Donnerstag, 13. September 2012

نامه سرگشاده به رهبران جدايي طلبان و ستيزگران مسلح عليه ايران از: كورش زعيم


نامه سرگشاده به رهبران جدايي طلبان
و ستيزگران مسلح عليه ايران
از: كورش زعيم

جنگ افزار من كلك من است و سخن من است. من هرگز به روي هم ميهن خود، هر چند با او مخالف باشم يا به من ستم كرده باشد جنگ افزار بدست نمي گيرم. من هرگز به روي مردم همسايه ايران جنگ افزار بدست نمي گيرم. آنها همه از خودمان هستند.
من هنگامي جنگ افزار بدست مي گيرم كه كسي يا دولتي عليه مرزهاي ميهن من اقدام كند، يا به آنها تجاوز كند. ديگر براي من مهم نيست حق با كيست، زيرا حق با تماميت ارضي ميهن من است. خانه من مقدس است و ديوارهاي خانه من حد خودي و بيگانه را تعيين مي كند.
براي من بلوچ و ترك و كرد و عرب و تركمن و لر و پارس تفاوتي ندارد. همه گل هاي گلستان بي همتاي ايران هستند. زيبايي گلستان ايران از وجود همه ماست.
وقتي شما جنگ افزار بدست مي گيريد و مدعي مبارزه براي حقوق فقط بخشي از ملت ايران مي شويد، بدگماني را به سوي خود جلب مي كنيد. چرا فقط بخشي از ملت؟ چه كاسه اي زير نيم كاسه است كه شما فقط براي بخشي از ما مبارزه مي كنيد. چرا نه همه ما؟
پرسش پيش مي آيد كه چون همه مي دانيم شما قدرت مالي و جنگ افزاري لازم را براي رويارويي با يك دولت قدرتمند و مجهز را نداريد، ناچار دست به دامان دولتي بيگانه مي شويد. وقتي دولتي بيگانه به شما كمك مي كند، انگيزه اش چيست؟ او بايد منافعي در اين كارزار داشته باشد. در اينجا هم بدگماني را به خود جلب مي كنيد. چه چيزي را يا چه خدماتي را به آن دولت بيگانه قول داده ايد؟ اگر آن دولت بيگانه اي كه از شما قدرتمندتر باشد، كه بي شك هست، شما مجبور به وفاي تعهدتان به او هستيد، وگرنه شما را وادار مي كند.
اگر از دولتهاي بيگانه كمك مي گيريد، به مردمي كه مدعي حفظ حقوق آنان هستيد خدمت نمي كنيد، شما به حس قدرت طلبي يا جاه طلبي  يا ارضاي كينه و عقده هاي خود خدمت مي كنيد. اگر در مبارزه مسلحانه خود موفق شويد، كه امكان آن نزديك به صفر است، آن دولت بيگانه بر شما سلطه خواهد داشت و استقلال سياسي و اقتصادي شما را خواهد گرفت. شما كه اين عدم استقلال سياسي و اقتصادي را هم اكنون هم كه داريد، چرا بايد براي تعويض ارباب هزينه بدهيد، آنهم چنين هزينه اي دهشتناك؟ چند نفر حاضريد كشته بدهيد و چند نفر حاضريد بكشيد؟
اگر آن دولت بيگانه كه شما از او پشتيباني مي خواهيد تا بر اين دولت خودي چيرگي يابيد، آن دولت بيگانه به منافع ملي خود خيانت كرده خواهد بود اگر امكانات و قدرت خود براي هيچ سودي براي ملت خودش در اختيار شما بگذارد. شما جاي او بوديد، چنين خيانتي به ملت خود مي كرديد؟
ايراني ايراني را كشتن درست نيست. آنان كه از سوي شما كشته مي شوند ايراني هستند و آنان كه از نيروهاي نظامي و امنيتي كشور كشته مي شوند هم ايراني هستند. همه فرزندان و برادران ما هستند. در اين ميان هزاران نفر آواره مي شوند، بي خانمان مي شوند، خانه ها خراب مي شود، شهرها ويران مي شوند، افراد بيگناه خانواده ها، زنان و كودكان كشته يا زخمي مي شوند، همه اينها براي چه؟ شما كه دستتان به آمران نمي رسد. بياييد دلايل خود را براي اين مبارزه خونين و خانمان برانداز توضيح دهيد و توجيه كنيد، شايد ما هم جنگ افزار برگرفتيم. اگر منظورتان اصلاح يا تغيير ساختاري سياست داخلي است، اين كار با جنگ افزار عملي نمي شود، زيرا شما مشروعيت خود را، حتي در عرصه سياست بين الملل، از دست مي دهيد.
آنان كه قصد تجزيه كشور را به بهانه كسب حقوق بخشي از مردم يك كشور دارند، چون براي انجام اين كار، كه خود خيانت به مردم ميهن نياكاني تلقي مي شود، بايد براي انجام اين مقصود از بيگانگان كمك بگيرند. حتا اگر در جنگ با ميهن خود بختي براي موفقيت داشته باشند، كه خواهم گفت چرا از محالات است، امثال من را كه از شهروندان دلسوز براي همه مردم و مبارز مسالمت جو هستيم و بجز با قلم و سخن سر و كار نداريم، وادار خواهند كرد جنگ افزار بدست بگيريم. امثال ما ديگر سربازان جوان و معمولي نيستند.
به فرض محال موفقيت، دولت نوپايتان متكي و وابسته به بيگانه خواهد بود. خدمت به بيگانه، مردم زير فرمانروايي شما را آزرده، سرخورده و ناراضي خواهد كرد و به اعتراضشان واخواهد داشت. شما مجبور خواهيد شد براي حفظ قدرت خود و جلوگيري از ابراز نارضايتي مردم ديكتاتوري كنيد، ناراضيان را سركوب كنيد و در نتيجه خشونت و فساد و استبداد بدتر از آنچه از آن گريخته ايد برقرار و گريبانگير مردم خواهد شد.  
شما به كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز بنگريد كه همه از كشوري مستبد و خشن و غيردموكراتيك جدا شدند. همه مردم آن كشورها تحت حكومتهاي غيرانتخابي ديكتاتوري خشن و فاسد زندگي مي كنند كه چيزي بهتر از شرايط گذشته به مردم عرضه نمي كنند. آيا شما مي خواهيد بخشي از ملت ايران را به بهانه رهايي از ديكتاتوري دچار يك ديكتاتوري ديگر كنيد، كه طبيعتا بايد خشن تر و فاسدتر باشد تا تثبيت شود؟
مبارزه مسلحانه شايد در سده هاي گذشته پاسخ مي داد، زيرا در آن زمانها مردم براي نسلها جز ديكتاتوري و زور و فساد، روش حكومتي ديگري را نمي شناختند، و براي مردم تفاوتي نمي كرد چه كسي حكومت كند. تاريخ برايشان بجز استبداد و خشونت به بار نياورده بود. با يك مبارزه مسلحانه يك حكومت استبدادي مي رفت و يك حكومت استبدادي ديگر جاي آن را مي گرفت. تاريخ تكرار مي شد. در آن زمان مردم از اوضاع و احوال همديگر مانند امروز آگاه نبودند.
در كوبا يك مبارزه مسلحانه عليه يك حكومت خشن و فاسد، يك حكومت بسيار خشن تر را جانشين كرد و مردم كوبا را براي پنجاه سال تحت ستمي وحشيانه، فقر و محروميت قرار داد.
در چين يك مبارزه مسلحانه يك نظام ديكتاتوري فاسد و خشن را برانداخت و يك حكومت به مراتب ديكتاتورتر و خشن تر را جانشين ساخت كه بيش از شصت ميلون نفر را براي تثبيت قدرت خود كشت و براي پنجاه سال مردم چين را تحت ستم فزاينده و فقر و محروميت قرار داد.
در روسيه يك مبارزه مسلحانه يك نظام ديكتاتوري فاسد را برانداخت و يك حكومت هزار بار خشن تر و فاسدتر را براي هفتاد سال حاكم كرد كه براي تثبيت قدرت خود دهها ميليون نفر را كشت يا به اردوگاههاي كار اجباري فرستاد و ملت روسيه را در فقر و محروميت قرار داد.
بسياري مبارزات مسلحانه در تاريخ معاصر شكست خوردند، ولي در مسير خود صدها هزار كشته و ويراني بر جاي گذاشتند.
اگر قصد از مبارزه مسلحانه اين است كه رئيس شويد، فرمانروايي كنيد يا در تعيين سرنوشت كشور خود مشاركت داشته باشيد كه حق مسلم شماست، بيايد با ما در يك مبارزه مسالمت آميز خردمندانه همراه شويد. ما بجاي اينكه هر كدام به سويي بكشيم، نيروها را همگام و كارآمد كنيم كه نه تنها شما بلكه همه ملت ايران بتواند بدون هيچ تبعيض و ممنوعيت يا موانع ديگر شايستگي خود را به نمايش بگذارد.
آيا شما مي خواهيد يك كاستروي ديگر باشيد و مردمي را براي دهها سال اسير بگيريد؟ آيا شما مي خواهيد استاليني ديگر باشيد و مردمي را براي دهها سال در ترس و خفقان نگه داريد؟ آيا شما مي خواهيد يك مائوي ديگر باشيد و مردمي را براي دهها سال وحشت زده و فقير نگه داريد؟
چرا گاندي نباشيد؟ چرا ماندلا نباشيد؟ چرا آن سان سوچي نباشيد؟
ما هم به عنوان يك شهروند ايراني مانند شما درد داريم و در پي آزادي، برابري و دموكراسي هستيم. ما تهديد مي شويم، زندان مي رويم، شكنجه مي شويم، تجاوز مي شويم، و كشته مي شويم؛ ولي هرگز دست به اسلحه نمي بريم. زيرا آنگاه ما با آنان تفاوتي نخواهيم داشت، زيرا اراده يك ملت بسيار قدرتمندتر از اسلحه سخن مي گويد.
شما كه راه مبارزه مسلحانه را در پيش گرفته ايد و در پس ذهنتان انديشه جدا سازي بخشي از ايران به عناوين ظاهري مختلف لانه كرده، چه الگويي را در ذهن داريد؟
آيا الگوي شما مبارزان باسك در اسپانياست؟ شايد ايرلند شمالي باشد، يا الگوي تاميل ها در سري لانكا، يا چچن ها در روسيه؟ پيشه وري و غلام يحيي در آذربايجان؟ كدام مبارزه مسلحانه را در تاريخ معاصر مي شناسيد كه موفق بوده آزادي را براي مردمي به ارمغان بياورد؟ آيا حاضريد كمكهاي مالي و تسليحاتي القاعده و امثال آنها را بپذيريد؟ يا كمكهاي برخي دولتهاي ديگر را كه براي هدفهاي بلندپروازانه خودشان از شما استفاده ابزاري مي كنند؟
والاترين مبارزه اي كه مي توانيد پيگيري كنيد اينست كه همچنان ايراني باشيد. ايراني بودن بزرگترين دشمن ديكتاتوري هاست و آنان را به زانو درخواهد آورد. من اين را باور دارم. اسلحه را زمين بگذاريد و كار ما مبارزان درون ايران را دشوار نكنيد. زيرا شما بسياري از جوانان پاك و ميهن پرست ايران زمين را با اتهامات چون ياغي گري يا گرايش فكري يا همكاري با شما به محدوديت و زندان و مرگ مبتلا مي كنيد. آنان از صحنه مبارزه سياسي صلح جويانه خارج مي شوند و ما تنهاتر مي شويم.
خوشبختانه، ما اكنون آثاري از خردمندي و بازگشت به ميهن در برخي گروههاي پيشتر مسلح مي بينم كه باورم را به قدرت سرشت ايراني بودن افزوده است. بيانيه گروه پژاك كه اسلحه را زمين گذاشته اند و قصد ورود به مبارزه سياسي دارند و بيانيه مشترك كموله و حزب دموكرات كردستان دلمان را روشن كرده كه مبارزه مسلحانه را كنار گذاشته شده و از اين پس در چارچوب يك منشور حق طلبانه و دموكراتيك با حفظ تماميت ارضي ايران كه براي همه ما مقدس است فعاليت خواهند كرد. ما انتظار اينگونه برخورد ميهن گرايانه را از همه گروه هاي ناراضي و خشمگين از تبعيض و محروميت داريم. بياييد دست ها را به سوي يكديگر دراز كنيم و آنها را بفشاريم و به جهان نشان بدهيم و ثابت كنيم كه چه ملت بزرگ و با فرهنگي هستيم. همبستگي ما براي حفظ ايران، كشورهاي بيگانه اي را كه در تخيلات بيمارگونه خود قصد آسيب زدن به ميهن بزرگ ما را دارند خنثي خواهد كرد، و ما با هم ايراني خواهيم ساخت كه در آزادمنشي و پيشرفت جهان را به ستايش وادارد.

كورش زعيم
عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران
تهران – ۱۷ شهريور ۱۳۹۱



Keine Kommentare: