کنند.»آقای هاشمی افزود:« تجمع پس از آن به درگیری کشیده می شود و دانشجویان با مسئولان کوی دانشگاه تهران درگیر می شوند. به همین ترتیب، تا ساعت یک و سی دقیقه بعدازظهر حدود ۵۰۰ دانشجوی معترض در کوی دانشگاه تهران جمع شده بودند. پس از آن مدیریت و معاونت دانشجویی دانشگاه تهران برای آرام کردن دانشجویان به میان آنها می آیند که بیشتر به ماجرا دامن می زنند.»به گفته فرید هاشمی، پس از آن دانشجویان از کوی دانشگاه خارج و وارد خیابان کارگر شمالی، امیر آباد، تهران شدند و حدود هزار تا هزار و پانصد دانشجو در آنجا جمع شدند و پس از آن گارد شورش در محل حاضر و با دانشجویان درگیر شده است.پس از ناآرامی های دانشجویی خردادماه سال ۱۳۸۲ این اولین بار است که اعتراضات دانشجویی به خیابان و به درگیری با نیروی انتظامی می انجامد.فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در ادامه می گوید درگیری نیروهای ضد شورش با دانشجویان مستقیم نبوده و نیروهای ضد شورش تلاش کرده اند دانشجویان را متفرق کنند اما دانشجویان مانده اند و به تجمع ادامه داده اند.این دانشجوی دانشگاه تهران در ادامه می گوید هیچ کدام از دانشجویان در این تجمع دستگیر نشده است.سایت اینترنتی خبرنامه امیرکبیر نیز در گزارشی از این اعتراض نوشته است:« پس از بی توجهی مسئول ان به مطالبه صنفی دانشجویان، تحصن دانشجویان به تجمع، راهپیمایی در داخل کوی دانشگاه و سر دادن شعار علیه مسئولین دانشگاه تهران و دولت احمدی نژاد انجامید. دانشجویان با تجمع مقابل در اصلی کوی و سر دادن شعار خواستار حل مشکلات صنفی که شامل کیفیت پایین غذا، وضعیت بد خوابگاه ها، احضارهای گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی می شد، شدند .»فرید هاشمی نیز در گفت و گو با رادیو فردا گفت مهم ترین دلیل این تجمع دلیل صنفی بوده است. وی افزود:« اعتراضات دانشجویان صرفا اعتراضات صنفی نیست، اما امروز اعتراض آنها صنفی بوده است.»آقای هاشمی گفت:«مدیر کوی دانشگاه تهران معتقد است امکانات رفاهی که در اختیار دانشجویان قرار گرفته و کیفیت آن هم مناسب نیست، لطفی به دانشجویان است. این مساله اعتراض دانشجویان را به دنبال داشته است.»دانشگاه تهران در ماه های اخیر صحنه تجمع ها و اعتراضات زیادی بوده است و تعداد زیادی از دانشجویان این دانشگاه به کمیته های انضباطی احضار شده اند. در روزهای اخیر ۷ تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی احضار و تعداد زیادی نیز در ماه های اخیر با احکام محرومیت از تحصیل مواجه شده اند.فرید هاشمی در ادامه گفت و گوی خود با رادیو فردا، با اشاره به دانشجویان احضار شده به کمیته های انضباطی گفت: «تعداد دانشجویان احضار شده دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی زیاد است. فهرستی طولانی از دانشجویان تهیه شده و به تدریج آنها را به کمیته های انضباطی احضار می کنند. سیاست مسئولان دانشگاه تهران به این صورت است که دانشجویان را به تدریج احضار می کنند تا نتوان بر آن احضارهای فله ای نام نهاد.»به گفته وی، بیشتر دانشجویان احضار شده دانشگاه تهران تا کنون از میان فعالان دانشجویی کرد و دانشجویان دموکراسی خواه هستند. فرید هاشمی، سخنگوی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران، دلیل احضارهای گسترده دانشجویان این دانشگاه به کمیته های انضباطی را ساکت کردن صدای منتقدان دانست و افزود:« حاکمیت، سیاست نامشخصی را در پیش گرفته است. به نظر می رسد قصد آن برخورد حذفی و سرکوب گرانه با جنبش های اجتماعی است.»وی گفت:« یکی از مهم ترین بخش های جنبش اجتماعی، جنبش دانشجویی است. به ویژه اینکه نیروهای آینده جنبش های اجتماعی دیگر هم از دانشجویان امروز تامین می شوند. حاکمیت می خواهد با احضار، تهدید و محدودیت هایی که برای دانشجویان ایجاد می کند، صداهای منتقد را خاموش کند.»نوروز: درایت دانشجویان تنش‌آفرینی پلیس را ناکام گذاشتبرای اولین بار پس از حوادث خردادماه سال ۸۲، روز جمعه برای اولین بار اعتراضات دانشجویی در کوی دانشگاه به خیابان‌ها کشیده شد.ظهر امروز وقتی دانشجویان با کیفیت پایین غذا مواجه شدند، حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه اعتراض از خوردن آن امتناع کرده و غذای خود را روی زمین ریختند. دانشجویان سپس در سالن غذاخوری متحصن شدند. با بی‌اعتنایی مسئولین کوی دانشگاه بعد از گذشت نزدیک به یک ساعت دانشجویان تحصن خود در سالن غذا خوری را به راهپیمایی در داخل کوی تبدیل کردند که مسئولین حراست دانشگاه با اقدامی تحریک‌آمیز درب‌های دانشگاه را بسته و نیروهای انتظامی نیز با حضور در پشت درب‌ها و میله‌ها به این تنش‌ها دامن زدند.به گفته دانشجویانی که از نزدیک در صحنه حضور داشتند، پس از نزدیک به دو ساعت دانشجویان از درب شهید نوروزی (بالاتر از درب اصلی کوی) وارد خیابان امیرآباد شدند و با شعارهای «غذای باکیفیت حق مسلم ماست»، خواهان استعفای فرهادی مدیر کل کوی و رسیدگی به مشکلات صنفی و رفاهی خود شدند.با اینکه در این تجمع هیچ شعار سیاسی داده نمی‌شد و دانشجویان صرفا سعی در مطرح کردن مشکلات خود با مسئولین دانشگاه داشتند، اما نیروهای انتظامی با اقدامی تحریک‌آمیز با حضور بیش از ۵۰ موتور سوار با لباس‌ها و ماسک‌های سیاه که زمانی برای بازداشت اراذل و اوباش به کار گرفته می‌شدند و گرفتن آرایش رزمی، در صدد مقابله با دانشجویان بودند.با این حال، این تجمع با درایت دانشجویان و بعد از حضور دکتر قمصری معاون امور دانشجویی دانشگاه و وعده حل مشکلات دانشجویان که تعدادشان به بیش از ۱۰۰۰ نفر رسیده بود، به پایان رسید و دانشجویان به داخل کوی برگشتند. تا لحظه ارسال این خبر هیچکدام از دانشجویان بازداشت نشده‌اند.ایسنا: تجمع صنفی جمعی از دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به کیفیت غذاجمعی از دانشجویان کوی دانشگاه تهران ظهر امروز در اعتراض به آنچه که «کیفیت نامناسب غذا» اعلام کردند، در محوطه کوی دانشگاه، تجمع کردند.به گزارش خبرنگار «صنفی آموزشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در این تجمع صنفی علاوه بر کیفیت نامناسب غذا، دانشجویان نسبت به برخی مسایل صنفی اعتراض کردند.دانشجویان تجمع‌کننده با سر دادن شعارهایی خواستار استعفای یکی از مدیران کوی دانشگاه شدند.تجمع جمعی از دانشجویان معترض برای ساعتی در خیابان امیرآباد شمالی مقابل کوی در حالی ادامه یافت، که برخی از دانشجویان به نشانه اعتراض، ظروف غذای خود را نیز به همراه داشتند.همچنین دکتر قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران با حضور در جمع دانشجویان معترض در سخنانی با اشاره به مشکلات کوی گفت: آنچه وظیفه مدیران دانشگاه و کوی است، رسیدگی به مشکلات است.وی گفت: مشکل کیفیت غذا کوی و همچنین برخی از مشکلات صنفی و رفاهی کوی دانشگاه طی هفته‌های آتی با تخصیص اعتبارات و مساعدتهای پیش‌بینی شده، برطرف می‌شود.قمصری همچنین در گفت‌و‌گو با ایسنا گفت: به اعتراض دانشجویان در خصوص وضعیت غذا رسیدگی خواهد شد و در این خصوص باید دید علت پایین بودن کیفیت غذا، به کوتاهی پیمانکار مربوط می‌شود یا کیفیت مواد اولیه غذایی.وی افزود: طبق روال همیشه روزهای جمعه در کوی دانشگاه غذا توزیع نمی‌شود اما امسال، در فصل امتحانات به دلیل جلوگیری از اتلاف وقت دانشجو جهت تهیه غذا، روزهای جمعه نیز غذا توزیع شد که از هفته آینده با توجه به پایان امتحانانت طبق روال گذشته عمل شده و در این روز غذا توزیع نمی‌شود.معاون دانشجویی دانشگاه تهران با انتقاد از شیوه اعتراض دانشجویانی که در تجمع امروز اقدام به خروج از کوی و ورود به خیابان کردند گفت: ورود به خیابان و شکستن حریم عمومی روش و شیوه مناسبی برای اعتراض و بیان مشکلات نیست.وی همچنین درباره درخواست دانشجویان برای تغییر مدیریت کوی اظهار کرد: انتخاب یک مدیر شرایط خاصی دارد و نمی‌توان به علت کیفیت غذا مدیری را تغییر داد.قمصری در پایان تاکید کرد: تلاش می‌کنیم که به مشکلات کوی و مطالبات بحق دانشجویان در اسرع وقت رسیدگی شود

Dienstag, 22. Januar 2008

! گفتگو با اسماعیل لطف الهی


اينجا خدا وجود ندارد؛ گزارش مستند از جنايات رژیم در زندان گوهردشت

اينجا خدا وجود ندارد؛ گزارش مستند از جنايات رژیم در زندان گوهردشت
فعالان حقوق بشر در ايران
آقاي بابک دادبخش زنداني سياسي تبعيدي به زندان رجايي شهر( گوهردشت کرج ) که تنها به دليل تبليغ و همکاري در جمع آوري مستندات مربوط به کتاب لانه فساد و ارائه ان به بازرساني که جهت بازرسي از آنچه که در کتاب لانه فساد شرح داده شده بود به زندان مراجعه کرده بودند هم اکنون در زندان گوهردشت از حق ملاقات با خانواده و تماس تلفني محروم است نامبرده در اعتراض به وضعيت مذکور بيش از 7 روز است که با اعلام اعتصاب غذا اقدام به دوختن لبان خود نموده است.
مسئولين زندان در تدوام اعمال فشار بر اين زنداني سياسي وي را به خطرناکترين نقطه زندان ، سالن 13 اندرزگاه 5 منتقل نموده اند.
اين مجموعه با ارائه گزارشي مستند از وقايع رخ داده از 18 ماه اخير در اين مسلخ انساني توجه سازمان ها و مدافعان حقوق انساني را نسبت به در خطر بودن جان بابک دادبخش چه به لحاظ شرايط خطرناک و فقدان امنيت جاني و چه به لحاظ تدوام اعتصاب غذاي نامبرده در وضعيت نامساعد جسمي وي جلب مي نمايد .
آنچه در زير مي آيد وقايع روي داده در 18 ماه در سالن 13 اندرزگاه 5 که تنها ظرفيت نگهداري 150 زنداني را دارد مي باشد.
کساني که در درگيري هاي 18 ماه گذشته اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر به قتل رسيدند : 1- مسعود نقي2- سعيد محمدي3- اصغر فوقاني4- حسين ارجمندي5- فرهاد درويشي6- داوود بقايي7- مهران محمدي (مهران محمدي در اثر داشتن چاقويي که خودش مدعي بوده رئيس زندان به وي داده است تا يکي از زندانيان را به قتل برساند به دليل تحريک زندانيان وي را به قتل رساندند و با زدن 60 ضربه چاقو سرش را از بدنش جدا کردند/50 روز پيش )8- مهرداد سبک دست9- غلام بزرگ زاده 10- عباس اسکندري11- احمد نوروزي12- حاج عبدالرضا13- ابراهيم گلشني
اسامي خودکشي ها در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر : 1- محمد تيمسار2- سيد مرتضي3- رضا زندي4- سيد جواد 5- شهبازي6- فريدون دراز7- رضا شاه حسيني8- بابک خوانساري
مرگ هاي مشکوک در اندرزگاه 5 سالن 13 که با نام خودکشي صورت گرفته است : 1- سيامک بنده لو ( بر اثر تزريق آمپول بي هوشي در بهداري به قتل رسيده است)2- علي شريفي ( به دليل توهين به رئيس زندان و رئيس سابق حفاظت آقاي خادم با لباس زير در انفرادي حلق آويز شده است)3- محمد عظيمي ( حلق آويز در انفرادي )4- اصغر نصيري ( شيوه قتل وي به شکل حلق آويز بوده است و پس از حلق آويز با خوراندن قرص هاي روانگردان قتل وي را خودکشي جلوه داده اند)5- منصور قزويني ( حلق آويز در انفرادي )6- محمد رنجبر ( حلق آويز در انفرادي )7- اصغر کرمي ( حلق آويز در انفرادي)8- محمد فلاح ( حلق آويز در انفرادي)9- حميد رحيمي ( در حين اعتصاب غذا و براي شکستن اعتصاب شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها فوت کرده است)10- سيد محمد رسولي ( به بهانه حمل مواد مخدر در زندان به شدت شکنجه شده است و بر اثر شکنجه ها طحال وي پاره شده است وکليه هاي او دچار خونريزي شده و فوت کرده است در گزارش زندان عنوان شده است که به دليل بلعيدن مواد فوت شده است) 11- مرتضي جعفري ( 45 روز پيش ابتدا خفه شده و سپس حلق آويز شده است )12- مهدي نادري ( پس از 11 سال در درگيري بهداري زندان مجروح شده است و در انجا نيز فوت کرده است)13- فرهاد ( بر اثر عدم رسيدگي پزشکي فوت کرده است)
اسامي کساني که در سالن 13 اندرزگاه 5 بر اثر شکنجه ها دچار شکستگي استخوان شده اند : 1- احد سکوئيان (توسط محمد علي پور و کاظم لنکراني از ناحيه ساق پا و دست دچار شکستگي شده است )2- محمد علي پور ( از ناحيه صورت ، گونه و بيني شکسته شده است و سپس به زندان سنندج منتقل شده است)3- شاهين ترکي ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )4- فريدون سميعي ( از ناحيه پا دچار شکستگي شده است )5- احمد الياسي ( رئيس کنوني زندان که زماني رئيس حفاظت بوده است به وسيله دسته کلنگ پاهاي وي را از ناحيه ساق شکسته است و پس از پيگيري هاي خانواده الياسي از سوي مراجع قضايي ديه دريافت شده است )6- حميد علي نبي ( در حالي که گلوله به وي اثابت کرده است مدتها در سلول انفرادي تحت شکنجه قرار گرفته است )7- سيد ابوالفضل اعتمادي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )8- بهمن معصومي ( در بيرون از زندان با رئيس زندان مشکل شخصي داشته اند بدون حکم قضايي به اندرزگاه 5 منتقل شده و با تحريک زندانيان وي را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار دادند )9- جواد سلطاني ( از ناحيه دست دچار شکستگي شده است )10- ناصر رجبي ( از ناحيه دست و پا دچار شکستگي شده است )11- همت قنبري ( آقاي خادم رئيس سابق حفاظت با ميله فلزي دست پاي وي را شکسته است و سپس با زدن ضربات باتوم باعث اختلال حواس اين زنداني شده است بطوري که در مقابل دستشويي و يا بر روي موزايک هاي سرد سالن مي خوابد )
اسامي کساني که در اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر فراموش شده اند : 1- فيروز شهابي 27 سال زندان 2- يحيي مجاوري 27 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)3- صلاح الدين قرباني 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)4- صلاح دادخواه 23 سال زندان (بيش از 60 سال سن دارد)5- غلام جابري 18 سال زندان 6- زيدان ويسي 20 سال زندان7- نادر صادقي 14 سال زندان8- فرامرز تورنگ 17 سال زندان9- مجيد کتاني 14 سال زندان10- محمود ترابي 15 سال زندان ( فقط به خاطر 2ميليون بدهي )11- بابا ارسلان قرباني 23 سال زندان (بيش از 70 سال سن دارد و ايام زندان خود را بدون ملاقات سپري نموده است)12- حميد ابوالحسني ، 20 سال زندان13- سعيد علم دار ، 16 سال زندان 14- رحمت گودرزي ، 7 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )15- رضا صدري ، 13 سال زندان 16- عباس همداني ، 8 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است ، تکنسين برق)17- سيد فخرالدين صدر افشار ، 15 سال زندان ( به حالت جنون رسيده است )18- مسعود حبيبي ، 10 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )19- رسول خادمي ، 6 سال زندان ( به خاطر 10 ميليون تومان ديه )
برخي فجايعي که دراندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر در طول يک سال گذشته رخ داده است :
1- حسن ترکي ( به حالت جنون رسيده و آنقدر نماز خوانده است که اکنون خود را پيغمبر مي نامد )2- علي فتح الهي ( در درگيري تا پاي مرگ رفته و شب در خواب مورد اثابت بيش از 30 ضربه چاقو قرار گرفته و از تمام نقاط بدن که مورد جراحت واقع شده است ريه هاي چپ و راست دچار شکاف شده است و بيش از 7 روز از اين صدمات نگذشته است )3- بهروز شريعتي ( شاکي پرونده به دليل عدم توانايي در پرداخت ديه وي را به زندان سپرده است اما مسئولين زندان با اعمال صليقه شخصي و با جمع آوري مبلغ ديه وي را اعدام کردند )4- ابراهيم ايلام لو ( برادرش را که زنداني اعدامي بود در حيات زندان در مقابل چشمان وي اعدام کردند ولي به دليل پاره شدن طناب زنداني از چوبه دار به زمين افتاده است و سپس به گوش اي از حيات پناه برده ، مسئولين زندان وي را کشان کشان به پاي چوبه دار بردند و وي را مجددا اعدام کردند و اين حادثه باعث ديوانگي و جنون ابراهيم ايلام لو شده است )5- دو زنداني اعدامي در سال 84 با يک طناب دار در زندان اعدام شد و برخي از زندانيان را نيز به زور به محل اعدام منتقل کردند تا صحنه اعدام را ملاحظه کنند .6- جمشيد مال مير و فردي به نام اکبري از متوليان اجراي حکم اعدام که از پاهاي يک زن اعدامي آويزان شدند تا وي سريعتر و با شدت درد بيشتري اعدام شود.7- اعتاي ملاقات خصوصي يا شرعي با اعمال صليقه از سوي متوليان زندان براي افرادي صادر مي شود که حاضر هستند با دستور مسئولين زنداني را در زندان به قتل برسانند و يا ضرب و شتم کنند ، شهادت دروغ به نفع مسئولين زندان بدهند ، جاسوسي ساير زندانيان را براي مسئولين انجام دهند و ....
توضيح1 : برخي از قتل هايي که در اينگونه بند ها با دستور مقامات زندان انجام ميگيرد اکثرا در حياط زندان بوده است و براي آنکه مدرکي از درگيري وجود نداشته باشد دوربين هاي مدار بسته زندان را به سمت آسمان هدايت مي کنند ، اين آمار تنها از اندرزگاه 5 سالن 13 زندان رجايي شهر ( گوهردشت ) کرج مي باشد و امار سالن هاي ديگر و يا بند هاي ديگر زندان مدنظر قرار نگرفته است ، لازم به ذکر است به غير از دو مورد تمامي موارد در فاصله زماني 18 ماه گذشته در اين سالن رخ داده است.
توضيح2: اينجا خدا وجود نداردنام اين گزارش مستند از جمله قصار معروف علي محمدي معاونت قضائي زندان رجايي شهر که همواره در بدو ورود زندانيان به اين زندان طوطي وار به صورت " از بهشت به جهنم خوش آمديد ، خداي رجايي شهر با خداهاي ديگر فرق دارد ، اينجا خدا وجود ندارد " بيان

حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی


حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی
از آزادی دانشجویان دربند


نیست تردید زمستان می گذرد
وز پی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید
...
بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند. آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)-
سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬ سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)-عابد توانچه (پلی تکنیک)-سروش دشتستانی-امین قضائی-بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)-آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)-مرتضی خدمتلو-محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)-بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)-بهزاد باقری( دانشگاه تهران)-سروش ثابت (دانشگاه شریف)-مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)-مصطفی شیروانی
طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند.
علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است.
ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند" تغییر دهیم.

به اميد آزادي تمامي یارانمان

(جهت اعلام حمایت به آدرس
10۰bahman@gmail.com ایمیل بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شوید.)
پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح می خواهیم که برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی و حمایت وبلاگ نویسان و دانشجویان هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.

بخشی از کارنامه دو دهه رهبری علی خامنه ای




پانزده در صد درآمد نفتدر ج. اسلامی خرج اعتياد می شود



طبق نتايج يک ارزيابی سر انگشتی دامنه اعتياد در جمهوری اسلامی دامن 800 هزار تا يك ميليون و 700 هزار نفر را گرفته است. معتادان ايران سالانه 3 ميليارد دلار، يعنی 15 درصد درآمد نفتی كشور را در شرايط عادی دود می كنند.
اينها را دكتر حسن رفيعی رئيس سابق مركز تحقيقات سوء مصرف و وابستگی به مواد مخدر «موسسه داريوش» به خبرگزاری ايسنا گفته است. عاشورائی با نزديک به دو ميليون قربانی رسمی که قطعا شمار واقعی آن دو تا سه برابراست.
اين آمار نتيجه تحقيق با هشت هزار پرسشنامه و حدود 9 هزار نمونه بدست آمده است.
در اين تحقيق پنج هزار و 943 معتاد خيابانی تحت پرسش قرار گرفتند، دو هزار و 105 نفر از اين تعداد در سال گذشته دستگير شده بودند كه از اين تعداد نيز 811 نفر به مراكز درمانی دولتی و يك هزار و 117 نفر به مراكز درمانی خصوصی مراجعه كرده بودند.
اين تحقيق نشان ميدهد5 درصد معتادان كشور زن هستند .شمار معتادان زير 20 سال و 20 تا 24 سال از 5 به 3 و از 17 به 15 درصد كاهش يافته است .
سال گذشته در كل كشور 289 هزار و 957 نفر به جرم مصرف مواد مخدر زندانی شده و 190 هزار و 852 نفر نيز در سراسر كشور به مراكز درمانی دولتی مراجعه كرده بودند
70 درصد معتادان كشور زيرديپلم هستند. 30درصد معتادان كشور بيکارند که9 درصد آنها به علت اعتياد بيكار شده‌اند. درصد قابل توجهی از معتادان كشور كارگر هستند.
16 درصد معتادان از طريق خريد و فروش و حمل مواد ارتزاق می‌كنند. 44/5 درصد معتادان هروئين و كراك مصرف می‌كنند.
20 درصد معتادان هروئين مصرف می کنند و در حال حاضر مصرف كنندگان كراك و هروئين در مجموع 5/44 درصد است. 4 درصد معتادان مبتلا به مصرف نورجيزك و شيشه هستند.
مصرف حشيش از 9 به د2 درصد و مصرف اكستاسی از 5/1 به 4/0 درصد كاهش يافته است. در عوض، تزريق مواد مخدر از 12 به 18 درصد افزايش يافته است. 38 درصد معتادان هروئين را تزريق می‌كنند. كراك در 20 درصد معتادان تزريقی مصرف می‌شود.
تزريق كراك ايرانی نيز 20 درصد معتادان كشور را مبتلا كرده است. اخيرا يعنی در دو ماه گذشته به دليل گران شدن قيمت كراك، مصرف تزريقی اين ماده بسيار افزايش داشته است. 20 درصد معتادان شيشه را تزريق می‌كنند. ضمنا7 درصد معتادان كل كشور تزريق مشترك دارند.
مسموميت ناشی از مواد مخدر از 36 به 41 درصد افزايش يافته است.
5 درصد معتادان كشور كارتن خواب و بی خانمان هستند.
حدود 70 درصد معتادان مصرف سيگار و الكل را زير 19 سال آغاز كرده‌اند و سيگار و الكل دروازه ورود اعتياد كشور است.

Sonntag, 20. Januar 2008

اطلاعیه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ، پاریس

از زندانهای ایران بوی خون می آید و جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان ها در خطر جدّی قرار گرفته است
هم میهنان آزادیخواه
هنوز چند صباحی از قتل دلخراش زهرا بنی یعقوب پزشک جوان درزندان همدان نمی گذرد که ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه سنندج در روز یکشنبه شانزدهم دی ماه سال جاری دستگیر و به اداره اطلاعات سنندج منتقل می شود. در بیست و پنجم دیماه گذشته بطور ناگهانی خبر کشته شدن وی در زندان به خانواده اش اطلاع داده شده است. قتل زهرا کاظمی، اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب و امروز ابراهیم لطف اللهی در کمال مظلومیت و در اسارت، زنجیره ای از جنایات بر علیه بشریت هستند که جمهوری اسلامی از زمان به روی کار آمدنش تا به امروزهمچنان به آن ادامه می دهد.
ایرانیان آزاده
هفتهء گذشته احکام ضد انسانی قصاص اسلامی در سراسر کشور و بویژه منطقهء سیستان و بلوچستان جهت ارعاب این هم میهنان مجددا از سر گرفته شدند. صدها زندانی سیاسی در زندان های رژیم اسلامی در زیر شکنجهء دائم قرار گرفته اند. اعدام ها در سال گذشته از مرز دویست و نود نفر عبور کردند. عدنان حسن پور روزنامه نگار کرد، بدون هیچ دلیلی کماکان در دالان مرگ بسر می برد. این قتل های دولتی در ایران حدود صد در صد “رشد” نسبت به سال گذشته را نشان می دهند. نظام حاکم بر ایران به نسبت جمعیت کشور، در زمینهء این عمل ضدانسانی، گوی سبقت را از همهء رژیم های ارتجاعی دیگر در سراسر جهان ربوده است. ما ضمن هشدار برای خنثی کردن این تهاجم بی سابقه به آزادی های مدنی در ایران، از شما دعوت می کنیم که به عمل مشترک و هماهنگ در حمایت از جنبش های اجتماعی ایران با شعار لغو فوری مجازات اعدام، توقف هر نوع شکنجه وآزادی بی چون و چرای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران، بپردازیم
با موج جدید سرکوب بی سابقه و مداومی که از تابستان گذشته آغاز گردیده است وکشتن ابراهیم لطف الهی در زندان سنندج ، ما مجددا اعلام می کنیم که
از زندانهای ایران بوی خون می آید و جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان ها در خطر جدّی قرار گرفته است
ما همراه با خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی، سران نظام جمهوری اسلامی ایران را مسئول جان همهء عزیزان در بند می دانیم .
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ، پاریس